تبليغاتX
سینما و صهیونیسم

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

Avatar رقصنده با پرنده ها

ایدوئولوژی آرماگدون و آخرالزمان و کابالا و دجال و منجی آمریکایی و مادرعظیم و درخت حیات در فیلم آواتار، پر خرج ترین اثر سینما 

کپی برداری آواتار از سایر محصولات چون رقصنده با گرگها و ماتریکس

 اگرچه به نظر می آید، جیمز کامرون پس از اکران و موفقیت فوق العاده فیلم "تایتانیک" در سال 1997 به تعطیلات رفت و دوربین و ویزورش را به دیوار آویخت اما واقعیت این است که او در طی این 12 سال نه تنها در تعطیلات و استراحت نبوده  بلکه بسیار فعال عمل کرده و  علاوه بر ساخت  3 فیلم تلویزیونی و 2 فیلم مستند، تهیه کننده 10 فیلم اعم از تلویزیونی و مستند و داستانی نیز بوده است. فیلم هایی که بعضا خود کامرون را به سختی درگیر خود کرد ، به طوری که برخی از آن فیلم ها از جمله دو مستند "ارواح ورطه" و "بیگانگان اعماق دریا" را شخصا فیلمبرداری کرد.

ولی به هرحال فیلم "اواتار"، تنها فیلم بلند سینمایی به شمار می آید که جیمز کامرون در طول این بیش از یک دهه اخیر ساخته است. فیلمی که گویا بیش از4سال وقت و نیرو و انرژی و هزینه صرف ساختنش شده و تا امروز با صرف حدود 800 میلیون دلار، پرخرج ترین فیلم تاریخ سینما محسوب می گردد.

فیلمنامه "اواتار" رامانند اغلب آثار قبلی جیمز کامرون، خودش نوشته و هیچ همکار یا شریکی برای نوشتن یا تکمیل و یا بازنویسی آن نداشته است و بازهم علیرغم دارا بودن ابعاد مختلف سرگرمی و هیجان و جذابیت های تصویری (که با جلوه های ویژه تصویری فوق پیشرفته امروز تهیه شده)، وجوه اندیشه های فلسفی خاص درآن بارز است.وجوهی که درآثاری مانند:"بیگانه ها" (1986)، "ورطه" (1989)، " ترمیناتور"(1991)، "ترمیناتور 2:روز داوری"(1992) و حتی "تایتانیک" نیز به چشم می خورد. مثلا آن بازتاب و تکرار سخنان کاپیتان زیردریایی فیلم "ورطه"، هنگامی که در اعماق اقیانوس و در فضای میان لجه ای آب ، گرفتار بیگانه ها شده چه شباهت غریبی با تغییر شکل های ربات جیوه ای فیلم "ترمیناتور 2:روز داوری" در میان مخزن مذاب دارد ، گویی که هردو در برزخی هول آور به انعکاس اعمال خویش می نگرند. یا آن چرخش دوربین در میان اتاق ها و راهروهای کشتی غرق شده تایتانیک که همه آن زرق و برق و وسایل مربوطه مانند لوسترها و بشقاب ها و قاشق و چنگال ها در میان آب ها شناور است ، در حالی که در تصاویر پیشین آنها را در اوج تجمل و زینت دیده بودیم ، انگار که همه چیز به گناهی عظیم ، گرفتار قهر و غضب شده است ، همچنانکه در فیلم "ترمیناتور" این گرفتاری برای آخرالزمان ، هشدار داده می شود. شاید از همین رو باشد که جیمز کامرون ترجیح می دهد، فیلمنامه هایش را بدون کمک و همکاری دیگران، خود بنویسد و بازنویسی نماید.

اما قصه "اواتار" از آن تازگی و بداعت آثار پیشین کامرون برخوردار نیست و بسیاری از مایه ها و فراز و فرودها  و حتی ماجراهای آن، یادآور صحنه های مشابه در فیلم های دیگر است. 

داستان فیلم از سال 2154 آغاز می شود، برادر یک دانشمند فضایی (که به قتل رسیده) به نام "جیک سالی" ( یک تفنگدار دریایی ارتش آمریکا که در جریان تجاوزات جنگی آمریکا به دیگر کشورها مجروح شده و از ناحیه دو پا فلج گردیده است) عازم ماموریتی ویژه در "پاندورا"(یکی از اقمار سیاره مشتری) می شود. جایی که قرار است منابع طبیعی سرشارش ، کره زمین را از خطر نابودی و اضمحلال نجات بخشد. در این سیاره ، موجوداتی به نام "ناوی" زندگی    می کنند که بسیار شبیه انسان هستند ، فقط 3 متر قد دارند و به چیزی میان انسان و حیوان راه می برند. ماموریت گروهی که جیک سالی به آنها می پیوندد و ارتش آمریکا نیز با  پیشرفته ترین سلاح هایش حضور دارد ، نفوذ در بین گروهی از این ناوی ها به نام "اواتار" است و دستیابی به مرکز انرژی سیاره که از درختی عظیم و مقدس به نام "ایوا" منشاء    می گیرد. به همین دلیل با استفاده از DNA اواتارها ، اواتارهایی مصنوعی به وجود آورده تا انسان ها بتوانند با وسیله ای خاص ، آنها را کنترل کرده و داخل جمعیت اواتارها شوند. جیک سالی یکی از همین اواتارها را کنترل می کند و در اولین قدم با یک دختر اواتار به نام "نیتری" ، آشنا شده که وی را از خطر مرگ نجات بخشیده است. پس از آن کم کم به درون قبیله وی راه یافته و در می یابد ، پدرش رییس قبیله بوده و مادرش رهبر معنوی قبیله به نام "موان" است. مراحل پذیرفته شدن جیک به عنوان یک عضو قبیله اواتار که "اوماتیکایا" نام دارد، بسیار سخت و دشوار می نمایاند و او مسیرهای پیچیده ای را طی می کند تا اینکه حتی به بالاترین درجه یعنی هدایت پرنده ای ازنژاد اسطوره ای "توروک" به نام"تایروکو"موفق می شود و جا پای رهبر افسانه ای آنها یعنی "توروک ماکتو" می گذارد. از این پس او دیگر هدف اصلی ماموریتش را از یاد برده و جذب زندگی و رفتار اواتارها شده و  تصمیم می گیرد همراه آنها در مقابل تجاوز ارتش و نیروهای بیگانه زمینی بایستد!

تا همین جا و با خواندن این خلاصه داستان، ذهن تماشاگر حرفه ای سینما به سرعت متوجه فیلم معروف "رقصنده با گرگ ها" ساخته کوین کاستنر می شود که در نخستین مراسم اسکار دهه 90، بر خلاف انتظار و در حالی که اکثرا در انتظار درو کردن جوایز اسکار توسط  وارن بیتی و فیلم او یعنی "باگزی" بودند، 7 جایزه به خود اختصاص داد. در فیلم "رقصنده با گرگ ها" نیز.... بقیه این نقد خواندنی را در ادامه همین مطلب بخوانید..

در انتهای این مقاله چنین می خوانیم: فیلم "فرشته جنگ" اثر دیگری از جیمز کامرون ، قرار است در سال 2011 به نمایش عمومی دربیاید و ماجرای آن به قرن 26 میلادی ربط پیدا می کند که 300 سال از آخرالزمان و جنگ آرماگدون گذشته و زندگی به صورت ربات های سیبورگ سهل تر ادامه می یابد تا اینکه رباتی برای نجات جهان اقدام می کند. به هرحال فیلم "اواتار" از دیگر آثار ایدئولوژیک سینمای هالیوود به حساب می آید که این روزها ، پرده سینماهای دنیا را به رگبار مسلسل عقاید و باورهای جعلی و انحرافی خود بسته اند، علیرغم همه ادعاهای سینمای سرگرمی و هنری و هیجان انگیز و تخیلی و ...اما آنچه که در این فیلم ها حرف اول را می زند، همان ایدئولوژی به نظر می رسد که تقریبا بیش از 100 سال است، هالیوود برآن بنا شده و در یکی دو دهه اخیر به طور واضحی آرایش آخرالزمانی گرفته است. منبع: وبلاگ استاد مستغاثی، رئیس انجمن منتقدان ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 20:53  توسط گروه مطالعاتی  | 

برای اولین بار بصورت منسجم: نقد فيلمهاي هاليوودي توسط حسن عباسي

کلاس‌های سینمای استراژیک استاد عباسی با محوریت نقد و بررسی راهبردی و تحلیل محتوایی سریال های استراتژیک هالیوودی با همکاری دفتر سینمایی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) و اندیشکده یقین (مرکز بررسی های دکترینال امنیت بدون مرز) برگزار مي گردد. به گزارش صراط، در اين كلاس ها استاد حسن عباسي رئيس مركز بررسي هاي دكترينال بدون مرز به نقد و بررسي فيلمهاي هاليوودي، اسم مستعار- بیست و چهار - فرار از زندان - خانه داران عاجز- جریکو- یونیت- قهرمانان- ماوراء الطبیعه- مرد دیوانه - دلاوران- دوستان - فلش فوروارد- سیمپسونز - پوست - فرینج- تئودورز- گمشدگان خواهد پرداخت.

زمان برگزاري كلاس هاي فوق دوشنبه ها ساعت 15الی 17 در سالن امفی تئاتر فرهنگ سرای ارسباران برگزار شده و شرکت عموم در این کلاس ها آزاد است. منبع خبر

گروه مطالعاتی: امید که این کلاس ها زمینه بصیرت و برنامه ریزی استراتژیک سینمای ایران شود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 10:28  توسط گروه مطالعاتی  | 

پروفسور فرانکو امتو شرق شناس 60 ساله ایتالیایی است که تحصیلات خود را در فلسطین، ایتالیا و ایران گذرانده است. او اکنون استاد شرق شناسی ادیان در بسیاری از دانشگاه‌ها است.این مقاله با موضوع سنت سوگواری در شیعه و مسیحیت، توسط بخش اندیشه سایت خبرآنلاین از زبان انگلیسی ترجمه شده است.
نخستین واژه‌های زبان فارسی را خوب به یاد دارم، همچنین موقعیت و صحنه اولین برخورد با آن‌ها را به یاد دارم. خاطره اولین شعری که در خاطره دارم ـ که در واقع نمی‌توان آن را شعر نامید ـ به حدود پنجاه سال پیش برمی‌گردد. روز بسیار گرمی بود، روز تعطیل هم بود و یکی از دوستان مرا دعوت کرده بود تا چیز تازه‌ای مشاهده کنم.  دسته‌های زنجیر زنان در عاشورای حسینی را آن دوست مرا از کوچه پس کوچه به خیابان بوزرجمهری، نزدیک سبزه میدان رساند. دسته‌ها هر یک به روش مختص به خود با قدم‌های منطم و حرکات همزمان از جلوی ما می‌گذشتند و ملال و اندوه خود را توسط اشعار ساده بیان می‌کردند:

چه کربلاست امروز
چه پربلاست امروز
سر حسین محبوب
از تن جداست امروز

ریتم ضربه‌های زنجیرها، که با آهنگ محزون اعضای دسته توأم بود، صحنه بزرگ‌ترین حماسه اسلامی چهارده قرن پیش را جلوی چشم حیران من زنده می‌کرد و در خاطرم نقش می‌بست. ضمنا به یاد می‌آوردم که در کتب تاریخ خوانده بودم که در اروپای قرون وسطی نیز دسته‌های شلاق زنان مسیحی رواج داشت. این آیین نخست صرفا در دیرها و صومعه‌ها مرسوم بوده و سپس مؤمنان عادی نیز آن را انجام می‌دادند، به خصوص برای تقاضای رفع مصیبت‌های عمومی مانند طاعون و جنگ از درگاه خدا.

اولین سند تاریخی که این سنت را نقل می‌کند به سال 1260 میلادی (مترادف با 658 ه ق) برمی‌گردد. در آن سند گفته می‌شود که راهبی به نام رانئری فازنی (ranieri fasni) ملبس به لباده‌ای ازگونی، با شلاقی از رشته‌های چرمی در خیابان‌های شهر پروچیا (pergia) راه افتاده بود و مردم را به تقلبد از خود دعوت می‌کرد. مردم زیادی همان لباس را پوشیدند و با شلاق، خودزنی کردند. به زودی این آیین در روستاهای اطراف آن شهر گسترش یافت و بعد به شهرهای دیگر. در کمتر از دو ماه در خیابان‌های اغلب شهرهای ایتالیا دسته‌ةایی مشاهده می‌شد از مردهای نیمه برهنه‌ای که خود را شلاق می‌زدند. شب‌ها زنان در خانه‌ها یا نمازخانه‌ها جمع می‌شدند و به شلاق‌زنی می‌پرداختند. این عادت از مرز ایتالیا فراتر رفت و فرانسه و آلمان تا لهستان را فرا گرفت و به اصلاح اخلاق عوام، آشتی با دشمنان، آزادی اسیران جنگی و استرداد اموال مسروقه و حرام منجر شد. به مرور زمان فعالیت این دسته‌ةا صورت منظمی به خود گرفت و انجمن‌ةایی پدید آمد با آیین‌نامه‌ةا و قوانین مشخص که علاوه بر شلاق زدن خود، اعمال خیر نیز انجام می‌دادند؛ اعمالی مانند صدقه دادن به خصوص برای رفع نیزا نیازمندان آبرومند، عیادت از بیماران، دیدار زندانیان و برگزاری مجالس دعا برای در گذشتگان.

از قرن سیزدهم تا چهاردهم (قرن هفتم الی نهم ه ق) این انجمن اصلی‌ترین عوامل انجام کارهای خیر بودند. در بعضی از شهرها و در خود رم هنوز بیمارستان‌هایی از آن دوران باقی مانده است که در آرم آن‌ها تصویر یک شلاق به چشم می‌خورد. هنوز در بعضی از استان‌های ایتالیای جنوبی و در اسپانیا انجمن‌هایی از شلاق زنان وجود دارد که اعضای آن با شلاق چرمی یا با چند دسته نی خود را می‌زنند. به خصوص در هفته مقدس ـ هفته‌آی که در آن از آزار و مرگ حضرت عیسی یاد می‌:نند ـ اعضای آن انجمن‌ها لباده‌های سفید بلند بر تن می‌کنند که پشت آن باز است تا شلاق به پوست بدن اصابت کند.

مقامات کلیسا فعالیت‌های آن انجمنها را رسمیت بخشیدند و قوانینی وضع کردند تا کسانی که به این مدام ملحق می‌شدند، زندگی ساده‌ای را در پیش بگیرند. باید لباس‌هایی از پشم زمخت و به رنگ تیره به تن کنند، موهای خود را بتراشند و صورت اصلاح نکنند و ریش مرتب نکنند. زمان نیز سر را می‌تراشیدند و فقط لباس‌های تیره می‌پوشیدند. همه از تماشای تئاتر و از تفریحات دیگر پرهیز می‌کردند و در ضیافت‌ها و مهمانی‌ها شرکت نمی‌کردند همچنین فعالیت‌های تجاری ممنوع بود تا مبادا سوء استفاده‌های نامشروع کنند. در این انجمن‌ةا تمام ثروتمندان گناهکار محسوب می‌شدند و اگر کسی از طبقه مرفه می‌خواست به انجمن آزارکشان ملحق شود، باید کلیه اموال حرام را پس بدهد و اگر نمی‌توانستند و یا نمی‌دانستند به چه کسی احجاف کرده بودند، اموال مسروقه یا مشکوک را به دیدها و کلیساها جهت کمک به بیماران و بیوه زنان و یتیمان و برای احداث بیمارستان اهدا می‌کردند. علاه بر این آن‌ها از احراز مقام سیاسی و اداری منع می‌شدند و نباید اسلحه حمل می‌کردند و به همین دلیل از خدمت نظام معاف بودند. مهم‌ترین دستورشان پرهیز از ثروت و تجملات بود، به طوری که ثروتمندانی که می‌خواستند به عضویت آن دسته‌ها در بیایند زندگی فقیرانه در پیش می‌گرفتند. طبق گفتار انجیل «گنج‌ها برای خود در زمین نیندوزید: جایی که بید و زنگ زیان می‌رسانند و جایی که دزدان نقب می‌زنند و دزدی می‌کنند، بلکه گنج‌ها را بهر خود در آسمان بیندوزید، جایی که بیدوزنگ زیان نمی‌رساند و جایی که دزدان نقب نمی‌زنند و دزدی نمی‌:نند. زیرا هر جا گنج تو باشد، دل تو نیز در آن‌جا خواهد بود.». (1)و نیز: «باز شما را می‌گویم که گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسانتر است از دخول شخص ثروتمند در ملکوت خدا». (2)

اعضای آن انجمن‌ها چهار روز در هفته در طول تمام سال روزه کامل می‌گرفتند و بعضی‌ها از روابط زناشویی نیز خودداری می‌کردند. در این باره جهت جلوگیری از افراط و راهنمایی به میانه‌روی، کلیسا تعداد روزهایی را برای این پرهیز تعیین نمود. ضمن اجرای مراسم شلاق ‌زنی اشعاری به زبان لاتینی خیلی ساده و دارای قیافه خوانده می‌شد. از همه مشهورتر شعر stabatmater بود که هنوز در کلیسا خوانده می‌شود و بیانگر غم و غصه مریم، مادر عیسی، است. وقتی به یاد صلیب ایستاده بود در حالی که فرزندش برروی آن میخکوب شده بود.

به جای آن که به تشریح وجوه تشابه این سنت‌ها در دو دین بپردازیم، باید یادآوری کنیم که در حالی که در تشیع این عزاداری پابرجاست، در مسیحیت از بین رفته است و فقط در بعضی مناطق ایتالیا و اسپانیا هنوز برقرار است، ولی فاقد محتوای کهن خود است و صرفاٌ صورت ظاهر آن حفظ شده است. شباهت‌های بارزی در مراسم قدیمی مسیحیان و مراسم فعلی شیعیان وجود دارد که بر هیچ کس پوشیده نیست. ممکن است کسی سؤال کند چه کسی از دیگری اقتباس کرده است؟ ممکن است که این دو پدیده مشابه، مستقل از هم بوده باشد . از طرفی بنده به تاریخ اسلام آن چنان وارد نیستم و اسناد تاریخی اسلامی در اختیار ندارم تا بتوانم به این سؤال جواب بدهم. این کار یک پژوهشگر مسلمان است. به هر حال دانستن این مطلب اهمیت چندانی ندارد. چیزی که حایز اهمیت است فلسفه و اهدافی است که در این رسوم نهفته است. این سنت‌ها در مسیحیت به تازیانه خوردن حضرت عیسی برمی‌گردد. (3).

 معمولاٌ آزارکشی یا خودآزاری در مسیحیت، فقط یادآور آزار کشیدن عیسی مسیح نیست، بلکه به معنای شریک بودن فرد مسیحی درآن رنج و آزار نیز هست. مسیحیان معتقدند که علت عذاب و رنج عیسی گناهان انسان‌ها بوده و نمی‌توان از آن گناهان پاک شد، مگر از راه تشبه به آن رنج و عذاب. بنابراین رنج به معنای توانایی بازخرید انسان گناهکار از بردگی و گناه است. در نظر مسیحیان، پذیرفتن نابسامانی‌ها و رنج‌های زندگی و به خود رنج دادن بهترین وسیله تطهیر و دریافت بخشودگی و رحمت الهی است. علاوه بر این، کسی که به تن خود آزار می‌دهد، به خدا و به خود ثابت می‌کند که می‌خواهد از گناه بازگردد و در راه رستگاری گام بنهد. تا آنجایی که حقیر مشاهده کرده است، و ادعا ندارد که درست درک کرده باشد، در مسلک تشیع مراسم عاشورای حسینی تجلیل از آن ابرمرد و تقلید از شجاعت او توسط کسانی است که از ضربه‌های زنجیر نمی‌هراسند. این کار، اظهار ملالی است برای مرگ پرافتخار آن پهلوان معصوم و محبوب. درست مانند درد مادر یا پدری که فرزند دلبند خود را از دست داده‌اند. به هر حال در این دو سنت مسیحی و شیعی می‌توان فصل مشترکی پیدا کرد، زیرا کسی که با اعتقاد و بدون تظاهر و یا پیروی از مد حاضر است خود را شلاق یا زنجیر بزند، به عمق این مطلب پی می‌برد: «کسی که در راه حقیقت جان خود را نثار کرده است به ما آموخت که دنیاگرایی و خودخواهی در خورپیروان ادیان الهی نیست» منبع: خبرآنلاین

پی‌نوشت‌ها:
1- انجیل متی، باب 6، آیات 19 - 21
2- انجیل لوقا، باب 18، آیه 25. انجیل متی، باب 19، آیه 24. انجیل مرقس، باب 10، آیه 25.
3- انجیل یوحنا، باب 19، آیه 1. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 10:23  توسط گروه مطالعاتی  | 

بلندای فرودست!

بلندای فرودست!

در صورتی که عکس باز نشد به این آدرس مراجعه کنید

چندی پیش تلویزیون یک فیلم سینمایی پخش کرد با عنوان «بلندای فرودست» (+). البته عنوان اصلی‌اش ۹ rota است. ماجرای فیلم درباره‌ی اشغال افغانستان توسط شوروی است. برای من به عنوان یک بیننده معمولی فیلم، جذاب بود. البته از یک سو موضوعش برایم جالب بود و از سویی خوش ساختی‌‌اش. فیلم مال سال ۲۰۰۵ است. ولی مثلا اگر کسی به گفته‌ها دقت نمی‌کرد می‌شد سربازهای شوروی را همان سرباز‌های آمریکایی در نظر گرفت. فیلم برای من چند نکته‌ی جالب داشت. نکاتی که به نظرم بسیار با اهمیت است.

- ترس و وحشت سربازان شوروی:‌ فیلم بسیار خوب توانسته است ترس و حشت حاکم بر فضای سربازان را نشان دهد. چه با استفاده از نوع فیلم‌برداری، چه با دیالوگ‌ها و … . فضا را خوب مجسم کرده است. مثلا آنجا که یک سرباز برای پیدا کردن کبریت! به روستای افغانی‌ها می‌رود. در تمام مدتی که می‌رود و بر می‌گردد تنها چیزی که حاکم است، ترس است. و یا در جایی که سرباز روس با احمد، مجاهد افغان، روبرو می‌شود. واقعا خیلی زیبا در این صحنه ترس را نشان داد. در همه‌ی اینگونه موارد هم خیلی از کشتارهایی که روس‌ها می‌کردند به دلیل همین ترسشان رخ می‌دهد. چه در روستا که بعدش خیلی‌ها کشته می‌شود چه وقتی احمد را که دارد دور می‌شود از پشت می‌زند. و در همه‌ی موارد هم ترسشان عامل بی‌جایی دارد. یعنی در روستا به دلیل دیدن یک پسر بچه‌ی افغان می‌ترسد!

یا در صحنه‌ای دیگر وقتی سربازان روس سوار با تانک از کنار عده‌ای از مردم افغانستان عبور می‌کنند، دیالوگ‌های بسیار قابل توجهی دارد. و اتفاقا همزمان با این ترس، تصویری که از مردم عادی و مجاهدان افغان نشان می‌دهد، آدم‌های پر رمز و راز، و صد البته آرام و مطمئن است. شوخی‌ها و رجز‌خوانی‌هایی که احمد در میانه‌ی نبرد می‌گوید، هم خوب این را القا می‌کند.

- شهادت طلبی مجاهدان افغان: نکته‌ی مهم دیگر که کاملا به مولفه‌ی ترس وابسته است، برداشتی است که سربازان از “اسلام” و “شهادت‌طلبی” دارند. با اینکه در میانه فیلم با فلش بک هایی در خاطرات سربازان، آموزش‌های لازمی را که آنها راجع به اسلام دیده‌اند، به نمایش می‌گذارد. مثلا اینکه بدون در زدن وارد خانه‌ی هیچ مسلمان نشوید. و اینکه یک مجاهد افغان از مرگ نمی‌ترسد. و این فاکتور هم در صحنه‌های نبرد روس‌ها با مجاهدان و هم در جو عمومی فیلم به خوبی نمایان است.

- تکیه بر تکنولوژی برتر: در تمام طول فیلم یک تقابل جدی مشخص است. لشگری روس با تجهیزات پیشرفته و کاملا مسلح در مقابل عده‌ای آدم معمولی که بهترین سلاحشان کلاشینکف است! در روز‌های آغاز ورود تازه واردها به افغانستان همگی دلشان قرص است به تجهیزات پیشرفته‌شان. به مرور در فیلم نشان می‌دهد که هیچ کدام از این “تکنولوژی‌های پیشرفته” فایده‌ای ندارد. و اتفاقا همین نکته باعث عصبیت و یاس و البته ترس سربازان شوروی می‌شود. یاسی که به گونه‌های مختلف چند بار در دیالوگ‌ها بر آن تاکید می‌شود.

- پوچی و بی‌هدفی اشغالگران: در فیلم بر این نکته هم بسیار تاکید دارد که سربازان هیچ هدفی ندارند. تنها به امید کسب پول به افغانستان آمده‌اند! و هدفی برای این “اشغال” نمی‌دانند و نمی‌فهمند! این اعتراض‌ها بین خود سربازان بسیار رایج است. نکته‌ای که کاملا باعث افسردگی و خودکشی در بین سربازان شده است. نکته‌ای که کاملا در هنگام پخش صحبت‌های گورباچف در فیلم نشان داده می‌شود. و در مقابل مجاهدان افغان را انسان‌های مصمم و هدفمند نشان می‌دهد. انسان‌هایی که هم می‌دانند چه می‌کنند و هم بر این آگاهی‌شان بسیار مصمم و استوارند.

- بازگشت ذلت آمیز:در فیلم به فرار سربازان و نیز مسلمان شدن عده‌ای از آنان و باقی‌ماندن‌شان در افغانستان اشاره‌ی جدی دارد. و مهم‌تر که بازگشت‌کنندگان را پوچ و بی‌هدف و از دست داده‌ی انسانیت نشان می‌دهد. در مجموع بسیار فیلم مثبتی علیه اشغالگری است. فیلمی که بعید می‌دانم هنرمندان غربزده‌ ما، حتی تصوری از ساختش داشته باشند! منبع: تاربلاگ ایلیا

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 13:30  توسط گروه مطالعاتی  | 

فيلم جنجالي «2012» که هم اکنون در سينماهاي آمريکا در حال پخش است. شايد برآيند تلاش چند ساله صهيونيزم براي القاي پروژه اي است که سال 2012 مي خواد اجرا کنه. بگذاريد چند سال برگرديم به عقب. فکر مي کنم 4 سال قبل يعني سال 84 بود که سي دي سخنراني از يکي از حوزه هاي علميه تهران به دستم رسيد. سخنران توضيحاتي در مورد کشتار آرام مردم جهان به دست صهيونيزم جهاني به وسيله ي خراب کردن مواد غذايي مردم ارائه داد. سپس اشاره داشت که يهود براي چي در حال تلاش براي سفر به فضا است ؟ مگر بر روي زمين چه کردند که حالا مي خواند به فضا بروند ؟ ايشون ادامه دادند که صهيونيزم مي خواد در آينده يهوديان رو به فضا بفرسته و سپس کره ي زمين و انسان ها رو به وسيله بمب هايي مثل بمب نوتروني نابود کنه.
اين سخنان ، صحبت هاي دست چندم برام نبود. خيلي ذهنم رو به خودش مشغول کرد. مخصوصا اينکه يهودي ها قبلا اعلام کرده بودند سال 2000 سال پايان جهانه و قرار بود در اين سال يهود اعلام کند که قدرت اول جهانه . که البته به دلايلي از جمله انقلاب اسلامي تمام اين برنامه ها رو به هم ريخت و امروز اسرائيل در تمام جهان به عنوان يک غده ي سرطاني شناخته مي شه.
من نمي خوام مقاله بنويسم و يک سري جملات رو پشت سر هم بچينم. اينجا وبلاگ شخصيه و من هم دغدغه هام رو بيان مي کنم. واقعا اين مسئله براي من جاي سوال بود. که يهود چه طور مي تونه اين پروژه اش رو عملي کنه؟ چه طور مي تونه جلوي چشم ميلياردها نفر، تعداد زيادي از مردم رو به فضا ببره ؟ چه استدلالي خواهد داشت؟
حالا 4 سال از اون مسئله مي گذره، وقتي ديروز در مورد فيلم 2012 تحليل سايت رجا نيوز رو خوندم تازه متوجه شدم که داستان چيه .(1)  تحليل سايت رجا نيوز به خوبي به اين فيلم و آسيب هاي اون پرداخته که البته با خواندنش مطالبي به ذهنم خطور کرد که لازم ديدم در وبلاگم به اونها اشاره کنم.
مدتيه فيلم ها، بازي ها، ترانه ها و تمام رسانه هاي غرب دست به دست هم دادند تا سال 2012 رو پايان دنيا و آخرالزمان اعلام کنند و در پي اون برنامه هاي شيطاني خودشون رو اجرا کنند. تحريف کتب مسيحيت و ساخت دين جعلي اونجليسم، تحريف پيش بيني هايي از جمله کتاب نوستر آداموس و تغيير پايان جهان، تغيير دادن تقويم  مايان ها و ... سير داغ پياز داغ هاي رويداد سال 2012 است. شايد بشه اسم اين تحول رو پروژه سال 2012 يهود ناميد.


فيلم knowing

چند ماه قبل فيلم  knowing در آمريکا در حال اکران بود . انتهاي اين فيلم نشون مي ده که زمين به وسيله ي بلاياي طبيعي ناشي از فعاليت اجرام آسماني نابود مي شه(اتفاقا ناسا رخ دادن اين واقعه را در دسامبر 2012 پيش بيني کرده)  و يک دختر و پسر يهودي به عنوان نسل آينده به وسيله سفينه اي به فضا فرستاده مي شن و حيات بشر رو از نو آغاز مي کنند . اين سفينه ها در نقاط مختلف زمين اين افراد رو به فضا مي بره . فيلم در انتها اشاره داره که حکومت جهاني يهود، نه با دوري از درخت نهي شده، بلکه با نزديک شدن به آن تشکيل مي شود چرا که اين حکومت يعني حکومت يهود، حکومت صالحان نيست . البته اين مطلب نياز به کاوش بيشتر داره.
قبل از اين نيز بازي کامپيوتري Assassin"s creed در مورد آخرالزمان ساخته شد و نشان مي داد که در اثناي حوادث آخرالزمان ، 21 دسامبر 2012 موشکي به فضا پرتاب مي شه تا به درگيري هاي آخرالزمان پايان بده . اين بازي نشون ميده پس از فتنه هاي آخرالزمان، حکومت جهاني به دست آمده از هيکل سليمان به يهود مي رسه. نمونه هاي از اين دست که حکومت جهاني پس از حوادث آخرالزمان رو متعلق به يهود مي داند بسيار  زياده. همونطور که گفتم فيلم 2012 آخرين و مهمترين نمونه ي اين تحول رسانه ايه. وقتي داستان فيلم 2012 رو خوندم متوجه شدم صهيونيزم چه بهانه اي رو براي فرستادن يهودي ها به فضا خواهد داشت.


فيلم نشون مي ده که دنيا در 21 دسامبر 2012 درگير بلاياي طبيعي و زير رو مي شه . گروه 20 تصميم مي گيره يک کشتي يا به عبارتي زير دريايي رو بالاي کوه هاي چين بنا نهند تا 400 هزار نفر از بهترين انسان ها رو از نقاط مختلف زمين در اون جمع کنند. در اين فيلم جکسون به همراه پسرش <نوح> نقص فني اين کشتي رو برطرف مي کنند و منجي بشريت مي شوند . تمام مردم جهان از بين مي روند و پس از اين بلايا، کشتي نجات پيدا مي کنه و نسل جديد بشريت از تاريخ 01/01/01 بر روي زمين آغاز مي شه.  ببينيد اگر نگاهي به تاريخ بشريت بياندازيم مي بينيم شيطان پس از ايجاد جبهه ي باطل هميشه به دنبال گسترش اون بوده و ويهود پس از انحراف تاريخي اش اين مسئوليت رو بر عهده گرفته . حالا يهود که دين رو وسيله و ابزار سلطه ي دنيوي و شيطاني اش قرار داده هيچ وسيله اي رو بهتر از داستان حضرت نوح (ع) براي استفاده ي ابزاري اش از دين نمي بينه . 

 حضرت نوح (ع) به دستور الهي مومنان را در کشتي جمع کرد تا از عذاب الهي در امان باشند . و پس از نابودي مشرکين اين مومنان زندگي جديدي را آغاز کردند. حالا شيطان مي خواد تمام مردم جهان رو از بين ببره و يهوديت رو به عنوان مومنان به شيطان و شيطان پرستان درجه يک و دشمنان حق و حقيقت درون يک سفينه و يا کشتي در محلي امن جمع کنه و پس از از بين رفتن مردم مومن به يکتاپرستي، يهوديان شيطاني رو به عنوان نسل جديد بر روي زمين قرار بده .اين اصلا مسئله ي پيچيده اي نيست. مخصوصا که فيلم 2012 دقيقا به اين سناريو اي که تعريف کردم اشاره ي مستقيم داره. 
همانطور که مي دانيد پسر حضرت نوح (ع) با پدر پيامبرش همراه نشد و گفت که به بالاي کوه ها مي رود و از خشم خداوند در امان مي ماند که البته از بين رفت. اما اين فيلم اعلام مي کند که با ساخت اين سازه ي عظيم برفراز کوه هاي چين اين بار مي تواند از خشم خداوند در امان بماند.  فيلم در حقيقت نشان مي دهد که حکومت جهاني يهود به وسيله ي همان پسري از نوح (ع) که با بدان نشست و خاندان نبوتش گم شد تشکيل مي شود، چرا که اين حکومت، حکومت صالحان نيست .

قرار بود يهود حاکم باشد و بقيه ي مردم برده ي او. اين مسئله به مکرر در تورات آمده و جزء دين تحريف شده ي يهوده . پروژه ي سال 2000 شکست خورد و يهود روز به روز ضعيف تر شد . هنوز در سيارات ديگر نيز جايي براي زندگي پيدا نشده ، پس بهترين گزينه اينه که در يکي از نقاط زمين بنايي عظيم تاسيس بشه و مومن ترين مردم از سراسر نقاط زمين (که از نظر يهود که امروز پشت پرده ي تمام تصميم گيري هاي غرب است اين مردم مومن يهوديان هستند) در اون جمع بشوند و سپس زمين نابود بشه .
نابود شدن زمين به وسيله ي بلاياي طبيعي هم مسئله ايه که رسانه هاي غرب سالهاست به شدت به اون ميپزدازند و اصولا آخرالزمان طبيعي جزء لاينفک توليدات رسانه اي غرب شده و ما تسليم در برابر اين رسانه ها اين توليدات را به مردم نشان ميديم. نمي دونم شايد 2012 تعدادي بلاياي طبيعي به وجود بياد اما براي استکبار جهاني به وجود آوردن انفجارات عظيم و منحرف کردن اذهان به مسئله ي بلاي طبيعي مسبوق به سابقه است. شايد نمونه اش پروژه هاي هارپ باشه.(2)
بايد اين فيلم ها دقيق تر تحليل بشه و مورد بررسي قرار بگيره، ‏اما بنده خواستم چند نکته اساسي در مورد کليت و اصل اين فيلم و فيلم هاي مشابه رو يادآوري کرده باشم. دقت کنيد منجي در اين فيلم جکسون همان رمان نويس ناموفقي است که شخصي معمولي است . در تحليل مذکور اشاره شد که فقط در دين يهود است که منجي شخصي معمولي است. بايد اين نکته را اضافه کرد که رمان نويس ناموفق در اين فيلم اشاره به يهوديت و صهيونيزم دارد. چرا که يهود تا به امروز چندين سناريوي طولاني براي پايان جهان به نفع خود نوشته و هيچ کدام محقق نشده اما همين رمان نويس ناموفق در اين فيلم منجي جهان مي شود و سناريوي يهود بالاخره اجرا مي شود.  اين شخصيت البته يک ويژگي مثبت دارد و آن اينکه به خانواده اش علاقه مند است. با کمي تامل به اين نتيجه مي رسيم که در حقيقت جکسون براي خانواده يهود يا همان قوم يهود تلاش مي کند و در حقيقت تاريخ هر چه از ظلم و ستم زجر کشيده به خاطر اين بوده که يهود قوم خود را برتر مي خواند.

حالا بگذاريد پيش بيني از اين پروژه ي يهود داشته باشم . اسرائيل امروز مرده است. اين يک جنازه است که تشييع جنازه ي او کمي به تعويق افتاده . صهيونيزم پس از جنگ غزه در خانه ي سست خودش شکست خورد و حالا او ديگر مرده است. صهيونيزم از بين رفته و املاء بيشتر زمين از ظلم و جور پايان زودتر او رارقم خواهدزدوبرنامه يهودبراي سال2012 درحقيقت نوعي خودکشي شيطان است فقط همين.
يهودي که با تحريف مسيحيت ، ادعا مي کرد براي ظهور مسيح مي بايست دولت يهود تشکيل شود، حالا ديگر حتي سخني از مسيح نيز به زبان نمي آورد ... چرا ؟ به دليل اينکه تمام برنامه هايش شکست خورد . مسيح اي که قرار بود 2007 پس از 7 سال جنگ آرمگدون که از سال 2000 و تخريب مسجدالاقصي شروع شده باشد ظهور کند ... اين مسيح خيالي و تحريف شد ي يهود ظهور نکرده . همه ي برنامه ها به هم ريخته . امروز چهره ي واقعي يهود معلوم شده و دوباره نفرت جهاني از يهود کثيف آشکار شده (يهود کثيف عبارتي است که مسيحيان قبلا در مورد يهوديت به کار مي بردند) .  يهوديت قبلا سال 2000 و سپس سال 2007 را پايان جهان مي خواند و حالا نيز 2012 اما اين بار کار بهود تمام است.
رسانه ها قدرت خودشون رو از دست داده اند و ملت ها به پا خواسته اند . سال 2012 که هيچ ، هزاران سال بعد نيز يهود نخواهد توانست هيچ پروژه اي را اجرا کند . يهود امروز مرده است . يهود سالهاست مرده.صدها سال برنامه ريزي کردند تا دولت اسرائيل را تشکيل دهند. از  60 سال  پيش تا کنون که اقدام به اين کار کردند هرگز موفق نشدند که يهوديان سراسر جهان را در اين کشور جمع کنند . وقتي با در اختيار داشتن حکومت بزرگ غرب نتوانستند يک حکومت چند کيلومتري در اسرائيل به وجود بياورند حالا که صهيونيزم نابود شده چه طور مي خواهند در يک کشتي جمع آوري کنند ؟
البته دستمايه قرار دادن اديان در اين فيلم ها و بازي ها به شدت به چشم مي خوره . در اين رسانه ها به زبان هاي مختلف اعلام ميکنند سال 2012 پايان جهان است .
اما يهود بهتر است بداند، اسلام، حقيقتِ منجي را براي اديان روشن ساخته . در تريبون خود شما يهوديان در سازمان ملل،  انقلاب اسلامي، نام حضرت حجت (عج) را فرياد کرده و تمام چشم ها به سمت اسلام دوخته شده . همه منتظر ظهور منجي واقعي و آخرالزمان حقيقي هستند که اسلام وعده داده و سال 2012 براي مردم دنيا تنها يک عدد است که ساختگي بودن آن مشخص شده است. دنيا منتظر است تا استکبار يک حرکت اشتباه انجام دهد تا تمام هستي اش را بر سرش خراب کند. قبل از اينکه دست شيطان به سمت ماشه برسد اين دست قطع خواهد شد.
يهود تمام خود را از وقتي منحرف شد باخت و  اين حقيقت در قرآن به صراحت تبيين شده است:

بسم الله الرحمن الرحيم
وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ يَکْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ يَعْتَدُونَ  (سوره بقره/آيه 61)
 و (مهر)ذلت و نياز،بر پيشانى آنها زده شد؛وباز گرفتار خشم خدائى شدند؛ چرا که آنان نسبت به آيات الهى، کفر مى‏ورزيدندوپيامبران را به ناحق مى‏کشتند.اينها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.

 -------------------------------------------------------------------------
1- 
نگاهي به فيلم جنجالي و در حال اکران :   2012 به چه فرا مي‎خواند؟
2-  پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت  و هچمنین: هارپ چیست؟
+ سکه ذلّت به نام اسراييل‌زاده‌ها
+ به صداوسيما تبريک ميگم . بالاخره براي اولين بار در برنامه به سوي ظهور شبکه 2 سيما ، به پروژه ي غرب براي سال 2012 و دروغ بودن آن اشاره کرد . اين حرکت صداوسيما خيلي دير بود اما بالاخره انجام شد. بعد از اين همه فيلمي که غرب در مورد سال 2012  ساخت بالاخره صداوسيما هم يک حرکت در حد دو دقيقه انجام داد. نوشته امين هاشمي در وبلاگ: منتظر 

*** نکته بسيار مهم گروه مطالعاتي شهيد آويني***

چند سالي است که ایلومیناتی ها و فراماسونرها وصهيونيست ها تبليغات جديدي درباره وقوع آخرالزمان در سال هاي مختلف راه انداخته اند و از اين رهگذر، با حاکم کردن فضاي آخرالزماني و نظامي گري بر جهان به منافع سياسي و اقتصادي خود مي رسند. مثلا آنها دولت آمريکا را مجبور مي کنند که از شرکت هاي صهيونيستي اسلحه سازي در آمريکا و ساير کشورها خريدهاي ميلياردي داشته باشد. تا کنون در سايت هاي ایلومناتی ها و فراماسونرها و صهيونيست هاي يهودي و مسيحي، پيشگويي هاي متععد آخرالزماني درباره سالهاي 1966، 1999، 2000، 2006،‏2009 شده است و دروغ از آب درآمده است، البته توانسته اند برخي مردم غافل و جوگير آمريکا و جهان را فريب دهند و جنگ عراق و افغانستان را به اصطلاح خودشان توجيه کنند ولي ما هرگز نبايد تسليم کارخانه فيب سازي هاليوود شويم. اکنون پروپاگانداي آخرالزماني فراماسونرها و صهيونيست هاي آمريکا که نفوذ عظيم و غير قابل خدشه اي نيز بر هاليوود و رسانه هاي غربي دارند مشغول اتش تهيه ريختن براي ساختن حمام خوني از انسان هاي بي گناه در سال هاي 2012 و 2017 هستند. اين نقشه نيز با اطلاع رساني و تحليل صحيح خنثي خواهد شد و تقدير الهي همانگونه که او خواهد خواست مي شود نه آنگونه که صهيونيسان و زرسالاران عالم مي خواهند.

در این باره همچنین این  مطالب نیز خواندنی هستند: 

 اصول ومباني وپيش فرض هاي سينماي آخرالزماني غرب2، قسمت دوم مقاله پروژه آخرالزمان سازي هاليوود ،

قسمت اول را در اينجا ببينيد: http://naghdefilm.parsiblog.com/1114332.htm   

درباره 2012 و آخرالزمان:  http://naghdefilm.parsiblog.com/Archive29767.htm 

درباره 2012 http://naghdefilm.parsiblog.com/1261760.htm  

چندفيلم فراماسونري-صهيوني آخرالزماني درباره سال2012م.  

و همچنین: نقدمحتوايي فيلم جديدفراماسونري وصهيونيسم درباره آخرالزمان

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 13:23  توسط گروه مطالعاتی  | 

دکتر عبدالصمد خرم آبادي دبيرکارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه ضمن تشريح وظايف اين کارگروه اظهار داشت: کارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه "موضوع ماده 22 قانون جرايم رايانه اي"، مبادرت به احصاء فهرست مصاديق محتواي مجرمانه فضاي مجازي نموده است. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دادستاني کل کشور، دبيرکارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه ضمن اعلام اين مطلب افزود: اين کارگروه که بموجب قانون جرايم رايانه اي در محل دادستاني کل کشور و به رياست دادستان کل کشور تشکيل گرديده، پس از طي جلسات متعدد کارشناسي با حضور نمايندگان دستگاههاي ذيربط، فهرستي را در 5 فصل مشتمل بر محتواي عليه عفت و اخلاق عمومي ـ محتواي عليه مقدسات اسلامي ـ محتواي عليه امنيت و آسايش عمومي ـ محتواي عليه مقامات و نهادهاي دولتي و عمومي ـ محتواي که براي ارتکاب جرايم رايانه اي و ساير جرايم به کار مي رود، منتشر نمود؛

خرم آبادي گفت: بر اساس قانون، اعضاي کارگروه مرکب از وزارتخانه هاي ارتباطات و فناوري اطلاعات ـ اطلاعات ـ فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ آموزش و پرورش ـ سازمان تبليغات ـ ناجا ـ صدا و سيما و...) در راستاي وظايف و مأموريتهاي ذاتي خود مکلف به ايجاد سامانه رصد فضاي مجازي در دستگاه متبوع خود بوده و همچنين کليه ارائه دهندگان خدمات دسترسي و ميزباني نيز مکلف خواهند بود چنانچه با يکي از مصاديق مصرحه در اين فهرست مواجه شدند ، بلافاصله مراتب را به دبيرخانه مستقر در دادستاني کل کشور از طريق سايت دادستاني به آدرس www.dadsetani.ir يا آدرس الکترونيکي dadsetani@dadsetani.ir اعلام نمايند.

وي در ادامه افزود: رعايت مقررات فهرست مصاديق محتواي مجرمانه براي ارائه دهندگان خدمات دسترسي و ميزباني و کليه کاربران در فضاي مجازي لازم است و در صورت تخطي طبق مقررات برخورد خواهد شد.

خرم آبادي گفت: دبيرخانه کارگروه با بررسي گزارشات واصله نسبت به مجرمانه بودن يا نبودن، تصميم نهايي را اتخاذ و در صورت احراز محتواي مجرمانه نسبت به پالايش ( فيلتر) اقدام خواهد نمود و مراتب توسط دبيرخانه به مراجع قضائي ذيربط جهت تعقيب کيفري مقتضي اطلاع داده خواهد شد.
دبير کارگروه در پايان اين گفت و گو تعيين مصاديق محتواي مجرمانه در ادامه فهرست مصاديق محتواي مجرمانه را به شرح ذيل تبيين کرد :

الف) محتواي عليه عفت و اخلاق عمومي

1ـ اشاعه فحشاء و منکرات ( بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات)

2ـ تحريک، تشويق، ترغيب، تهديد يا دعوت به فساد و فحشاء و ارتکاب جرايم منافي عفت يا انحرافات جنسي ( بند ب ماده 15 قانون جرايم رايانه اي و ماده 649 قانون مجازات اسلامي)

3ـ انتشار، توزيع و معامله محتواي خلاف عفت عمومي( مبتذل و مستهجن) بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 14 قانون جرايم رايانه اي)

4ـ تحريک، تشويق، ترغيب، تهديد يا تطميع افراد به دستيابي به محتويات مستهجن و مبتذل ( ماده 15 قانون جرايم رايانه اي)

5ـ استفاده ابزاري از افراد( اعم از زن و مرد) در تصاوير و محتوي، تحقير و توهين به جنس زن، تبليغ تشريفات و تجملات نامشروع و غير قانوني( بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات)

ب) محتواي عليه مقدسات اسلامي

1ـ محتواي الحادي و مخالف موازين اسلامي( بند 1 ماده 6 قانون مجازات اسلامي)

2ـ اهانت به دين مبين اسلام و مقدسات آن ( بند 7 ماده ماده 6 قانون مجازات اسلامي و ماده 513 قانون مجازات اسلامي)

3ـ اهانت به هر يک از انبياء عظام يا ائمه طاهرين (ع) يا حضرت صديقه طاهره (س) ( ماده 513 قانون مجازات اسلامي)

4ـ تبليغ به نفع حزب، گروه يا فرقه منحرف و مخالف اسلام ( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)

5ـ تبليغ مطالب از نشريات و رسانه ها و احزاب و گروههاي داخلي و خارجي منحرف و مخالف اسلام به نحوي که تبليغ از آنها باشد( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)

6ـ اهانت به امام خميني(ره) و تحريف آثار ايشان (ماده 514 قانون مجازات اسلامي)

7ـ اهانت به مقام معظم رهبري (امام خامنه اي) و ساير مراجع مسلم تقليد ( بند 7 ماده 6 قانون مطبوعات)

ج) محتواي عليه امنيت و آسايش عمومي

1ـ تشکيل جمعيت، دسته، گروه در فضاي مجازي( سايبر) با هدف برهم زدن امنيت کشور( ماده 498 قانون مجازات اسلامي)

2ـ هر گونه تهديد به بمب گذاري ( ماده 511 قانون مجازات اسلامي)

3ـ محتوايي که به اساس جمهوري اسلامي ايران لطمه وارد کند ( بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات)

4ـ انتشار محتوي عليه اصول قانون اساسي ( بند 12 ماده 6 قانون مطبوعات)

5ـ تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران( ماده 500 قانون مجازات اسلامي)

6ـ اخلال در وحدت ملي و ايجاد اختلاف ما بين اقشار جامعه به ويژه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي( بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات)

7ـ تحريک نيروهاي رزمنده يا اشخاصي که به نحوي از انحاء در خدمت نيروهاي مسلح هستند به عصيان، فرار، تسليم يا عدم اجراي وظايف نظامي ( ماده 504 قانون مجازات اسلامي)

8ـ تحريص و تشويق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالي عليه امنيت، حيثيت و منافع جمهوري اسلامي ايران در داخل يا خارج از کشور(بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات)

9 ـ تبليغ به نفع گروهها و سازمانهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران( ماده 500 قانون مجازات اسلامي)

10- فاش نمودن و انتشار غير مجاز اسناد و دستورها و مسايل محرمانه و سري دولتي و عمومي ( بند 6 ماده قانون مطبوعات و مواد 2 و 3 قانون مجازات انتشار و افشاي اسناد محرمانه و سري دولتي و ماده 3 قانون جرايم رايانه اي)

11ـ فاش نمودن و انتشار غير مجاز اسرار نيروهاي مسلح (بند 6 ماده قانون مطبوعات)

12ـ فاش نمودن و انتشار غير مجاز نقشه و استحکامات نظامي( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

13ـ انتشار غير مجاز مذاکرات غير علني مجلس شوراي اسلامي ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

14ـ انتشار بدون مجوز مذاکرات محاکم غير علني دادگستري و تحقيقات مراجع قضايي ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)

د) محتواي عليه مقامات و نهادهاي دولتي و عمومي

1ـ اهانت و هجو نسبت به مقامات، نهادها و سازمان حکومتي و عمومي( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و مواد 609 و 700 قانون مجازات اسلامي)

2ـ افترا به مقامات، نهادها و سازمان حکومتي و عمومي( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و 697 قانون مجازات اسلامي)

3ـ نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي عليه مقامات، نهادها و سازمان هاي حکومتي( بند 11 ماده 6 قانون مطبوعات و 698 قانون مجازات اسلامي)

ه ) محتوايي که براي ارتکاب جرايم رايانه اي و ساير جرايم بکار مي رود

1ـ انتشار يا توزيع و در دسترس قرار دادن يا معامله داده ها يا نرم افزارهاي که صرفاً براي ارتکاب جرايم رايانه اي به کار مي رود(ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

2ـ فروش، انتشار يا دردسترس قرار دادن غير مجاز گذر واژه ها و داده هايي که امکان دسترسي غير مجاز به داده ها با سامانه هاي رايانه اي يا مخابراتي دولتي يا عمومي را فراهم مي کند( ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

3ـ انتشار يا در دسترس قراردادن محتويات آموزش دسترسي غير مجاز، شنود غير مجاز، جاسوسي رايانه اي، تحريف و اخلال در داده ها يا سيستم هاي رايانه اي و مخابراتي.( ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

4ـ آموزش و تسهيل ساير جرايم رايانه اي( ماده 21 قانون جرايم رايانه اي)

5ـ انجام هر گونه فعاليت تجاري و اقتصادي رايانه اي مجرمانه مانند شرکت هاي هرمي( قانون اخلال در نظام اقتصادي کشور و ساير قوانين)

6ـ انتشار ويروس دهي بازي هاي رايانه اي داراي محتواي مجرمانه( مواد مختلف قانون مجازات اسلامي و قانون جرايم رايانه اي)

7ـ انتشار فيلتر شکن ها و آموزش روشهاي عبور از سامانه هاي فيلترينگ ( بند ج ماده 25 قانون جرايم رايانه اي)

8ـ تبليغ و ترويج اسراف و تبذير ( بند 3 ماده 6 قانون مطبوعات)

9ـ انتشار محتواي حاوي تحريک، ترغيب، يا دعوت به اعمال خشونت آميز و خودکشي( ماده 15 قانون جرايم رايانه اي)

10ـ تبليغ و ترويج مصرف موادمخدر، مواد روان گردان و سيگار( ماده 3 قانون جامع کنترل و مبارزه ملي با دخانيات 1385)

11ـ باز انتشار و ارتباط( لينک) به محتواي مجرمانه تارنماها و نشاني هاي اينترنتي مسدود شده، نشريات توقيف شده و رسانه هاي وابسته به گروهها و جريانات منحرف و غير قانوني

12ـ تشويق، تحريک و تسهيل ارتکاب جرائمي که داراي جنبه عمومي هستند از قبيل اخلال در نظم، تخريب اموال عمومي، ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداري، قاچاق موادمخدر، قاچاق مشروبات الکلي و غيره( ماده 43 قانون مجازات اسلامي)

13ـ انتشار محتوايي که از سوي شوراي عالي امنيت ملي منع شده باشد .

14ـ تشويق و ترغيب مردم به نقض حقوق مالکيت معنوي ( ماده 1 قانون حمايت از حقوق پديد آورندگان نرم افزارهاي رايانه اي و ماده 74 قانون تجارت الکترونيکي)

15ـ معرفي آثار سمعي و بصري غير مجاز به جاي آثار مجاز. ( ماده 1 قانون نحوه مجازات. اشخاصي که در امور سمعي و بصري فعاليت غير مجاز دارند)

16ـ عرضه تجاري آثار سمعي و بصري بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي( ماده 2 قانون نحوه مجازات اشخاصي که در امور سمعي و بصري فعاليت غير مجاز دارند ).  منبع

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 13:7  توسط گروه مطالعاتی  | 

نقد گروه مطالعاتی بر مطلب همشهری آنلاین درباره هالیوود:
این مطلب را از سایت همشهری آنلاین آورده ام. دو دلیل داشت:
اولا بد نبود که دوستان عزیزی که مخاطب این وبلاگ هستند، نگاهی کلی به تاریخ این ناحیه مهم سینمایی آمریکا که امروزه به عنوان نماد سینمای آمریکا استعمال می شود، داشته باشند.
ثانیا: می خواستم غربزدگی مطبوعاتی جون همشهری را در بخش فرهنگی به دوستان متذکر شوم که تحت نفوذ ادبیات غربزده و بدون تامل همان مطالب غربی ها را در نوشتن تاریخ بدون تامل تکرار می کنند،
مثلا: به کار بردن سینمای مستقل برای افرادی چون اسپیلبرگ، گر چه می دانم در ادبیات غالب مرسوم است، اما به نظرم کاملا غلط است، چرا که همه می دانند که وی پس از ساخت فهرست شیندلر  و اسطوره بافی برای هولوکاست حدود سه میلیارد دلار وام بلاعوض و جوایز متعدد از صهیونیست ها و بانک های بزرگ صهیونیستی یهودی آمریکا گرفت (منبع:سلطه پنهانی، دکتر مجید صفاتاج) و شرکت دریم ورکز را در مسیر بسط انگاره پردازی صهیونیستی پایه گذاری کرد و اصلا مستقل نیست. بله در مقابل شرکت های سنتی هالیوود مستقل است ولی نه مستقل از قدرت صهیونیسم فرهنگی که بر شرکت های غیر مستقل و نیمه مستقل هالیوود سایه انداخته است.
به عنوان دومین نمونه از غربزدگی اکثریت نویسندگان سینمایی ما: در این تاریخ نویسی برای هالیوود هیچ اشاره ای نشده است که پایه گذاران اولیه هالیوود از صهیونیست های یهودی روسی تبار بودند که شرکت های برادران وارنر، کلمبیا، مترو گلدن مایر، فوکس قرن بیستم و پارامونت را پایه گذاری کردند و هالیوود از ابتدا یهودی-صهیونیست متولد شد.(منبع: در بسیاری از کتب تاریخ سینما می توانید اشاره هایی ببینید. همچنین در جزوه سحر سامری، متن فیلنم مستند سینمال سرزمین موعود صهیونیسم اثر دکتر مجید شاه حسینی نیز این مطلب را می توانید ببیننید.) 
این ضعف رسانه های فرهنگی ماست که به فکر تامل و تولید دقیق علم نیستند. امید که این وجیزه پنجره ای به نوشتن مستقل از غربزدگی باشد.
 
آشنايي با هاليوود
سینمای‌جهان- همشهري آنلاين: هالیوود (Hollywood) ناحیه‌ای در لس‌آنجلس (کالیفرنیا) آمریکاست که در شمال‌غربی مرکز شهر واقع شده است. شهرت هاليوود به خاطر  استودیوهای فیلمسازی آن است و واژه هالیوود اغلب به‌عنوان کنایه‌ای برای صنعت سینما و تلویزیون آمریکا به‌کار برده می‌شود. در سال ۱۸۵۳ با ساخته شدن یک کلبه خشتی که بعدها هالیوود نام گرفت، هاليوود شكل گرفت و نام آن توسط  H. J. Whitley که پدر هالیوود است انتخاب شد. با شروع قرن بیستم، هالیوود متشکل از انجمنی به نام کاهونگا و یک اداره پست، یک روزنامه، یک هتل و 2 سوپرمارکت با جمعیتی حدود ۵۰۰ نفر بود.

با آغاز سال ۱۹۱۰ ، دی. گریفیث، کارگردان، همراه گروهی از بازیگران توسط کمپانی بیوگراف به ساحل غربی فرستاده شدند. آنها در محلي نزدیک مرکز شهر لس‌آنجلس به فیلمسازی مشغول بودند ولي کمپانی تصمیم داشت مناطق جدیدی بیابد به همين دليل به سمت شمال، دهکده‌ای در نزدیکی هالیوود رفت.سپس گریفیث اولین فیلمی را که در هالیوود ساخته شد فیلمبرداری کرد. کمپانی ماه‌ها آنجا اقامت کرد و پیش از بازگشت به نیویورک چندین فیلم ساخت.بعد از معروف شدن اين مکان در سال ۱۹۱۳ فیلمسازان بسیاری برای فیلم ساختن به غرب رفتند.

اولین فیلم برجسته ساخته شده در هالیوود در سال ۱۹۱۴ با کارگردانی سسیل دمیل به نام مرد زن نما بود. تمام فیلم‌هایی که بین سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۳ در هالیوود ساخته شد، سوژه‌های کوتاه بودند. با این فیلم، صنعت فیلمسازی هالیوود متولد شد. در خلال جنگ جهانی اول هالیوود تبدیل به پایتخت سینمایی جهان شد. قدیمی‌ترین کمپانی فیلمسازی هالیوود توسط ویلیام هورسلی بنا شد که نامش آزمایشگاه فیلم هالیوود بود و بعدها به  آزمایشگاه دیجیتال هالیوود تغییر نام داد.

در ۲۲ ژانویه سال ۱۹۴۷، اولین ایستگاه تلویزیونی تبلیغاتی غرب رودخانه می‌سی‌سی‌پی در هالیوود شروع به کار کرد. در دسامبر همان سال، اولین فیلم تولید شده هالیوود برای تلویزیون ساخته شد. در دهه ۵۰، استودیوهای ضبط موسیقی به هالیوود نقل مکان کردند. حرفه‌های دیگر هم به جاهای متفاوتی در لس‌آنجلس، بخصوص بربانک نقل مکان کردند. بسیاری از صنایع فیلمسازی در هالیوود باقی ماندند و ظاهر خارجی منطقه تغییر کرد.

خيابان شهرت هالیوود (Hollywood Walk of Fame) در سال ۱۹۵۸ ساخته شد و اولین ستاره برای ستایش هنرمندانی که در صنعت سرگرمی کار می‌کردند، در سال ۱۹۶۰ در آن نصب شد. این افتخار بعدها به ستارگانی می‌رسید که یک عمر فعالیت‌های سینمایی، اجرای تئاتر، رادیو، تلویزیون و موسیقی در کنار همکاری‌های خیریه و مدنی، داشتند.

در سال ۱۹۸۵ ناحیه تجاری و تفریحی بلوار هالیوود برای محافظت از ساختمان‌هایش و حصول اطمینان از اینکه گذشته هالیوود به عنوان بخشی از آینده آن حفظ شود، در لیست رسمی آثار تاریخی ملی آمريكا قرارگرفت.

در ژوئن ۱۹۹۹ ، ساخت متروی زیرزمینی هالیوود به اتمام رسید که از مرکز شهر به سمت Valley می‌رفت. کداک تیاتر که در سال ۲۰۰۱ در بلوار هالیوود در خیابان هایلند افتتاح شد، محل جدید مراسم اسکار شد.

سینمای مستقل آمریکا بعد از دهه ۶۰ حضور پیداکرد. قبل از آن استودیوهای هالیوودی اجازه نمی‌دادند که کارگردانان فیلم‌های خودشان را بسازند وشدیدا بر فیلم‌ها احاطه داشتند. فيلمسازاني چون جان فورد و هیچکاک نمی‌توانستد فیلم‌های خود را تدوین کنند، چون تهیه کننده بر آنها اعمال نظر می‌کرد. اما بعد از دهه۶۰ و ظهور مکاتب مختلف در هنر و همچنین تغییر علاقه مردم و جوانان به فیلم‌هایی که فرهنگ عامه داشتند، باعث شد تهیه‌کنندگان هالیوودی هم به فیلم‌های مستقل‌تر بیشتر توجه کنند و اینجا بود که کارگردانان جوان و نوجویی مثل اسپیلبرگ، اسکورسیزی، کاپولا و ودی پالما توانستند فیلم‌های مورد علاقه خود را بسازند و تهیه‌کنندگان هالیوودی هم به آنان توجه ویژه‌ای كردند.

بسیاری از سالن‌های تئاتر تاریخی هالیوود برای صحنه‌های کنسر‌ت‌ها و تئاترهای مهم و میزبانی مراسم آکادمی اسکار بکار می‌روند. مرزی را که دولت آمريكا در اوت سال ۲۰۰۶ برای هالیوود در نظر گرفت از شرق تا ناحیه بورلی هیلز و هالیوودغربی، از جنوب جاده مالهالند، دره لورل و بلوار بارهام و شهرهای بربانک و گلندل و از شمال به خیابان مل رز منتهی می‌شود. منبع: همشهری آنلاین

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 15:18  توسط گروه مطالعاتی  |