تبليغاتX
سینما و صهیونیسم

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

***درباره هری پاتر و ارتباطش با تصوف یهودی منحرف قباله یا کابالا قبلا مطالب مختلفی در این وبلاگ آمده است. لازم به ذکر می دانم که مصاحبه مبسوطی روزنامه جوان با نویسنده کتاب اسطوره های صهیونیستی در سینما درباره تاریخ، عقاید، زمینه های تصوف یهودی کابالا ونفوذ آن درهنر، سیاست و سینمای غرب داشته است که متن کامل ان را در این آدرس از این وبلاگ می توانید بیابید. همچنین در این آدرس از وبلاگ سینما و صهیونیسم نیز می توانید این مطلب را بیابید. این مطلب هم به انگلیسی خواندنی است: هری پاتر یهودی است/ اثرحاخام جک ابرامویچ و همچنین بخوانید: ارتباط هری پاتر ویهودیت و کابالا و جادو/به قلم دکترسیا ساتر متخصص عرفان یهود و یوگا  این نقد هم درباره همین فیلم خواندنی است: نقد استراتژیک فیلم هری پاتر و یادگاران مرگ 2(تولید:2011)

                                         همه چیز برای دوئل واپسین!

سرانجام پس از یک دهه ، ماجراهای هری پاتر و دوستانش و آن مدرسه جادوگری هاگوارتز و موجود خبیثی به نام ولد مورت و ...همراه معماها و رازهای بی شمارش برروی پرده سینما هم به پایان رسید. این درحالی است که 4 سال پیش، کتاب هفتم و آخر از این مجموعه( که دستمایه همین بخش از سری فیلم های هری پاتر شد) انتشار یافت. یعنی پیش از این علاقمندان به ماجراهای هری پاتر از سرنوشت تک تک قهرمانان و ضدقهرمانان مورد علاقه شان مطلع ... بقیه در ادامه همین مطلب... یا در وب نویسنده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:19  توسط گروه مطالعاتی  | 

مجموعه انیمیشن های هولوکارتون، به مناسبت سالگرد واقعه دروغین هولوکاست

این مجموعه در20قسمت تهیه شده و پیشکشی است به فعالین حوزه مبارزه مقدس در عرصه جنگ نرم. ضمنا، روز جمعه، هفتم بهمن ماه سال 1390، مصادف با 27 ژانویه می باشد."با تشکر از آقایان: پویا مسعود و مازیار بیژنی... در ادامه مطلب  دانلود کنید وببینید ولذت ببرید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:8  توسط گروه مطالعاتی  | 

سینما وصهیونیسم: پویانمایی رنگو را که نمونه ای از وسترن های آخرالزمانی می توان دانست،  ایام نوروز ۱۳۹۱ تلویزیون پخش کرد. لازم دیدم نقدی بر این انیمیشن بنویسم ولی فرصت آن را نداشتم. مطلب زیر را از دوست بزرگوار علیرضا پورصباغ خدمت شما ارائه می دهم. با این توضیح که در فرصت کافی می توان به تحلیل جدی تر این انیمیشن پرداخت. گزاره های آخرالزمانی و منجی گرایانه متعددی که در این اثر قابل مشاهده است و مضامین این انیمیشن به اساطیر یهودی و پیورتنی ژانر وسترن در نگاه اول به شدت خودنمایی می کند. اساطیری چون شهر گمشده، نگاه به آمریکا چون سرزمین موعودی که باید از دست ظالمین رها شود، منجی تنها، مردم ستمدیده و بدون منجی، ظهور منجی از یک ولگرد بی تکلف، مواجهه خیر و شر با توجه به مضامین کتاب مقدس، ظهور مار یا اژدها در جبهه شرور که خاص فیلم های کابالیستی یا آخرالزمان مبتنی بر کتاب مقدس است، همکاری پابرهنگان سابق با منجی و غلبه بر ظالمین قبلی، غلبه نیکی و عناصری از این دست که هر کدام نیاز به تحلیل جداگانه دارند. البته قابلیت های جذاب تکنیکی این اثر نیز قابل توجه می باشد.

رنگو، یک شکسپيرین یا یک وسترنر؟!


«رنگو» یک مارمولک دست‌آموز است که در محفظه شیشه‌‌ای کنار یک عروسک شکسته و یک ماهی پلاستیکی کوچک زندگی می‌کند و برای سرگرمی خودش و برای فرار از کسالت و روزمرگی صحنه‌هایی از نمایشنامه‌های شکسپیر را در ذهنش بازی می‌کند. جذابیت تخیلی سینمایی فیلم در وهله نخست این است که ... بقیه این نقد را در ادامه مطلب یا در وب علیرضا پورصباغ ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 12:44  توسط گروه مطالعاتی  | 

 
 
نامه بیش از بیست رسانه انقلابی خطاب به عزت الله ضرغامی
زمینه را برای مناظره نمایندگان جبهه فرهنگی انقلاب با دست اندرکاران هفت فراهم کنید
مواضع و اظهارات جانبدارانه و عجیب مجری برنامه سینمایی هفت در آخرین قسمت از این برنامه و حمله به جریان انقلابی حاضر در عرصه سینمایی کشور، موجب شد تا نزدیک به بیست رسانه ارزشی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، در نامه سرگشاده ای به عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ضمن انتقاد از رویه در پیش گرفته شده از سوی رسانه ملی در قبال جریان ارزشی و انقلابی سینمای ایران، از رئیس رسانه ملی بخواهند تا فرصت مناظره نمایندگانی از این جریان با نمایندگان برنامه سینمایی هفت را در رسانه ملی فراهم کند. به گزارش رجانیوز در این نامه سرگشاده که سایت ها و خبرگزاری های مشهور اینترنتی و مکتوب امضاء کنندگان آن بودند، مجید شاه حسینی و وحید جلیلی به عنوان نمایندگان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای مناظره پیرامون حملات و اتهامات وارده از سوی مجری برنامه هفت به جبهه فرهنگی انقلاب، در آخرین قسمت از این برنامه معرفی شده اند. در ادامه متن کامل این نامه سرگشاده را می خوانید:

ریاست محترم سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران جناب آقای مهندس ضرغامی

همانطور که حتما مستحضر هستید، دو سال پیش با پیگیری جناب آقای جیرانی و البته چراغ سبز جنابعالی، برنامه‌ی سینمایی «هفت» به عنوان مهم‌ترین تریبون سینمایی کشور آغاز به کار نمود. برنامه‌ای که آغاز به کار آن با استقبال اهالی هنر و رسانه توام شد و تقریباً تمام طیف‌های فکری آن را اقدام و تدبیری صحیح در جهت پرداخت به موضوع فوق‌العاده استراتژیک و حیاتی «جایگاه سینما در نظام جمهوری اسلامی» ارزیابی کردند.
اما امروز با گذشت دو سال از آغاز به کار این برنامه، آنچه که ما از حکومتی‌ترین تریبون سینمایی نظام می‌شنویم، همان گفتمان آشنای سی و چند ساله‌ای است که در ضد حکومتی‌ترین رسانه‌ها هم با این صراحت گقته نمی‌شود. می‌پرسید کدام گفتمان؟ همان گفتمان آشنای «وااسفا از سینمای حکومتی» عده‌ای دست تا آرنج در جیب حکومت. همان گفتمان دروغین شبه روشنفکران این دیار که «سینما را چه به سیاست؟» آن هم در سینمایی که پر شده از خرده شعارهای جریانات سیاسی «من مخالفم پس هستم». همان ادبیات «تهران فقط ونک دارد، چون برج دارد!» آقای جیرانی که با افتخار این استدلال به غایت مضحک را به نام خود ثبت می‌کند.
آقای ضرغامی! نشنیدید که در برنامه‌ی هفت، گفتمان «اسکار پرستی» و «حمام آفتاب گرفتن زیر نخل طلا» کنداکتور تلویزیون حکومتی را پر کرده است؟ ندیدید که برخورد آقای جیرانی در مواجه با کارگردانان انقلابی چقدر با مواجهه‌ی ایشان با هم‌فکرانش همچون سیروس الوند و داریوش مهرجویی متفاوت است؟ ادبیات «سیب و سلما نفروخت، پس متدینین کجایند؟» را چطور؟ راستی چرا آقای مجری، «قلاده‌های طلا» و پرفروش شدن آن را نشان پررنگ بودن یک دیدگاه و طبقه در جامعه نمی‌گیرد؟ نکند آن هم از نظر ایشان تنها یک فیلم جاسوسی و قهرمان محور است؟
اصلاً مجری یک برنامه‌ی سینمایی مگر می‌تواند در باب اکثریت یا اقلیت بودن برخی طبقات اجتماعی و تضعیف عامل مذهب و سنت در جامعه نظر صائبی داشته باشد؟ آیا در این زمینه‌ها کارشناسان خبره‌ای وجود ندارد؟
راستی چطور به گوشتان نمی‌رسانند که در همین برنامه‌ی «هفت» و در ویژه برنامه‌ی سینمای دفاع مقدس، سوال سرتاپا غلط «چرا سینمای دفاع مقدس دیگر مخاطب ندارد؟» سر داده می‌شود و جالب آنکه وقتی «اخراجی‌ها»، «عقاب‌ها» و «کانی‌مانگا» را برایشان مثال می‌زنی، می‌گویند این پرفروش‌ها که دفاع مقدس نبودند! فیلم‌هایی بودند با مایه‌های انتقادی و قهرمان پروری! اصلاً چرا مجری برنامه‌ی «هفت» این همه در باب ناکام بودن سینمای دفاع مقدس اصرار دارد؟
آقای ضرغامی! هنگامی که آقای جیرانی در برنامه‌ی اخیر «هفت» (مورخ8/2/91)، جنبش نود و نه درصدی را ساخته و پرداخته‌ی رسانه‌های داخلی عنوان کرد و آن را به سخره گرفت، چه احساسی داشتید؟ مگر نه اینکه چنین گزاره‌ای به معنای دروغ‌گو بودن و دروغ‌ساز بودن رسانه‌ی ملی است؟‌ راستی این رسم کدامین رسانه‌ایست که خود خویشتن را به دروغ‌گویی متهم می‌کند؟ نکند این هم از دیگر معجزات مدیریت شما در اداره‌ی رسانه‌ی ملی است؟
آقای ضرغامی! چگونه است که دو هفته پس از حضور نماینده ای از طیف ارزشی در برنامه‌ی «هفت» (مورخ 25/1/91) و بازگویی بخشی از انتقادات طیف ارزشی به این سینما، آقای جیرانی در غیاب او، جواب ایشان را می‌دهد؟ مگر نه اینکه آقای جیرانی در همان جلسه‌ی مناظره حضور داشته و می‌توانسته پاسخ‌گوی انتقادات ایشان باشد؟
نکند گزندگی برخی از این انتقادات، آن قدر بر آقای جیرانی و همفکرانشان در اتاق فکر ناشناخته‌ی این برنامه سخت آمده و موجب هراس شده است که با گذشت دو هفته، همچنان تلاش می‌کنند تا از اثرات آن بکاهند. راستی! به نظر شما پاسخ دادن به انتقادات یک فرد و یک جریان در غیاب او، اخلاقی است؟ چگونه است که وقتی یک نفر از جریان ارزشی در برنامه‌ی «هفت» حضور پیدا می‌کند، مجری برنامه بی‌طرفی‌اش را فراموش کرده و با بی‌پرواترین لحن به انتقاد از او می‌پردازد؟ آيا مشی آقای جیرانی در قبال دیگران نیز به همین شکل است؟
آقای ضرغامی! حقیقت آن است که جریان ارزشی منتقد به سینما در پاسخ اظهارات آقای جیرانی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. این جریان برای گفتمان «آرمان شما با واقعیت جامعه متفاوت است» جواب دارد. برای سوال «سینمای ایران چرا مخاطب ندارد؟» پاسخ‌گوست. برای نظریه‌ی غلط «مشکل این سینما ممیزی است» مثال‌های نقض زیادی در آستین دارد... اما مسئله اینجاست که آیا مجالی عادلانه برای پاسخ‌گویی ما در برنامه‌ی «هفت» در حضور نماینده‌ی جریان‌های دیگر فراهم می‌شود؟
آقای ضرغامی! آنچه که ما در برنامه‌ی «هفت» دو هفته پیش دیدیم، نمونه‌ای امیدوارکننده از یک دیالوگ بین دو جریان با عقاید مختلف بود که قطعاً می‌توانست به این سینما کمک کند؛ گرچه عملاً مناظره‌ای بین دو نفر در برابر یک نفر بود و مجری برنامه همه کار می‌کرد الا مجری‌گری یک مناظره که قاعدتاً اولین اصل آن بی‌طرفی است؛ چنان‌که آقای جیرانی در همان ابتدای برنامه، طیف انقلابی را به «ژدانوف» در حکومت استالین تشبیه نمود. اما با همه‌ی این احوالات، ما به همین حداقل هم راضی بودیم. لکن، برنامه‌ی هفته‌ گذشته نمونه‌ای از بی‌ظرفیتی جریان روشنفکری در قبال انتقادات جریان ارزشی و مصداق بارز یک بی‌اخلاقی رسانه‌ای بود.
آقای ضرغامی! از آنجا که فرجام این بحث در باب سینمای ایران را همچنان ناتمام می‌دانیم و انتظار داریم در قبال بی‌اخلاقی صورت گرفته، وقتی برای پاسخ‌گویی نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما برای پاسخ‌گویی به شبهات ایجاد شده و تنویر افکار عمومی فراهم شود، از دست اندرکاران برنامه‌ی «هفت»، آقای جیرانی و همفکرانشان دعوت به مناظره می‌کنیم تا در فضایی عادلانه، نمایندگان این دو جریان نظرات خود رادرباب اوضاع سینما برای مردم شرح داده و وجدان‌های آگاه خود در این موضوع قضاوت کنند.
به همین منظور آقایان «مجید شاه حسینی» و «وحید جلیلی» به عنوان نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما، برای مناظره با نماینده‌ی جریانات دیگر در یک ویژه برنامه‌ی مستقل پیشنهاد می‌شوند. امید است که رسانه‌ی ملی با عملکرد صحیح خویش ثابت نماید که علاقه‌مند به تبیین شایسته‌ی اوضاع و مشکلات سینمای ایران و نیز جامه عمل پوشاندن به مطالبه‌ی مقام معظم رهبری در باب کرسی‌های آزاد اندیشی است و در این باره، حاضر به جانب‌داری از یک جریان خاص نیست. بدیهی است که رد پیشنهاد مناظره، افکار عمومی را به نتایجی قابل پیش‌بینی در قبال میزان صداقت دست اندرکاران برنامه‌ی «هفت» و مسئولین سیمای جمهوری اسلامی خواهد رساند. والسلام.
سایت‌ها و خبرگزاری‌های:نسیم‌آنلاین/ رجانیوز / مشرق‌نیوز / تریبون مستضعفین / شبکه خبر دانشجو / آوینی فیلم / خبرنامه دانشجویان / 598 / برهان / مطالبه / جوان‌آنلاین
و همچنین: ماهنامه سینما رسانه/ ماهنامه راه / ماهنامه زمانه / روزنامه جوان / هفته‌نامه‌ یالثارات / هفته‌نامه 9دی / مرکز راهبردی جبهه فکری انقلاب / دبیرخانه جایزه سینمایی انقلاب اسلامی / دبیرخانه دائمی جشنواره مردمی فیلم عمار / گروه فرهنگ و ادب پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه سینمایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 3:57  توسط گروه مطالعاتی  | 

«ملوان زبل»و«سندباد» مجری اسلام‌ستیزی
مشرق نیوز:  شخصیت‌های مشهور کارتونی از «باگز بانی» و «اسکوبی دو» گرفته تا «ملوان زبل» و «گوفی» به دور از معصومیت عالم کودکی، مجری اهداف نژادپرستانه و اسلام‌ستیزانه سازندگان خود شده‌اند. فارس، هرگاه اسمی از هالیوودیسم و یا تاثیر منفی فیلم‌های هالیوودی بر ارزش‌های یک جامعه به میان می‌آید، اکثر افراد به یاد فیلم‌هایی چون «تایتانیک»، «ماتریکس»، «هویت بورن»، «پدرخوانده» و صدها فیلم هالیوودی دیگری می‌افتند که مخاطبان‌شان بزرگسالانند، ولی در این میان شاید کمتر کسی به کودکانی بیاندیشد که ناخواسته قربانی اهداف نژادپرستانه و خشونت‌پرورانه کارتون‌های رنگارنگ و جذاب این صنعت سینمایی می‌شوند. ... بقیه در ادامه مطلب ...

تاثیر ناخواسته انیمیشن‌های متنوع و رنگارنگ هالیوود بر کودکان

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:9  توسط گروه مطالعاتی  | 

تشکر از صدا و سیما برای پخش کارتون هایی در نقد هولوکاست
مشرق نیوز: پخش چند کارتون از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در سالگرد واقعه ای که هولوکاست نام گذاری شده خشم اسرائیلی ها را بر انگیخت. منابع رژیم صهیونیستی اعلام کردند: ایران در روز یادبود هولوکاست، کارتون هایی با مضمون انکار ان منتشر کرده است. به گزارش اخبار شبکه دو تلویزیون اسرائیل در شب چهارشنبه، همزمان با روز یادبود هولوکاست در اسرائیل، ایران کارتونهایی با مضمون انکار هولوکاست از تلویزیون سراسری خود پخش کرد.
................
این کارتون ها در قالب کاریکاتورهایی یهودیان را نشان می‌دهند که داستان‌هایی درباره ظلم و ستم نازی‌ها و مرگ شش میلیون یهودی جعل می‌کنند و از هولوکاست برای غنی کردن خود و همچنین راندن اعراب از فلسطین استفاده می‌کنند.

 منبع: سایت 598 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:55  توسط گروه مطالعاتی  | 

آويني فيلم: برخي از صاحب نظران معتقدند تاريخچه به وجودآمدن افكار صهيونيستي را بايد در نوشته هاي موسي هس در كتاب «روم، اورشليم درسال 1862» و لئوپينسكر در كتاب «خودرهاسازي» كه در سال 1882 منتشرشد، جست وجو كرد. «هس» كه از اولين صاحبنظران يهود در مسئله صهيونيسم است نكته جالبي را ارائه داده و نوشته: «نكته بسيار موثر در باره نيايش هاي عبري، بيان روح جمعي و گروهي يهود است. اين ها مدافع و شفيع فرد نيستند؛ بلكه بر همه قوم نظر دارند.» از اين وقت بود كه فكر ملت جهاني يهود به وجود آمد «تا سلطه سياسي و ايدئولوژي خود را بر مردم ممالك مختلف اعمال كنند.» ... بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:32  توسط گروه مطالعاتی  | 

آويني فيلم: رسانه هاي جمعي يا عمومي و به تعبير ديگر وسايل ارتباط جمعي اصطلاح فارسي شده واژه لاتين «Medium» است كه جمع آن«Media» مي باشد و منظور از آن دسته اي از وسايل هستند كه هدف توجه تعداد كثيري هستند و از تمدن هاي جديد به وجودآمده اند. ويژگي اصلي رسانه ها «همه جا»بودن آنها است. برخلاف مدرسه و ديگر اركان حيات انساني، رسانه ها امري فراگيرند. آن ها مي توانند يك كلاس بي ديوار با ميلياردها مستمع تشكيل دهند. رسانه ها وظيفه حراست از محيط را به عهده دارند. آنها بايد همبستگي كلي را بين اجزاء جامعه در پاسخ به نيازهاي محيطي ايجاد كنند و مسئوليت انتقال ميراث اجتماعي از نسلي به نسل ديگر را به عهده دارند. ...بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:29  توسط گروه مطالعاتی  | 

چرابرنامه هفت، صدها نفرعلما و طلاب متخصص رسانه را نمی بیند؟

آیا تعمدی درکاراست؟ چرا این برنامه از کارشناسان جدی ومتعهد رسانه کمتراستفاده می کند؟

مسئولین غافل صداوسیما! لطفا برنامه هفت را ازسلطه بی رقیب افراد خاص نجات دهید.

برنامه سینمایی هفت باز هم (جمعه مورخه هشتم فروردین۱۳۹۱) دست گل جدیدی به آب داد. فریدون جیرانی با خنده ای استفهامی و لحنی خاص که بوی استهزا از آن می آمد، در تخاطب با اولین میهمان برنامه هفت گفت: "واقعا علما فیلم هم می بینند...!" منظورش علمایی بود که به اکران برخی فیلم های ضدفرهنگی نقد دارند. ای کاش فریدون جیرانی که در قضاوت های عجولانه وجهت دار و ضعیفش شهره آفاق است، سری به سایت دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام) قم و دانشکده صدا وسیما در قم و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و دانشگاه امام صادق (علیه السلام) تهران و سایر دانشگاه ها و پژوهشگاه های قم و تهران و مشهد و تبریز و اصفهان و ... می زد و فقط بیش از دویست عالم دین که در رشته هایی چون تهیه کنندگی و مستندسازی و ادبیات نمایشی و تاریخ و پژوهش هنر و فلسفه هنر و سینما و ارتباطات و سایر رشته های مرتبط مدارک کارشناسی ارشد و دکترای خود را گرفته اند و صدها مقاله و کتاب علمی طی ۱۵ سال اخیر به جامعه علمی و هنری تقدیم داشته اند را می دید. ای کاش در هر برنامه هفت، یکی از این بزرگواران دعوت می شدند تا این برنامه از سطحی نگری نجات یابد و در مسیر تمهید راهبرد نگاری برای سینمای اسلامی-ایرانی بیفتد. اصلا واقعا چرا برنامه هفت این سیل کارشناسان جدی را هیچ گاه به برنامه خود دعوت نکرده است.

تازه این تعداد علاوه بر بیش از چندصد نفر از علما و طلابی است که در دفتر تبلیغات اسلامی قم و اصفهان و مشهد و... و در مدرسه اسلامی هنر قم و خانه هنر مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما و جامعه المصطفی العالمیه و موسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) قم و کلاس های آزاد هنری در شهرهای مختلف و ... دوره های نقد وبررسی برنامه های تلویزیونی و تاریخ هنر و تاریخ سینما و فلسفه هنر ار دیده اند و اکنون مشغول تحلیل و نقد تلویزیون و فیلم های مختلف و مباحث مربوطه در پژوهشکده های و دانشکده های مختلف هستند. بسیاری از اساتید دانشکده ها و پژوهشگاه هایی که نام برده شد، از این طلاب و علمای عزیز هستند که جدی و محققانه و بدن حواشی مربوط به سینما مشغول کار علمی هستند.

شایان ذکر است که بارها و بارها جدی ترین نقدهای تکنیکی و محتوایی به فیلم های پیچیده و پرمخاطبی چون ماتریکس، ارباب حلقه ها، آواتار، هری پاتر، نبرد تایتانها، اسم من خان، پسر جهنمی، مرد عنکبوتی، امگاکد، فصل جادوگر و... را از اساتید و فضلایی در قم و تهران دیده ام که آنچنان در کار خود دقیق هستند که مثلا برای تحلیل جدی ساختاری و محتوایی برخی از این آثار، بیش از سیصد ساعت وقت صرف کرده بودند و مباحثات جدی درباره تاریخ نگاری غربی ها در سینما و مباحث مرتبط با ادیان و فلسفه و تاریخ و جامعه شناسی و سینما و باستان گرایی و ناسیونالیسم در فیلم ها داشته اند و دوره های سینما را در دانشکده های مرتبط یا کلاس های آزاد سینمایی دیده اند و برخی تا پنجاه مقاله و تحلیل و نقد فیلم جدی نوشته اند و در مجلات معتبر علمی وسینمایی و رسانه ای به چاپ رسانده اند. تعداد این دوستان و مقالاتی که در ده سال اخیر نوشته اند، آنقدر زیاد است که در این بخش مجمل، قابل بیان نیست اما فقط برای نمونه ده نفر را تفصیلا ذکر می کنم: اساتیدی چون حجج اسلام و کارشناسان محترم ذیل که غالبا چند سال از دروس خارج حوزه را پس از طی سطوح عالی حوزه های علمیه طی کرده اند و علاوه بر آن در مباحث رسانه و سینما متخصص و صاحب اثرند:

- سید حسین شرف الدین (دکتری ارتباطات/ ارشد جامعه شناسی/ استاد موسسه امام خمینی و مرکز پژوهش های اسلامی صداو سیما و دانشکده های سینما و ارتباطات و جامعه شناسی/ نویسنده و منتقد سینما/ فلسفه هنر/ تاریخ سینما/ ماهیت شناسی فیلم)

- سیدحمیدمیرخندان،مشکات (دکتری ارتباطات/ نویسنده مجلات مختلف سینمایی مانند دین وسینما و رواق هنر و اندیشه/ استادنقدفیلم/حکمت هنر/ارتباطات/نظریه های فیلم در دانشکده های مختلف و پژوهشگر برگزیده در باب سینما وارتباطات)

- حسن یوسف زاده (دکتری ارتباطات/ ارشد جامعه شناسی/ استاد مدعو مراکز دانشگاهی و حوزوی/ محقق سینما و تاریخ هنر/ فلسفه هنر/ ارتباطات فرهنگی/ سکولاریسم/ تاریخ و فلسفه غرب)

- سلمان رضوانی (ارشد تهیه کنندگی/ استاد دانشکده صدا وسیما و خانه هنر و اندیشه قم و جامعه المصطفی العالمیه/ محقق فمینسم ورسانه/ دبیر دوهمایش بین المللی درباره سکولاریسم و رسانه/ مدیر سابق خانه هنر و اندیشه/ مدیر چندین پروژه جدی در باب دین ورسانه/ نویسنده و محقق تاریخ و تحلیل فیلم/ استاد دانشکده صداوسیما و جامعه المصطفی در این باب)

- احمد پهلوانیان (ارشد تهیه کنندگی/ارشد فلسفه/ استاد دانشکده صداو سیما و خانه هنر و اندیشه قم/ مدیر طرح و برنامه مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما/ منتقد و مدرس رسانه/ خبرنگاری/ تاریخ هنر/ فلسفه و حکمت هنر/ نویسنده مجلات مختلف)

- سعید ارجمندفر (ارشد دین شناسی/ منتقد سینما/ محقق مسیحیت و یهودیت در هالیوود/ مدرس آخرالزمان در رسانه/ شرق گرایی رسانه ها/ نویسنده مقالات علمی در این باب/ استاد موسسه امام خمینی و جامعه المصطفی العالمیه)

- وحید حیاتی زاده (ارشد تهیه کنندگی/ نویسنده مباحث سینمای پست مدرن/ منتقد و تحلیل گر سینما/ پژوهشگر رسانه/ استاد دانشکده های ارتباطات وسینما/ محقق تاریخ سینما/دبیر مجله رواق اندیشه و هنر)

- غلامرضا یوسف زاده (محقق و نویسنده مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما درباب فیلمنامه نویسی/ انواع روایت ها در سینما/ ماهیت ژانرهای سینمایی/ نویسنده کتاب "درآمدی بر روایت دینی در سینما وداستان")

- مهدی داوود آبادی (استاد فیلمنامه نویسی در دانشکده صدا و سیما و مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما/ نویسنده کتاب "درام و بن‌مايه‌هاي مهدوي"/ پژوهشگر تاریخ و تحلیل روایت دینی در سینما و آخرالزمان/ نویسنده و مشاور فیلمنامه های مختلفی که تبدیل به فیلم شده اند)

- ابراهیم فیاض (دکتری مردم شناسی/ اندیشمند حوزه علم دینی/ استاد دانشگاه تهران و سایر مجامع حوزوی و دانشگاهی/ محقق و مدرس جامعه شناسی هنر، سینما، فلسفه هنر، تاریخ هنر، حکمت هنر)

- البته اگر بخواهم دوستان و اساتیدی چون دکتر هادی صادقی(مدیر پیشین مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و استاد و نویسنده فلسفه و کلام و ادیان ورسانه) / حسام الدین آشنا(دکتری ارتباطات، استاد دانشگاه امام صادق علیه السلام، محقق سینما وهنر، مدرس حکمت سینما و نظریه های ارتباطات، نویسنده مقالات متعدد در این باب) / سید رضی موسوی(دکترای فلسفه هنر و استاد دانشکده صدا سیما و محقق تاریخ هنر و معماری وسینما) / کریم خان محمدی(دکترای فرهنگ و ارتباطات، محقق مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما، نویسنده تاریخ و تحلیل سینما ورسانه) / سیدمجتبی سیدسلیمانی(منتقد سینما، استاد حوزه ودانشگاه، محقق آخرالزمان ورسانه و فیلم) / دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی)محقق و طراح وبرنامه ریز رسانه و غرب شناسی/ سرکار خانم بیات(فیلمنامه نویس، محقق و استاد حوزه و دانشگاه) / علیرضا پویا(دکتری فرهنگ و ارتباطات، از مسئولین سابق مرکز پژوهش های صداوسیما، کارشناس ارشد برنامه های تلویزیونی) / سرکار خانم خزائلی(مسئول واحد رسانه جامعه الزهرا(علیها السلام) حوزه علمیه قم،محقق فیلمنامه نویسی و سینما ورسانه) / محمود علی پور(ارشد تهیه کنندگی، منتقد و محقق سینما و رسانه و ادیان و تاریخ) / محمدجواد عرب سالاری(محقق دین ورسانه، نویسنده در باب فیلم و آخرالزمان و یهودیت و مسیحیت و ارشد ادیان شرقی) / سیدحمیدرضا قادری (مترجم دانشنامه دین،ارتباطات و رسانه،دکترای پزشکی،محقق مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، منتقد و تحلیل گر فیلم و رسانه) / علی قهرمانی(منتقد سینما، محقق ادیان ورسانه، نویسنده در باب عرفان و رسانه وفیلم های معناگرای غربی و شرقی) / محمد سعید قشقایی (ارشد تهیه کنندگی، منتقد سینما و کارشناس ادیان شرقی در سینما) / محمد حسین فرج نژاد(منتقد سینما، مدرس حوزه و دانشگاه، پژوهشگر تاریخ و فلسفه سینما و هنر و ادیان) / سید علی آتش زر(محقق و مدرس نقد فیلم، تاریخ سینما و نویسنده تحلیل برنامه های تلویزیونی) و... و ... را بشمارم این سیاهه بسیار مجال می طلبد که بهتر است به فرصت دیگری موکول شود. نتیجه کار این دوستان برای آنان که چشم بازی در مجلات تخصصی رسانه وسینما دارند، قابل مشاهده است و آثار عینی تر و بیشتر نیز در آینده نه چندان دور افزون تر از قبل، خود را نشان خواهد داد.

چرا به قضاوت های غیرعلمی و سست فریدون جیرانی نقد دارم؟!

واقعا متاسفم فردی چون فریدون جیرانی در این برنامه اینقدر اختیارات دارد. تا حدی که بارها و بارها خودش گفته است که خودم صحنه را کنترل می کنم و از پشت صحنه هیچ چیزی به من نمی گویند! فردی که در مباحث سینما ورود تکنیک زده و تجربی دارد و البته در جهت گیری فلسفی وفکری همین تجربیاتش، بسیار قابل نقد است، ولی مطمئنا در مباحث برنامه ریزی راهبردی رسانه و سینما و تحلیل محتوا و شناخت اهداف آثار شاخص سینمایی و نقد فیلم جامع، چندان تبحر جدی ندارد و افراد زیاید هستند که شانیت اداره و راهبری این برنامه را دارند. بسیار واضح است که توجه وی به فیلم وسینما، صرفا تکنیک زده و مبتنی بر تجربیات غربی ها از سینماست و چندان روحیه پژوهشی در باب حکمت و فلسفه و نقد فیلم و شناخت محتوای آثار سینمایی و سواد رسانه ای و طراحی استراتژیک رسانه ندارد. واقعا انصاف است که او اینقدر اختیارات در این برنامه مهم داشته باشد؟ واقعا از نظر مسئول شبکه سوم و ریاست سازمان، برنامه ای با مخاطب چندصدهزارتایی را باید به چنین فردی سپرد؟ در حالی که نیک می دانیم که وی نه تنها مجری، که واجد نقش بسیار تعیین کننده ای برای تعریف و اجرای آیتم های این برنامه است.

فریدن جیرانی، فردی است که گاه و بیگاه با خنده های ژورنالیستی اش، بدون اینکه استدلالی داشته باشد، طرف سخن خویش را منفعل می کند و وی را از ادامه سخن باز می دارد. فردی که تعاریفش از مدرنیته هر دانشجوی سطح پائین هنر و فلسفه و ادیان و جامعه شناسی را به خنده وا می دارد و حمایتش از عدم سانسور در سینما قابل تامل می باشد و علت یابی های اش از دلایل افول و رشد سینمای ایران و سینمای دفاع مقدس، هر مخاطبی را به تعجب وا می دارد. قطعا جیرانی ژورنالیستی سینمایی است که مبتنی بر برخی نگاه های روزنامه ای و کم عمق، در باب سینما قضاوت می کند و قضاوت هایش عالمانه و محققانه و مبتنی بر نظریات فیلسوفان هنر و کارشناسان راهبردی رسانه نیست. یادمان نمی رود تعاریف بی پایه و اساس وی در صحبت با مسعود فراستی که از مدرنیته داشت. یادمان نمی رود مباحثاتش با برخی زنان معروفه سینمای ایران در مجلات و برنامه هفت. یادمان نمی رود موضع گیری هایش درباره عالمان دین وسینما. یادمان نمی رود جانبداری هایش از فیلم غرب پسند جدایی... .

جای تاسف است که افسار مهم ترین برنامه سینمایی تلویزیون ما به دست ایشان افتاده است. واقعا باید گریید بر جامعه ای که با وجود متخصصان ارزشمند و برنامه ریزان راهبرد نویس رسانه ای، آیتم های این گونه برنامه هایش در اختیار برخی بازیگران غربزده و معروفه و نویسندگان ژورنالیست مجلات غربگرا و غیرعمیق سینمایی است که با عکس های برخی بازیگران نان می خورند و متخصص تبلیغ فیلم های خاص هستند. ای کاش مسئولین صدا و سیما کمی به فکر عاقبت خود و مردمی که مخاطب چنین برنامه ای هستند، نیز بودند. البته خدا را شاکرم که بسیاری از مردم و دانشگاهیان و حوزویان، این مطالب را متوجه شده و متذکر می شوند. امیدوارم که پس از این تذکرات، این قبیل برنامه ها سر و سامان بهتری بگیرد و تبدیل به برنامه ای در مسیر اعتلای سینما وفرهنگ ایران اسلامی شود. قصد ما توهین به آقای جیرانی و هیچکس دیگر نبوده و نیست و تلاش بر این بوده است، واقعیتی که باید گفته می شد، پس از چندین بار تذکر غیرمستقیم و شفاهی به مسئولین صدا وسیما، در منظر عمومی بگوئیم. به امید غلبه حق مدران.

همچنین در نقد برنامه هفت بخوانید: نامه بیش از بیست رسانه انقلابی خطاب به عزت الله ضرغامی در نقد برنامه هفت و موضع گیری های شبه روشنفکرانه مجری و اتاق فکر این برنامه: زمینه را برای مناظره نمایندگان جبهه فرهنگی انقلاب با دست اندرکاران هفت فراهم کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 6:2  توسط گروه مطالعاتی  | 

معناگرايي معکوس،عرفان پست مدرن،بوديسم ولامائيسم صهيون مآب درسينماي غرب

با نگاهي به بوديسم، بوديسم تبتي، هندوئيسم، ذن، ذاذن، يوگا و ارتباط معناگرايي و زرسالاران و صهيونيست هاي بين الملل وتاثيرات سينما از اين آيين ها (بخش دوم و نهایی مقاله: با نگاهی به فیلم های هفت سال در تبت، بودای کوچک، بودا، سمسارا، کتیبه جادویی/راهب ضد گلوله، کوندون/کاندون دالایی لامای چهاردهم، بودیسم وسرمایه داری جهانی، راهب خشمگین) بخش اول این مقاله در اینجا نگاهی دارد به فیلم ها وسریال های لبه تیغ، ماتریکس، انیماتریکس/ پویانمایی های نه گانه ماتریکس، بهار تابستان پائیز زمستان... وبهار، نفرین مجسمه سیاه، ای کیو سان، جواهری در قصر/ یانگوم بزرگ، افسانه شجاعان، روشنایی تضمین شده/ روشنایی ضمیر/ روشنایی ذهن)

بوديسم تبتي[38]، در اتحاد راهبردي با صهيونيسم و استکبار

در قرن شانزدهم ميلادي لقب «دالايي لاما» از طرف پادشاه مغول، به رؤساي لامائيسم داده شد. «دالايي» به معناي درياست.[40] اكنون چنان اين آيين بر تبتيان رسوخ كرده كه حوالي دهه هفتاد ميلادي يك پنجم خانوده‌هاي تبتي در ديرها و معابد مشغول بوده‌اند. ديرهايي كه مركز مذهبي، سياسي و اجتماعي هستند. اكنون «تنزين گياتسو» متولد 1935م. به عنوان چهاردهمين دالايي لاما، رهبر تبعيدي تبتيان است. تنزين گياتسو، 66 سال است که رهبر اين فرقه است. وي در سال 1898م. به دليل مبارزات غيرمسلحانه اش با سلطه چين بر تبت، جايزه صلح نوبل را گرفت! او از سال 1595م. به همراه صدهزار نفر از پيروانش توسط چين به هند تبعيد شد و هم اكنون در دانشگاه‏هاي معتبر غرب، به او كرسي‏هاي متعددي داده‏اند تا مروج رسمي عرفان سكولار و مبارزه مسالمت جويانه (ذلت‏پذير) و معنويت بدون خدا و متافيزيك بدون معاد و پيامبري و وحي باشد.[41] اخيراً مدال طلاي كنگره، بالاترين نشان غير نظامي آمريكا در دوران جنگ‌طلبان بر اين كشور، توسط جرج بوش 16 اُكتبر 2007 (24 مهر 1386) به دالايي لاما اهدا شد! همان رهبر بوداييان تبّت كه دم از صلح و همزيستي مسالمت‌آميز و تساهل و عدالت مي‌زد و سردمدار شعارهايي چون «مهرباني، شفافيت، بينش»[42] در دانشگاه‌ها و مجامع ديني و علمي اروپا و آمريكا بود و خود را به عنوان پيام‌آور معنويت و تعاليم مصلحانه از شرق براي غرب معرفي مي‌كند و مداراي ديني و پيروي از طريق محبت را تبليغ مي‌كند و سمبل مبارزه خالي از خشونت، در رسانه‌هاي مسلط جهان است.[43] به راستي چرا غرب اينچنين واضح و معنادار از بوديسم تبتي حمايت مي کند؟ چرا سمبل جنگ‌طلبان جهان، جرج دبليو بوش، كه فقط در پنج سالة اخير(2003-2008) دو جنگ، به قيمت چند صد ميليارد دلار و حدود يك ميليون كشته از مسلمانان، خصوصاً شيعيان عراق به راه انداخته است، اينچنين طرفدار عالي جناب «تنزين گياتسو»، چهاردهمين دالاي لاماي بودايي شده است؟ ... متن کامل و پاورقی ها در ادامه مطلب...    قسمت اول را در پست قبلی همین وب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 1:19  توسط گروه مطالعاتی  | 

معناگرايي معکوس،عرفان پست مدرن،بوديسم ولامائيسم صهيون مآب درسينماي غرب

با نگاهي به بوديسم، بوديسم تبتي، هندوئيسم، ذن، ذاذن، يوگا و ارتباط معناگرايي و زرسالاران و صهيونيست هاي بين الملل وتاثيرات سينما از اين آيين ها(بخش ابتدایی)

بخش انتهایی و پاورقی ها و منابع این مقاله را در پست بعدی همین وب ببینید.

 اخيرا شاهديم که موج بلندي از فيلم هاي اصطلاحا معنا گرا ايجاد شده و ازهمه بلندتر موجي است که مروج بوديسم با قرائت غربي آن، مي باشد و معناگرايي هاليوودي با حدت تمام به سمت عرفان‏هاي شرقي خصوصاً بوديسم پيش مي‏رود و آثار شاخصي مانند سه گانه «ماتريکس» و «انيماتريکس»(انيميشن‏هاي نه گانه ماتريكس)، هفت سال در تبت، بوداي كوچك، كاندون، نفرين مجسمه سياه، لبة تيغ، كتيبة جادوئي، تن تن در تبت، بودا، بهار تابستان پاييز زمستان ... و بهار، سمسارا، معبد شائولين، اي‌كي‌يو سان، جواهري در قصر (يانگوم بزرگ)، بودا از شرم فرو ريخت، راهب خشمگين، روشنايي تضمين شده، بوديسم و سرمايه جهاني، اوسه آم، چه آرزوهايي كه مي‌آيند، بابا عزيز، پرسش‌هايي براي دالايي لاما، تبّت، تفكر ذن و ... در حال مطرح کردن اين نوع معناگرايي در جهان هستند. از طرفي ديگر، ستارگاني چون «كيانوريوز» نقش اول «ماتريكس»، «برادپيت» بازيگر «هفت سال در تبت»، «اوماتورمن»، «ريچاردگر»، «جت لي»، «استيون سيگال»، «شارون استون»، «لئوناردو دي كاپريو» نقش اول «تايتانيك»، «جان كليز»، «آلانيس مورليست»، «استينگ»، «گلدي هاون» و «اورلاندو بلوم» به داشتن گرايشات بودايي و پذيرفتن اين آيين، در هاليوود مشهور...  متن کامل در ادامه مطلب...   / قسمت دوم در این پست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 1:13  توسط گروه مطالعاتی  | 

کتاب و کتابخوانی(1)/ آخرین کتابهای جنجالی دفترپژوهش‌های موسسه کیهان:
«ارتش سری روشنفکران» در نمایشگاه کتاب + تصویر
فضلی‌نژاد در سال 1386 کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» را منتشر کرد که 15 بار چاپ شده و به عنوان پرفروش ترین کتاب سیاسی سالهای گذشته معروف است. در این کتاب، نخستین‌بار تاریخچه و ابعاد پدیده جنگ نرم و براندازی نرم طرح شد و با رویکردی تئوریک تحلیل شد. اکنون پس از 5 سال که وی بارها وعده چاپ کتابی جدید را به مخاطبان داده و بیشتر به پژوهش و مقاله نویسی برای روزنامه کیهان پرداخته، خبرها از رسیدن کتاب «ارتش سری روشنفکران» به نمایشگاه مطبوعات می‌دهد؛ چنانکه روزنامه کیهان نیز امروز این خبر را منتشر کرده است.
دفتر پژوهش‌های موسسه کیهان» با 5 عنوان کتاب جدید از مجموعه کتابهای جنجالی «نیمه پنهان» از 12 اردیبهشت در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور خواهد یافت که کتابهای «گفت‌وشنود» به قلم حسین شریعتمداری، «رازهای دهه 60» به قلم «مرتضی صفارهرندی»، «ارتش سری روشفکران» به قلم پیام فضلی نژاد و «طریقت تزویر» از جمله آنهاست... بقیه در ادامه...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 1:56  توسط گروه مطالعاتی  |