اختاپوس ها سوار بر هالیوود
استوديوهاي شش گانه آمريكايي در دهه 1920م.، هاليوود را در حومه شهر لسآنجلس تشكيل دادند و تا حدود 30 سال حاكم مطلق بودند. صاحبان اين كمپانيها، يهودي و از مهاجرين اروپاي شرقي بودند. اين عده شامل برادران وارنر (به ويژه جك وارنر)، ساموئل گلدن، لويي ماير، كارل لمله، ادولف زوكر، ويليام فاكس ميشدند كه استوديوهاي برادران وارنر، متروگلدن ماير، يونيورسال، پارامونت، كلمبيا و فوكس قرن بيستم را تأسيس كردند. آنها از هر چيزي براي موفقيت فيلمهايشان استفاده كردند همانند استفاده ابزاری از زنان، سيستم ستارهسازي، موضوعات غيراخلاقي، خشونت، اسطوره سازی، ترويج خرافات و جادو و…
کم کم در کنار غولهاي هاليوود ردههاي ديگري از يهوديان هم وارد عرصه کارزار شدند. امروزه کمپانيهاي «يونايتد آرتيس» و«کانون» و «والت دیسنی» آمريکا و«فالکون» انگليس[1] هم از آن صهيونيست هاست. آنها سعي مي کنند با بلعيدن شرکتهاي کوچکتر سيطره خود را در کشورهاي ديگر هم کامل تر کنند. اهداف مهم صهيونيستها از به دست گرفتن شرکتهاي سينمايي از اين قرار است:
1- بسط ارزشهاي مادي گرايانه که امروزه در ارزشهاي آمريکايي متبلور است و شامل انحرافات جنسي، خشونت، وهم انگاري و جادوگري، علوم تجربي و پوزيتيويستي و شکاکيت مي شود.
2- جهاني کردن اسطوره ها و خرافات و دروغهاي صهيونيستي-يهودي مثل افسانه فتح بي رحمانه و قساوت گونه فلسطين(!) توسط يوشع بن نون (عليه السلام) ، اسطوره هاي قوم برگزيده و سرزمين موعود و آوارگي و مظلوميت هميشگي يهوديان در طول تاريخ و ظهور منجي يهود(مسيح راستين!) در آخرالزمان و بهشت زميني يهوديان. فيلم«ده فرمان» در راستاي تثبيت همين اسطوره هاست. صهيونيست ها براي باوراندن دروغ هاي بزرگي چون شش ميليون کشته يهودي در جنگ جهاني دوم و دادرسي دادگاه نورمبرگ و فاشيسم ستيزي يهوديان فيلم هايي چون «اردوگاه آشويتس»، «فهرست شيندلر»، «هولوکاست(اتاقهاي گاز)»، «شوآ» و «سلام آلمان»[2] را دقيقا در همين راستا ساخته اند.
3-جلو گيري از اعتراض و فشار افکار عمومي به سياست هاي اشغال گرانه و توسعه طلبانه صهيونيست ها و غربي ها در کشورهاي مختلف خصوصا فلسطين اشغالي در عرصه سينما.
4-بي تمدن و عقب مانده و تروريست جلوه دادن و تحقير دشمنان واقعي و خيالي خود خصوصا مسلمانان. فيلم هايي چون «محاصره» و «دروغهاي حقيقي» در همين راستاست.
5-الگودهي و آموزش نسل جديد جهان هرگونه که بخواهند. بسياري ازفيلم هاي قهرمان پرور مانند فيلم هاي «آرنولدشوارتزينگر»و«فرانکي»[3] با همين هدف ساخته شده اند.
6-کسب و تجارت سود آور گيشه ها به هر بهايي و به وجود آوردن مصرف کنندگان منفعل و تنبل و تاثیر پذیر.
7-تقويت روحيه و انسجام دروني قوم یهود مثل تقويت زبان عبري و نمادهاي توراتي چون شمعدان هفت شاخه، عقاب، خروس، شير، شاخه زيتون، تاج، ستونهاي معبدسليمان عليه السلام، ستاره داوودي، عرقچين مخصوص يهوديان،کلاه شاپو و کت و شلوار سياه رنگ، بلندگذاشتن موهاي بنا گوش(کلاله) در مردان[4]
8-برتر جلوه دادن يهوديان و قوانين آنها درتمام عرصه ها و تحقير ديگر اديان. فيلم «غريبه اي درميان ما» تصوير بسيار زيبايي از زندگي يهوديان در محله خودشان در نيويورک ارائه مي دهد که با رعايت دستورات شرعي دين يهود، مانند: جدايي زن و مرد حتي با پرده در اتوبوس و سر ميز غذا و ادب بزرگتر را رعايت کردن و خصوصا ولايت پذيري بي چون و چرا از حاخامها زندگي آرام و خوشي را دارند. فيلم «دختر راهبه» هم با دقت، دين مسيحيت را زشت جلوه مي دهد. فيلم هايي که عليه مسلمانان مي سازند از حد شمارش خارج است مانند فيلم «کشتي هاي بلند» و«ماه» «سحر» و «هديه»[5] در بسياري از فيلمها هم با فردي کردن دين، زمينه را براي بسط اديان سکولار و بي تفاوت مهيا مي کنند.
9-در دست گرفتن جشنواره هاي بين المللي فيلم و دادن جايزه به فيلمهاي مورد نظر خود.[6]
10-جذب و خريد و تهدید هنرمندان و سينما گران کشورهاي مختلف و خط دهی به اين صنعت در اقصي نقاط جهان و کمرنگ کردن تلاشهاي معدود سينماگران متعهد جهان.
[1] شرکت فالکون از آن عماد فايدمصري مشهور به دودي بود .صهيونيستها بعد از موفقيت فيلم اين کمپاني به نام « ارابه آتش» ، اين شرکت را با تهديدکردن صاحبش به مرگ با بهايي بسيارپايين تر از قيمت روز از چنگ او درآوردند.(براي مطالعه بيشتر به روزنامه کيهان ، مورخه فروردين80 ،مقاله توطئه صهيونيسم براي سيطره برسينماي جهان – 2ويا کتاب« اسرائيل هنر مصر را مي ربايد » نوشته محمد الغيطي مراجعه کنيد.)
[2] در رابطه با اين فيلم مراجعه کنيد به کيهان ، 22/2/80 ، صفحه 12.
[3] فرانکي همان جان کلود ون دام يهودي است و آرنولد يکي ازاعضاي حزب جمهوري خواه آمريکاست که ثروت زيادي را از طريق بازي در اين فيلمها اندوخت و در سال 2003 ميلادي فرماندار کاليفرنيا شد و قطعا کسي بدون حمايت صهيونيست ها نمي تواند به چنين مقامي در آمريکا دست يابد.
[4] براي مطالــعه بيشتر در باب تاثيرات وحدت بخش سمبلها و نمادها و زبان درميان يک گروه يا قوم خاص مي توانيد به کتابهاي هنر و فصل اول و دوم کتاب مباني فراماسونري مراجعه کنيد.
[5] در اکثر اين فيلمها مسلمانان انسانهاي ضعيف و شهوتران و خائن و متعصبي هستند که در قصاوت قلب و فساد اخلاقي و تجاوز همتا ندارند و غالبا شخصيت مقابل اينها يهوديان امانت دار و مهربان و تحصيل کرده اي هستند که مورد تعدي قرار گرفته اند و با شجاعت و زيرکي حق خود را باز پس مي ستانند. براي مطالعه بيشتر مي توانيد به کتاب « نفوذ صهيونيسم بر رسانه هاي خبري و سازمانهاي بين المللي» نوشته فوادبن سيد عبدالرحمن الرفاعي ، ترجمه حسين سرو قامت ، نشر کيهان ، چاپ اول ، 1377، صفحه 48 و روزنامه کيهان ، مورخه 13/5/80 ، صفحه 12 ، مراجعه کنيد.
[6] برا ي مطالعه بيشتر رجوع کنيد به کيهان ،22/2/80 ، صفحه 12 ، مقاله «اهريمن صهيونيسم در بازار مکاره کن» و کيهان ، 16/3/80 ، صفحه 12 ، مقاله «جايزه ويژه جشنواره برلين براي يک فيلم صهيونيستي» و کيهان ، 13/5/80 ، صفحه 12 ، مقاله «ستاره اسکار صنعت يهودي».
نمونه ای از جنایات یهود و هالیوود:
آنان پسرند يا دختر ؟
دهه ي 1960 ، جنگلهاي آمازون شاهد آزمايش كثيفي است. يك روانشناس يهودي بر 80 كودك بي نوا ، پسر بچه هايي كه مي بايست در آينده مردان قوي و جنگ جوي قبيله ي بخت برگشته ي خود مي شدند ، لباس دخترانه مي پوشاند ، بر آنها نام هاي دخترانه مي نهد ، اسباب بازي هاي دخترانه در اختيار آنان قرار مي دهد و بر صورتشان آرايش هاي دخترانه مي نشاند .
بنابر تئوري يهوديها هر آزمايشي كه بر روي يك قبيله ي كوچك انجام شود ، بر روي يك ملت و يك دنيا هم قابل اجرا است .
روزها ، هفته ها و ماهها از عمر كودكان بي پناه مي گذشت ، اكنون آنان 15 ، 16 ساله هستند . لحظاتي كه با خود خلوت مي كنند ، نزاعي را در روح و روان خود شاهدند . آنان پسرند يا دختر ؟
آگاهي از دوگانگي اي كه در جنسيت آنان ايجاد شده برايشان زجر آور است . گروهي از اين كودكان كه اكنون نوجوانان قبيله ي خود هستند آنچنان سر خورده شده اند كه دست به خودكشي مي زنند . اين ماجرا بنيان صنعت فيلم سازي صهيونيستي هاليوود را با تغيير و تحول شگرفي مواجه ساخت و شروعي شد براي پياده كردن اهداف صهيونيست ها در جوامع مختلف .
آنها متوجه شدند كه با حمله به ريشه ي شخصيت يك انسان ، مي توان در تمام خواص شخصيتي و انساني او ترديد ايجاد كرد .
اين كه در آيين ديني ما پوشيدن لباس زنانه براي مردان و لباس مردانه براي زنان با ممنوعيت مواجه است ، بي حكمت نيست .
اولين سوال پدر و مادر به هنگام تولد نوزاد اين است كه ، دختر است يا پسر ؟ چرا ؟ به خاطر اينكه اين سوال هويت ما را تشكيل مي دهد . مهم ترين و اساسي ترين نشانه ي هويت ما ، جنسيت ماست . اما پر واضح است كه تنها گوشت و پوست و استخوان نمي تواند تفاوت هاي جنسي را منعكس كند . به عبارت ديگر بخش عمده ي مذكر بودن و مونث بودن جعلي است ، ساخته ي عرف است . يعني صفات مردانه و زنانه قابل تنظيم اند . يعني مي شود مرد را جور ديگري تعريف كرد و زن را جور ديگر .
يهود از طريق اشاعه ي فيلم و نمايش و با استفاده از هنر پيشگاني كه با تدبير مدبران يهودي به ستارگان محبوبي تبديل مي شوند ، تصميم گرفت كه : در مردانگي و زنانگي دختران و پسران ترديد ايجاد كند .
منبع:http://atm.parsiblog.com وبلاگ انجمن تفکر مبانی
هشدار: لباس ها ومدلهای مو و آرایش زنانه برای پسران و مردانه برای دختران که امروزه در دنیا و کشورمان رایج شده است از کجا آب می خورد؟!



