تبليغاتX
سینما و صهیونیسم

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

مجله فرهنگ پویا که حاصل دسترنج گروهی از طلاب و محققان تلاشمند همکار موسسه اموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تحت ریاست ایه الله علامه مصباح یزدی است در هشت شماره اخیر خود واقعا با مبانی محکم به تبیین خطرات و افتهای فرهنگی امروز کشورمان کرده است. تیزبینی و هوشیاری گردانندگان این مجله باعث شده که در مدت کوتاهی مشتریان خاص خود را پیدا کند و بسیاری از دوستانم مشترک مجله شوند.با توجه به اینکه این مجله توزیع ضعیفی دارد،پیشنهادم این است که شما هم همین امروز دست به جیب شده وسریعابه آدرس "قم-بلوار امین-۲۰متری گلستان-کوچه۴- پلاک۳۱ "و یا صندوق پستی"۳۷۱۶۵/۱۴۶" و یا تلفکس"۰۲۵۱۲۱۱۳۶۶۷" عضو این مجله ارزشمند شوید. چند مقاله این شماره-ویژه نامه رسانه هویت جوان- که به صورت دوشماره ای در حدود دویست صفحه منتشر شده است بسیار خواندنی هستند. یکی از آنها را برای توجه مسئولان رسانه ملی اینجا می آورم:

توصیه هایی ساده و مستحکم، اما عمل گرایانه و دقیق وصمیمی

وظايف و اهميت رسانه و صدا وسيما[1]

 برنامه‌ريزي در صدا و سيما بايد با جهت‌گيري به سمت وحدت ملي، ايجاد اميد، نشان دادن افق‌هاي روشني كه در پيش روي ملت ماست،... ترغيب مردم به حضور در صحنه، ... جان ماية همة اينها هم ايمان قلبي و ديني است.... همة تلاش‌ها و كارهايي كه در كشور صورت مي‌گيرد، به يك معنا، يك طرف؛ كار رسانة ملي يعني صدا و سيما طرف ديگر.... پيام، هنر، انتخاب زبان و موضوع متناسب و تهي بودن از هر بدآموزي، به عنوان چهار اصل هميشگي، مورد توجه مديران و كاركنان و برنامه‌ريزان و مجريان باشد... شرط اصلي آنست كه به نحوي در خدمت هدف‌هاي اسلام و انقلاب قرار گيرد.... مأموريتِ محوري عبارت است از مديريت و هدايت فكري، فرهنگ، روحيه، اخلاقِ رفتاري جامعه، جهت دهي به فرك و فرهنگي عمومي، آسيب‌زدايي از فكر و فرهنگ و اخلاق جامعه، تشويق به پيشرفت يعني روحيه دادن و زدودن احساس عقب ماندگي... ظرفيت بالا در كم و كيف محصولات، هر دو مد نظر است. نبايد كميت، كيفيت را تحت الشعاع قرار دهد و به عكس....  فرهنگ ماية اصلي هويت ملت‌هاست... فرهنگ در دست شما كاركنان صدا و سيماست... هيچ كس هم نمي‌تواند در مقابل اين گسترش فرهنگي كه شما ايجاد مي‌كنيد مقاومت كند. امروز مهم‌ترين ابزار جنگ بين قدرت‌ها در دنيا رسانه است.

صدا و سيما در زمينة پرورش و گسترش و تفهيم و تبيين فضايل اخلاقي بايد برنامه‌ريزي كند... مثل انضباط اجتماعي، وجدان كاري، نظم و برنامه‌ريزي، ادب اجتماعي، توجه به خانواده، رعايت حق ديگران و ... كرامت انسان، احساس مسئوليت، اعتماد به نفس ملي، شجاعت شخصي و شجاعت ملي، قناعت، امانت، درستگاري، حق‌طلبي، زيبايي‌طلبي،  نفي مصرف زدگي، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم ... يك وقت هست كه راديو و تلويزيون براي پر كردن وقت است؛ ... هدف اين نيست ... هدف اصلي ما سازندگي مردم به شكلي است كه اسلام و انقلاب مي‌خواهند... دستگاهي كه در دستان هنرمند و با قدرت شماست... شوخي نيست. اين چيزي نيست كه آدم... بگويد اين اشكال به خوبي هايش دَر! نه، فقط خوبي ها بايد گسترش پيدا كنند و زياد بشوند. (صفحات 1-19)

برنامه و فيلم خنثاي بي‌اثرِ بي‌محتوايِ بدون پيام، مطلقاً پخش نكنيد... بعضي از برنامه‌ها اين گونه است. ...اگر شما برنامه اي را براي اين آورديد كه اينجا خالي است، از شنوندگان عذر خواهي كنيد و بگوييد: شنوندگان! متأسفانه به مدت اين يك ساعت، برنامة مناسب شما پيدا نكرده‌ايم؛ اين يك ساعت تعطيل. اين، خيلي بهتر و پر جاذبه‌تر و منصفانه‌تر است. بعضي از فيلم‌ها ساخته و نشان داده مي‌شود كه بي‌محتواست... اينها را پخش نكنيد؛ حتي توليد نكنيد (صفحات 60 و 61)

نوع نمايش شخصيت زن و حجاب

ما بايستي زن را، هم با حجاب نشان بدهيم، هم سرشار از ارزش‌هايي كه اسلام و انقلاب براي او در نظر گرفته است؛ يعني نجابت و عفت زن. مهمترين مسأله، آن گوهر عفت زن، آن عضو اصلي و ركن اساسي خانواده بودن، آن عضو اصلي و ركن اساسي فعاليت‌هاي جامعه بودن... در فيلم، سريال، شعر‍ِ موسيقي، در برنامة خانواده، در برنامة سلام صبح بخير و در ساير برنامه‌ها،... در اجرا و هم در تهيه برنامه... مجري‌ها هم بايد توجه كنند. اين كارها بايد در راديو و تلويزيون انجام بشود، ولي نمي‌شود!(صفحه21)

برنامه‌هاي جوانان و نوجوانان

... بايد ضمن برخورداري از استحكام بنيادين، با شيوه‌هاي جذاب و سالم و شادي بخش همراه باشد.. از هرگونه ارايه‌اي كه متضمن بدآموزي در انديشه و رفتار باشد، اجتناب شود.

موسيقي غربي يا ايراني

بنده كلاً با موسيقي غربي در راديو مخالفم. من معتقدم كه موسيقي ايراني مي‌تواند به نيازهاي شما پاسخ بدهند... شما بگوييد ما براساس دستگاه‌ها و رديف‌هاي ايراني، آهنگي مي‌خواهيم كه باب برنامه‌هاي علمي باشد... سفارش بدهيد. به همين اركستر بزرگ تهران كه متعلق به راديو تلويزيون است، سفارش بدهيد. و از آنها بخواهيد بياورند ... شايد اين مراجعات مكرر شما... نوازندگان ما را هم يك خرده‌اي سر شوق بياورد... براي تهيه و تنظيم آهنگ‌هاي انقلابي، آهنگ‌هاي اسلامي و طرح ارزش‌هاي اسلامي، از بهترين موسيقي‌ دان‌ها و بهترين خوانندگان استفاده بشود. (صفحات 23 و 25)

لزوم حرکت به سمت نوشتن فيلم نامه هاي ارزشمند... ما هنرپيشه‌ها  وكارگردانان خوبي داريم، صحنه آرايي‌ها خوب است، اما مضمون‌ها پوچ است... متأسفانه فيلمنامه‌ها هيچ خوب نيست؛ يعني خيلي خيلي ناقص و خيلي كم است. (صفحه 30)

طنز فاخر، باعث رشد مردم در عين شادي و نشاط

حجم و كيفيت برنامه هاي طنز در صدا و سيما بالا رفته و بسيار خوب شده است؛ منتها متوجه جهت‌گيري‌ها باشيد... طنز بسيار چيز خوبي است؛ به خصوص اگر در فيلم‌هاي سينمايي به كار رود. .. من گاهي مي‌بينم كه به عنوان شاد كردن مردم، فضا را مبتذل مي‌كنند. مثلاً اگر مي خواهند جوك و لطيفه بگويند، لات بازي مي‌كنند. لات بازي بد است، هر جا باشد، بد است... لزومي ندارد كه در اين زمينه‌ها آدم به پستي گرايش پيدا كند.... طنز را با فكاهي، با شوخي كردن و سبكي كردن اشتباه مي‌كنند... طنز يك سخن جدي است كه تيزي و تلخي جد، با هنرمندي از آن گرفته مي‌شود و چون كار بسيار مهمي است، كار انديشمندان، نازك انديشان و برجستگان است... حرف جدي در زير لعاب نازك انديشي و نازك گويي و ظريف و لطيف‌پردازي؛ اين طنز است. حتماً بايد نكتة جدي باشد، اگر هجو و لغو و شوخي بود، اين طنز نيست، مطايبه است. (صفحات32و  33و 34)

برنامه ريزي هوشمندانه براي مراسمات و عزاداري ها

براي مراسم ديني، اعياد و عزاداري‌ها، برنامه ‌ريزي هوشمندانه بشود. بعضي از برنامه هايي كه اجرا مي‌شود، كاملاً ناهوشمندانه است. اگر برنامه‌هاي ديني خوب ادا شود، فايده دارد؛ اما اگر بد ادا شودف خنثي نيست؛ نتيجة بد دارد؛ مثل داستان مؤذن بد صدا ... ما گر بد اذان بگوييم، عشاق اسلام را از اسلام مي‌رانيم. ما بايد خوب و خوش صدا اذان بگوييم. اذان ما همين معارفي است كه مي‌گوييم؛ همين صدا و سيماي ماست. (صفحه 38)

از وظايف رسانه، ارتقاء معرفت ديني و ايمان ديني است... هم ايمان مردم بايد تقويت شود، هم معرفت و شناخت آنها...  ايماني كه مردم پيدا مي‌كنند، سست، عوامانه، سطحي و قشري نباشد؛ به شدت از اين پرهيز شود. اكتفا نشود به تغليظ احساسات مردم و تشريفات افراطي ... برنامة‌ ديني بايد نسبت به دين شبهه زدا باشد، نه شبهه‌زا. (صفحه 39)

سياست كلي صدا و سيما بايد تقويت مديريت‌هاي اجرايي كشور باشد... ضعف‌ها را هم بگويد؛ دردهايي كه جلوي چشم مردم است، عيبي ندارد صدا و سيما به آنها بپردازد؛ منتها طرح اين دردها و ضعف‌ها و نارسايي‌ها بايد به گونه‌اي باشد كه اولاً مردم را مأيوس نكند، ثانياً مديريت راتضعيف نكند... هدف ما بايد تقويت مديريت اجرايي كشور باشد... ضعف‌ها و نقص‌ها هم بايد گفته شود تا مردم تصور نكنند اين جا بوقي است كه بنا دارد فقط از حكومت تعريف كند... طرح غلط مشكلات، مضر است. طرح سؤال‌هايي كه پاسخ ندارد، مضر است... مديران گاهي نقض كار خودشان را نمي‌دانند. طرح نواقص كار از زبان منصفانه و بي‌طرفانة شما مي‌تواند به آنها كمك كند. (صفحه 45)

خبرو تحليل و تفسيري كه شما مي‌خواهيد بدهيد، بايد با آن زباني تنظيم شود كه فراغ و خلأ ذهني مردم ما را پر كند. يعني راننده تا كسي پيچ راديو را باز كرد، يك خط فكري از شما دريافت كند... البته سياست‌هاي ما،با سياست‌هاي جوامع سوسياليستي گذشته، تفاوت دارد. آنها تمام اخبار و حوادث را كاناليزه مي كردند و حتي دروغ به مردم تحويل مي‌دادند. من شنيده بودم و بعد هم خودم ديدم كه راديوهاي داير بين مردم طوري بود كه راديوهاي بيگانه را نمي‌گرفت؛ يعني گيرنده‌ها را دستکاري مي‌كردند كه كسي نتواند جاهاي ديگر را بگيرد! ما اين طوري فكر نمي‌كنيم. ما مايليم كه مردم گسترده فكر كنند. (صفحه 47)

همدردي با فقيران و عدالت طلبي، دوري از اشرافيت و تجملات...

به فضاي همدردي با فقيران دامن بزنيد... دغدغة عدالت را در ذهنها و دل‌هاي مردم دامن بزنيد؛ اين كار بسيار خوب است؛ البته سعي شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انساني آنها از بين نرود... زندگي اشرافي و تجملاتي پوچ و بيهوده را هم تخريب كنيد؛ اين زندگي واقعاً در خور تخريب است. زندگي تجملاتي نبايد به هيچ وجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطة منفي به حساب بيايد... توجه كنيد كه ما به فقير بايد عزت نفس و حس مناعت بدهيم و به غني بايد كمك به فقير را بياموزيم. (صفحه 48)

 همه فيلم‌هاي خوب دنيا پيام دارند،‌ مانند آثار چارلي چاپلين...

شما بايد حقايق اسلامي و اخلاقي و همچنين ارزش‌هاي اسلامي را كه برترين ارزش‌هاست و هر انسان داراي عقل و انصاف هم آنها را مي‌پسندد، در نمايش ها و فيلم‌هايتان تبيين كنيد. نگوييد فيلم سينمايي چنين موضوعاتي را بر نمي‌تابد. همة فيلم‌هاي خوب دنيا پيام دارند.... چند اثر معروف «چارلي چاپلين» را ديدم و قلباً به اين مرد ارادت پيدا كردم. ديدم حقيقتاً كار عظيمي كه اين مرد كرده، مگر در قالبي به جز قالب هنر ممكن بود؟ با كدام زباني مي‌شود مضموني را كه در «عصر جديد» يا «ديكتاتور بزرگ» است، بيان كرد؟ (صفحه 51)

زياد شدن مخاطب خوب است، ولي هدف نيست

آمارها نشان مي‌دهد كه درصد بينندگان تلويزيون و شنوندگان راديو در اين چند سال خيلي خوب افزايش پيدا كرده است؛ ... اين كار نبايد هدف باشد، بلكه بايد ببينيد تأثير اين برنامه در مخاطب چيست. گاهي اوقات افزايش مخاطب به قيمتي است كه نمي‌ارزد. آنها جذب مي‌شوند، اما به چه جذب شده‌اند؟ به چيزي كه يا منفي است و يا خنثي. (صفحه 52)

چهره سازي  و الگوسازي با دقت ...

در مقولة ادب و هنر يكي از كارهايي كه امروز تلويزيون متعهد است، برجسته كردن چهره‌هاي اسلامي معاصر كارآمد است... در ميان چهره‌هاي درجه دو و درجه سه، آنهايي كه از كادرهاي اصلي خارجند، آدم‌هاي باشعور، داراي استعدادها و لياقت‌هاي بالا، هوشمند در ادبيات و در هنر و در علم و در مسايل اجتماعي داريم. اينها را مطرح كنيد! ...البته به شكل صحيح و هوشمندانه‌اش... به شدت توجه كنيد كه چهره‌پردازي منفي و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهي ديده ام انسان‌هايي كه هيچ ارزش علمي و هنري ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهره‌پردازي مي‌شوند؛ چرا...؟ به نظر من علاوه بر اين كه اين «چرا» وجود دارد، «منفي»‌هم هست. اين كار، الگو سازي است؛ ما چه كسي را مي‌خواهيم الگوي جوان‌ها قرار دهيم؟ (صفحات 55و 56)

نظارت هم بايد کيفي باشد، هم کمي...

نظارت كيفي را فقط به ملاحظات فقهي و شرعي محدود نكنيد؛ مثلاً مراقبت كنيم دو هنرپيشه پسر و دختر در خلال بازي دستشان به هم نخورد؛ يا وقتي روي صندلي مي‌نشينند، فاصله‌اي بينشان باشد؛ اينها حتماً لازم است؛ اما فقط اينها نيست؛ بايد بر محتوا هم نظارت كيفي باشد. فيلمي كه به تهيه كننده داده‌ايد تا براي شما بسازد و بياورد، نظارت كنيد چقدر از محتوا برخوردار است... به خصوص در حين توليد، نظارت و سركشي كنيد تا پول زياد و بيهوده‌اي مصرف نشود و بعد مجبور باشيد اشكالاتش را برطرف كنيد. (صفحه 62)

معتقدم كه موضوع جنگ، تمام شدني نيست. يعني ذخيره و گنجينه عظيمي است كه تمام نمي‌شود و هميشه مي‌شود از آن استفاده كرد... يعني از جنگ تحميلي، واقعاً يك عمر و بلكه عمرها مي‌شود حرف زد. شما ببينيد ديگران از يك حادثة معمولي چقدر برنامه مي‌سازند؛ چقدر فيلم توليد مي‌كنند و چقدر استفاده مي‌كنند. ما جنگي هشت ساله داشتيم... همين كتاب‌هايي كه حالا معمول شده بچه‌هاي بسيجي مي‌نويسند... واقعاً هر يك سند ذي قيمتي است كه خيلي مسائل با ارزش در آنها وجود دارد... . (صفحه 64)

با آن كسي كه با تفكر اسلامي ميانه‌اي ندارد، هيچ رودربايستي نداريم... آن مخاطبي كه فرضاً باوراسلامي در قلب او نيست و او اين را نمي‌خواهد و اين نوع عمل ما و تصرف ما و فعاليت ما را دوست نمي‌دارد، ما با او هيچ رودربايستي نداريم؛ نمي‌پسندد، نپسندد؛ خوشحال نمي‌شود، نشود؛ تلويزيون را مي‌بندد، در نهايت ببندد. البته بايد تلاش بكنيم كه تلويزيون را نبندد و گوش كند و ببيند؛ اما اگر فرض كرديم كار به آن جا رسيد كه يا ما بايد هدف خودمان را دنبال نكنيم تا او تلويزيون را نبندد  و يا اين كه هدف خودمان را دنبال كنيم كه طبيعتاً او تلويزيون را خواهد بست؛ در اين جا ما دومي را ترجيح مي‌دهيم. اسلام اين مقدار سعة‌صدر دارد كه همة‌حرف‌ها را گوش كند؛ ليكن اين جا اصلاً مسأله اين نيست؛ در اين جا مسأله، مسألة يك شخص در مقابل يك شخص نيست؛ اين جا مسألة يگانه ابزار ناقص يك نظام در مقابل مجموعة توطئه‌هايي است كه دارد انجام مي‌گيرد. (صفحه 66)


[1] .مطالب اين بخش از صفحات مختلف اين کتاب برگرفته شده اند: امواج بيداري (بايد و نبايدهاي صدا و سيما)، محمدرضا حدادي، تهران، فراانديش، چاپ اول، 1386. همچنين از سايت دفتر مقام معظم  رهبري(حفظه الله) نيز استفاده شده است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 19:5  توسط گروه مطالعاتی  |