برخی منتقدان، فيلم نارنيا را بزرگترين هديه هاليوود به بنيادگرايان انجيلي يا همان اوانجليست ها (صهيونيست هاي مسيحي) بعد از فيلم كلاسيك "ده فرمان " اثر سيسيل ب. دوميل ميدانند.

بقیه این مقاله خواندنی را در ادامه همین مطلب ببینید...
ادامه مطلب
سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی
برخی منتقدان، فيلم نارنيا را بزرگترين هديه هاليوود به بنيادگرايان انجيلي يا همان اوانجليست ها (صهيونيست هاي مسيحي) بعد از فيلم كلاسيك "ده فرمان " اثر سيسيل ب. دوميل ميدانند.

بقیه این مقاله خواندنی را در ادامه همین مطلب ببینید...
4- 2- نشر کتاب و تبلیغات تجاری
در عرصه فرهنگ ارتباطات، کتاب و آثار مکتوب به عنوان یکی از تاثیرگذارترین رسانهها مطرح میباشد. خواندن چون در پیوند با فرایند اندیشه و تفکر است، اثرات عمیقتری در جان مخاطب بر جا میگذارد. القای مفاهیم پیچیده و مطالب سنگین تنها از گذر آثار مکتوب امکانپذیر است; چرا که بقیه را در ادامه همین مطلب بخوانید... منبع: علی اقلیدینژاد، مجله مبلغان، بهمن۱۳۸۰،شماره۲۵، در آدرس اینترنتی سایت حوزه علمیه قم، همچنین می توانید قسمت اول این نوشته را در این آدرس پی گیری بفرمائید.
نویسنده:مهندس مهدی حق وردی طاقانکی،فصلنامه عملیات روانی-شماره16 همچنین در پایگاه اینترنتی موعود
صهيونيسم از زمان شكل گيري به عنوان يك جنبش و پس ازآن تاسيس رژيم جعلي اسراييل با سيطره بر رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي، افكار جهانيان را به تسخير خود درآورد. يكي از مهم ترين ابزارهاي تبليغاتي كه اين جنبش توانست در خدمت خود درآورد، سينما است، زيرا اين مقوله به دليل دارا بودن جذابيت خاص و متنوع بودن موضوعات، مخاطبين بسيار زيادي را در برمي گيرد. صهيونيسم از اين ابزار براي ترويج افكار صهيونيستي و تبليغ براي رژيم اشغالگر قدس استفاده نمود. افكاري كه اصولابر پايه اقدامات نژادپرستانه پايه گذاري شده است. در اين راستا در مجله «الاخبار المسيحيه الحره» سال 1938 (1317) آمده است؛ «صنعت سينما در آمريكا كاملايهودي است و يهودي بي آنكه احدي در اين زمينه با او منازعه كند، بر آن حكم مي راند. تمام كارپردازان اين صنعت يا يهودي هستند و يا از دست پروردگان صهيونيست.»
سينما از زمان تاسيس در قرن نوزدهم در راستاي دو هدف عمده به كار گرفته شد كه عبارت بودند 1- اهداف مادي و به دست آوردن سودهاي كلان 2- تسخير انديشه انسان ها از طريق انتشار افكاري كه مويد اهداف سياسي و اجتماعي آن ها باشد كه متاسفانه تاكنون نيز در اين راه موفق بوده است. در اين مطلب ما برآنيم تا به بررسي سينماي صهيونيستي بپردازيم. هر چند برخي بر اين گمانند كه منظور از سينماي صهيونيسم، سينماي اسراييل است، اما بايد گفت سينماي صهيونيسم اختصاص به زمان و مكان خاصي ندارد، بلكه سراسر جهان را دربرگرفته است و در حال حاضر بزرگ ترين شركت هاي سينمايي جهان مانند «متروگولدن ماير»، «كلمبيا»، «برادران وارنر»، «پارامونت»، «فوكس قرن بيستم»، «يونيورسال» و «هاليوود» را در قبضه خود گرفته است.
تاريخ حضور صهيونيسم در سينما به كنفرانس صهيونيستي «پازل» در 1879 (1258) بازمي گردد. زيرا در بند سوم اين كنفرانس بر اهميت رسانه هاي فرهنگي براي ايجاد اسراييل و ضرورت رواج روح ملي بين يهوديان جهان تاكيد مي گردد. از اينجا بود كه صهيونيست ها به سينما توجه نشان دادند.
سينماي صهيونيسم را مي توان به چهار دوره تقسيم كرد:
دوره اول پس از كنفرانس پازل؛ در اين دوره صهيونيست ها به ساخت فيلم هايي برگرفته از داستان هاي تورات مي پرداختند و به تدريج اين انديشه را القا مي كردند كه فلسطين سرزمين موعود است. بعد از وعده «بالفور» در سال 1917 (1296) و اعلام فلسطين به عنوان اسراييل جديد، سينماي صهيونيسم در خلال فيلم هايي مانند «پسر زمين» و «ده فرمان» در سال 1925 (1304) و فيلم «صابر» به كارگرداني «الكساندر فورد» يهوديان پراكنده را براي مهاجرت به فلسطين تشويق مي كردند.
دوره دوم پس از تاسيس رژيم صهيونيستي: در اين مرحله صهيونيست ها كه از تاسيس رژيم اسراييل فارغ شده بودند به ساخت فيلم هايي روي آوردند كه در آن ها اين مساله را تلقين مي كرد كه اسراييلي ها نماينده فرهنگ و تمدن پيشرفته بشريت هستند و در كنار آن اعراب را باديه نشيناني بي فرهنگ با خوي و منش غير انساني و مسلمانان را افرادي خشن و گروه هايي تروريست معرفي مي كردند تا از آن ها تصويري نامطلوب در اذهان به وجود آورند. بعد از حمله رژيم صهيونيستي به مصر و محكوميت جهاني اين رژيم حتي از سوي ايالات متحده آمريكا، صهيونيست ها به تهيه فيلم هايي پرداختند كه در آن اعراب را گرگ هايي گرسنه معرفي كردند و خود را ملتي با تمدن و داراي فرهنگ اصيل نشان مي دادند.
دوره سوم پس از جنگ 1346: در اين دوره كه دوره طلايي سينماي صهيونيستي نيز محسوب مي شد، فيلم هايي ساخته شد كه در آن اين مضمون را تلقين مي كرد كه اعراب بايد قضيه فلسطين را فراموش كنند و وجود رژيم صهيونيستي را به خود بقبولانند. مردم جهان نيز بايد اين مساله را بپذيرند كه حق يهود در فلسطين از آن ها غصب شده بود كه بعد از چندين سال صهيونيست ها توانسته اند اين حق را اعاده كنند. در اين رابطه مي توان از فيلم «جنگ سينا» در سال 1968 (1347) و «نامم را نجوا كن» در سال 1972 (1351) به كارگرداني «جيمز كاموللر» را نام برد.
دوره چهارم پس از جنگ 1352: در اين دوره سينماي صهيونيستي شاهد تحولي بنيادين بود. زيرا سينما به سمت ترويج فساد و فحشا پيش رفت.
در اين دوره كارگردانان به توليد فيلم هايي به ظاهر علمي روي آوردند كه در خلال آن به تبليغ بي بندوباريهاي جنسي و اخلاقي مي پرداختند. پس از مذاكرات «كمپ ديويد» و صلح بين مصر و اسرائيل در سال 1976 (1355) كه سينما در همه ابعاد زندگي نفوذ كرده بود، سينماي صهيونيست گاهي به تبليغ انديشه يهوديان و قهرماني آن ها مي پرداخت كه نمونه آن فيلم «روز استقلال» به كارگرداني «رونالدا ميريچ» در سال 1996 (1375) بود كه جوايز بسياري از جشنواره ها را به خود اختصاص داد. بعضي اوقات نيز كارگردانان با ساخت برخي فيلم هاي مربوط به قضيه دروغين «هولوكاست» به برانگيختن احساسات جهانيان و يا به دست آوردن دلار تكيه مي كنند كه بهترين مصداق آن فيلم «فهرست شيندلر» ساخته «استيون اسپيلبرگ» در سال 1994 (1373) است. اين فيلم هفت جايزه اسكار را به خود اختصاص داد.
سينماي داخل رژيم صهيونيستي
سينماي رژيم صهيونيستي تا قبل از جنگ 1967 (1346) محدود به سريال هاي كوتاه بود اما از اين سال به بعد با همكاري شركت هاي بزرگ سينمايي آمريكايي چون هاليوود به توليد فيلم روي آورد. ساخت فيلم در اين دوره مدتي به تاخير افتاد. زيرا ساخت فيلمي براي مخاطبان اسرائيلي چندان آسان نبود، به اين علت كه اولامخاطبان آن ها از لحاظ فرهنگ و تمدن يكسان نبودند و فيلمي كه با ارزش هاي فرهنگي يك يهودي آمريكايي تعارض چنداني نداشت با فرهنگ يك يهودي شرقي تبار مغاير بود و حتي ممكن بود آن را توهين به خود تلقي كند. در اصل، وجود و يا پذيرش يك فرهنگ ملي، ريشه دار و مشترك در سينما نمود پيدا مي كند. به عبارت ديگر سينما جزيي از فرهنگ است كه اولين مخاطبان آن دارندگان همان فرهنگ هستند. به همين دليل اكنون بعد از پنجاه سال تاسيس، چندان در اين عرصه موفق نبوده است.
به طور كلي بايد گفت سينماي صهيونيسم در حال حاضر بر سينماي جهان سيطره دارد. يكي از متفكران مسيحي غرب در اين رابطه مي نويسد: «... آنها به وسيله خبرگزاري هاي جهاني، مغز جهانيان را شستشو داده است و به وسيله فيلم هاي مبتذل افكار جوانان و فرزندان ما را تغذيه مي كند و آنها را از آنچه خود مي خواهد سرشار مي سازد و جوانان را فاسد و تباه مي سازد تا هميشه در خدمت آنها باشند. صهيونيسم در خلال دو ساعت (مدت نمايش يك فيلم سينمايي) آداب و فرهنگي را كه معلم مدرسه، خانواده و مربي طي ماه ها تعليم و تربيت در اذهان جوانان ايجاد كرده اند، مي زدايد.» پس جاي شگفتي ندارد اگر مي بينيم كه پرچم داران صنعت سينماي جهان اغلب صهيونيست هستند. طبق برخي آمار بيش از 90 درصد كل دست اندركاران عرصه سينما از تهيه كننده و كارگردان تا بازيگر. فيلمبردار و مونتاژگر صهيونيست هستند. اخيراً شبكه جهاني اينترنت با انتشار سرمقاله اي تحت عنوان «آيا هاليوود صهيونيست است» فهرست مفصلي ازصهيونيست ها شاغل در هاليوود را ارائه داده است. در مقابل اين جهانگيري سينمايي صهيونيست ها، متاسفانه در جهان اسلام شاهد نوعي انفعال و بي اعتنايي به اين مقوله هستيم. صهيونيست ها با استفاده از اين ابزار توانسته اند قضاياي دروغيني چون يهودي سوزي (هولوكاست) را به جهان القا كنند اما مسلمانان تاكنون نتوانسته اند از اين رسانه استفاده بايسته اي كرده و به حقوق تاريخي و مسلم خود دست يابند. منبع:سايت پژوهه از روزنامه كيهان، شماره 19193 ، 7/7/87 ،صفحه10(تصوير روز) لینک اینترنتی این مطلب از سایت مطبوعات ایرانی (مگیران)
اجازه دهيد مردم سرگرم مسابقات ورزشي، رسواييهاي جنسي، اشخاص معروف و مشکلات آنها و يا هر چيزي شبيه به اين موارد شوند. هيچ چيز به اين اندازه مهم نيست و البته مسائل بزرگ و مهم بر عهده مردان بزرگ است. «ما خود در اين باره مراقب هستيم»!هدایت فیلم اعلام کرد «اخراجیهای2» در روز دوشنبه با فروشی معادل ۱۰۳ میلیون رکوردی بیسابقه در تاریخ سینمای ایران به جا گذاشت که این رکورد قبلا در اختیار «اخراجیهای1» با فروشی معادل ۷۰ میلیون تومان بوده است. به گزارش شبکه ایران اکران نوروزی سینماها در حالی با نمایش 5 فیلم «وقتی همه خوابیم»، «درباره الی...»، «بیست»، «سوپراستار» و «اخراجیها» آغاز شد، که به نظر می رسد «اخراجی های2» با بیشترین اقبال مردمی مواجه شده است.
فیلمهای «بیست» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی در گروه سینمایی عصر جدید، «وقتی همه خوابیم» به کارگردانی بهرام بیضایی در گروه سینمایی قدس و «درباره الی...» به کارگردانی اصغر فرهادی در گروه سینمایی آفریقا توسط فیلمیران و «اخراجیها2» به کارگردانی مسعود دهنمکی در گروه سینمایی استقلال و «سوپراستار» به کارگردانی تهمینه میلانی در گروه سینمایی استقلال توسط هدایت فیلم در تعطیلات عید نوروز اکران شدهاند. به این ترتیب سینمای ایران در انتظار فصلی رویایی است تا همچون دو سال گذشته بتواند فیلمهایی از اکران نوروزی را به باشگاه میلیاردیهای سینمای ایران معرفی کند.چرا که سینمای ایران از سال 86 توانست در اکران نوروز و با سیاست جدیدی که در اکران فیلمها در پیش گرفت، باشگاه میلیاردیهای خود را تقویت کند. در این سال «اخراجیها» توانست بیش از یک میلیارد تومان فروش کند و در سال 87 نیز «دایره زنگی» در رقابت با سایر فیلمهای نوروزی به این موفقیت دست یافت. اما اکران امسال شاید متفاوتترین اکران سینمای ایران در چند سال اخیر باشد که به نوعی برای هر پنج فیلم موفقیتی قابلملاحظه پیشبینی میشود، چرا که «وقتی همه خوابیم»، «درباره الی...»، «بیست»، « سوپراستار» و «اخراجیها2» تمامی ویژگیهای لازم را برای موفقیت در اکران برخوردارند.
گیشهی «روزانه یکصد میلیون تومان» رکورد تاریخ سینمای ایران را شکست
هر چند در این میان به نظر می رسد بخت «اخراجی های2» بیش از همه باشد. چه اینکه عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران همچنان در اختیار «اخراجی های1» میباشد.بر اساس اعلام نویسنده و کارگردان «اخراجی های2» این فیلم توانسته است یک رکورد بی سابقه برای فروش در روز اول به جا بگذارد.مسعود دهنمکی، در وبلاگ شخصیاش از استقبال بینظیر مردم، در اولین روز اکران این فیلم خبر داد:«روز اول فروردین ۸۸ با استقبال پنجاه هزار نفر از تهرانی ها از اخراجی های ۲ و گیشه ای معادل یکصد میلیون و لوپ شدن سینما استقلال و سینما صحرا تا ۴ صبح رکوردی بیسابقه در تاریخ سینمای ایران رقم خورد.وی ادامه داد: «مهمتر از این ارقام حسی است که مردم در سینماها داشتند. همسرایی سرودی ملی در سینما و تعلق خاطر مشترک آنها در هجو دشمن و وحدت ملی شیرین ترین لحظه ای بود که تا کنون در سینما بوجود آمده. این افتخار مرهون زحمات همه اهالی سینما و لطف الهی است... .»
فیلم جنجالی «اخراجیها2 » در زمان جشنواره فیلم فجر نیز با استقبال عجیب و غریب مخاطبان مواجه شد و این استقبال بعد از جشنواره و در جریان برگزاری هفتههای فیلم ارگانهای مختلف نیز ادامه پیدا کرده است و شاید همین موضوع دلیلی باشد برای این که کارشناسان از آغاز، این فیلم را به عنوان فیلم میلیاردی سال قرار دادهباشند. همچنین هدایت فیلم اعلام کرد «اخراجیهای2» در روز دوشنبه با فروشی معادل ۱۰۳ میلیون رکوردی بیسابقه در تاریخ سینمای ایران به جا گذاشت که این
این در حالی است که سینما ایران و آفریقا که قانونا می بایست در اختیار گروه سینمایی اخراجیها باشند از چرخه نمایش حذف شدهاند. اما گفته میشود سینما آفریقا به صورت چرخشی در اختیار فیلمهای نوروزی قرار خواهد گرفت.اما با نگاهی به سایر فیلمهای اکران نوروزی بیش از هر چیز تنوع فیلمها جلب نظر میکند و همین موضوع به طور حتم اشتیاق قشرهای مختلف مخاطبان سینمای ایران را افزایش خواهد داد.
فیلم دیگر اکران نوروزی، «بیست» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی، یکی از سه فیلم برتر جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر از نگاه منتقدان و روزنامهنگاران سینمایی است. مهمترین ویژگی این فیلم دیدن چهرههای متفاوت و بازیهای فوقالعاده زیبا از بازیگرانی است که سالها عادت کرده بودیم آنها را در قالبهای تکراری ببینیم. دیگر فیلم اکران نوروزی فیلم «درباره الی... " است که نام «اصغر فرهادی» بهترین کارگردان جشنواره بیست و هفتم فجر و جشنواره پنجاه و نهم برلین را به عنوان سازنده خود یدک میکشد. «تهمینه میلانی» پس از «آتش بس» یک بار دیگر یک برگ برنده از خود رو کرده است، فیلمی که از همه عوامل لازم برای ورود به باشگاه میلیاردیها برخوردار است و شاید در رقابت با سه فیلم دیگر خیلی سریع به این مهم برسد. «بهرام بیضایی» پس از هشت سال دوباره با «وقتی همه خوابیم » به سینما بازگشته است. بیضایی با «وقتی همه خوابیم» توانست سیمرغ بلورین تماشاگران بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر را به خود اختصاص دهد. منبع:www.rajanews.com/detail.asp?id=26055
يک عکاس هنرمند آمريکايي با اذعان به بزرگي حرکت کاروان راهيان نور گفت: ايراني ها همچنان ياد شهداي خود را گرامي مي دارندو آن را زنده نگاه داشته و به ديدن اماکن جنگي خود مي روند.به گزارش ستاد خبري و اطلاع رساني قرارگاه حفظ ابنيه و آثار سرزميني دفاع مقدس استان خوزستان، مارک ادوارد هريس عکاس آمريکايي که اخيرا به مناطق مختلف کشور ما سفر کرده است در گفتگو با رسانه هاي آمريکا با اذعان به اين نکته که ملت ايران، ملتي بزرگ و با فرهنگ است از حضور کاروان هاي راهيان نور با عنوان مسئله اي بسيار اعجاب انگيز نام برد.
وي گفت: در حالي که در برخي از مناطق مرزي جنوب ايران همچنان آثار جنگ مشاهده مي شود، کاروان هاي بزرگي را مي بينم که مشتاقانه وباهمان ذهنيت هاي رزمندگان ايراني به زيارت قتلگاه شهداي خود مي روند.هريس افزود: موضوع بسيار جالب توجه اين است که مردم از همه جاي ايران به زيارت اين مناطق مي آيند، مثل اينکه تمام وقايع اين جنگ هنوز در ذهن اين مردم با همان قدرت زمان جنگ باقي مانده است. براي ايرانيان دفاع از کشورشان يک مسئله خيلي واقعي و هميشه يکي از مهم ترين عوامل تفکر سياسي آنان به شمار مي رود.
هريس که به جنوب ايران به صورت گسترده سفرکرده است، با چاپ کتاب نگاهي به درون ايران، به موضوع کاروان هاي راهيان نور و حماسه دفاع مقدس پرداخته است و با انتشار تعدادي از تصاوير مناطق جنگي از جمله شلمچه، خرمشهر و اروند توجه خود را بيش از پيش به اين موضوع نشان داده است.
وي به حجاب، نماز، اماکن مذهبي وزندگي ديني مردم ايران نيز توجه داشته است و تمام اين عوامل را ريشه در فرهنگي عميق و بزرگ مي داند که به غلط توسط حاکمان آمريکا و غرب در کشورهاي اروپايي وآمريکا وارونه جلوه داده مي شود. هريس با چاپ تعدادي از تصاوير جنايات صدام دراستان خوزستان، بعثيون عراق را عامل اصلي جنگ سال 1980 ميلادي برشمرد که با پشتيباني آمريکا و ساير کشورهاي هم پيمان و ساير قدرت ها، جنايات ضدبشري گسترده اي در ايران به راه انداخت و امروز مردم ايران به ياد آن روزهاي بزرگ تاريخي که ماشين جنگي صدام را متوقف کردند در قالب کاروان هاي راهيان نور با عظمت از شهداي خود ياد مي کنند. وي درکتاب مصور خود با بيان منصفانه امر، واقعيات جمهوري اسلامي ايران را بيان و تصوير بسيار مثبت از کشورمان ارايه مي کند.
اين عکاس مشهور آمريکايي در ادامه توضيحات خودبيان مي کند: بعداز اينکه بوش، ايران را محور شرارت توصيف کرد، به ايران سفر کردم تا خود حقايق را پيگيري کنم و در اينجا بود که مشاهده کردم آنچه درخصوص ايران مي گويند با واقعيات منطبق نيست. امروز مردم ايران به استقلال کشور خود افتخار مي کنند. وي ايران را سرشار از زيبايي ها مي داند که تنوع هاي مختلفي درآن چشم نوازي مي کند. هريس همچنين معماري ايران را با عظمت و شکوهمند توصيف مي کند و به کشورمان با ديد کشوري مهم درصحنه جهان مي نگرد. مجموعه هاي مصور حماسه مقاومت و فتح خرمشهر و زن و حماسه دفاع مقدس، کتاب کاريکاتور اشغال که جنايات آمريکا و اسرائيل را درجهان به ويژه عراق، افغانستان، لبنان و فلسطين به تصوير مي کشد و مجموعه تمبرهاي شهداي خرمشهر از جمله تمبر سردار 13 ساله خرمشهر شهيد بهنام محمدي به اين عکاس آمريکايي اهدا گرديده است. منبع: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=26078
این کارگردان ادامه داد: خوشبختانه واکنش مخاطبان به این فیلم و پیام آن مثبت بوده است. در اغلب سینماها، پس از پایان فیلم تماشاگران با خواندن سرود ملی با شخصیتهای فیلم همراه ودر حس میهنپرستی و فضای ملی فیلم شریک میشوند. زمان نمایش فیلم "اخراجیها" با توجه به فرصت تبلیغاتی مناسب بالاترین رقم فروش فیلم در یک روز 60 میلیون تومان بود. در حالی که "اخراجیها2" روز گذشته 110 میلیون تومان فروش داشته است.این نشان میدهد که مردم با فیلم ارتباط برقرار کردهاند. دهنمکی گفت: فروش نیم میلیاردی این فیلم در چهار روز گذشته نشان میدهد فیلم قابلیت تبدیل شدن به یک پدیده رکوردشکن را دارد و اگر ماجراهایی را که برای "اخراجیها" به وجود آمد برای این فیلم اتفاق نیفتد، میتوان امیدوار بود فیلم فصلی تازه در سینمای ایران باشد. فروش "اخراجیها 2" به نوعی رونق سینمای ایران کمک میکند و باید از استقبال از فیلمی از دل این سینما خوشحال باشیم. وی درباره ادامه این استقبال گفت: گمان میکردم فروش فیلم پس از هفته دوم نمایش و از طریق تبلیغات دهان به دهان بیشتر شود، اما فیلم از همان ابتدا با استقبال مواجه شد و این امیدوارکننده است. اما نمیدانم این روند تا چه زمانی ادامه پیدا میکند. اگر این استقبال تا پایان تعطیلات ادامه پیدا کند میتوان با قطعیت گفت که رکورد "اخراجیها" شکسته میشود.
مسعود دهنمکی با اشاره به برنامه ریزی برای تبلیغات فیلم گفت: بخش اداری سازمان صداو سیما در تعطیلات چندان فعال نیست و تعداد محدودی تیزر آماده، تایید و پخش شد. با پایان تعطیلات تیزرهای تازهای روی آنتن میرود و تبلیغات میدانی فیلم بیشتر میشود. دهنمکی درباره ساخت فیلم پشت صحنه "اخراجیها2" گفت: این روزها مشغول تدوین این فیلم هستم که اواسط فروردین به بازار میآید. این فیلم 120 دقیقهای روند تولید "اخراجیها2" را به تصویر میکشد.
این کارگردان با اشاره به ساخت سومین قسمت از این سه گانه گفت: به زودی نگارش فیلمنامه "اخراجیها 3" را شروع میکنم، اما اگر شرایط برای ساخت این فیلم مهیا نشود. فیلمنامه "رسوایی" که مضمونی اجتماعی دارد، مقابل دوربین میبرم. "اخراجیها2" به کارگردانی مسعود دهنمکی با بازی امین حیایی، محمدرضا شریفینیا، جواد رضویان، نگار فروزنده، مهراوه شریفینیا، حسام نواب صفوی و... از اول فروردین اکران عمومی شده است. منبع:رجانيوز
به گزارش خبرگزاري فارس اگرچه هاليوود خيلي زود توانست پلههاي شهرت را در سطح جهان يكي پس از ديگري طي كند، ولي ارزشهاي اخلاقي و معنوي روز بروز در اين عرصه كمرنگ و كمرنگتر شد، تا جاييكه كه خود آمريكاييها و حتي هاليووديها بارها به اين مسئله اذعان داشتهاند.
هنرمندان هاليوود در كتابها و حتي فيلمهاي خود به اين مسئله اعتراف كردهاند تا آنجا كه «هنري فورد»، بنيان گذار كارخانه خوردو سازي «فورد»، هشتاد سال پيش از اين، يعني در حاليكه تنها قريب به دو دهه از تاسيس هاليوود گذشته بود، در روزنامه «ديربون اينديپندنت»، از جريان سازماندهي شده و نظاممندي سخن گفت كه تدريجاً با ترويج ليبراليسم اخلاقي و تساهل اعتقادي، جامعه آن روز آمريكا را به سمت فساد و تباهي سوق ميداد.
البته «هنري فورد» معتقد بود كه اين جريان كه در راس آن يهوديان هستند، تنها به اقتصاد محدود نشده و ساحت فرهنگ و هنر و رسانههاي جمعي را نيز در بر ميگيرد. «فورد»، سينماي آمريكا (هاليوود) را ماهيتاً يهودي ميدانست و آن را مهمترين و مؤثرترين ابزار تبليغي يهوديان بر ميشمرد. او بر اين باور بود كه يهوديان از طريق سينما سعي در تخريب و انهدام ارزشهاي اخلاقي و مباني اعتقادي جامعه آن روز آمريكا دارند. او بارها متذكر شده بود كه اين نه يك انحطاط طلبي، بلكه يك توطئه حساب شده و ويرانگر است كه جامعه آمريكا را احاطه كرده است.
«فورد» در كتاب معروف خود تحت عنوان «زندگي و كار من» نيز مينويسد: در اين كشور جريانهاي مشخص و صاحب نفوذي مشاهده ميشوند كه به نحو محسوس در ادبيات، سرگرميها و رفتار اجتماعي، كاستي و فساد به بار ميآورند. تجارت از سلامت ذاتي خويش دور مانده و كوچك شمردن معيارها و اصول اخلاقي به نحو فراگير در همه جا احساس ميشود.
«كنث انگر»، نويسنده و كارگردان آوانگارد سينماي آمريكا، نيز در كتابي تحت عنوان «بابيلون هاليوود»، پرده از زندگي تاسفبار بسياري از مشاهير هاليوود برداشته است. او در اين كتاب به فساد اخلاقي هاليووديها، رواج بيحد و حصر اعتياد و قاچاق مواد مخدر و وقوع قتل و جنايت و اقدام به خودكشي برخي از چهرههاي مطرح اين صنعت سينمايي اشاره مينمايد و كمرنگ شدن ارزشهاي اخلاقي در هاليوود را عامل تمامي اين بدبختيها ميداند. اگرچه برخي از ادعاهاي او در اين كتاب مورد ترديد واقع شد، ولي كتاب او طي سالهاي بعد نيز با تيراژ بالا چندين بار تجديد چاپ شد.
در فيلميهاي چون «كوكب سياه»، «8 ميليمتري»،«جاده مالهالند»، «فساد اخلاقي: هاليوود» ساخته «ماركوس اونس» و چندين فيلم ديگر نيز به گوشههايي از فساد در هاليوود اشاره شده است. اين مسئله تا بدانجا پيش رفته است كه اهالي سينماي هاليوود و همچنين رسانههاي آمريكايي نيز بارها به اين مسئله اعتراف كردهاند.
«گوئينت پالترو»،بازيگر هاليوودي، ضمن اشاره به كمرنگ شدن ارزشها در هاليوود، به اين مسئله اعتراف ميكند كه زنان در هاليوود تنها ابزاري تجاري براي هرچه بيشتر به قدرت رسيدن روساي اين صنعت سينمايي هستند.
شبكه سيبياس آمريكا نيز در يكي از برنامههاي سال گذشته خود، شكستهاي مكرر گيشه هاليوود را ناشي از ابتذال جنسي رايج در اين صنعت سينمايي دانسته و از وجود ابتذال جنسي فراوان در هاليوود و فرهنگ اين كشور ابراز تاسف كرد.
از جمله شخصيتهاي مشهور به فساد اخلاقي در هاليوود كه «كنث انگر» در كتاب خود نام آنها را آورده است ميتوان به «كارول لنديس»، «مرلين مونرو»، «جوآنتينا هانسن»، «باربارا لامار»، «ماري نولان»، «توماس فلين»، «ايرول لسلي»، «رامون ناوارو»،«مرلين مونرو» و «اليزابت شورت» اشاره كرد.
«كارول لنديس» يكم ژانويه سال 1919 در آمريكا متولد شد، دوران كودكي او با فقر و تجاوزات جنسي متعدد همراه بود، او در سن 15 سالگي ازدواج كرد كه تنها پس از چند ماه به دليل رابطه با فردي جديد، از همسر خود طلاق گرفت، ولي ازدواج بعدي او نيز تنها چند سال به طول انجاميد.
«لنديس» در 15 سالگي مدرسه را رها كرد و به خاطر زيبايي خدادي كه داشت در چند شوي تلويزيوني مشغول به كار شد و همزمان در يك كلوب شبانه به عنوان خواننده كار ميكرد تا آنكه سرانجام در سال 1937 توسط «ويليام اي ولمن»، كارگردان هاليوودي براي بازي در فيلم «يك ستاره متولد ميشود»، بازي كرد، او در اين فيلم در نقش «جانت گينور» دختر جواني بازي ميكند كه با آرزوي بازيگري به هاليوود سفر مينمايد. همزمان با به شهرت رسيدن «لنديس» شايعاتي درباره فساد اخلافي او بر سر زبانها ميافتد كه باعث ميشود تا او از آن زمان به بعد موهايش را بلوند كند و نام خود را از «فرانسيس ليليان ماري» به «كارول لنديس» تغيير دهد.
«لنديس» در دهه 40 همچنان در چند فيلم سينمايي درخشيد، البته درخشش او در عرصه سينما همزمان بود با روابط غيراخلاقي او با «داريل فرانيس زانوك»، نويسنده، كارگردان و تهيهكننده برنده اسكار هاليوود، زوانوك در سيستم استوديويي هاليوود در آن برهه از زمان نقش مهمي داشت.
زمانيكه «لنديس» به رابطه خود با «زانوك» خاتمه داد، دردسرهاي شغلي او نيز شروع شد و درخشش وي در عرصه سينما به اتمام رسيد و از آن پس او تنها در فيلمهاي درجه 2 و3 ديده شده، پس از آن او طي مدت زمان كوتاهي چند ازدواج ناموفق ديگر هم داشت، زندگي او چنان با افسردگي و شكستهاي پياپي همراه شده بود كه او در سالهاي 1944 و 1946 دوبار اقدام به خودكشي كرد، سرانجام در سال 1948 جسد وي در حاليكه باردار بود در خانهاش يافت شد، كه بعدها گفته شد كه مرگ او خودكشي نبوده و به ادعاي مادر و خواهرش، «كري هريسون» بازيگر مشهور هاليوود كه در آنزمان با لنديس رابطه داشته، او را به قتل رسانده ولي هيچگاه اتهام او ثابت نشد.
«لوپه ولز»، بازيگر مكزيكي الاصل هاليوود 13 دسامبر سال 1908 در مكزيك متولد شد، او اولين بار در سن 19 سالگي با بازي در فيلم «گائوچو» ساخته «داگلاس فيربانكز»، وارد عرصه سينما شد، پدر ولز يك نظامي بود و به شدت با ورود او به هاليوود مخالف بود، به همين دليل او همواره از براي بازي در فيلمهايش، نام خانوادگي مادرش استفاده ميكرد.
يك سال بعد وي از سوي موسسه «ومپاس بيبي استار» (WAMPAS BABAY STAR) به عنوان يكي از 13 بازيگر زن جوان برگزيده سال انتخاب شد. اين كمپاني بازيگران جوان و زيبا را هرساله مورد تقدير قرار ميداد كه يكي از علل پيشرفت بازيگران در آينده به شمار ميآمد.اين كمپاني در سال 1934 به دليل انتقادهاي فراواني كه بدان ميشد منحل شد.
«ولز»، از آن پس به سرعت پلههاي شهرت را پيمود، ولي عليرغم زندگي حرفهاي موفقي كه داشت، در زندگي شخصياش چندان موفق نبود، آنچنان كه تنها طي مدت زماني كوتاه چندين ازدواج ناموفق داشت. او در سن 36 سالگي در اواسط دهه 40 با بازيگري جوان به نام «هارالد مارش» رابطه غيراخلاقي برقرار كرد ولي كمي بعد او كه تمايلات مذهبي كاتوليكي داشت، شرمگين از روابط غيراخلاقي خود و فرزند نامشروعش، دست به خودكشي زد و اين نامه را از خود به جا گذاشت: خطاب به هارالد، خداوند من و تو را ببخشد ولي من ترجيح ميدهم كه پيش از آنكه فرزندم را با شرمندگي به دنيا آورم و يا به زندگي او پايان دهم، خودم را بكشم.
«مرلين مونرو»، يكم ژوئن سال 1926 با نام «نورما جين مورتنسون»، در لسآنجلس بدنيا آمد، پدرش پيش از تولد او خانواده را ترك كرده بود و مادرش در پي شكست در رابطهاي غيراخلاقي به دليل مشكلات روحي راهي تيمارستان شد و «نورما جين» از همان زمان به پرورشگاه سپرده شد.
«مونرو» در سن 16 سالگي براي رهايي از زندگي در پرورشگاه، مجبور ميشود تا با كارگر يك كارخانه ازدواج كند ولي تنها 4 سال بعد با ورود به هاليوود، از همسرش جدا ميشود و از همان زمان نام خود را به «مرلين مونرو» تغيير ميدهد.
او در اوج شهرت و در سن 29 سالگي با «آرتور ميلر»، نمايشنامهنويس آمريكايي ازدواج ميكند و از همان زمان به آيين يهوديت ميپيوندد ولي اين ازدواج نيز تنها 6 سال به طول ميانجامد.
يك سال بعد جسد او در خانهاش در كاليفرنيا پيدا ميشود، عليرغم آنكه مرگ او در آنزمان مصرف بيش از حد داروهاي خواب آور اعلام شد ولي همواره اين شبهه وجود داشت كه او توسط خانواده كنديهاي به قتل رسيده است، گفته ميشد كه او با «جان.اف. كندي»، رييس جمهور آمريكا و برادرش «رابرت كندي» روابط غيراخلاقي داشته و تهديدي براي موقعيت سياسي آنها به شمار ميرفته ولي اين اتهام هيچگاه به اثبات نرسيد.
از ديگر چهرههاي هاليوود ميتوان به «جوآنتينا هانسن» كه با استعمال بيش از حد مواد مخدر دست به خودكشي زد، «آلما روبنز» كه همزمان با به شهرت رسيدن در هاليوود، زندگي و شهرتش به خاطر اعتياد شديد به هروئين نابود شد و «باربارا لامار» كه بيش از بازيگري در زمينه اعتياد به هروئين و روابط غير اخلاقي با افراد مختلف به شهرت رسيد، اشاره كرد.
«ماري نولان» نيز از جمله اين بازيگران است كه چندين دفعه به اتهامات مختلف از جمله دزدي، بدهكاري و اعتياد به هروئين دستگير و روانه زندان شد، او كه يك مازوخيست جنسي بود سرانجام در سن 42 سالگي براثر حمله قلبي به علت مصرف زياد مواد مخدر درگذشت.
همچنين «ايرول لسلي»، يكي از بازيگران هاليوود كه در جواني به شهرت رسيد، يك بيمار دوجنسي بود كه در نوجواني به دليل تجاوزات جنسي از مدرسه اخراج شده بود، وي بدليل داشتن روابط غيراخلاقي با افراد زيادي چون «هاوارد هيوز» همواره جزو پرحاشيهترين بازيگران هاليوودي به شمار ميآمد.
تظاهر به فساد در بين هاليوودي ها!!
به گزارش فارس، فساد و رواج ضد ارزشها در هاليوود طي دهه هشتاد تا بدانجا پيش رفت كه در اين دهه افراد براي ورود به اين صنعت سينمايي خود را همجنس باز و يا دو جنسي نشان ميدادند، آنچنانكه براساس آماري كه توسط برخي از رسانههاي غربي منتشر شد، تخمين زده ميشود كه 35 درصد از اعضاي جامعه سينمايي آمريكا همجنسباز باشند كه از جمله آنها ميتوان به «رامون ناوارو»، يكي از بازيگران نقش «بنهور» اشاره كرد كه تمايلات همجنس بازانهاش سرانجام منجر به قتل او شد.
البته اين خصوصيت ضد اخلاقي در سينماي هاليوود، امروزه نيز بيش از پيش نمود پيدا كرده است، تا آنجا كه همواره در جشنوارههاي مهم سينمايي اين كشور از جمله اسكار، همواره به فيلمهايي با چنين موضوعاتي توجه خاصي ميشود، در سال 2006 نيز جايزه اسكار بهترين فيلم سال به فيلم همجنس بازانه «كوهستان بروكبك» ساخته «انگ لي» داده شد، اين درحالي بود كه بسياري از منتقدان سينمايي اين فيلم را فيلمي نه در خور جوايز اسكار ميدانستند.
پس از گذشت قريب به يك قرن از تولد سينماي هاليوود، اين صنعت سينمايي همچنان با الگو قرار دادن ضد ارزشها، تيشه به ريشه ارزشها اخلاقي و مقدسات ميزند، كه يكي از قربانيان اين وادي، بنيان مقدس خانواده است.
ستارگان هاليوود كه به تبع نقشهاي پرزرق و برق و قهرمان پرورانهاي كه در فيلمهايشان بازي ميكنند، به الگويي انكار ناپذير براي مخاطبان چند صد ميليوني خود تبديل شدهاند، بيشترين آمار طلاق را به خود اختصاص داده و در برخي موارد نيز بدون آنكه حاضر شوند به زندگي خود مشروعيت و به وظايف خانوادگي خود رسميت بخشند، ساليان سال را در كنار هم زندگي ميكنند، بچهدار ميشوند و پس از مدتي به راحتي يكديگر را كنار ميگذارند، كه از جمله اين افراد ميتوان به «براد پيت» و «آنجلينا جولي»، «تام كروز» و «كتي هلمز»، بازيگران مشهور هاليوود، اشاره كرد.
امروزه با تسلطي كه سينماي هاليوود بر ديگر سينماهاي جهان يافته است، فساد در لايههاي پنهان و آشكار اين صنعت سينمايي نه تنها مخاطبان آمريكايي، كه تمامي جهانيان بالاخص جوامع آسيب پذير جهان سوم را به شدت تهديد ميكند.

دست سياستمداران جنگ طلب در آستين هاليوود
هاليوود اگر چه در جهان به عنوان يك صنعت سينمايي با توليد سالانه حدود 700 فيلم شناخته شده است، ولي عملكرد آن اثبات كرده كه اين صنعت بيش از آنكه در خدمت هنر باشد در خدمت سياستمداران آمريكايي و صهيونيسم و اهداف جنگطلبانه آنهاست.
اگر نخواهيم در اين رابطه به خيلي قبل بازگرديم ميتوانيم نگاهي به 11 نوامبر سال 2001 بياندازيم، دقيقا دو ماه پس از حادثه 11 سپتامبر، در اين روز جلسهاي مخفي در هتل پنينسولاي بورلي هيلز واقع در غرب لسآنجلس با حضور نمايندگاني از كاخ سفيد و بيش از 40 نفر از قدرتمندترين دستاندركاران هاليوود بالاخص يهوديهاي اين صنعت سينمايي برگزار شد.
در اين جلسه كه به بهانه كمك گرفتن دولت از سينماگران براي غلبه بر تروريسم برگزار شده بود، علنا از سينماگران خواسته شد تا فيلمهايشان را هر چه بيشتر با سياستهاي دولت همراه و هم سو كنند و بدين منظور نيز شخصي براي نظارت بر عملكرد هاليوود معرفي شد.
البته اين مسئله طي سالهاي بعد نيز بارها با پنتاگون، سازمان سيا و افبياي تكرار شد و اگرچه همگي اين جلسات به طور سري برگزار شدند ولي نتوانستند از ديد تيزبين رسانهها مخفي نگاه داشته شوند.
تاريخچه سيطره سياستمدارن آمريكايي بر سينماي هاليوود
دولت آمريكا از همان سالهاي آغازين تاسيس هاليوود، از اين صنعت سينمايي انتظار داشت تا همواره كوركورانه و به دور از هرگونه شعور سياسي، دنباله رو و حامي سياستهاي جنگطلبانهاش در داخل و خارج از آمريكا باشد.
پنتاگون در سال 1915، تنها 5 سال پس از تاسيس هاليوود، طي حكمي كه از سوي دادستاني كل ايالات متحده، عملا حق آزادي بيان را از هاليوود گرفت، و عليرغم تمام نارضايتيها، اين ممنوعيت همچنان تا سال 1948 ادامه يافت.
در سال1921 نيز صاحبان كمپانيهاي سينمايي كه در راس آنها كمپانيهاي يهودي چون «دريم وركز» و «برادران وارنر» بودند، ضمن تصويب بيانيهاي جديد، ارائه تصويري كمدي و انتقاد آميز از قانون گذاران، ارتش آمريكا، نيروي دريايي يا ساير مقامات دولتي را ممنوع كردند كه در اين ميان تعدادي فيلم از جمله فيلم «چرخ و فلك» ساخته «جيمز كروز» در سال 1932 مورد سانسور قرار گرفت.
در سال 1941 در پي وقوع درگيري آمريكا با كشورهاي ژاپن و آلمان، كاخ سفيد براي آنكه بتواند مردم آمريكا را از حالت انزوا درآورد و به چنين جنگي ترغيب كند، نسبت به هاليوود احساس نياز كرد، به همين منظور ديوان عالي كشور، قانوني كه به موجب آن استوديوها از داشتن سينماهاي زنجيرهاي محروم ميشدند، را منحل كرد و هاليوود نيز در مدت زماني كوتاه حدود 40 فيلم در اين زمينه ساخت.
در سال 1950 كاخ سفيد پس از آنكه احساس كرد، مدتي است كه هاليوود آن چنانكه كه بايد و شايد در خدمت سياستهاي دولت نيست، بار ديگر استوديوها را از داشتن سينماهاي زنجيرهايشان محروم كرد و لحن آرام خود را به لحني دستوري و تهديدآميز تغيير داد تا اينبار با تشكيل ليست سياه در هاليوود، بيش از 500 نويسنده، بازيگر، تهيهكننده، آهنگساز و كارگردان از جمله «هربرت بيبرمن»، كارگردان و فيلمنامهنويس، «لستر كوله»، فيلمنامهنويس، «ادوارد دميتريك»، كارگردان و «آدرين اسكات»، تهيه كننده و فيلمنامهنويس، را به بهانه داشتن فعاليتهاي كمونيستي ضد آمريكايي از كار بيكار نمايد و آنها را به ميز محاكمه بكشاند.
اگرچه همواره اين ليست به ليست ضد كمونيستي معروف بود ولي در اين ميان بسياري از سينماگراني كه به نوعي با سياستهاي جنگطلبانه آمريكا مخالف بودند، نيز با برچسب كمونيست، دستشان از هاليوود كوتاه شد.
در كنار ليست سياه كه اولين بار در سال 1947 به اجرا درآمد، ليست كانالهاي قرمز مصوب 22 ژوئن سال 1950 نيز از ديگر ليستهايي است كه براساس آن برخي افراد به دليل عقايد سياسي و اجتماعي خود حق كار در راديو و تلويزيون آمريكا را نداشتند، البته اين ليست نيز همچون ليست سياه با اهداف ضد كمونيستي تهيه شد ولي در اين ميان 151 بازيگر، نويسنده، ژورناليست، آهنگساز و ... كه برخي از آنها هيچگاه كمونيست بودنشان به اثبات نرسيد، از سيستم راديو و تلويزيون آمريكا كنار گذاشته شدند.
اگرچه امروزه ديگر ليستهاي قرمز و سياه به صورت دهههاي پيش در هاليوود وجود ندارد ولي همچنان افراد به طور پنهان و آشكار به خاطر عقايد سياسي خود مورد بازجويي و تحريم حرفهاي قرار ميگيرند، آنچنانكه دو سال پيش «مل گيبسون»، كارگردان و بازيگر مشهور هاليوود پس از آنكه يهوديان را عامل بسياري از جنگها و بدبختيهاي بوجود آمده در سراسر جهان معرفي كرد، از سوي بسياري از تهيهكنندگان و استوديوهاي هاليوود كه اكثر آنها خود يهودي بودند، تحريم شد.
به گزارش فارس، جالب آن است كه امروزه به راحتي در فيلمهاي آمريكايي به مسلمانان و اعتقاداتشان توهين ميشود و مدعيان حقوق بشر با شعار آزادي بيان، در برابر چنين توهينهاي سكوت ميكنند.
اگرچه روز به روز بر تعداد هاليووديهاي مخالف با سياستهاي جنگطلبانه دولت آمريكا، افزوده ميشود، ولي كاخ سفيد همواره با دادن تسهيلاتي ويژه به سينماگران، توانسته تعداد خدمتگزاران خود را در اين صنعت سينمايي در حد قابل توجهي نگه دارد، از جمله اين تسهيلات ميتوان به دسترسي آسان و مجاني برخي از تهيهكنندگان و فيلمسازان به ابزار آلات نظامي همچون هليكوپتر، تانك و انواع سلاحهاي پيشرفته اشاره كرد.
آنچنانكه «نيك ترس» روزنامهنگار آمريكايي، در اين باره ميگويد: هاليوود، برخلاف انتقادات ظاهري از دولت آمريكا، همواره در خدمت مطامع نظامي و سياسي بوده است.
ترس ميافزايد:امروزه به هر كجاي صنعت فيلم سازي آمريكا نگاه كنيد ميتوانيد رد پاي پنتاگون را به وضوح ببينيد. در حقيقت بيشتر شركتها، از سازندگان كامپيوترهاي شما گرفته تا توليد كنندگان نوشيدنيهاي غير الكلي به نحوي مقاطعهكاران وزارت دفاع آمريكا هستند.
«اليور استون»، كارگردان ضد جنگ آمريكايي كه همواره از سياستهاي بوش انتقاد كرده است، نيز در اين باره ميگويد: هرگز نتوانستهام از كمكهاي نظامي بهره بگيرم.
استون ميافزايد: ميخواهند از ما موجودات هرجايي بسازند، نميخواهند به جنبههاي منفي جنگ پرداخته شود. آنها به فيلم هايي كه در تلاشند تا حقيقت را بگويند، كمك نميكنند؛ بنا براين اكثر فيلمهاي جنگي در واقع پوسترهايي تبليغاتي براي جلب داوطلباني جديد براي ارتش هستند.
همچنين در يكي از محدود برنامههاي تلويزيوني كه تاكنون پخش شده است، شبكه «اسبياس» استراليا در يك برنامه چند قسمتي با نام «عمليات هاليوود» با حضور «اميليو پاكال»، فيلمساز به عنوان مجري و اشخاصي چون «ديو راب»، روزنامهنگار و كارشناس سينمايي،«فيل استراب» از وزارت دفاع آمريكا، «لارنس سوييد»، مورخ، و «جوترنتو»، نويسنده و رئيس «مركز آموزش عمومي ضد جنگ» به عنوان كارشناسان برنامه، به نقد و بررسي كمكهايي كه از جانب پنتاگون به تهيهكنندگان و فيلمسازان هاليوودي ميشود، پرداختند.
در اين برنامه تلويزيوني به جزئيات دقيق تغييرات صورت گرفته در فيلمنامهها پرداخته شده و اسامي تعدادي از فيلمها و تهيهكنندگاني كه با پنتاگون همكاري كردهاند، منتشر شد،اين برنامه نشان ميداد كه ويراستاران وزارت دفاع چگونه فيلمنامهها را تغيير ميدهند.
«ديو راب» در اين برنامه به اين مطلب اشاره ميكند كه بسياري از فيلمسازان هاليوود از قبيل «جري براكهايمر»، «تام گلدنبرگ»، «جان وو» با كمال رغبت خود را با سياستهاي پنتاگون هماهنگكردهاند، او اين فرايند را «راز كثيف هاليوود» مينامد.
سلطه صهيونيسم بر هاليوود
امروز مهمتر از سيطره سياستمداران آمريكايي بر هاليوود، سلطه صهيونيسم بر اين صنعت سينمايي است كه خود آمريكاييها بارها بدان اذعان داشتهاند، جالب آنكه 12 نفر اول ليست يكصد فرد موثر بر سينماي آمريكا، همگي يهودياند.
حاكمان يهودي هاليوود با توليد محصولاتي مستهجن و پرفروش، به سودهاي كلان دست يافتهاند كه درصدي از اين درآمد نيز هرساله صرف محقق ساختن اهداف صهيونيست ميشود، آنچنانكه در اين ميان ميتوان به «استيون اسپيلبرگ»؛ كارگردان يهودي الاصل هاليوود اشاره كرد كه سالانه چند ميليون دلار از درآمد ميلياردي خود را به زنده نگاه داشتن خاطره حادثه هلوكاست اختصاص ميدهد.
علاوه بر كمپانيهاي بزرگ هاليوودي چون «برادران وارنر»، «والت ديزني» و «دريم وركس» كه صاحبان آنها همگي يهودياند، سه شبكه اصلي و مهم آمريكا از جمله NBC و ABC و همچنين حدود دو سوم توليدكنندگان اصلي و پيشتاز صنعت سينما و تلويزيون اين كشور يهودي هستند.
همچنين طبق آماري كه چند دهه پيش از اين منتشر شد، از 85 فرد تأثيرگذار بر صنعت سينمايي هاليوود در سال 1936 ميلادي، 53 تن يهودي بودهاند.
اكتبر سال 1994 ميلادي، «ويليام كش»، روزنامه نگار بريتانيايي، مقالهاي را با عنوان «توطئهگران يهودي هاليوود» در نشريه «Spectator» منتشر نمود ولي كمي بعد به اتهام يهودستيزي، با واكنشهاي تندي مواجه گرديد.
«ويليام كش» در اين مقاله نوشته بود: وقتي «مايك اويتز» اعلام نمود كه در شهر لسآنجلس كنفرانسي خبري برگزار خواهد نمود، همه دريافتند كه اتفاق بزرگي در راه است. در آن جلسه اعلام گرديد كه يك استوديوي چندميليارد دلاري فيلم سازي با مديريت استيون اسپيلبرگ در آستانه تشكيل است.
«لوييس بيماير» با اينكه خود يكي از پيشگامان يهودي سينماست، در كتاب «امپراتوري از ميان خودشان؛ چگونه يهوديان هاليوود را ابداع نمودند.» به اين مسئله اعتراف كرده است.
چند سال پيش، يكي از مديران شركت سوني كه حاضر به ذكر نام خود نشده بود، در مصاحبهاي با يكي از هفته نامههاي اقتصادي ژاپن اظهار داشت كه صنعت فيلمسازي آمريكا تقريباً به صورت كامل به وسيله يهوديان كنترل ميگردد.
سلطه يهوديان بر هاليوود تا بدانجا پيش رفته است كه يكي از لطيفههاي قديمي و شايع در لسآنجلس اين است كه براي ورود به صنعت سينما بايد به آيين يهوديت گرويد.امروزه در شرايطي يهوديان به رهبران بلامنازع هاليوود تبديل شدهاند كه آنان تنها 4% جمعيت آمريكا را تشكيل ميدهند. گزارش از: نرگس محمدي
|
|