تبليغاتX
سینما و صهیونیسم

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

بخش حساس ارتباطی ما در دست سران فراماسونر عرب و غرب صهیونیستی؛
قطع «العالم»، زنگ خطر جدی برای امنیت ارتباطات ماهواره‌ای ایران
ایران از سال 1380 تا 1384 مراحل ساخت و آماده سازی پرتاب ماهواره «مصباح» به فضا را انجام داده است، اما به علت نامعلومی، پرتاب این ماهواره ـ که امروز خدمات آن برای امنیت ملی ایران حیاتی است ـ با تعلل روبه‌رو شده است...و امروز این تعلل به قیمت تهدید امنیت ملی مطرح شده است؛ بنابراین، جا دارد مراکز نظارتی این تعلل را پیگیری و با عاملان آن برخورد کنند که نظام را با چنین معضلی روبه‌رو کرده‌اند.

قطع پخش برنامه‌های شبکه ماهواره‌ای «العالم» از روی ماهواره‌های «عرب ست» و «نایل ست»، پس از نشست وزاری ارتباطات کشورهای عربستان، مصر، امارات متحده عربی، اردن، بحرین و مقامی از دولت خودگردان فلسطین در ریاض، زنگ خطر را برای ایران به صدا درآورد، زیرا این مسأله، نشان داد برای همه شبکه‌های اطلاع‌رسانی ایران در زمان و یا موارد خاص، می‌تواند اتفاق بیفتد.این یعنی که جلوگیری از اطلاع‌‌رسانی ایران در کشورهای غربی و عربی، در زمانی که تعارض منافعی میان این کشورها با ایران به وجود آید.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، البته این اقدام هماهنگ در قطع پخش برنامه‌های «العالم» از سوی ماهواره‌های عرب ست و نایل ست، مقدماتی داشت که این کشورها را مجبور به همراهی و همکاری برای این اقدام کرد. به یاد داشته باشیم که در حمله 2003 به عراق با رهبری آمریکا، این «العالم» بود که نقش کشورهای عربی را در همراهی با این حمله به تصویر کشید.

این اطلاع‌رسانی موجی از نارضایتی را در افکار عمومی عربی نسبت به حکام عرب را به همراه داشت. هرچند سابقه نفرت‌انگیز صدام در گذشته ـ با ایجاد دو جنگ در منطقه ـ باعث می‌شد تا کشورهای عربی برای این همراهی توجیه داشته باشند؛ اما اطلاع‌‌رسانی «العالم» در مورد تضییع حقوق اقلیت‌های دینی در کشورهای عربی یکی از نارضایتی حکام عربی از «العالم» بود، هرچند «العالم» در این زمینه بسیار با احتیاط خبر پخش می‌کند حتی این انگ اطلاع‌‌رسانی موجب خشم گسترده حکومت‌های عربی شود.
اما اقدام «العالم» در اطلاع‌رسانی از مقاومت و مبارزه با اشغالگری رژیم صهیونیستی به ویژه در جنگ 33 روزه 2006 علیه مقاومت لبنان و بازتاب همراهی کشورهای عربی به ویژه برخی از علمای بنام این کشورها که خواستار برخورد با مقاومت بودند، ناخشنودی از «العالم» را بیش از پیش دامن زد و این شبکه تبدیل به  مزاحم همیشگی حکام عرب شد.

اطلاع‌رسانی «العالم» و سپس «الجزیره» از رشادت‌های مقاومت در جنگ 33روزه که می‌توان آن را نامتوازن‌ترین جنگ دهه اخیر دانست، چون یک طرف تمام حمایت غرب و عرب سازشکار منطقه را به همراه داشت و طرف دیگر فقط خدا و اعتماد بنفس را به همراه داشت، موجب شد که افکار عمومی اعراب به انفعال حکام خود در برابر زیاده خواهی غرب به نمایندگی رژیم صهیونیستی حساسیت بیشتری نشان دهند و انتقادها از این نوع رفتار حکام عرب بالا گرفت.

این گزارش می‌افزاید: دستگاه اطلاع‌‌رسانی کشورهای عربی به جلوداری «العربیه» همه تلاش خود را کرد و از تفاوت مذهب تا عدم تمکین حزب‌الله به کشورهای عربی، همه را مطرح کرد تا انتقاد به حکام عرب را که با صهیونیست‌ها در جنگ 33 روزه همراهی کرده بودند، توجیه کند. این اتفاق نیفتاد و بدنه اجتماعی کشورهای عربی موضع خود را در مقابل حکام عرب حفظ کردند تا این که رژیم صهیونیستی، اقدام به حمله وحشیانه به غزه کرد.

شبکه‌های اطلاع‌‌رسانی منطقه حتی الجزیره درباره اطلاع‌‌رسانی این حمله با احتیاط رفتار و در پوشش اخبار و جنایت‌های این تجاوز تعلل کردند. باز این «العالم» بود که در اطلاع‌‌رسانی جنایت‌های این جنگ پیشتاز بود از همه بدتر کشور مصر که داعیه دار حمایت از جهان عرب بود در محاصره غزه با بستن مرزهای خود روی کودکان و بیماران غزه به صورت کامل در خط رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در این زمینه اطلاع‌‌رسانی «العالم» از این عمل زشت حسنی مبارک، باعث بی آبرویی حکومت مصر شد.

از سوی دیگر، در محافل بین‌المللی کشورهای عرب سکوت کردند و جلوی تظاهرات حمایت از مردم غزه را در کشورهای خود گرفتند. همه این رخدادها از دوربین «العالم» بازتاب داده شد. جهان عرب به صورت عریان مغایرت شعار و عمل حاکمان خود را می‌دیدند و حکام عرب مقصر این اتفاق را «العالم» معرفی کردند.

امروز نیز کشتار مردم یمن روی شبکه اطلاع‌‌رسانی «العالم» و دخالت کشورهای عربی برای حفظ یک حکومت وابسته نمایان است. همه این عوامل دست به دست هم داد تا پخش «العالم» از روی ماهواره‌های «عرب ست» و «نایل ست» به خواست وزرای اطلاع‌‌رسانی کشورهایی که در ریاض گرد هم آمدند متوقف شود تا حکام عرب نفس راحتی بکشند. البته این به یک رویا می‌ماند. دیر یا زود مسئولان «العالم» راهکاری را برای فرار از این معضل پیدا خواهند کرد، اما این اقدام کشورهای عربی برای مهار ایران ممکن است ابعاد گسترده‌تری در زمان‌های مقتضی پیدا کند.

با توجه به شرایط ما در منطقه و تقویت رفتار خصمانه غرب به همراهی برخی از کشورهای عرب با ایران این امکان هست که در مواقع لزوم، همه ماهواره‌ها بسوی ایران بسته شود و ما نتوانیم از حقانیت خود در افکار عمومی دفاع کنیم و یکه تاز میدان اطلاع‌‌رسانی منطقه و جهان با غرب وشبکه‌های وابسته به آن باشند؛ این خطر بزرگی است که ایران را در وابسته بودن به ماهواره‌هایی که از خود اختیاری ندارند تهدید می‌کند.

ایران از سال 1380 تا 1384 مراحل ساخت و آماده‌سازی پرتاب ماهواره «مصباح» به فضا را انجام داده است، اما به علت نامعلومی پرتاب این ماهواره ـ که امروز خدمات آن برای امنیت ملی ایران حیاتی است ـ با تعلل روبه‌رو شده است. البته بنا بر برنامه چهارم توسعه قرار بود پس از پرتاب ماهواره مصباح دو ماهواره دیگر هم ساخته و به فضا پرتاب شود تا سه مدار بین‌المللی 26، 34 و47درجه شرقی در اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) را پرکنند و به ایران این امکان را بدهند تا تمام کره زمین را از نظر ماهواره‌ای شبکه تلویزیونی و مخابراتی تحت پوشش داشته باشد؛ اما امروز این تعلل به قیمت تهدید امنیت ملی مطرح شده است. جا دارد مراکز نظارتی این تعلل را پیگیری و با عاملان آن برخورد کنند که نظام را با چنین معضلی روبه‌رو کرده‌اند.

غرب اگر بخواهد با ایران برخوردی کند، برای در تنگنا  گذاردن ایران، ممکن است دست به هر کاری بزند. این ما هستیم که با تدبیر و آینده‌نگری و دوری از برخی تنگ‌نظری‌ها می‌توانیم از کارهای آنها جلوگیری کنیم و راه‌های نفوذ آنها را ببندیم. منبع

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 0:46  توسط گروه مطالعاتی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:36  توسط گروه مطالعاتی  | 

موج سواري يک کارگردان و سياسي کاري جشنواره جهانی(!!)"کن"

ايرنا:زماني اگر عده اي عنوان مي کردند که جشنواره هاي خارجي بويژه دانه درشت هاي آنها در انتخاب آثاربويژه فيلم هاي ايراني مقاصد سياسي را دنبال مي کنند، ديگراني برآشفته مي شدند و آن را توهم توطئه فرض مي کردند. اما هر سال که موسم برگزاري يکي از جشنواره هاي به اصطلاح معتبر و درجه دار خارجي نظير "کن" فرانسه مي رسد، تب رفتن به اين رويدادها سينماگران را در برمي گيرد و در نهايت اثري که به هيچ عنوان در حد و اندازه نه از منظر مضموني و يا تکنيکي است در يکي از بخش هاي حاشيه اي و پرطمطراق اين جشنواره ها جا مي گيرد.

دوهفته با کارگردانان، نوعي نگاه، دوربين طلايي و امثالهم، عناويني است که براي مهم جلوه دادن حضور کارگردانان در جشنواره هايي چون کن در اخبار و يا صحبت هاي محفلي ميان سينماگران رد وبدل مي شود. اما اينکه در طول چند سال گذشته فارغ از دريافت جوايز متعدد از جشنواره هاي معتبر جهاني نظير برلين، مسکو و لوکارنو توسط سينماگران ايراني، اين پرسش مطرح است که چرا فيلم هاي ايراني با وجود ظرفيت هاي بسيار براي جذب مخاطب و غنا بخشيدن به عيار و جايگاه مجامع بين المللي مورد بغض جشنواره هايي نظير کن هستند؟، با انتخاب مغرضانه امسال اين جشنواره در پذيرش يک فيلم زير زميني ايراني که پروانه ساخت و نمايش ندارد و در فرآيندي غير قانوني و با عواملي مسئله دار که اتفاقا پرونده سياسي - امنيتي نيز دارند، ساخته شده است، زواياي نگاه آلوده به سياست اين دست به ظاهر محافل فرهنگي و هنري بيش از پيش نمايان مي شود.

انتخاب دقيقه نود فيلم "کسي از گربه‌هاي ايراني خبر نداره!" ساخته "بهمن قبادي" که در شناسنامه کار نام "رکسانا صابري" که به تازگي به دليل برخي اتهام هاي امنيتي محکوم شده است و با همنوايي مغرضان بيروني و دولتمردان آمريکايي نيز روبه رو شده است، در بخش نوعي نگاه جشنواره کن ، حکايت از چه چيزي دارد؟!.

پرسش هايي که در پي اعلام رسمي جشنواره کن از انتخاب اين فيلم ايراني - زير زميني مطرح مي شود و عموما پاسخ قانع کننده اي دريافت نمي شود، آيا فيلم جديد قبادي از ويژگي هاي ممتاز مضموني و تکنيکي برخوردار است؟ آيا انتخاب کن قبل از انتشار نامه قبادي و انتصاب رکسانا صابري به عنوان نامزد وي صورت گرفته است؟! نامزدي که منجر به رفتن روي فرش قرمز کن شد!.

حلقه هاي درهم تنيده سياسي و سياسي کاري غربيها و موج سواري برخي ها در پوشش کار فرهنگي که بيشتر ساختن نمدي براي کلاه خويش است، عمق انتخاب غيرکارشناسانه و بعضا درآميخته با تعابير عجيب که بوي نامطبوع سياسي از آن به مشام مي رسد را نمايان مي سازد.

به هر سوي کن امسال نيز انتخاب به اصطلاح ايراني خود را در بخش فرعي اش با گنجاندن يک فيلم مسئله دار که با موج سواري سازنده اش مطرح شد، انجام داد و فرضيه بعضي ها را که نگاه اين دست جشنواره ها به آثار هنري کشورهاي مستقل همچون ايران را که از جايگاه ممتاز در سينماي جهان برخوردار است، هنري - تکنيکي عنوان مي کردند، به شدت مخدوش کرد و نقاب از چهره اين مجامع هنري برداشت. 

سينماي ايران با دريافت بيش از هزار جايزه ارزشمند از جشنواره و مجامع معتبر بين المللي و به برکت انقلاب اسلامي و رويکرد انساني - ارزشي از جايگاه ممتازي در ميان کشورهاي صاحب سينما برخوردار است و بديهي است با داشتن ويترين رنگي از مدال ها و جوايز نيازمند تثبيت جايگاه خود در جشنواره هايي چون کن نيست. لینک منبع مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 5:40  توسط گروه مطالعاتی  | 

چکیده:
با گسترش تکنولوژی ارتباطات هر روزه ابزار جدیدی در اختیار کارشناسان عملیات روانی قرار می گیرد. در جنگ جهاني دوم نازيها با حداكثر توان از دو رسانه سينما و راديو استفاده نمودند.و اکنون نیز این ابزار به خصوص سینما مورد استفاده محافل صهیونیستی  قرار می گیرد در کنار این ابزار ،صنعت نو ظهور بازی های رایانه ای به علت خصوصیات ویژه خود به ابزار نوین عملیات روانی تبدیل شده اند  ولی متاسفانه تا كنون به اين محصول فرهنگي توجه جدی نشده است.با بررسی كمي و كيفي بازی های رایانه ای مي توان به ميزان تاثير گذاري این صنعت نسبت به ساير صنایع  مانند صنعت فيلم هاي سينمايي پي برد.عواملی کمی چون مدت زمان صرف شده توسط كاربر و عوامل کیفی چون گرافيك،صدا و تعامل، ابتكار سير داستان، كنجكاوي، پيچيدگي وتخيل، منطق، حافظه،بازتاب ها، مهارت هاي رياضي، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه هاي فني، رواني و فردي است كه کاربر را جذب بازي ها ی رایانه ای  مي كند.كار مستقل، مداومت در بازي، لذت بردن از بازي، مشاركت فعال، تعامل مشاركتي، ساختار گروهي، يادگيري، رقابت يا همكاري گروهي و فرصت هاي برابر در بازي ازجمله عواملي است كه در فرد براي ادامه بازي ايجاد انگيزه مي كند.

در این مقاله سعی خواهد شد به موضوعاتی و محورهایی که در بازی های رایانه ای پرداخته شده و با بیان مصادیق و نیز شرکتهای بازی های رایانه ای که بیشتر با این محوریتها اقدام به ساخت بازی می نمایند اشاره شود.  متن کامل این مقاله را در ادامه همین مطلب ببینید.... 

نویسنده:مهندس مهدی حق وردی طاقانکی،فصلنامه عملیات روانی-شماره16 همچنین در پایگاه اینترنتی موعود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 5:38  توسط گروه مطالعاتی  | 

شیطانهای آخرالزمان

 او همه چیز را می خواهد. من در چند مقاله چند نمونه از افرادی که صهیونیست هستن یعنی آرمان صهیونیسم رو قبول دارن رو ذکر می کنم. اولین اونها که من علاقه خاصی هم بهش دارم، فردی به نام رابرت مرداک هستش .البته پیدا کردن مطلب در مورد این فرد(مخصوصا به فارسی) کمی سخت بود. این مشکل بیشتر به سایتهای فارسی بر می گرده که جستجوی خوبی ندارن. این مطلب از روزنامه جام جم انتخاب شده

رابرت مرداک؛ او یک پولدار معمولی نیست.

رابرت مرداک (یا مرداخ یا مردوخ) یک سرمایه دار امریکایی استرالیایی تبار است. اما او با همه سرمایه دارهای امریکایی فرق دارد. او صاحب یک غول است؛ غولی که البته از توی چراغ جادو نیامده است.

در حال حاضر عمده ترین دارایی رسانه ای مرداک، شرکت عظیم نیوز کورپریشن(http://www.newscorp.com/) است که 9 جور رسانه مختلف آن در 6 زمینه مختلف اطلاع رسانی می کنند. در عظمت و کستردگی این شرکت، همین بس که در آخرین آمار منتشر شده از سوی مسوولان آن نیوز کورپریشن تنها در سال 1996 بیش از 10 ملیارد دلار سود داده است. در حال حاضر، این شرکت صاحب بیش از 130 روزنامه در سطح جهان است که محتوای خیلی از آنها با تمرکز بر 3 موضوع سکس!، حوادث و ورزش به سمت ادبیات عامه پسندی که معمولا منتقدان رسانه ای آن را ادبیات مبتذل می نامند، سوق داده شده است. به هرحال همین موضوعات و ادبیات مبتذل حسابی در میان جوانان آن طرف آبها طرفدار یافته است. یک نمونه اش روزنامه انگلیسی sun است که با تیراژی بیش از 5 میلیون نسخه، مصداق واقعی یک نشریه زرد پرطرفدار است.

مرداک قبل از اینکه به بازار اروپا و امریکا وارد شود، نیوز کورپریشن را در دهه 60 میلادی در استرالیا تاسیس کرد و نخستین گاهمهای پیشرفت و توسعه را در سال 1969 میلادی با خریدن نشریات News of the world و sun و روزنامه نیویورک پست در میانه دهه 70 میلادی در پیش گرفت.

اما روزنامه ها و رسانه های مکتوب نتوانستند عطش روبرت مرداک را فرو بنشانند، او به قصد راه یافتن به جعبه کوچک جادویی، ماهواره تلویزیونی و شبکه کابلیSKYTV  را در دهه 80 راه اندازی کرد که با وجود بداقبالی و شکستهای اولیه، بالاخره از آب و گل در آمد. او هم چنین مالک 64 درصد از سهام شبکه تلویزیونی star است که مرکز آن در هنگ کنگ قرار دارد. استراتژی روشن و واضح این شبکه تسخیر آسمانها به کمک مخابرات ماهواره ای در گستره ای به پهنای ژاپن تا ترکیه است، که تا کنون توانسته بخش عمده ای از بازارهای بزرگ چین و ژاپن را در دست بگیرد. در حال حاضر، 5 کانال تلویزیونی عمده جهان و از جمله BBCworld از همین شبکه ماهواره ای برای خاور میانه و آسیای شرقی پخش می شوند.

موفقیت مرداک در قاب کوچک، به او برای پا گذاشتن به قاب بزرگ هم انگیزه داد. در سال 1985 او با خریداری نیمی از سهام کمپانی سینمایی فاکس قرن بیستم، حق پخش بیش از 3000 فیلم سینمایی را صاحب شد. ولی گویا مالکیت تلویزیون های عمده، بیشتر به مذاق او خوش آمده بود که 2 سال بعد در 1987 موسسه تلویزیونی فاکس Fox را تاسیس کرد که تاکنون به چهارمین شبکه تلویزیونی برتر در ایالات متحده، بعد از ABC و CBS و MSNBC ... و یکی از شبکه های خبری تلویزیونی پربیننده در جهان تبدیل شده است. به این ترتیب، حالا دیگر مرداک صاحب بیش از 30 لیستگاه تلویزیونی در امریکاست و حدود نیمی از تلویزیونهای خانگی را در امریکا تغذیه می کند. در زمینه انتشارات مکتوب نیز او مالک 40 مجله پرفروش ایلات متحده است و از سال 1987، عمده ترین موسسه انتشاراتی امریکا (هارپراندراو) که اکنون به (هارپرکالینز) (Harpercallins) تغییر نام داده است، به دارایی های مرداک افزوده شدهاند.

اما در سالهای اخیر روبرت مرداک بشدت به صنعت سود آور ماهواره های تلویزیونی علاقه مند شده است و بخصوص در زمینه پوشش زنده رویدادهای ورزشی مانند مسابقات فوتبال و بسکتبال از این شبکه ها، سرمایه گذاری های کلان کرده است. اقبال گستره مردم جهان به چنین برنامه هایی و قابلیت مانور دادن روی شخصیت بازیکنان محبوب  و پرداختن به مسائل خصوصی آنان می تواند سود سرشاری به جیب امسال مرداک سرازیر کند. استقبال مردم از چنین برنامه هایی، باعث شده است قرار گرفتن برنامه های ورزشی در قالب پول به ازای تماشا، بخوبی هم منافع مرداک و هم منافع آگهی دهندگان را تامین کند. این لقمه های چرب و دهانگیر، رقبای مرداک را هم به تکاپو وا داشته است و به همین دلیل، رقابت سختی میان او و رسانه دارهای بزرگ دیگر در گرفته است. از جمله در بازار اروپا که جز مرداک مدعیان بزرگی مانند شبکه BBC حضور دارند و بشدت نگران کم شدن نفوذ رسانه ای خود هستند.

نگرانی های مخالفان مرداک زمانی به اوج خود رسید که شبکه تلویزیونی ITV دیجیتال سال گذشته با ورشکستگی کامل مواجه شد و از صحنه رقابت رسانه ای بریتانیا کنار رفت. با حذف این شبکه SKY متعلق به مرداک توانست با خرید، دارایی های مادی و معنوی ITV دیجیتال جای آن را پر کند. این توسعه ناگهانی به SKY کمک کرد حق پخش انحصاری همه مسابقات ورزشی داخلی و خارجی و بخصوص فوتبال را از آن خود کند و این یعنی میلیونها نفر به بینندگان ثابت تلویزیون اضافه شدند. دلیل دیگر نگرانی انگلیسی ها انقلاب دیجیتالی در عرصه تلویزیون است. انگلستان امید دارد تا سال 2008 همه تلویزیونهای آنالوگ خاموش شده باشند و جای خود را به تلویزیونهای دیجیتال بدهند، اتفاقی که یک ماه پیش در برلین پایتخت آلمان افتاد. اما با پیشرفت روند دیجیتالی شدن تلویزیونها و در صورت حذف شبکه بزرگی مانند ITV، ممکن است حتی BBC هم نتواند در برابر غول ثروت و قدرت SKY تاب بیاورد و آن زمان باید منتظر استیلای مرداک بر همه رسانه های انگلستان بود. هر چند BBC امسال موفق ترین شبکه تلویزیونی در زمینه گسترش شبکه های دیجیتالی بوده است، اما اگر قرار باشد رقابت رسانه ای در بریتانیا صرفا به این شبکه و شبکه بزرگی مانند SKY محدود شود، آن وقت بعید نیست بازار آینده تلویزیون دیجیتال در انگلیس یکباره به چنگ مرداک بیاید.

BBC از پول دریافتی از بینندگان داخلی و بودجه دولتی تغذیه می شود، در برابر شبکه ثروتمندی مانند SKY که سود آن تنها در چهار ماهه نخست سال 2003، دو برابر کل بودجه سالانه BBC در سال پیش اعلام شده است، هیچ بختی برای رقابت نخواهد داشت.

بد نیست بدانید چندی پیش روزنامه تایمز که از رسانه های نزدیک به مرداک است، پیشنهاد کرد دیگر مردم انگلستان مجبور نباشند به BBC مالیات دهند؛ طرحی که سرو صدای زیادی به پا کرد و البته موافقانی را نیز همراه خود کرده بود. اما BBC که حیاتش بسته به پولی است که مردم انگلستان موظف به پرداخت آن هستند و این پیشنهاد را در تعارض با منافع خود می دید، از این حمله برآشفت و نهایتا با اعلام نتایج یک نظر سنجی که نشان می داد بیشتر مردم انگلیس از پرداخت پول به BBC راضی هستند این بحث موقتا فرونشست؛ اما منتقدان و روشتفکران انگلیسی که می دانند مرداک برای پول بیشتر و تسلط گسترده تر بر رسانه های امریکا از هیچ کاری فروگذار نمی کند، همچنان نگران اقدامات او هستند. یکی از آخرین نمونه های تلاش مرداک برای تسخیر همه چیز و همه کس، پیشنهاد تاسیس یک شبکه خصوصی در کرواسی با نام CTV بود، که چند وقت پیش به مقامات رسمی این کشور ارائه شد.

یا این اوصاف، مرداک یکی از آدمهایی است که در این دنیای بی حساب و کتاب مایملکشان فقط دلار و زمین و کارخانه و موسسات تجاری نیست. پولدارهای دنیای جدید با پولدارهای 100 سال پیش، از زمین تا آسمان فرق کرده اند. مرداک، یکی از این خر پول های دنیای امروز است که می خواهد مالک ذهن و فکر آدمها شود. اینجوری است که آدم در قرن بیستم و یکم می تواند به معنای واقعی، مالک غول چراغ جادو باشد. (هادی نیلی- روزنامه جام جم)

ريشه هاي يهودي مرداك

به گفته ريچارد اچ.کيورتيس ، سردبير نشريه واشنگتن ريپورت درباره مسايل خاورميانه ، «مرداك به دلايل تجاري ، تبعه امريکا شد.» کيت روپرت در 11مارس 1931در ملبورن استراليا به دنيا آمد. کيورتيس نوشت: «پدر روپرت ، سر کيت مرداك ، ناشر روزنامه و مادرش يک يهودي ارتدکس بود اما مرداك هيچ وقت چنين مطالبي را در داستان زندگي خود ابراز نکرد.» پدر مرداك با اليزابت جوي گرين ، دختر روپرت گرين ، در سال 1928 ازدواج کرد که حاصل آن يک پسر، کيت روپرت و 3دختر بود. کيت روپرت بعدها تصميم مي گيرد که از نام اول پدربزرگ مادري اش که يهودي بود، استفاده کند.
در سال 1984 مجله کندور نوشت: «سر کيت مرداك ، پدر روپرت از طريق ازدواج با ميمنت خود با دختر يک خانواده يهودي ثروتمند، نئي اليزابت جوي گرين ، شهرت و اعتبار زيادي را در جامعه استراليايي کسب کرد.
در پي اين ازدواج ، کيت مرداك از طريق خويشاوندان همسرش ، در کار خود از گزارشگري به مديريت روزنامه اي انگليسي ، ارتقاء مقام پيدا کرد. از آن زمان به بعد او به قدر کافي پول در اختيار داشت که با آن اقتدار و سلطنت يک شواليه را براي خود در حيطه زير نفوذ انگلستان بخرد: دو روزنامه در آدليد در جنوب استراليا و يک ايستگاه راديويي در يک شهر معدني دورافتاده.  به دلايلي ، مرداك هميشه سعي داشته اين حقيقت را که مادر مومن و معتقدش او را همچون يک يهودي پرورش داد، پنهان کند
اگرچه ممکن است مرداك تلاش کرده باشد که ريشه هاي يهودي خود را پنهان کند اما درباره حمايت صريح خود از صهيونيست هاي افراطي جناح راست مانند بنجامين نتانياهو و آريل شارون چيزي را پنهان نکرده است.
نتانياهو نويسنده کتاب «جنگ عليه ترور: چگونه غرب مي تواند در سال 1986 پيروز شود»، مفسر ثابت فاکس نيوز هست که متعلق به مرداك است.
جرج پاتاکي ، فرماندار نيويورک يک بار گفت: «هيچ روزنامه اي در ايالات متحده بيش از نيويورک پست (متعلق به مرداك)، حامي اسرائيل نيست.»  مرداك در تعدادي از مهمترين سازمان هاي صهيونيستي که براي او احترام خاصي قائلند، فعاليت دارد. اين سازمان ها که لري سيلوراستين ، فرانک لوي (کماندوي چکسلواکي الاصل سابق ارتش اسرائيل) و لوئيس ام.ايزنبرگ در آنها سمت هاي مهمي دارند، شامل ليگ ضدافترا، اتحاديه استيناف يهودي و موزه يهود در نيويورک - مرکز يادبود قربانيان کوره هاي آدم سوزي - است.
50 روز قبل از حملات 11 سپتامبر، املاک سيلوراستين و آمريکن وست فيلد متعلق به لوي ، اجاره 99 ساله مرکز تجارت جهاني را بدست مي آورند.
در 24 جولاي 2001 ، پورت اوتوريتي نيويورک و نيوجرسي ، کنترل مرکز تجارت جهاني را به طور اختصاصي ، در اختيار سيلوراستين و لوي قرار داد.
پس از آن ، اين دو نفر کنترل مجتمع 312/3 ميليون مترمربعي را که شامل ساختمان هاي اداري برج هاي دوقلو و 2ساختمان اداري 9 طبقه اي مي شد را نيز به دست گرفته و تمامي ورودي هاي مرکز تجارت جهاني را تحت کنترل خود درآوردند.
لوي مرکز خريدي به نام مال (
Mall
) را در مرکز تجارت جهاني اجاره کرد که حدود 130 هزارمترمربع مکان تجارتي را شامل مي شد.
6 هفته قبل از اين که برج هاي مرکز تجارت جهاني ويران شوند، پورت اوتوريتي مراحل اجاره دادن آنها را به مدت 99سال به لري سيلوراستين که 7 مرکز تجارت جهان را ساخته بود {که به طور مرموزي در ساعت 25/5 بعدازظهر روز 11سپتامبر با خاک يکسان شدند} تمام کرد.
پل گلدبرگر، در نشريه نيويورکر در تاريخ 20 مي 2002نوشت: « امريکن وست فيلد بخش امريکايي يک شرکت استراليايي که يکي از بزرگترين گردانندگان مراکز خريد در امريکا و دنياست همزمان مکان تجاري را در قسمت پايين مجتمع اجاره کرد.»
اين نشريه نوشت: «چنانچه ساختمان ها تخريب شوند سيلوراستين و وست فيلد حق بازسازي مجدد بناها را دارند و وست فيلد اجازه دارد مساحت مکان تجاري را تا 30 درصد افزايش دهد.»
سيلوراستين به خاطر خسارت تخريب مرکز تجارت جهاني و درآمدهاي پيش بيني شده آن ، 2/7 ميليارد دلار از بيمه ادعاي خسارت مي کند.
اين خسارت به خاطر اموالي است که او با پيش پرداختي به مبلغ 100 ميليون دلار وجه قرضي ، اجاره کرده بود؟!

دوستان صميمي

سام کلي ، روزنامه نگار کهنه کار امور خاورميانه در نشريه تايمز (يکي از اموال مطبوعاتي روپرت مرداك) درباره مرداك نوشته است: «.»مرداك ، دوست نزديک آريل شارون است.»

مرداك ، دوست نزديک آريل شارون است
کلي ادامه داده است: «دوستي مرداك با نخست وزير اسرائيل موجب شده بود که کارمندان عالي رتبه در روزنامه ، شماره هاي مهم نشريه را بازنويسي کنند.
مديران اجرايي مرداك از اين که مبادا کاري کنند که باعث ناخشنودي او شود، وحشت دارند. يکبار موفق شدم با تعقيب و عکس برداشتن از واحد نظامي اسرائيلي که محمد الدوره ، پسر 12 ساله فلسطيني را به قتل رساند، خبر داغ کوتاهي تهيه کنم.
صحنه مرگ کودک 12 ساله در فيلم ثبت گرديده و به تصويري نمادين از درگيري ميان نظاميان اسرائيلي و فلسطيني ها تبديل شد اما از من در يک گفتگوي خصوصي خواسته شد که مطلب را بدون اشاره اي به مرگ کودک فلسطيني تهيه و ارايه کنم.
بعد از آن گفتگو، زبان در دهانم خشک شد و بناچار شغل خود را رها کردم.» در 15 اکتبر 1982، يک ماه پس از قتل عام هزاران فلسطيني آواره در اردوگاه هاي صبرا و شتيلا در شهر بيروت (جنايات جنگي اي که مستقيما به دستور شارون صورت گرفت) وزير دفاع اسرائيل با روپرت مرداك و ديگران جلسه اي تشکيل داد.
اينگونه که گزارش شده هدف از اين جلسه ، افزايش مستغلات تصرف شده او در کرانه باختري بوده است. ملاقات با شارون ، سفري را در يک تور مسافرتي براي ديدن مناطق ارتفاعات جولان ، کرانه باختري و آبادي هاي يهودي از فراز آسمان ، سوار بر هليکوپترهاي مسلح اسرائيلي ، براي مرداك و سردبيران او از نيويورک و لندن به همراه داشت.
مرداك در مراسم جمع آوري کمک مالي براي موزه يهود - مرکز يادبود قربانيان کوره هاي آدم سوزي 29آوريل - 2001گفت:
«من هميشه به آينده اسرائيل معتقد بوده و از اهداف جامعه بين الملل يهود طرفداري کرده ام.»
به گفته مرداك ، نيوز کورپ که کمپاني رسانه اي جهاني اوست ، از آغاز «حامي و پشتيبان آرمان ملي يهود» بوده است. لري سيلوراستين که هنوز اجاره مرکز تجارت جهاني را بدست نياورده بود، مرداك را در جمع آوري کمک مالي همراهي کرد و درباره برنامه هاي رابرت مورگنتو (رئيس موزه يهود) براي توسعه موزه گفت : «من از شما حمايت خواهم کرد.... مادامي که آن را زير 110 طبقه اداره کنيد.»

(جمع آوری شده از :  jamejamdaily.net)

البته اطلاعات در مورد مرداک خیلی زیاد هستش، من سعی کردم خلاصه اما کامل باشه  اطلاعات بیشتر (مخصوصا در مورد مرداک و 11 سپتامبر رو در یک صفحه جداگانه به زودی رو وبلاگ قرار میدم)

اما در مورد امپراتوری مرداک (نیوز کورپریشن): فقط کافیه به این فایل فلش نگاهی بیندازید.البته این لیست شامل شبکه الجزیره (که بعد از خرید اون توسط مرداک نقش خودش رو به خوبی در آشوبهای اهواز بازی کرد) و شبکه های جدید نمیشه! دنیای امروز پر هستش از این شیطانها.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 13:21  توسط گروه مطالعاتی  |