تبليغاتX
سینما و صهیونیسم

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

متاسفانه، باز هم تلویزیون فیلم های شاخص صهیونیستی سینمای غرب، همچون نارنیا۲ و شوالیه تاریکی و مومیایی۳ و ... را در ایام عید بدون هیچ نقدی پخش کرد. منطق وعقلانیت حکم می کند که صداوسیمای جمهوری اسلامی، اگر می خواهد در مسیر اهداف انقلاب و عقل سلیم حرکت کند و از طرفی دغدغه مخاطب و جذابیت را هم دارد، با بهره گیری از اساتیدی چون طالب زاده و مستغاثی و بلخاری وشاه حسینی و عالمی و طیف جدیدی از ممتقدان قوی متعند و دشمن شناس که در قم و تهران فعالیت های محدودی را دارند، در کنار پخش این قبیل آثار صهیونیستی هالیوود، نقدهای قوی و چند جانبه ای را هم به انها وارد کند، که در این صورت قطعا عقلا و دلسوزان هم از صداوسیما دل خوشی خواند داشت و عموم مخاطبان هم پس از چندی نسبت به این قبیل آثار قوی و متوسط که در مسیر اهداف آخرالزمانی و کابالیستی بنی صهیون هستند، هوشیار خواهند شد و خود نگاه اندیشمندان و منتقدانه ای نسبت به این آثار پیدا خواهند کرد. متاسفاه امسال برنامه نقد قوی در تلویزیون شاهد نبودیم و حتی درحد متوسط (و نه قوی) برنامه سینما و ماورا هم نقد محتوایی در تلویزیون نداشتیم، حتی شبکه چهار هم در برنامه سینما چهار فقط نقدهایی تکنیکی وغیر محتوایی بسیار کمی به فیلم های پخش شده داشت که گرچه در همین حد قابل تقدیر است ولی صداوسیمات باید بداند که مخاطبان فهیم انتظار بسیار بیشتری از این رسانه دارند.
نکته دیگر قابل ذکر هم درباره تبلیغات تلویزیونی است که به دلیل عدم نظارت جدی محتوایی از جانب روانشناسان مسلمان و دانشگاهیان متعهد و حوزویان رسانه شناس (که در مراکر تحقیقاتی حوزوی بسیار هستند) به شدت مردم را به رفاه طلبی و تجملات فرا می خواند که باز مایه تاسف است. امیدوارم همانگونه که برای بازی های رایانه ای مرکزی تخصصی در کشور ایجاد شد، برای نظارت جدی محتوایی بر تبلیغات تلویزیونی و غیر آن مرکز منسجم و جدی مبتنی بر آموزه های اسلامی تشکیل شود و این هرزگی در تبلیغات دنیاطلبانه را سامان بخشد والا عاقبت بدی در انتظار ما خواهد بود. نقد استاد سعید مستغاثی (رئیس انجمن منتقدان) را بر فیلم نارنیا به شما تقدیم می کنم که صداوسیما با هرزگی تمام و بدون نقد آن را به نمایش درآورد و در این راه ناخواسته یا ... به صهیونیست های مسیحی کمک کرد.
 
نارنيا،هديه هاليوودبه صهيونيستهاي مسيحي

برخی منتقدان،‌ فيلم نارنيا را بزرگترين هديه هاليوود به بنيادگرايان انجيلي يا همان اوانجليست ها (صهيونيست هاي مسيحي) بعد از فيلم كلاسيك "ده فرمان " اثر سيسيل ب. دوميل مي‌دانند.

بقیه این مقاله خواندنی را در ادامه همین مطلب ببینید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 16:32  توسط گروه مطالعاتی  | 

چکیده:
با گسترش تکنولوژی ارتباطات هر روزه ابزار جدیدی در اختیار کارشناسان عملیات روانی قرار می گیرد. در جنگ جهاني دوم نازيها با حداكثر توان از دو رسانه سينما و راديو استفاده نمودند.و اکنون نیز این ابزار به خصوص سینما مورد استفاده محافل صهیونیستی  قرار می گیرد در کنار این ابزار ،صنعت نو ظهور بازی های رایانه ای به علت خصوصیات ویژه خود به ابزار نوین عملیات روانی تبدیل شده اند  ولی متاسفانه تا كنون به اين محصول فرهنگي توجه جدی نشده است.با بررسی كمي و كيفي بازی های رایانه ای مي توان به ميزان تاثير گذاري این صنعت نسبت به ساير صنایع  مانند صنعت فيلم هاي سينمايي پي برد.عواملی کمی چون مدت زمان صرف شده توسط كاربر و عوامل کیفی چون گرافيك،صدا و تعامل، ابتكار سير داستان، كنجكاوي، پيچيدگي وتخيل، منطق، حافظه،بازتاب ها، مهارت هاي رياضي، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه هاي فني، رواني و فردي است كه کاربر را جذب بازي ها ی رایانه ای  مي كند.كار مستقل، مداومت در بازي، لذت بردن از بازي، مشاركت فعال، تعامل مشاركتي، ساختار گروهي، يادگيري، رقابت يا همكاري گروهي و فرصت هاي برابر در بازي ازجمله عواملي است كه در فرد براي ادامه بازي ايجاد انگيزه مي كند.

در این مقاله سعی خواهد شد به موضوعاتی و محورهایی که در بازی های رایانه ای پرداخته شده و با بیان مصادیق و نیز شرکتهای بازی های رایانه ای که بیشتر با این محوریتها اقدام به ساخت بازی می نمایند اشاره شود.  متن کامل این مقاله را در ادامه همین مطلب ببینید.... 

نویسنده:مهندس مهدی حق وردی طاقانکی،فصلنامه عملیات روانی-شماره16 همچنین در پایگاه اینترنتی موعود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 5:38  توسط گروه مطالعاتی  | 

اصول كلي حاكم برفيلم ‌هاي آخرالزمانی هاليوود / پروژه آخر الزمان سازي Hollywood

فهرست مقاله رادراینجا می بینیم ومتن کامل آن رادرادامه مطلب می آوریم:

اشارتی تاریخی

انواع آخرالزمان در سينما

مباني و پيش‌زمينه‌هاي آثار آخرالزماني سينماي غرب

 1. كاباليسم (تصوّف يهودي) 

2. عهد عتيق و تاريخ و عقايد و احكام و اسطوره‌ها و سمبل‌هاي يهودي

3. مسيحيت صهيونيستي و يهوديزه و عهد جديد و تفاسير صهيونيستي _ توراتي از آن

4. شيطان گرايي و سيطنيسم

5. اسلام‌هراسي و كاشتن بذر تنفر از مسلمانان

پاورقي‌ها و منابع/ متن کامل مقاله را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 5:13  توسط گروه مطالعاتی  | 

درباره ارباب حلقه ها گفتني بسيار زياد است. چند تكه كوچك از بررسي هايي كه ديگران كرده اند مي آورم تا ان شاء الله در آينده نقد جامع و همه جانبه اي بر اين فيلم بنگارم.   ابتدا نقد خبرگزاري مهر را مي اورم كه واقعا خواندني است:

ارباب حلقه ها و پايان تاريخ به روايت مسيحيت صهيونيستي

خبرگزاري مهر،گروه فرهنگ و هنر: ارباب حلقه ها رمان سه جلدي جي . آر. آر. تالکين که در دهه شصت نوشته شده است در حال و هواي تبليغات پايان دوران(آخرالزمان)، در سال 2000 از بايگاني کتابخانه اکسفورد بيرون کشيده شد و بر اساس آن، سه فيلم ساخته شد. قسمت سوم "ارباب حلقه ها (بازگشت پادشاه) به کارگرداني پيتر جسکون و بازيگري اليجا وود، ويگومورتنسن، کريستوفرلي و... محصول 2003 نيوزيلند مي باشد. روايت ها به طور موازي از يک مبدا شروع مي شود و متوازن پيش مي رود.  مرکزيت فيلم ، پايتخت گوندور است که در محاصره نيروي سياهي ( سارون ) قرار گرفته است. کندالف ( کاهن و ضامن صلح و نور ) با تلاش زياد سعي مي کند به ارتش شکست خورده گوندور نيروي تازه اي ببخشد.او در اين راه از کمک پادشاه ( روهان ) که جنگاورانش را براي شکست در بزرگترين نبرد تاريخ گوندور گسيل مي دارد نيز برخوردار است.

 بدست گرفتن شمشير شکسته نجات بخش که ترميم يافته است " آراگون" را در مرکز توجهات قرار مي دهد تا بعد از نبردها و همچنين انداختن حلقه انگشتري ( مظهر قدرت) در آتش مذاب توسط " فرودو" به نام پادشاهي بي پايان تاجگذاري کند و صلح ابدي را بر کره زمين حاکم گرداند. در زماني که فرودو موفق مي شود عامل تباهي زورمندي را نابود کند - عاملي که مي تواند از انگشتي به انگشت کس ديگري فرو رود و جهان را با هوس هاي فردي غرق در سياهي کند- آراگون تاجگذاري  مي کند و آغاز حکومت او صلح را به ارمغان مي آورد . اقوام شرکت کننده در جنگ بزرگ به وطن شان مراجعه مي کنند و گندالف ( کاهن) غايب مي شود.

 از دهه هفتاد سينماي هاليوود ساختن فيلم هايي که " آخرين جنگ سرنوشت ساز بشريت " يا همان " آرماگدون " ARMAGEDON  را در بر بگيرد در دستور کار توليد هاي خود قرار داده است. "ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" در ادامه  زنجيره توليد فيلم هاي " آخر زماني " است .

به گزارش "مهر" هنگامي که در اوايل دهه هشتاد " کارتر" به تمامي نيازهاي صهيونيست ها پاسخ در خور انتظارشان را نداد لابي صهونيستي " ايپک " آمريکا او را به نفع رونالد ريگان از هواداران مسيحيان صهيونيست در انتخابات شکست دادند. همزمان لشکر کشي رژيم صهيونيستي  به لبنان شروع شد و فرآيند  سلسله جنايت هاي صهيونيست ها را ابعادي ديگر بخشيد . در لبنان دهه هشتاد تجسم عيني مسيحيان صهيونيست ( فالانژيست ها) به قدرت رسيدند و از خود تاريخي ننگين بر جاي گذاشتند. همين روند تعويض رياست جمهوري در آمريکا بامحاکمه و خلع يد " بيل کلينتون" بوسيله ايپک تکرار شد و مسيحيان صهيونيست آمريکا با دار و دسته بوش جنگ خاورميانه را با اشغال افغانستان و عراق شروع کردند. مسيحيان  صهيونيست  که تحت تاثير عقايد مذهبي خود، تفسيري مذهبي از جنگ درخاورميانه ارايه مي دهند، جنگ عراق را پيش زمينه حوادث قبل از ظهور مسيح مي نامند. اين گروه که بوش  و کابينه اش از معتقدين به آن هستند با مطالعه جزء به جزء کتاب مقدس ( عهد قديم وجديد ) و با تکيه بر عصمت حرفي آن ، وقايع آينده را پيش گويي و تفسيرمي کنند. همين عقيده ويژه است که اين گروه را از ديگرانديشمندان مسيحي متمايز مي سازد.

پايه اعتقاد نوين اين مکتب در قرن نوزدهم و تحت تاثير نگرش ويژه به کتاب مقدس ( عهده قديم و جديد ) شکل گرفت. براساس اعتقادات آنها ،تاريخ بشريت به هفت عصر (دوره ) تقسيم مي شود. به گفته آنان در حال حاضر جهان درحال پشت سر گذاشتن دوره ششم حيات تاريخي خود و آماده شدن براي ورود به عصر هفتم که همان ظهور مسيح است مي باشد.

بر اساس پيش گويي هاي آنان در عصري که ما زندگي مي کنيم ، فجايع بي سابقه و حوادث بسياري اتفاق مي افتد که در نهايت به آخرين جنگ سرنوشت ساز يا همان آرما گدون منتهي مي شود. در اين جنگ مسيح دشمنان خود را از بين برده و سلطنت هزار ساله خود را برپا مي کند . به همين  دليل به پيروان اين عقيده  " هزاره گرا" گفته مي شود . اکثر طرفداران اين مکتب که بالغ بر 12 ميليون نفر هستند  در آمريکا مستقر مي باشند . عده اي از آنها کرسي هاي کنگره و پست هاي مختلف سطوح گوناگون را در دولت کنوني آمريکا در اختيار دارند.

مسيحيان صهيونيست عقيده دارند که براساس پيش گويي ها اشغال عراق پيش زمينه وقايع قبل از ظهور مسيح بدست آنان اعتقاد راسخي به پيش گويي هاي مطرح شده در کتاب " مکاشفات يوحنا" ( عهد جديد ) دارند. عليرغم متن بسيار مبهم و نمادين اين پيش گويي ها در کتاب مقدس ، فصل هاي مربوط به عراق روشن تر آمده است. در کتاب مقدس عراق بانام " بابل" معرفي شده است. با وجود اينکه در طول تاريخ ، عراق بارها مورد هجوم بيگانگان غربي قرار گرفته است ، مسيحيان صهيونيست عقيده دارند که تصرف عراق توسط آمريکا با ظهور مجدد مسيح مرتبط است و طرح تقسيم عراق به سه ناحيه ، احتمالا با عبارت " و شهر بزرگ به سه قسم منقسم گشت..." منطبق است . اين گروه لشگري از کشيشان صهيونيست را به عراق فرستاده اند تا مردم عراق را متقاعد کنند تصرف کشورشان ، امر محتوم الهي بوده است و در پيش گويي هاي کتاب مقدس به صراحت به آن اشاره شده و آنها بايد آن را بپذيرند.

 در فيلم " ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" 8 دقيقه بعد از آغاز فيلم " پپين" با نگاه کردن به " گوي آتشين" که گندالف آن را به پارچه مي پيچيد تا چشمي به آن نيفتد، آينده را مي بيند و از تصرف شهر در آينده مطلع مي شود و آن را به گندالف  بازگو مي کند. اين رازي است که گندالف از مدت ها قبل بر وقع آن آگاه است . همان رازي که مسحيان صهيونيست سعي در ترويجش دارند. در اين فيلم "گندالف" قدرت اساطيري بينش الهام يافته دارد و کسي است که بايد زير نظرش حلقه به مذاب انداخته شود و پادشاهي اراگون اعاده شود ، موجودي نمايانده مي شود که از ازل تا ابد جهان را آگاه است و تولد و نوجواني و جواني نداشته  هميشه سپيد موي  دانا و توانا بوده است و در آخر فيلم هم همچون ناظري بي طرف از چشم ها پنهان مي شود . اين ويژگي ها سخن او را براي مخاطب  اثر گذار و ماندگار مي کند .

 در اين ميان بر اساس عقايد مسيحيان صهيونيست بسياري از متون کتاب مقدس و ازجمله سرود مذهبي " خرقيال نبي " که در عهد عتقيق آمده است به لزوم تجمع يهوديان در فلسطين و تشکيل حکومت يهودي اشاره مي کند.  آن ها عقيده دارند که يهوديان بايد به سوي فلسطين مهاجرت کنند تا نقش خود را در وقايع ظهور مسيح ايفا نمايند . ابزار سينما مي تواند در قالب طرح يک درام  زمينه ساز قبول اين حرکت جمعي د دهه هاي آتي باشد .

 به گزارش "مهر" جماعت مسيحيان صهيونيست شامل ده ها انجمن است که مهمترين آن " سفارت مسيحيت" واقع دراورشليم ، به شمار مي آيد. مسيحيان صهيونيست بر اساس مطالب کتاب " سفر پيدايش تورات " تلاش مي کنند تاحکومت اسراييل را از نيل تا فرات گسترش دهند. تورات ، سفر پيدايش ، باب پانزدهم ، رديف 18 : "در آن روز خداوند با ابراهم  عهده بست و گفت: اين زمين را از نهر مصر تا به نهر اعظم ( يعني فرات ) به نسل تو بخشيدم ." به همين علت است که مسيحيان صهيونيست پا به پاي " ايپک " AipAc ؛ لابي يهوديان آمريکا با فرآيند صلح خاورميانه به شدت مخالف اند و از دولت اسراييل مي خواهند که سرزميني هاي اشغالي را يکپارچه سازد.

مسيحيان صهيونيست  همچنين به دليل اعتقاد خود مبني بر ساخت معبد سليمان واينکه معبد سليمان در زيرمسجد الاقصي واقع است سعي در تخريب مسجد الاقصي دارند. براساس اعتقاد آنان ، مسيح پس از ظهور در معبد سليمان نماز مي گذارد، پس مسيحيان بايد تا زمان ظهور مسيح مراسم عبادي و قرباني کردن خود را مطابق شريعت موسي در معبد سليمان تمرين کنند.

 آنان جنگ با مسلمانان را حتمي مي دانند و صلح را قبل از ظهور مجدد مسيح امکان ناپذير ارزيابي مي کنند. " يت  رابرتسون" کشيش مسيحي صهيونيست عقيده دارد: " وضعيت جهان ، نبايد به سوي صلح و بهبود حرکت کند، جهان را بايد به سمت بدترين شرايط ممکن سوق داد. مسيحييان بايد بياموزند که چگونه موجب تاخير ظهور مسيح نشوند. بنابراين حتي مسيحيان نبايد نگران آسيب هاي  زيست ميحطي باشند، زيرا براساس پيش گويي ها، اين امر مقدمه ظهور مسيح است ."

کشيش ديگر مسيحي صهيونيست " جيم رابرتسون " که يک کانال تلويزيوني نيز در اختيار دارد مي گويد:  قبل از ظهور مسيح صلحي وجود ندارد و تا قبل از ظهور مسيح هر تلاشي براي صلح ، بي معني و بر خلاف گفتار خداوند مسيح است " يکي ديگر از واعظان مسيحي صهيونيستي ،" استراسبورگ " که سرپرست يکي از سايت هاي اينترنتي  جمع آوري و بررسي و تطبيق وقايع پيش از ظهور را به عهده دارد مي گويد: "من از واقعه يازدهم سپتامبر بسيار خوشنود شدم ومومنين به علت جو عمومي  حاکم به دروغ از وقوع اين حادثه اظهار تاسف کردند. اما آنان از عميق وجودشان ايمان دارند که اين حادثه خواست آنان که همان ظهور مسيح است را محقق مي سازد. "

جستجوي نشانه هاي تفکر صهيون در آثار سينمايي  شائبه درگيري  جستجوگران در ميان توهم توطئه  را ايجاد مي کند . اين همان تصوري است که صاحبان رسانه و سرمايه گذاران توليد برنامه هاي تلويزيوني و فيلم هاي سينمايي با رويکرد مورد نظر  سعي در ترويج و گسترشش دارند. اما آنچه مسلم است سينما بويژه در هاليوود ابزار موثري  براي پيشبرد اهداف کلان سياست مداران است . هنوز افزايش توليدات ضد اسلامي را در اواخر دهه 70 و تداوم اين توليدات ا طي بيش از دو دهه فراموش نکرده ايم . فيلم هاي  پرمخاطبي که مسلمانان را تروريسم ، بي منطق ، غير اجتماعي و خطرناک به تصوير مي کشيد . فيلم هايي که در حرکتي آرام  مردم دنيا را براي برداشتن گام بزرگ در خاوميانه آماده کرد . تا جايي که لشگرکشي بي منطق غرب به سرزمين محرومي چون افغانستان با کمترين واکنش جهاني روبرو شد ، حرکتي که در عراق تداوم پيدا کرد . مردم دنيا که بيش از 20 سال تنها از طريق رسانه هاي هدفمند و سينما با کشورهاي اسلامي و مسلمانان آشنا شده بودند خيرخواهانه و انسان دوستانه قتل عام و ويراني را در خاورميانه به نظاره نشستند . همانطور که " گراهام فرانکلين" در مورد نيروهاي  اعزام شده به عراق گفته است : " آنها به عراق رفته اند تا به عنوان يک مسيحي عشق و علاقه خود رابه مردم نشان دهند و آنها اين کار را  با نام مسيح انجام مي دهند ".

 تا قبل از حرکت نظامي آمريکا و حمايت غرب سخن گفتن از ايجاد فضاي ضد اسلامي در فيلم هاي آمريکايي نيز توهم توطئه تلقي مي شد ، گذشت  زمان نشان داد که  قتل عام ، ويراني و مرگ توهم توطئه نيست ، اما کار سينما در عرصه سياست هاي کلان  ايجاد توهم خيرخواهانه است . 

امروز نيز به نظاره نشسته ايم که چگونه تاريخ گذشته توسط سينما ، اين رسانه ماندگار در ناخودآگاه انسان تحريف مي شود و چگونه آينده تاريخ  زمينه سازي مي شود . آيا مخاطب امروز سينما با مخاطب ديروز تفاوت دارد ؟ آيا مي توان گفت فيلم هاي تجاري و جذاب ديگر بستر مناسبي براي تبليغ پنهان نيست ؟ آيا سينما بر محور هاليوود با ساختن فيلم سينمايي ، انيميشن و مستند  آتش  تهيه ، توپخانه هيچ حرکت جهاني ديگري  را تامين نمي کند ؟ آيا فيلم  پيتر جکسون جزيي از برنامه هاي تخيل پردازانه واعظان مسيحي صهيونيست نيست ؟  آيا مي توان به سخن کوته انديشان بسنده کرد ، دست از "توهم توطئه " برداشت ، سرخويش گرفت و راه خود رفت ؟

منابع:
1- نشريه الحياه چاپ لندن 2003
2- روزنامه  جوان صفحه انديش تابستان 83
3- روزنامه ايران 26 آبان 83

منبع: خبرگزاري مهر www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=163985

 اما به عنوان دومين نقد،این نقد را از وبلاگ آرماگدون می آورم گرچه آن را بسیار ناقص و غیر مکفی میدانم و معتقدم که برای چنین اثر عظیمی باید بیش از پنجه صفحه نقد و تحلیل نوشت...  به این امید که نقدهایی این چنین هر روز قوی تر از دیروز شوند: (متاسفانه پس از چندي عكس هاي همراه نقد از بين رفت!)

 نبردآخرالزمان واربا ب حلقه ها

کمتر کسی است که فیلم ارباب حلقه ها را ندیده باشد. فیلمی جذاب، با جلوه های ویژه کم نظیر و زیبا، به همراه بازیگر سرشناس و پرطرفدار ویا به قولی سوپراستار و به طور کلی فیلمی پرخرخ. فیلمی که همچون نمونه های مشابه خود با هزینه های بسیاز زیاد هدفی خواص را دنبال میکند.
 فیلمی که نبرد آخرالزمان را در دنیایی خیالی  بین نیروهای خیر و شر نشان میدهد. فیلمی که در آن حلقه نمادی از سرزمین بیت المقدس است که از گذشته های دور مسلمانان و صهیونیستها بر سر حاکمیت آن در جنگ و ستیز بوده اند. و نیروهای خیر بر آن شده اند تا با از بین بردن این حلقه (تخریب مسجدالاقصی) به عمر نیروهای اهریمنی پایان دهند.در این فیلم نیز همچون نمونه های دیگر شیطنتهای عمدی و نه سهوی برای تشبیه نیروهای اهریمنی به مسلمانان و منجیان دنیا به صهیونیستها در نبرد آخرالزمان صورت گرفته است. به عنوان مثال در این فیلم  نیز همانند نمونه های مشابه، جنگجویان سپاه خیر و الهی از نظر ظاهری شبیه جنگویان صلیبی می باشند.

و یا سارومان، جادوگر تاریکی و یکی از نیروهای اهریمن از نظر ظاهری شبیه به شهید شیخ احمد یاسین ، رهبرمعنوی جنبش حماس میباشد.

شيخ احمد ياسين - سارومان

ویا اینکه گراندالف ، جادوگر سپید و یکی از قهرمانان فیلم در صحنه های از فیلم از کلاه کوچک مخصوص یهودیان(عرقچین سفید يا کیپا) استفاده میکند.و یا دصحنه ای دیگر از فیلم برای منفور نشان دادن عملیات شهادت طلبانه، یکی از نیروهای اهریمنی با انجام عملیات انتحاری دروازه شهر را با باروت منفجر میکند.و نمونه های بسیار دیگر.

نيروهاي اهريمني

واما حرف آخر: به طور حتم اگر دربطن این فیلم کمی بیشتر دقت کنیم نمونه های بسیاری از این شکل پیدا خواهیم کرد. و این وظیفه من وشماست تا امثال این توطئه ها را با اطلاع رسانی دقیق به دیگران خنثی کنیم.ما را ازنظرات خو بی نصیب نگذارید.یا علی مدد.تک تیرانداز.  

اطلاعات کلی درباره سه‌گانه ارباب حلقه‌هاي پیتر جکسون! 

                                                                     

کارگردان : Peter Jackson

نویسندگان:  Peter Jackson, Frances Walsh, Philippa Boyen Stephen Sinclair,

بازیگران:Elijah Wood, Sir Ian McKellen, Sean Astin, Billy Boyd, Orlando Bloom, Kevin Conway, Brad Dourif              رده سنی هر سه فیلم PG-13 تعیین شده است. 

The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring    ارباب حلقه‌ها۱: یاران حلقه

تاریخ انتشار : 19 دسامبر 2001     مدت 178 دقیقه       خلاصه فیلم :

بیلبو بگینز در شب جشن تولد خویش تصمیم به ترک دهکده هابیت‌ها در شایر می‌گیرد و به خاطر قولی که به دوست جادوگرش گندالف داده‌است، حلقه‌ای جادویی را که سال‌ها پیش در سفری دیگر پیدا کرده‌بود، برای برادرزاده‌اش فرودو به جای می‌گذارد. گندالف پس از مدتی دوباره به شایر بر می‌گردد و در دیداری با فرودو پس از اطمینان از آنچه که به خاطرش بازگشته بود، رازی بزرگ را با او در میان می‌گذارد. حلقه‌ای که بیلبو برای او به یادگار گذاشته متعلق به سائورن، ارباب تاریکی است. فرودو به همراه سه هابیت دیگر به نام‌های سام، پی‌پین و مری به دستور گندالف راهی ریوندل، محل سکونت الف‌ها می شوند و در راه خود با فردی به نام استرایدر آشنا و همسفر می‌شوند. در ریوندل شورایی برای تصمیم‌گیری در مورد حلقه تشکیل می‌شود و در نهایت گروهی 9 نفره شامل چهار هابیت به همراه لگولاس الف، گیملی دورف، استرایدر (یا همان آراگورن) و انسانی دیگر به نام بورومیر و گندالف جادوگر برای نابودی حلقه، سفری پر‌خطر را به سوی سرزمین موردور آعاز می‌کنند.

      The Lord of the Rings: The Two Towers      ارباب حلقه‌ها۲: دو برج

تاریخ انتشار : 18 دسامبر ‏2002‏       مدت 179 دقیقه

خلاصه فیلم: فرودود و سام پس از جدا افتادن از سایرین مسیر خود را به سوی موردور ادامه می‌دهند تا حلقه را نابود کنند. آراگورن، لگولاس و گیملی برای آزاد کردن پی‌پین و مری که اسیر شده‌اند راه خود را ادامه می‌دهند و در این میان با واقعیتی عجیب روبه‌رو می شوند؛ گندالف زنده است. از طرف دیگر مری و پیپ‌ین که از چنگ نیروهای یوروک-های گریخته‌اند با موجوداتی به نام انت‌ها آشنا می‌شوند که به قول خودشان چوپان درختان هستند. با کوشش مری و پی‌پین آن‌ها علیه سارومان وارد عمل می‌شوند و آیزنگارد را مورد هجوم قرار می‌دهند. گندالف و سه همراهش به سوی روهان حرکت کرده‌اند تا از پادشاه آنان برای مبارزه علیه سائورون کمک بخواهند. در این زمان سایه تاریکی بر Middle-earth افزایش می یابد و ارتش Dark Lord به سمت گوندور می تازند.

 The Lord of the Rings :The Return of the King     ارباب حلقه‌ها۳: بازگشت پادشاه

تاریخ انتشار: 17 دسامبر 2003  مدت 201 دقیقه    

 خلاصه فیلم:  فرودو و سام به کمک گالوم به سرزمین تاریکی (موردور) نزدیک می‌شوند تا حلقه را در آنجا به درون آتش کوه هلاکت انداخته و نابود سازند. آن‌ها در مسیرشان با عنکبوت غول آسا و مرگباری به اسم شالوب مواجه می‌شوند که بایستی با آن مبارزه کنند. از سوی دیگر یاران گندالف جادوگر متشکل از آراگورن، لگولاس و گیملی و دوستان هابیت خود مری و پی پین، در آستانه نبرد نهایی و بزرگ با افراد سائورون با هم متحد می‌شوند. آراگون در تلاش است تا به عنوان وارث تاج و تخت ایزیلدور اعلام موجودیت کند. قوای سائورون برای از بین بردن نژاد انسان‌ها پایتخت گوندور را محاصره کرده‌اند. گندالف نیز در تلاش است تا به ارتش شکست‌خورده گوندور نیروی تازه‌ای ببخشد و برای این کار از کمک پادشاه روهان که جنگاورانش را برای شرکت در این نبرد عظیم فرستاده نیز بهره‌مند است. اینجا پایان یک دوران از زندگی دنیا است. منبع مشخصات فيلم شناسي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 12:25  توسط گروه مطالعاتی  | 

گفت‏وگو با دكتر مجيد شاه‏حسينى
اشاره :
مجيد شاه حسينى، 36 سال سن دارد و رشته تحصيلى‏اش پزشكى است. تقريباً بيست سال است كه او به حوزه هنر و سينما رو آورده و در همين زمينه در دانشكده‏هاى مختلف به تدريس پرداخته است. وى در حال حاضر مدير گروه معارف اسلامى شبكه اول سيماى جمهورى اسلامى است.
در اين سالها او در زمينه فيلمنامه‏نويسى، تحليل محتواى فيلم، تاريخ سينما و نگاه معنايى به حوزه فيلم و سينما تلاشهاى ارزشمندى انجام داده است. از او مقالات مختلفى در نشريه‏هاى سوره، نيستان، نگارستان و ... به چاپ رسيده و كتابهايى نيز در زمينه‏هاى ياد شده از او منتشر شده است.
آنچه در پى خواهد آمد حاصل گفت‏وگوى مفصل ما با مجيد شاه حسينى در زمينه سينما و آخرالزمان است كه اميد است مورد توجه شما خوانندگان عزيز واقع شود.

لطفاً قبل از هر چيز تصويرى از سينماى غرب (بويژه هاليوود) و جهت‏گيرى عمده آن بفرماييد.

هاليوود1 در واقع يك نام استعارى و نمادين است كه براى مديريت امپراتورى تصويرى غرب انتخاب شده، والاّ در زمانى كه من و شما هستيم بيشتر يك شهرك توريستى است در حومه شهر لوس‏آنجلس آمريكا و طبيعتاً نمى‏خواهيم در مورد هاليوود فيزيكى صحبت كنيم؛ چون الآن يكى دو دهه‏اى است كه اصلاً عمر كمپانيهاى عظيم به يك معنا به سر آمده است؛ اگر چه كمپانيها وجود دارند، ولى در واقع نظام تصويرى آمريكا ديگر كمپانى محور نيست و كمپانيهاى كوچك‏تر و فرعى‏ترى سر برداشته‏اند كه به مراتب مؤثرتر و موذيانه‏تر از كمپانيهاى بزرگ عمل مى‏كنند و كمپانيهاى اقمارى، خرده تراستها، و شركتهاى كوچكى در گوشه و كنار كار خودشان را پيش مى‏برند و اتفاقاً در حوزه بحث ما - يعنى آخرالزمان و آنچه كه با بضاعت من تقديمتان مى‏شود - خيلى‏هايش به حوزه كار همين خرده تراستها و كمپانيهاى كوچك برمى‏گردد و فقط يك دفتر جمع و جور فنى، تكنولوژى، تصويرى، با امكانات البته فوق‏العاده بالا كه الان دارند در سطح جهانى موج‏سازى مى‏كنند. مثلاً امروز نقش دريم وركس2 و كارهايى كه آقاى اسپيلبرگ3 در آن انجام مى‏دهد يا شركت معروف جرج لوكاس4 و كارى كه او دارد انجام مى‏دهد شايد به مراتب تأثير گذارتر از كارهايى است كه پارامونت5 يا متروگولدن ماير6 و ديگران توليد مى‏كنند. البته سخنان من به اين معنى نيست كه كمپانيهاى بزرگ امروز نابود شده‏اند يا نيستند يا مثلاً از قبل بهتر شده‏اند يا از خباثت آنها كاسته شده؛ بلكه به اين معناست كه سيستم تصويرى آمريكا ديگر به آن صورت كمپانى محور نيست كه همه چيز زير سقف چند كمپانى اتفاق بيفتد و اين پديده، تحليل ما را آسان كند. يعنى اگر ما اين كمپانيها و محصولاتشان را بشناسيم و در واقع به ماهيت هاليوود پى برده باشيم؛ آن نگاه كلاسيك را به هاليوود فيزيكى نخواهيم داشت. منظور ما از هاليوود نظام مديريتى حاكم بر پروژه‏هاى تصويرى آمريكا به نحو اخص و مغرب زمين به نحو اعمّ و آن اتاق فكرى است كه تعيين مى‏كند كدام سوژه‏ها و كدام مفاهيم دستمايه كار تصويرى قرار بگيرد. هاليوود فيزيكى تاريخچه خودش را دارد كه خيلى به بحث ما مربوط نمى‏شود؛ چه شد كه ايجاد شد؟ رقيبان اروپايى‏اش، چه كمپانيهايى و چه مراكز و شهرك‏هاى سينمايى بودند؟ چه شد كه هاليوود آنها را تقريباً از دور رقابت خارج كرد و تمام نيروهاى كيفى و فنى و هنرى ساير شهرك‏هاى سينمايى كشورهاى اروپايى را جذب خود نموده و چگونه هاليوود از آغاز در ترويج سياستهاى دولت ظاهرى آمريكا و همچنين دولت پنهان آمريكا (سياستمداران صهيونيست) اين همه سال عمل كرده است؟ اينها قابل بحث است ولى مشخصاً به موضوع بحث ما مربوط نمى‏شود. در همين حد مى‏خواهيم هاليوود مورد بحث خودمان را تعريف كنيم.

رويكرد سينماى غرب به مضامينى چون »آخرالزمان، دجال، ظهور مسيح، جنگ نهايى و امثالهم« را چگونه ارزيابى مى‏كنيد؟

رويكرد هاليوود به بحث آخرالزمان7 مثل ديگر رويكردهايش ناظر به فكر، برنامه‏ريزى و انديشه قبلى است. هاليوود صرفاً از اين جهت كه آخرالزمان سوژه ناب، بديع، جذاب و تماشاگرپسندى است سراغ آخرالزمان نرفته است گيريم كه جذابيت در همه مؤلفه‏هاى تصويرى هاليوود به عنوان يك اصل رعايت مى‏شود ولى اقبال هاليوود به آخرالزمان صرف جذاب بودن اين سوژه نبوده و مقاصد كاملاً جدى و نهفته‏اى در اين رويكرد وجود داشته است. اصولاً آخرالزمان و پايان دنيا و باور اين پديده، مبنى بر يك كهن‏الگوى8 مشترك بشرى است كه در ضمير ناخودآگاه ابناى بشر نهادينه شده است. چگونه مى‏توانيم بپذيريم كه اين دنيا همينطور پيش برود و به پايان نرسد و اصولاً ضمير ناخودگاه ما و منطق ميتولوژيك9 ما اين را نمى‏پذيرد كه دنيا بدون پايان باشد. به همين دليل براى اين پايان دوست داريم كه تصوير ارائه كنيم. قرائتهاى مختلفى را در حوزه هنر، ادبيات و كتب دينى نسبت به آخرالزمان براى ما ترسيم كرده‏اند و در اساطير ملل متعدد هم نقاط مشتركى كه مى‏توانيم بيابيم چند تا بيشتر نيست. يكى از آن چند تا، آغاز آفرينش و پايان عمر دنياست. قصه‏اى كه تقريباً در اكثر قريب به اتفاق اساطير ملل يافت مى‏شود و همين نشان مى‏دهد كه ما ناگزيريم به آخرالزمان به عنوان يك سوژه مستتر در ضمير ناخودآگاه، جمعى بشر بپردازيم. خصوصاً كه اگر براى مخاطب بار محتوايى و معنايى و سياسى هم داشته باشد و هاليوود در واقع با اين رويكرد به سراغ آخرالزمان رفته است. چون اولاً پديده‏اى جذاب است. آنچه كه نيامده و پيشگويى مى‏شود هميشه براى انسان جذاب است. ديگر اينكه روايتهاى متعدد و متفاوتى نسبت به اين پديده مى‏توانست اتخاذ كند و اين تعدد روايتها باعث مى‏شد آن افكارى كه اتاق فكر هاليوود توليد كرده بود خيلى راحت و از طرق متفاوت به مخاطب منتقل شود. به نوعى موضوع آخرالزمان اين پتانسيل را داشت كه دستمايه اتاق فكر هاليوود قرار بگيرد و در جهت ترويج غير مستقيم مفاهيمى كه به گونه‏اى صهيونيزم بين‏الملل پى‏جوى آن بود به كار رود. از همان آغاز، يهوديان به دليل نفوذى كه در هاليوود داشتند توانستند بسيارى از آموزه‏هاى توراتى را به فيلمهاى هاليوودى تسرّى دهند. اصولاً نگاه آخرالزمانى در هاليوود انواعى دارد كه در نگره دينى عمدتاً توراتى است؛ بنابراين ما انواع آخرالزمان را در محصولات تصويرى هاليوود داريم. در »آخرالزمان دينى«10 ما در واقع نگره توراتى را مى‏بينيم و كاملاً نشان مى‏دهد كه لااقل در آنجايى كه شيوه روايت نگاه مستقيم به گونه دينى باشد ما آخرالزمان را با قرائت تورات خواهيم داشت.

اين رويكرد متأثر از چه آموزه‏هايى است، يهودى، مسيحى، صهيونيستى الحادى و يا...؟

در كتاب مقدس مسيحيان هم پيشگوييهاى آخرالزمانى ديده مى‏شوند. آنها هم پيشگوييهاى مفصلى دارند؛ مثلاً در فراز آخر كتاب مقدس انجيل، (فصل مكاشفات يوحنّا) پيشگوييهاى آخرالزّمانى را مى‏بينيم كه به زبان نماد و استعاره بيان شده‏اند ولى در آثار هاليوود عامدانه رويكرد توراتى‏نسبت به آخرالزمان به‏كار مى‏رود. اگر چه شباهتهايى هم بين آخرالزمان تورات و انجيل هست ولى به هر حال انگار قرار بوده است قرائت يهودى در نگره دينى هاليوود رعايت شود. همچنين نگاه به شيطان، نگاه به فرشته‏ها، نگاه به بهشت و دوزخ در سينماى هاليوود باز به گونه‏اى توراتى است. حاصل آن كه اصولاً وقتى هاليوود به سمت قرائت و روايت دينى مى‏رود عمدتاً از تورات تأثير مى‏پذيرد...ادامه در سایت موعود

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1384ساعت 16:57  توسط گروه مطالعاتی  |