تبليغاتX
سینما و صهیونیسم - تبلیغات ورسانه وسینمای جهانی تحت نفوذ صهیونیسم جنایتکار-1

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

روش‏های پیدا و پنهان صهیونیسم(۱)
رشد و توسعه فن‏آوری و ارتباطات، از جهان امروز دنیایی بدون مرز ساخته است. سرنیزه‏های دیروز و سلاح‏های پیشرفته امروز، همگی در برابر قدرت رسانه‏های ارتباطی رنگ می‏بازند; زیرا تا بستر فرهنگی و سرزمین اندیشه‏ها هموار نباشد، استفاده از زور چیزی جز خسارت‏های سنگین و زیان‏های جبران‏ناپذیر بر جای نمی‏گذارد.

از این رو، امواج نامرئی، مرزهای سیاسی - جغرافیایی را در می‏نوردد تا بدون هیچ گونه کنترلی وارد عرصه‏های دلخواه خود شود و مخاطبانش را مورد هجوم و یورش قرار دهد. بهره‏کشی و برده‏داری امروز از مرزهای جسمانی گذر کرده است و تا مغز استخوان مخاطب پیش می‏رود. حریم اندیشه‏ها شکسته می‏شود تا برده داری فکری و چنگ انداختن در اندیشه‏های غیر مسلط بیش از هر زمان دیگر رایج و شایع گردد. گفته آیزنهاور رئیس جمهور پیشین آمریکا در این باره بسیار روشنگرانه است: «بزرگترین جنگی که در پیش داریم، جنگی است‏برای تسخیر افکار انسان‏ها (1) 

با توجه به آنچه آمد استفاده از وسایل ارتباطی نوین- اعم از شبکه جهانی رایانه‏ای، ماهواره‏ای، بازی‏های کامپیوتری، فیلم‏های کوتاه، مستند و سینمایی و .... - در راس دستور کار قدرتمندان زورگوی عالم قرار گرفته است. در همین راستا اهمیت تبلیغات بیش از هر زمان دیگر معنا می‏یابد. استفاده از ظریف‏ترین و ماهرانه‏ترین شیوه‏ها برای رسیدن به اهداف و تسخیر اندیشه‏ها شاید بزرگترین دغدغه سربازان تبلیغاتی دشمن می‏باشد. (2)

رد پای این دغدغه را از سال 1869 م در سخنان «راشورون‏» که در شهر پراگ مطرح نموده است، می‏توان مشاهده نمود. وی در گفتاری شیطنت‏آمیز به دو اهرم قدرت و اطلاعات اشاره می‏کند و می‏گوید: «اگر طلا، نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت‏بر جهان است‏بی‏تردید مطبوعات و روزنامه‏نگاری دومین ابزار کار ما خواهد بود.» (3)

در ادامه همین جریان شاخه‏ای مهم از دشمنان اسلام در اولین کنگره صهیونیسم به ریاست تئودور هرتزل در سال 1897 در شهر بال سوئیس دور یکدیگر جمع شده، طرح امپراطوری مطبوعات و سیطره بر جهان اطلاعات را پایه‏گذاری می‏کنند و در پروتکل دوازدهم خود چنین می‏آورند: «ما جریان مطبوعات و روزنامه‏نگاری را به این صورت در خدمت‏خویش در می‏آوریم: ما نباید بگذاریم دشمنانمان به روزنامه‏ها و رسانه‏های خبری که بیانگر آرا و نظرات آنان باشد دست‏یابند. هیچ خبری نباید بدون کنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود.» (4)

آنچه ذکر شد دلیلی بر اهمیت داشتن تبلیغات و استفاده بهینه از فن‏آوری اطلاعات و ارتباطات نزد دشمنان اسلام به شمار می‏رود. حال رسالت دردمندان دیندار و بیدار در برابر این تهاجم سازمان یافته چیست؟

بی‏گمان یکی از برگ‏های برنده مسلمانان، نگرش روشن بینانه و پیشرفته اسلام به انسان و زندگی است. اما آیا تنها همین اهرم برای معرفی ویژگی‏های منحصر به فرد اسلام و دفاع از مرزهای اعتقادی مسلمین کافی است؟

روشن است که مقابله با امواج نامرئی و شیوه‏های جنگ روانی جز با استفاده از شیوه‏های مشابه امکان‏پذیر نیست، چنانکه رهبر انقلاب می‏فرماید: «نبرد فرهنگی را با مقابله به مثل می‏شود پاسخ داد. کار فرهنگی و هجوم فرهنگی را با تفنگ نمی‏شود جواب داد. تفنگ او، قلم است.» (5)

جدی گرفتن تبلیغ و شناخت رسالت دینداری و راه‏های ادای دین در این عرصه پرمخاطره از مهم‏ترین تکالیف امروز هر دیندار است. تبلیغ آنچنان در نظر امام راحل اهمیت دارد که می‏فرمایند: «تبلیغات از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.» (6) و در جایی دیگر با نظر به جایگاه واقعی تبلیغ می‏گویند: «همانطور که تحصیل، یک تکلیفی است، تبلیغ بالاتر است از او، تحصیل مقدمه تبلیغ است.» (7)

دید همه جانبه‏نگر پیر انقلاب اسلامی تا آن جا فرا می‏رود که در برابر نظریه دهکده جهانی، تعبیری زیباتر به کار برده، از دنیای امروز به عنوان خانه نام می‏برند: «برادران و خواهران من! ما امروز در یک عصری واقع هستیم که تمام دنیا، تمام کشورها، از اقصی نقاط عالم تا این جا به منزله یک خانه شده‏اند ... وضع عصر ما طوری شده است که قضایایی که در یک کشور واقع می‏شود در همه کشورهای دنیا، در اقصی نقاط کشورهای دنیا منعکس می‏شود.» (8)

با توجه به اهمیت تبلیغ در دنیای کنونی و لزوم دفاع از اندیشه‏های ناب اسلامی گام نخست در این باره شناخت روش‏های مسموم دشمنان اسلام است. تیرهایی سمی که به وسیله آن نه تنها اسلام بلکه بشریت را در آستانه سقوط به دره دورافتادگی از اصل و جایگاه مقدس خویش قرار داده است.

اما در میان همه دشمنان قسم خورده، شاید صهیونیسم و روش‏های ویرانگر آن را بتوان دغدغه آفرین‏تر دانست; زیرا اکنون تنها سنگ بزرگ و مانع اساسی تحقق آرمان صهیونیستی، اسلام و ارزش‏های این دین پاک می‏باشد. از این رو در این مقاله تلاش خواهیم نمود تا گوشه‏ای از روش‏های مسموم آنان را مطرح نماییم تا دینداران و مبلغان دردآشنا بتوانند با شناختی کاملتر از گذشته به بازخوانی تکلیف خویش همت گمارند تا رسالت‏های نوین را بازیابند. بدیهی است‏شناخت همه جانبه روش‏ها در یک نظام فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قابل ارزیابی است که غفلت از یک جنبه موجب تکمیل نشدن معرفت روش‏ها خواهد شد.

سیطره فرهنگی

1. سیطره بر خبرگزاری‏ها و مطبوعات

خبرگزاری‏ها به عنوان تامین‏کنندگان خبر و توزیع‏کنندگان آن در جهان اطلاعات، نقش اول را دارا می‏باشند. براین اساس چنانچه تولید اطلاعات دچار تمرکز و انحصار شود می‏تواند در سمت و سو دادن اندیشه‏ها خطرآفرین گردد. این واقعه از دیروز تا امروز جهان اطلاعات رخ داده است; یهود و صهیونیسم جهانی توانسته‏اند با برنامه‏ریزی‏های زیرکانه و تسلط بر خبرگزاری‏های مهم، نبض اطلاع‏رسانی دنیا را به دست گیرند. جالب آنجاست که روزانه بارها نام این خبرگزاری‏ها را می‏شنویم بدون آن که به سابقه و وابستگی آن‏ها توجهی داشته باشیم.

از جمله این خبرگزاری‏ها می‏توان به خبرگزاری رویتر اشاره نمود که در سال 1816 م به دست‏شخصی یهودی بنام ژولیوس رویتر تاسیس گشت. این خبرگزاری با سابقه‏ای در حدود دو قرن توانسته است در تولید و جهت‏دهی اطلاعات نقش به سزایی داشته باشد. خبرگزاری رویتر که در آغاز برای جمع‏آوری اطلاعات اقتصادی تاسیس شده بود، به تدریج فعالیت‏های خود را توسعه بخشید و در عرصه اخبار سیاسی و اجتماعی وارد شد. رویتر توانست در سال 1858 م تنها یک ساعت پس از ایراد سخنرانی ناپلئون سوم، آن را در دسترس مطبوعات انگلستان قرار دهد. به همین خاطر گوی سبقت را از دیگر رقبای خود ربود و یکه تاز میدان خبرسازی گردید. این بنگاه خبری همینک نیز به عنوان یکی از خبرگزاری‏های مطرح در جهان، منبع کسب خبر به شمار می‏رود. (9)

آسوشیتدپرس نیز از دیگر خبرگزاری‏های مهم جهان است که در سال 1848 م از به هم پیوستن 5 روزنامه در ایالات متحده امریکا به وجود آمد; در سال 1900 م آن چنان توسعه یافت که توانست‏به عنوان شرکتی عظیم بیشتر روزنامه‏ها و مجلات امریکایی را تحت پوشش خود قرار دهد، نشریاتی که بیشتر آن‏ها تحت نفوذ صهیونیسم بودند.

خبرگزاری دیگری را که می‏توان در جرگه تولیدگران صهیونیستی خبر قرار داد «یونایتدپرس‏» است که در سال 1907 م تاسیس شد و در سال 1958 م با اینترنشنال نیوز سرویس ائتلاف نمود. جالب آن که همسر ویلیام هرست - سرپرست اینترنشنال نیوز - یهودی بود و به همین دلیل یهودیان وی را در تبلیغات انتخاباتی‏اش برای رسیدن به فرمانداری نیویورک یاری رساندند.

در فرانسه نیز یکی از خانواده‏های یهودی به نام «هاواس‏» در سال 1835 م آژانس هاواس را بنیان نهاد که بعدها به خبرگزاری دولت فرانسه یا فرانس پرس تبدیل شد.

با توجه به آنچه گفته شد می‏توان دریافت که چگونه جنایت‏های صهیونیسم و یاوران ابر قدرت آن کمترین بازتاب را در رسانه‏های بین‏المللی دارد. جنایت‏های خونبار صبرا، شتیلا و قانا جایی برای طرح پیدا نمی‏کنند و کشتار صدها نفر زن و کودک و پیر و جوان غیر مسلح به فراموشی سپرده می‏شود; اما عملیات شهادت‏طلبانه مبارزی فلسطینی یا لبنانی به عنوان عملی تروریستی و خارج از عرف بزرگ نمایی می‏شود. ستم صرب‏ها بر شهروندان مسلمان بوسنی و کوزوو چندان اهمیتی نمی‏یابد مگر زمانی که امریکا بخواهد در بالکان پایگاه پیدا کند. عکس کودکان ناقص‏الخلقه ویتنامی که در اثر بمب‏های شیمیایی امریکایی به این وضع تاسف‏بار افتاده‏اند در هیچ کجای جهان اطلاعات جایی ندارد، اما به بهانه حمایت از حیوانات صدها سایت اطلاعاتی ایجاد می‏شود.

راز و رمز این گونه عملیات خبرسازی را تنها می‏توان در تو در توی سیاست‏های خبیثانه خبرگزاری‏های عمدتا صهیونیست و طرفدار ثروت جست و جو کرد. چنگال‏های سلطه این گونه خبرگزاری‏ها - به ویژه رسانه‏های صهیونیستی - چنان برفرایند اطلاع‏رسانی چنگ انداخته است که رهایی از آن بسیار سخت می‏نماید. این حقیقت تلخ را می‏توان در سخنان رهبری معظم انقلاب آشکارا مشاهده نمود: «رسانه‏های عمومی که در اختیار صهیونیست‏ها و در اختیار خود دستگاه‏های استکباری است، نمی‏گذارند که حقایق آن چنان که می‏باشد به گوش مردم آمریکا برسد.» (10)

و در جایی دیگر با اشاره به مالکیت رسانه‏های گروهی چنین می‏گویند: «به طور کلی غرب در مالکیت رسانه‏های متعلق به سرمایه‏دارها و کمپانی‏ها است. عمدتا حتی رسانه‏هایی هم که ظاهرا در اختیار دولت هستند، در معنا به وسیله سرمایه‏دارهای بزرگ است که هدایت می‏شوند و خط داده می‏شوند و امروز عمدتا در اختیار صهیونیست‏ها است.» (11) بر همین اساس است که رسالت اصلی دین‏مداران نمود پیدا می‏کند که «امروز روزگاری است که نیاز به تبلیغ از همیشه بیشتر است.» زیرا اطلاعات زرسالار تنها در پی منافع خود و هموار ساختن موانع سودجویی و قدرت‏طلبی خویش است. این گونه فعالیت‏های خبری - اطلاعاتی، بین حقیقت و منافع خویش رابطه تساوی برقرار می‏نمایند و حقایق را از فیلترهای مکنده واقعیت می‏گذرانند تا کالای دلخواه خود را به دست آورند.

دغدغه جنایت‏های خبرسازی و خبررسانی به خبرگزاری‏ها محدود نمی‏شود، بلکه دامنه آن تا روزنامه‏ها و مجلات گسترش می‏یابد. روزنامه پرسابقه تایمز (انگلیس)، نیویورک تایمز، واشنگتن پست، تایم و نیوزویک در امریکا و ده‏ها مجله و روزنامه دیگر همگی به عنوان کارگزاران فرهنگی، آتش دشمنی را شعله‏ور نگه داشته، آتش پر حجم تبلیغات خود را بر سر مخاطبان می‏ریزند. به عنوان نمونه می‏توان به مطلبی در روزنامه شیکاگو سان تایمز اشاره نمود: «کمونیسم برتر از اسلام است. زیرا در اصل تفکری غربی است که می‏توان با آن به تفاهم رسید اما با اسلام نمی‏توان به تفاهم و نقطه نظری واحد دست‏یافت، مگر با آهن و آتش.» (12)

دستان نامرئی جعل واقعیت ‏حتی در مجلات تخصصی نیز دست‏برده، حکایت‏ها را آن گونه که مصلحت می‏بینند تغییر می‏دهند.  مجله ژئوگرافیک که در زمینه جغرافیا از شهرت خاصی برخوردار است نمونه‏ای از همین مدعا است. در این مجله نقشه‏ای از جهان به همراه جدول توضیحی آن به چشم می‏خورد که به جای کلمه فلسطین از تعبیر سرزمین اسرائیل استفاده شده است. (13)  جالب آن جاست که این اقدام غیر علمی و جانبدارانه پیش از تشکیل دولت غاصب صهیونیستی (1948) انجام گرفته است تا شاید بسترسازی فرهنگی - علمی برای پیدایش غده اسرائیل در تن بیمار خاورمیانه فراهم شود.

با توجه به آنچه گفته شد می‏توان به این نتیجه رسید که یکی از روش‏های بسیار زیرکانه صهیونیسم خبری، در دست داشتن نبض اطلاعاتی-خبری جهان است. بنگاه‏های خبر پراکنی با ایجاد جاذبه‏های کاذب در بازار اطلاعات، روح حقیقت جوی بشر را به خواب غفلت فرو برده، با تزریق اطلاعات و اخبار دلخواه، آنان را در یک هیپنوتیزم خبری قرار می‏دهند. بزرگ‏نمایی خبرهای ورزشی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از همین مقوله به شمار می‏روند.

منطقی‏ترین راهکار برای مقابله با این هجوم، ایجاد خبرگزاری جهان سوم یا خبرگزاری اسلامی است. با این راهبرد، عرصه‏های خبری برای دشمن تنگ شده و میدان‏های خبری رقیب رها نمی‏شود. گفتار مقام معظم رهبری را می‏توان تاییدی بر این مدعا دانست: «یک خبرگزاری کارآمد از لحاظ کیفیت‏خبری خواهد توانست دشمن را در میدان‏های خبری و غیر خبری شکست دهد.» (14)

2 - سلطه بر وسایل ارتباطی نوین

فتح قله‏های فرهنگی در جهان امروز کاری صعب و دشوار است. گستره وسایل ارتباطی از خبرگزاری‏ها و مطبوعات گرفته تا سینما، تئاتر، تلویزیون، اینترنت و شبکه‏های ماهواره‏ای، همگی در پیوند با یکدیگر می‏تواند زمینه‏های سیطره بر نگرش انسان‏ها را فراهم سازد. از این رو صهیونیسم نفوذ خویش را نه تنها در خبرگزاری‏ها و ابزارهای نوشتاری گسترش داده است‏بلکه با درک شرایط و تطابق خود با زمان و همپایی با فن‏آوری روز و شناخت تاثیر هر کدام از این ابزارها به رسانه‏های دیداری مانند سینما، تلویزیون و ... هجوم آورده تا با تسلط بر آن‏ها، حلقه‏های مفقود سلطه فرهنگی را کامل نماید.

1 - 2 - صهیونیسم و صنعت جهانی سینما

شرکت‏های غول پیکر در عرصه سینما مانند فاکس، گلدن، مترو و پارامونت از جمله نهادهای قدرت یهود در این عرصه هنری و فرهنگی هستند که همگی دارای صاحبانی یهودی می‏باشند.  در دنیای سینمای کمدی و موزیکال نیز به نام‏های آشنایی همچون مل بروکس، وودی الن، باب هوپ، جری لوئیس (15) و ... برمی‏خوریم که اینان نیز بازیگرانی یهودی‏الاصل می‏باشند.

این بازیگران مشهور با حمایت‏های پنهان به سینما راه یافته، طرفدارانی پیدا نموده و در پشت اسامی و ملیت آمریکایی خویش، باطن پلید و مغرض خود را پنهان نگه می‏دارند. البته مقصود از مطلب گذشته متهم‏سازی هنرمندان براساس دین آنان نیست، بلکه دل‏سپردگی ایشان به آرمان‏های صهیونیستی از سویی و از دیگر سو استفاده‏های تبلیغاتی از این گونه هنرمندان برای ترویج آرمان نخبه‏سالاری یهود مشکل اساسی به شمار می‏رود، که جای بسی تامل و درنگ دارد. بر این اساس است که این گفتار اغراق‏آمیز به نظر نمی‏رسد اگر بگوئیم: کمتر فیلم امریکایی در زمینه‏های ماجراجویی، عاطفی، تاریخی یا جنگی یافت می‏شود که دارای عوامل هنری یافتی یهودی نباشد.

قصه نفوذ سینمایی صهیونیسم تنها به آمریکا ختم نمی‏شود بلکه در کشورهای اروپایی نیز گسترش یافته است. به عنوان مثال براساس یک آمار قدیمی لرد «لفونت‏» یهودی تنها در انگلیس مالک 280 سالن سینمایی است. وی که از یهودیان متعصب به شمار می‏رفت‏خود را مقید می‏دانست تا هر فیلم را قبل از اکران مشاهده نماید. تعصب کور این لرد یهودی آنچنان بود که حتی از اکران فیلم‏هایی که در جهت منافع صهیونیسم ساخته شده بود اما نتوانسته بود در اندازه دلخواه لرد لفونت مفید باشد جلوگیری می‏کرد. فیلم هیتلر ساخته الک گینس از این نمونه است. این فیلم از آنجا مورد غضب و خشم لفونت قرار گرفت که به نظر او نتوانسته بود حمله شدیدی علیه شخصیت هیتلر سامان دهد.

در دهه‏های گذشته نوک تیز حمله یهود به سوی اسلام نشانه رفته است و در تقابل با این دین، دست‏به ساخت ده‏ها فیلم سینمایی زده است که هر کدام به جنبه‏های مختلف زندگی مسلمانان پرداخته از جمله اعراب را به شدت مورد حمله قرار می‏دهد. فیلم «هدیه‏» ساخته یهودی انگلیسی رابرت گلداسمیت در همین رابطه قابل ارزیابی است.

در این فیلم از مسلمانان عرب موجوداتی هوسباره و بی‏هویت ترسیم می‏کند. داستان فیلم ماجرای تعدادی از حکام و امیران عرب را به تصویر می‏کشد که با ده‏ها تن از همسران و زنان با حجاب حرمسرای خویش عازم پاریس می‏شوند تا ثروت‏های میلیونی خویش را صرف صید خواهش نمایند. قهرمان زن یهودی از جمله این فاحشه‏ها است.

آن‏ها زنان حرمسرای خود را در هتل‏های لوکس محبوس می‏نمایند و اجازه خروج از اتاق‏ها را به آنان نمی‏دهند. در این هنگام پیرمردی خدمتکار به اشتباه درب اتاق زنان را می‏کوبد; آن‏ها او را به داخل آورده و در را می‏بندند و لختی نمی‏گذرد که بر او حمله کرده و او را به انجام اعمال خلاف مجبور می‏سازند. (16)

دندان‏های تیز صهیونیستی، حتی برخی متفکران غربی را نیز به هراس واداشته است; زیرا آنان نیز می‏دانند که یهود تنها به خود می‏اندیشد. از جمله این افراد «آدریان ارکاند» است. وی در زمینه خطر نفوذ یهودیان در سینما و رسانه‏های گروهی می‏گوید: «یهود به وسیله خبرگزاری جهانی شما را شست و شوی مغزی داده، وادار می‏کند که جهان و واقعیات آن را آن گونه که آنان می‏خواهند ببینید، نه آنچه در حقیقت وجود دارد ... یهود به وسیله فیلم‏های سینمایی جوانان و فرزندان ما را تغذیه می‏کند و [ذهن ]آن‏ها را از آن چه خود می‏خواهد سرشار می‏سازد و صهیونیسم در خلال تنها دو ساعت که مدت نمایش یک فیلم سینمایی است، آداب و فرهنگی را که معلم، مربی و خانواده طی ماه‏ها تعلیم و تربیت در اذهان جوانان ما به عنوان نسلی برومند ایجاد کرده‏اند، می‏زداید. » (17)

2 - 2 - شبکه‏های تلویزیونی

امریکا به عنوان کشوری قدرتمند و دارای فن‏آوری پیشرفته ارتباطی دارای بین 700 تا 1100 شبکه پخش تلویزیونی است. در میان این شبکه‏ها سه شبکه بسیار مهم آن یعنی A.B.C ، C.B.S و N.B.C از ابتدا تحت نفوذ کامل یهودیان قرار داشته‏اند. در شبکه C.N.N نیز مشاغل کلیدی و بخش آگهی‏ها به طور عمده در اختیار یهودیان می‏باشد. (18)

در این شبکه‏ها همواره برنامه‏ها و مجموعه‏هایی تولید و پخش می‏شود که همگی چهره‏ای مثبت از یهودیان به نمایش می‏گذارند. عرصه‏های فعالیت این کارگاه‏های فرهنگی در زمینه‏های مذهبی، امنیتی (مانند ستایش از عملکرد موساد)، عاطفی و اجتماعی گسترده است. این برنامه‏ها در جهت از بین بردن تعارض یهودیت و مسیحیت و مبرا دانستن یهود از کشتن مسیح‏علیه السلام; ستایش از عملکرد سازمان‏های امنیتی اسرائیل، نمایش شجاعت و از خودگذشتگی سربازان صهیون، عشق و علاقه یهودیان امریکا به کشورشان و الگوسازی مثبت از شخصیت‏های یهودی مانند گلدامایر، برنامه‏ریزی می‏شود. نمونه‏هایی از این برنامه‏ها را می‏توان در انعکاس اخبار هجوم اسرائیل به لبنان و کشتار بی‏پناهان فلسطینی در اردوگاه‏های صبرا، شتیلا و عین الحلوة مشاهده نمود. این شبکه‏ها در ابتدا تلاش نمودند مسیحیان مارونی لبنان را مسبب این کشتارها قلمداد نمایند، ولی پس از آن که نقش ولت‏بگین و آریل شارون آشکار شد، لبه تیز حملات خود را به این دو نشانه رفتند و یهودیت را از این جنایت پیراسته دانستند.

در زمینه الگوسازی مثبت نیز می‏توان به فیلم تلویزیونی «زنی به نام گلدا» اشاره نمود که قصه زندگی گلدامایر; نخست وزیر سابق اسرائیل را به تصویر درمی‏آورد. هزینه این فیلم که بالغ بر چهارده میلیون دلار می‏شد، از سوی شرکت‏سینمایی صهیونیستی پارامونت پرداخت‏شد. این فیلم از دو بخش تشکیل شده است که مدت هر کدام دو ساعت می‏باشد. 75 هنرپیشه یهودی که تابع اسرائیل می‏باشند در آن به ایفای نقش می‏پردازند.

فیلم گلدا در نگاهی غلوآمیز به تمجید از یهود پرداخته، آنان را قهرمان، انسان، دانا و قدرتمند وصف می‏نماید. در صحنه‏ای از فیلم یکی از اعضای کنگره امریکا که از مخالفین صهیونیسم به شمار می‏رود با گلدامایر در خانه شخصی‏اش ملاقات می‏کند. وی هنگامی وارد منزل او می‏شود که گلدا در حال انجام کارهای خانه است. گلدا از نماینده کنگره عذرخواهی می‏کند و پس از پایان کارهایش، خود به تهیه قهوه می‏پردازد. عضو کنگره که از این رفتارهای صمیمانه گلدا شگفت زده شده است دچار تحول درونی شده، نظرات مخالفش تبدیل به احترام می‏شود.

در این فیلم گلدا قهرمانی صبور و پیروز نشان داده می‏شود، زنی که در برابر فریادهای خشمگین مخالفانش تنها به یک لبخند بسنده می‏کند. صحنه‏های گوناگون این فیلم چهار ساعته از این گونه اغراق‏ها لبریز است. نخست وزیری که به راحتی لیست کشتارهای جمعی و پنهانی را با خونسردی امضاء می‏کند تا کودکان بی‏پناه فلسطینی از سایه پدر، برادر، مادر و ... محروم شوند، به فرشته‏ای خدایی می‏ماند که از بال‏هایش مهر و عطوفت می‏ریزد. او به استقبال کودکان آمریکا می‏رود در حالی که استخوان‏های کوچک فرزندان خردسال فلسطین در زیر پاهای خشنش خرد می‏شوند. گلدا در این فیلم مادر بزرگی مهربان و دوست‏داشتنی است که در جواب یکی از کودکان که می‏پرسد: چه وقت صلح و آرامش بین شما و همسایگان عرب برقرار می‏شود؟ می‏گوید: هرگاه محبت اعراب نسبت‏به فرزندانشان بر بغض آنان نسبت‏به یهود فزونی یابد. (19)

دستان خیانت‏آلود دشمنان حتی از سریال‏های آموزشی نیز در جهت تخریب هویت مسلمانان دریغ نمی‏ورزند. مجموعه آموزشی - تلویزیونی «آموزش زبان انگلیسی‏» از همین عنوان نمونه است، که تلویزیون انگلستان اقدام به پخش آن نمود. جریان فیلم به این صورت است که دانشجویان مختلفی از کشورهای گوناگون در یک کلاس جمع می‏شوند تا زبان انگلیسی را بیاموزند. در میان این گروه دو دانشجوی پاکستانی و هندو مشاهده می‏شوند.

کارگردان یهودی این سریال، فیلمنامه را به گونه‏ای ترتیب داده است که دانشجوی هندو همواره در صدد اهانت‏به دانشجوی مسلمان است و در این راه از هیچ اقدامی فرو گذار نمی‏کند. در یکی از قسمت‏های این جدال هندوئیسم و اسلام، استاد انگلیسی از دانشجوی هندو می‏خواهد کلمه‏ای مترادف با گبی [ساده‏لوح] Goby بیان کند. وی نیز بدون درنگ پاسخ می‏دهد «مسلمان.» جالب آن‏جاست که این سریال از تلویزیون بسیاری از کشورهای عربی به نمایش درآمده است. (20)

ایجاد فتنه و تفرقه در بین مسلمانان و دیگر اقوام که در گذشته‏های دور در کنار یکدیگر زندگی مسالمت‏آمیزی داشته‏اند، یکی از استراتژی‏های فتنه‏جویان و سربازان خیانت‏کار در عرصه‏های فرهنگی بوده و هست که با تاسف باید گفت همواره مورد بی‏توجهی قرار گرفته است.

3 - 2 - تئاتر

تئاتر به عنوان یکی از عناصر فرهنگی از گذشته تا امروز در عرصه فرهنگی کشورهای اروپایی و امریکایی تاثیرگذار بوده است. نمایشنامه مشهور شکسپیر با نام «تاجر ونیزی‏» که تصویری نفرت‏انگیز از یهودیان ترسیم می‏کرد، چنان بذر تنفر در دل مردمان انگلیسی پاشید که صهیونیسم را به فکر تسلط بر سالن‏های نمایش انداخت. آنان چنان این نقشه را در بریتانیا - که به گونه‏ای مهد تئاتر اروپا به شمار می‏رفت - به اجرا درآوردند که پس از زمانی کوتاه در سراسر خاک انگلیس هیچ تماشاخانه‏ای حاضر به پذیرفتن نمایشنامه تاجر ونیزی و اجرای آن نبود. یهود با توجه به حساسیت‏هایی که از گذشته دور بر روابط دو کیش یهود و نصارا حاکم بوده است، در تلاشی هماهنگ سعی نمود هویت‏خود را که نمادی از خست، بخل، فریبکاری، زراندوزی و ... بود، بازسازی نماید و اسلام و مسلمین را دارنده صفات پست معرفی نموده، دشمن شماره یک به شمار آورد.

(21) (West End) بر روی صحنه رفت، از همین نمونه است. «موضوع نمایشنامه درباره تاجری عرب و ثروتمند به نام محمد عربی است. وی ثروت فراوان خود را در راه خرید بهترین شراب‏ها و گرانبهاترین هدایا برای به دست آوردن زنی انگلیسی خرج می‏کند...او درراه هوسباره‏اش تمام اموال خود را از دست می‏دهد و بدون آن که از آن دختر بهره‏ای برده باشد،برسرچهارراه‏ها وخیابان‏ها سرگردان می‏شود.» (22)  نکته جالب، نام هنرپیشه مرد داستان است. حال آیا این مساله اتفاقی است‏یا خیر؟ قضاوت را به خوانندگان می‏سپاریم. ادامه دارد....

پی‏نوشت‏ها:

1) تبلیغات دینی ابزارها و شیوه‏ها، ص 20.

2) نمایش فیلم شادمانی فلسطینیان از حمله عراق به اسرائیل، در سال 1369 پس از حمله هواپیماها به برج‏های ساختمان تجارت جهانی از طریق رسانه‏های صهیونیستی - امریکایی یکی از این شیوه‏ها به شمار می‏رود که بذر دشمنی را تا عمق جان مخاطب آمریکایی می‏پراکند.

3) الرفاعی، فؤاد، نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، ص 8.

4) همان، صص 8 - 9.

5) حوزه و روحانیت، آیت الله خامنه‏ای، ج 2، ص 102.

6) رسالت، 15/1/1368.

7) صحیفه نور، ج 15، ص 249.

8) همان، ج 13، ص 23.

9) نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، ص 15 - 16.

10) آیت الله خامنه‏ای، روزنامه جمهوری اسلامی، 27/11/1360.

11) همان، 25/10/1363.

12) نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، ص 28.

13) همان، ص 30.

14) آیت الله خامنه‏ای، روزنامه کیهان، 28/9/1364.

15) جهت اطلاع بیشتر ر. ک: نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، صص 46 - 47.

16) همان، ص 49.

17) همان، ص 50، به نقل از الیهودیة العالمیه، عبدالله حلاق، ص 73.

18) دکتر حمیدرضا ملک‏محمدی، کارکرد الیگارشی، پگاه حوزه، ش 4; نک نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، ص 51.

19) نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، ص 58 به بعد.

20) همان، صص 60 - 61.

21) قسمتی از شهر لندن که سینماهاو سالن‏های تئاتر در آن قرار دارد.

22) نفوذ صهیونیسم، ص 64، با اندکی تصرف.

منبع:علی اقلیدی‏نژاد ،مجله مبلغان،معاونت تبلیغ حوزه،دی1380،ش24 ،همچنین درآدرس اینترنتی سایت حوزه قم ِ، می توانید قسمت دوم این مقاله را در این آدرس پی گیری کنید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 6:1  توسط گروه مطالعاتی  |