تبليغاتX
سینما و صهیونیسم - تبلیغات ورسانه وسینمای جهانی تحت نفوذ صهیونیسم جنایتکار-2

سینما و صهیونیسم

سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی

روش‏های پیدا و پنهان صهیونیسم(۲)

اشاره: بخش نخست مقاله «روش‏های پیدا و پنهان صهیونیسم‏» در شماره24 مجله مبلغان در معرض دید علاقمندان قرار گرفت. در قسمت قبل موضوعاتی چون اهمیت تبلیغات، و روش‏های مسموم صهیونیسم از قبیل: 1- سیطره بر خبرگزاری‏ها و مطبوعات; 2- سلطه بر وسایل ارتباطی نوین (1-2- صهیونیسم و صنعت جهانی سینما; 2-2 - شبکه‏های تلویزیونی; 3-2- تئاتر) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. اینک توجه خواننده عزیز را به ادامه بحث جلب می‏کنیم:

4- 2- نشر کتاب و تبلیغات تجاری

در عرصه فرهنگ ارتباطات، کتاب و آثار مکتوب به عنوان یکی از تاثیرگذارترین رسانه‏ها مطرح می‏باشد. خواندن چون در پیوند با فرایند اندیشه و تفکر است، اثرات عمیق‏تری در جان مخاطب بر جا می‏گذارد.  القای مفاهیم پیچیده و مطالب سنگین تنها از گذر آثار مکتوب امکان‏پذیر است; چرا که رسانه‏های گوناگون در انتقال پیام دچار محدودیت‏هایی می‏باشند. ژان کازینو در کتاب خود «قدرت تلویزیون‏» درباره تاثیر آثار مکتوب چنین می‏نویسد: «پیام‏های کتبی در زمان کنونی از اعتبار و نفوذ بیشتری روش‏های پیدا و پنهان صهیونیسم (2)

برخوردارند. پیام‏های نوشتاری امکان می‏دهد که خواننده برای مدتی طولانی توجه خود را روی آن متمرکز کند، آن را دوباره مرور کند و بهتر به خاطر بسپارد. درمقابل رادیو راحت‏تر از مطبوعات به فرد امکان مشارکت روانی و یکی شدن با منبع پیام را می‏دهد و برای دراماتیزه کردن وقایع مناسب‏تر است. به طور کلی نوشته چاپی برای انتقال اندیشه پیچیده مفیدتر از وسایل دیگر است، بر عکس تلویزیون برای انتقال اندیشه‏های ساده موثرترین وسیله می‏باشد.» (1)

از این رو و با توجه به مطالب گفته شده، صهیونیسم برای به محاصره درآوردن اندیشه‏ها در عرصه نشر نیز گام نهاده است. هم اینک در آمریکا بیش از پنجاه درصد از شبکه‏های چاپ و نشر در اختیار یهود می‏باشد. در دیگر کشورهای غربی نیز وضع از این بهتر نیست. به عنوان مثال می‏توان به انتشارات فرانسه اشاره نمود.

نام «روژه گارودی‏» متفکر فرانسوی مسلمان برای تمام اندیشمندان و علاقمندان به اسلام نامی آشنا است. وی که از چهره‏های شاخص در جهان اندیشه است و دارای آثار مکتوب بسیاری است، پس از گرویدن به اسلام و نگارش کتاب جنجالی خود «ریشه‏های اسطوره‏ای سیاست اسرائیل‏» نتوانست ناشری فرانسوی برای چاپ کتاب خود بیابد.

از دیگر عرصه‏هایی که صهیونیسم به گونه‏ای پرتلاش مشغول فعالیت می‏باشد، تبلیغات تجاری است، که یکی از بخش‏های پربیننده و سرگرم کننده در کشورهای پیشرفته به شمار می‏رود. در این گونه تبلیغات اعراب به عنوان نمادی بارز از مسلمانان مورد هجوم و بی‏مهری قرار گرفته، انسان‏هایی بی‏تمدن، ابله، شهوت‏ران و آلوده جلوه داده می‏شوند. ثمره این تلاش به صورتی است که امروزه کلمه «شیخ‏» در کشورهای اروپایی، کانادا و آمریکا به عرب‏های شهوت‏پرست و ثروتمند اطلاق می‏شود. (2)

در یکی از آگهی‏های تجاری در تلویزیون آمریکا برای تبلیغ نوعی صابون در آغاز اعلام می‏کند: «این صابون همه چیز را پاک می‏کند حتی اعراب را! سپس شروع به شستن شخصی می‏کنند که لباس عربی به تن دارد و چهره‏اش آلوده است. پس از جدالی سخت در حالی که از شستن عرب و پاکیزه شدن آن ناامید به نظر می‏آیند، زن جوانی رو به مخاطبین کرده می‏گوید: «براساس تایید فلان آزمایشگاه، این صابون بسیار مرغوب است. اما پاکیزه نشدن این عرب به خاطر آن است که اعراب اساسا پاک شدنی نیستند.» (3)

و در شیطنتی دیگر در جهت القای شهوت‏پرستی مسلمانان به ویژه اعراب این گونه به تبلیغ می‏پردازند: دختر جوانی به آرامی از راهی می‏گذرد که ناگهان مردی با لباس عربی به او هجوم می‏آورد تا به وی تجاوز کند. زن جوان نیز با آرامش خاطر محلول بیهوش‏کننده (موضوع آگهی تجاری) را به صورت او می‏پاشد و او را بیهوش می‏نماید. پس از آن در حالی که با تنفر آب دهان به صورت او می‏افکند به راه خود ادامه می‏دهد. نمونه‏هایی از این نوع که همگی بر خشونت‏طلبی، هوسبارگی، دورافتادگی از تمدن و . .. اشاره دارند بسیار است.

در نمونه‏ای دیگر در یکی از آگهی‏های تبلیغاتی در سینماهای یونان به این شاهکار خیانت‏بار بر می‏خوریم. «در این آگهی، عربی با موهای سپید و کمری که از شدت پیری خمیده، در حالی که پیراهن بلند عربی برتن دارد، در مقابل دکه‏ای که مجلات سکسی عرضه می‏کند، می‏ایستد. یکی از آن مجلات را برداشته و آهسته ورق می‏زند. در چشمانش برق شهوت آشکار است. ناگهان دستی به سوی او دراز می‏شود با یک بطری که حاوی محلول نشاط‏آور جنسی (موضوع آگهی تجاری) است. عرب بطری را گرفته و جرعه‏ای از آن را می‏نوشد. بی‏درنگ به اسب چموشی مبدل می‏شود که دیوانه‏وار در کوچه‏ها و خیابان‏ها به دختران و زنان حمله‏ور می‏شود.» (4)

قدر مسلم این گونه هجوم‏های فرهنگی با دستمایه‏های کمدی بر علیه قشر خاصی از مسلمانان طراحی نشده است‏بلکه اهداف مهم‏تری را دنبال می‏کند. اما چرا اعراب به عنوان سوژه این گونه حملات بی‏امان واقع می‏شوند؟ شاید بتوان علت‏های ذیل را در این راستا مطرح نمود:

اول - اعراب جبهه اول و خط مقدم مسلمانان در برابر صهیونیسم به شمار می‏روند. از این رو بدیهی است مورد تهاجم مستقیم دشمن قرار بگیرند و در جنگی روانی هویتشان به تمسخر گرفته شود.

دوم - با حمله یک طرفه به اعراب، حساب آنان را از دیگر مسلمانان جدا سازند و به گونه‏ای فریبکارانه این گونه وانمود کنند که آنچه مورد تمسخر قرار می‏گیرد اعراب هستند نه اسلام و مسلمین. البته عملکردهای ناسیونالیستی افراطی نیز در این زمینه کمک به سزایی در این تهاجم داشته است.

سوم - از آن جا که بیشتر آموزه‏های مشترک اسلامی با توجه به ادبیات و فرهنگ اسلامی به عربی شکل گرفته است، با حمله به اعراب می‏توان این آموزه‏های مشترک را مورد تهاجم قرار داد.

چهارم - به دلیل ثروت بسیار کشورهای نفت‏خیز و عدم رعایت احکام روشنگرانه اسلام از سوی حاکمان و سوداگران عرب، نقاط ضعف بسیاری در رفتاری‏های آنان به چشم می‏خورد که امکان سوء استفاده را فراهم ساخته است.

3 . تهاجم فرهنگی

در دنیای امروز کیان فرهنگ اسلامی آماج تهاجم پی در پی قرار گرفته است. اسلام ناب در چالشی مخاطره‏آمیز و در هماوردی نامتوازن گرفتار شده است. سرافرازی اسلام و مسلمانان یا زبونی و خواری در این میدان رقم خواهد خورد; میدانی که شبهات بسیاری را همچون سیل خروشان به سوی اسلام روانه ساخته است و در این میان چه بسیارند خودی‏ها و ناخودی‏هایی که ندای همپایی با این گونه اندیشه‏های فاسد را سر داده‏اند. دغدغه رهبری در همین رابطه نمود پیدا می‏کند:

«امروز شاهد هستیم که دولت‏های غربی و دستگاه‏های صهیونیستی، تبلیغات پرهزینه‏ای را در دنیا به راه انداخته‏اند تا چهره اسلام ... را مخدوش جلوه دهند و مانع از رسیدن تفکرات پویای اسلامی به ملت‏های اروپا و آمریکا شوند.» (5)

بی‏گمان فرهنگ اصیل اسلامی در نبرد با دیگر اندیشه‏ها پیروز خواهد بود، اما دشمن بیکار نخواهد نشست و هم اکنون جبهه را به مدد دستگاه‏های قدرتمند ارتباطی تا منازل مسلمانان گسترش داده است. دشمن قسم خورده و در راس ایشان اندیشه کوته‏بینانه صهیونیسم با تمام قوا و در تمامی ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، دیدگاه‏های اسلام را به چالش فرا می‏خواند. و در یک شبیخون همه جانبه آنچه را می‏طلبد نابودی اسلام است. گفتار رهبری معظم انقلاب تاییدی بر این مدعا است: «تهاجم فرهنگی عظیمی علیه اسلام هست که ارتباط مستقیمی با انقلاب ندارد. این تهاجم وسیع‏تر از انقلاب و علیه اسلام است.

چیز عجیب و فوق العاده‏ای است که باتمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی علیه اسلام ... است. حتی اسلام به معنای اعتقاد عوامانه مردم هم مورد تهاجم است;چه برسدبه اسلام ناب وانقلابی.» (6)

آنچه در تهاجم بیش از همه اهمیت دارد قداست‏شکنی و شکستن سد اعتقادات عوام تا خواص است. یهود در صدر اسلام و امروزه صهیونیسم همواره در تلاش پی‏گیر خویش، در این تهاجم سهم بسیاری به خود اختصاص داده است.

به نمونه‏هایی از این رفتار خصمانه توجه نمایید:

الف - چاپ آیات نخست‏سوره‏های مبارکه مریم و بقره بر روی اوراق بسته‏بندی در بلژیک.

ب - حک عبارت «لا اله الا الله‏» بر لایه درونی لباس‏های زیر در انگلستان.

ج - چاپ تصویر زنان عریان در مجلات سکسی لندن در حالی که خود را با تکه روزنامه‏هایی که آیات قرآن کریم بر آن‏ها نقش بسته بود پوشانیده بودند.

د - ایجاد مراکز زنجیره‏ای فساد در شهر گلاسکو و دیگر شهرهای اروپایی با نام «مکه‏».

ه - شبیه‏سازی معماری اسلامی مساجد برای جایگاه میمون‏ها در شهر بال سوئیس.

و - حک کلمه «الله‏» بر تخت کفش‏های ورزشی توسط یک تولیدکننده یهودی در قبرس.

ز - تولید نوعی دستمال توالت در امریکا با مضامینی توهین‏آمیز علیه علمای مسلمین که بر روی آن حک شده است. (7)

حال که دشمنان این گونه بی‏مهابا بر اندیشه‏ها و ارزش‏های مسلمین می‏تازند تکلیف چیست؟ غفلت‏یا همت؟

4 - فرهنگ برهنگی

تا کنون در مورد روش‏های مسموم صهیونیسم در برابر اسلام به بحث پرداختیم. اینک بحث را در دامنه‏ای انسانی و از نظر گاهی عام‏تر دنبال می‏کنیم; زیرا اندیشه صهیونیستی از آنجا که نظریه‏ای افراطی و نژادپرستانه است نه تنها به اسلام بلکه به بشریت و فطرت پاکیزه او می‏تازد. صهیونیسم قوم یهود را ملتی یگانه و برتر می‏داند که سزاوار سیادت بر دنیا است، بر این اساس از تمامی روش‏های متعارف و غیر متعارف برای رسیدن به اهداف خویش سود می‏برد.

جهان سرمایه‏داری امروز - که در تار و پود آن عنکبوت‏های سرمایه‏دار یهود به چشم می‏خورد - در صورتی می‏تواند به حیات خود ادامه دهد که فطرت‏های پاک انسان‏ها را به لذت‏ها و کامجویی‏های حیوانی مشغول نماید و از آنان بردگانی مدرن و متفکر به وجود آورد که در یک سیستم پیچیده همگی در تلاش برای تحقق آرزوهای سود اندوزان، عمر خود را به پایان رسانند.

استحکام نهاد خانواده به عنوان کوچکترین عنصر اجتماعی، خود خطری برای جامعه زرسالار به شمار می‏رود، از این رو کمون جنسی پیشنهاد می‏شود. اندیشه «کارل مارکس‏» یهودی تبار - اگرچه از زاویه‏ای دیگر - بر همین مساله تاکید می‏کند. وی می‏گوید: «قانون ازدواجی که زنان را از ارتباط با غیر شوهران خویش باز می‏دارد، قانونی است که زن و مرد را تبعید می‏سازد.» (8) راز مساله آنگاه روشن می‏شود که بدانیم در صورت انکار این اندیشه، بازار تولید با بحران روبه‏رو می‏شود، زیرا نیروی کار و منابع انسانی ارزان قیمت‏بسیاری (زنان) را از دست می‏دهد.

چنگال‏های خانواده‏های متمکن یهودی مانند روچیلد در این نظام سرمایه‏مدار در پس این نظریات پر آب و رنگ به خوبی آشکار است. به هم ریختگی نهاد مقدس خانواده، از بین رفتن ارزش‏ها، پایمال شدن عواطف لطیف انسانی، خرد شدن استخوان بیچارگان در آسیاب تمدن صهیونیستی و ... همگی هزینه این آرمان سیادت طلب است. یهود براساس آموزه‏های تحریف شده خویش گمان می‏برد تمام دارایی‏های جهان متعلق به اوست که دیگران آن را غصب کرده‏اند و بایستی با هر وسیله ممکن این ثروت از دست رفته را باز گرداند.

بدیهی است زمانی که سخن از هرگونه روش می‏رود، این قانون شامل روش‏های نامتعارف و معارض با فطرت پاک نیز می‏شود. از جمله این روش‏های ناهماهنگ با فطرت بشری و انسانیت ناب، رواج فرهنگ برهنگی است تا ضمن از بین بردن موانع فرهنگی - اجتماعی رشد سرمایه‏داری، از راه‏های غیر انسانی به کسب درآمد (یا به تعبیری گرفتن حق غصب شده خود از دیگران) بپردازند. عملکرد وقیحانه اشلوموبارلشتاین یکی از رهبران برجسته یهود و عضو حزب مهم ماپام در همین راستا قابل توجیه است. او تنها در سال 1960 م سه هزار دختر یهودی را به مراکز و لانه‏های فساد روانه ساخت تا به کسب مشروع! از دیدگاه صهیونیسم بپردازند و حق یهودیان را از چنگ شهوت‏سالارها بگیرند.

اما رویه دوم این مساله بسی شگفت‏انگیزتر است، زیرا در جهان سرعت، ثروت و اطلاعات، یهود تنها به جنبه‏های عینی ثروت توجه نمی‏کند بلکه برای کسب اطلاعات نیز - که خود ثروتی عظیم است - از همین شیوه سود می‏برد.

اعتراف مجله «هولم هازیه‏» در یک تحقیق مطبوعاتی قابل توجه است: «یک نیروی پاسدار صلح و یا یک افسر پلیس رانخواهی یافت که رفیقه‏ای یهودی نداشته باشد. آنان هدایای خویش راکه به قیمت ارزان از سرزمین‏های عرب خریده‏اندبه همراه اخبار واطلاعات ریزودرشت‏خود نثار رفیقه‏هایشان می‏نمایند.» (9)

یهود با توجه به دنیای علم‏گرای امروز (پوزیتویسم) از تئوری‏پردازی در این زمینه‏ها غافل نشده است. روان‏شناس یهودی تبار; فروید اگر چه مدعی الحاد بود اما به نظر می‏رسد در یک دید مجموعه‏ای بتوان دیدگاه‏های روان‏شناسانه او را یکی از قطعات تکمیل‏کننده شناخت‏برنامه‏های کلان صهیونیستی به شمار آورد. وی برای حل بیماری‏های روانی و متعارض بین نهاد و فرامن تغییر در فرهنگ جنسی جامعه را راهکاری ارزشمند به شمار می‏آورد و بر آن تاکید می‏ورزد. (10)

رد پای برده‏داری جنسی و تلاش در جهت گسترش آن حتی در پرونده‏های سری وزارت خارجه آمریکا که خود را مدافع آزادی و حقوق بشر می‏داند به چشم می‏خورد. مجله «الستنسورد» در یکی از شماره‏های خود به همین مطلب پرداخته، می‏نویسد: «در دوایر وزارت خارجه امریکا پرونده‏ای سری وجود دارد که حاوی اسامی و مشخصات بیست دختر زیبا و فریبنده است، این کار برای جلب رضایت‏سیاستمداران بزرگی است که از آمریکا دیدن می‏کنند، تا هر یک براساس نیاز، ذوق یا انحراف جنسی خویش از میان آن‏ها فرد دلخواه را انتخاب کنند! این دختران در این دوایر «گردان عشق‏» نامیده می‏شوند.» (11)

نفوذ در قدرت

قدرت برای اعمال بسیاری از روش‏ها و تغییر شرایط به صورت دلخواه امری ناگزیر به شمار می‏رود. بدون قدرت نمی‏توان به تمامی خواسته‏ها دست‏یافت، به ویژه نفوذ در قدرت سیاسی برتر راه را برای رسیدن به اهداف هموار می‏نماید. با این مقدمه باید گفت‏یکی از شیوه‏های اقلیت‏یهود برای پیشبرد اهداف خود نفوذ در قدرت است. دامنه این نفوذ مجامع بین‏المللی، ابرقدرت‏ها (12) و قدرت‏های منطقه را در برمی‏گیرد. در این میان برای نمونه میزان تسلط لابی‏های یهودی را در حاکمیت امریکا به عنوان بزرگترین قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی دنیا مورد بررسی قرار می‏دهیم.

مداخله لابی‏های صهیونیست در نظام سیاسی امریکا به کمک مثلث‏سیاستمداران، ثروتمندان و آرای یهودیان تحقق می‏یابد. سیاستمداران یهودی در مناصب مختلف سیاسی به کار مشغول می‏باشند. از سویی رای یهودیان به صورت مستقیم و توانایی بسیج آرای دیگران به گونه‏ای غیر مستقیم از عواملی است که سیاستگذاران آمریکایی نمی‏توانند از آن غافل باشند. و ضلع آخر این مثلث، ثروت یهود است که به عنوان پشتوانه مالی احزاب و فعالیت‏های همسو با اهداف ایشان، سیاست و قدرت را در امریکا به محاصره درآورده است و خطوط نامرئی را فراروی مردان سیاسی قرار می‏دهد. این الگوی به ظاهر ساده ولی در هم تنیده الیگارشی یهود در نظام سیاسی امریکا می‏باشد، که براساس مؤلفه‏های محیطی ایالات متحده همچون مشارکت، تساهل و تسامح، رعایت‏حقوق اقلیت‏ها، پدیده چند فرهنگی و ... به تنهایی بهره‏های کلان و نامشروع خود را برده است و با هدف تاثیر و نفوذ در زمینه‏های گوناگون به ویژه عرصه سیاست‏های خارجی عمل می‏نماید.

بهترین دلیل بر این مدعا سیر صعودی منحنی حمایت دستگاه اجرایی امریکا از اسرائیل می‏باشد. دوران ریاست جمهوری کلینتون در این میان بی‏تردید از بهترین دوره‏های حیات اسرائیل به شمار می‏رود. وی بر خلاف پیشینیان خویش اقلیت قدرت طلب یهودی را در سطحی گسترده در فرآیند حکومتی امریکا به کار گرفت.

یهودیان با آن که تنها 2 درصد جمعیت امریکا را تشکیل می‏دهند، توانستند در این دوران طلایی 42 درصد از مناصب مختلف کابینه کلینتون را در اختیار گیرند. فهرستی که در سال 1997 به چاپ رسید حکایت از همین حقیقت دارد. اسامی برخی از افراد سرشناس یهودی که در کابینه کلینتون عضویت داشتند از این قرار است: مادلین آلبرایت (وزیر امور خارجه)، رابرت روبین (وزیر خزانه داری)، ویلیام کوهن (وزیر دفاع)، دان گلیکن (وزیر کشاورزی)، جرج تنت (رئیس سازمان سیا)، لویس فریح (رئیس اف. بی. آی)، ساموئل برگر (رئیس شورای امنیت ملی) و ...

از سوی دیگر افزایش کمک‏های مالی، نظامی و دیپلماتیک امریکا از میانگین 62 میلیون دلار در سال‏های 1945 - 1965 به 5/2 میلیارد دلار در سال‏های 1975 - 1984 نیز دلیلی دیگر بر مدعای نفوذ صهیونیسم در نظام سیاسی امریکا است. حتی برخی بر این باورند که حجم کمک‏های مالی امریکا به اسرائیل در سال‏های اخیر به 5 میلیارد دلار در سال رسیده است. در زمینه سیاست‏گذاری خارجی امریکا نیز حضور گسترده یهودیان در عرصه سیاست‏خارجی به ویژه هدایت‏سفارت‏خانه‏های این کشور، حکایت معناداری به شمار می‏رود.

در این مورد می‏توان به سفرای آمریکا در کشورهای آلمان، فرانسه، لهستان، دانمارک، مجارستان، رومانی، بلژیک، روسیه سفید، آفریقای جنوبی، زلاند نو، هند، مصر، سوئد، مراکش، زامبیا، سنگاپور، برزیل، مکزیک، کانادا، کوبا، نروژ و سوئیس اشاره نمود.

از عرصه‏های دیگر تهاجم اقلیت‏یاد شده، کنگره و سنای امریکا است. نشانه‏های این ادعا را نیز در حجم گسترده حمایت‏های کنگره از اسرائیل می‏توان آشکارا مشاهده نمود. براساس تحقیقی که در دوره ریاست جمهوری نیکسون و فورد انجام پذیرفت، 80 درصد مجلس سنا و 86 درصد اعضای مجلس نمایندگان در مورد کمک به اسرائیل اتفاق نظر داشتند. (13) تمامی آنچه گفته شد گوشه‏هایی کوچک از مشارکت تحمیلی یهود در سیاست‏گذاری آمریکا است، که به این وسیله سیاست‏های خود را به اجرا در می‏آورند.

سیطره اقتصادی

سیطره اقتصادی از جمله روش‏هایی است که در پیوند با دیگر روش‏ها - سیاسی، فرهنگی و اجتماعی - اندیشه دولت جهانی یهود را تحقق می‏بخشد. این بخش به همراه فشارهای سیاسی و بسترسازی فرهنگی شرایط مساعدی را برای بسط اندیشه آرمانی صهیونیسم به وجود می‏آورد. از این رو وجود بازوان اقتصادی برای توسعه صهیونیسم، گزینه‏ای غیر قابل انکار است. قوم کوچک یهود از دیرباز با توجه به تلمود (14) اندیشی خویش در تلاشی بی‏پایان به جمع‏آوری ثروت پرداخته است. در دو قرن گذشته از مشهورترین خاندان ثروتمند یهودی می‏توان به روچیلدها اشاره نمود. پیکره درهم فرو رفته این خانواده، حفظ اسرار، اتحاد مثال زدنی و ... از ویژگی‏های خاص آنان حکایت می‏کند.

ابعاد نفوذ روچیلدها در سرمایه‏داری غرب به گونه‏ای برنامه‏ریزی شده قابل بررسی است. گفتار هاناآرنت مورخ و روزنامه‏نگار اسرائیلی از این واقعیت پرده برمی‏دارد: «برای اثبات فکر عجیب دولت جهانی یهود چه دلیلی بهتر از خاندان روچیلد که تابعیت 5 دولت مختلف را دارد و دست کم با سه دولت در همکاری نزدیک بود، دولت‏هایی که تنازعات مکرر میان آنان هرگز، حتی لحظه‏ای یکپارچگی و پیوند منافع بانکدارانشان را [که از خانواده روچیلد بودند] متزلزل نساخت.» (15)

ثروت افسانه‏ای این خانواده به گونه‏ای است که نام آن‏ها در دائرة‏المعارف‏ها به عنوان قدرتی اقتصادی مطرح است. دائرة المعارف بریتانیکا در این باره می‏نویسد: «مشهورترین خانواده بانکدار سراسر اروپا که نام آن‏ها به تنهایی برای مدت‏های مدید مترادف با ثروت افسانه‏ای بوده است و برای قریب به 2 قرن بر تاریخ اروپا تاثیری جدی داشته‏اند. موفقیت‏های مداوم آن‏ها ... هنوز نیز بر همکاری پنهان است.» (16)

امپراتوری ناپیدای روچیلد چنان پنهان کاری را در ارکان و عملکرد خود استوار ساخته است که آمار دقیقی از ثروت‏های کلان آن در دست نیست. از سوی دیگر حجم عملیات آنان در اقتصاد و ابعاد گوناگون آن نیازمند به بحث مستقلی است که از عهده این گفتار بیرون است. از این جهت‏به یکی از مهم‏ترین ابعاد سیطره در صنعت نفت‏بسنده می‏نمائم: «نام روچیلدها در کنار راکفلرهای آمریکا به عنوان پیشگامان استخراج نفت از خاورمیانه و روسیه شهرت دارد. آنان از زمان انعقاد قرارداد دارسی به نفت ایران چشم داشته‏اند. این روچیلدها بودند که نخستین بار با سرمایه خود امانوئل نوبل سوئدی و سه پسرش - روبرت، لودویک و آلفرد - (17) را به استخراج نفت‏باکو ترغیب نمودند و بزرگترین کمپانی نفتی را در روسیه بنیاد نهادند.

بالاخره با سرمایه روچیلدها بود که یک یهودی انگلیسی‏تبار به نام مارکوس سموئیل و یک هلندی به نام سرهنری دترنیگ کمپانی «رویال داچ شل‏» را تاسیس نمودند. این کمپانی که به «اختاپوس بین‏المللی‏» شهرت یافته، بزرگترین مجتمع انحصاری اروپاست که از حیث ثروت تنها با دو کمپانی عظیم امریکایی استاندارد اویل (نیوجرسی) (18) و جنرال موتورز قابل مقایسه می‏باشد. (19) رکت‏شل پس از کودتای امریکایی 28 مرداد در زمره یکی از 5 کمپانی شرکت‏کننده در کنسرسیوم نفتی ایران به شمار می‏رفت که با 14 درصد سهم پس از بریتیش پترولیوم (40 درصد) به بزرگترین غارتگر نفت ایران در سال‏های پیش از انقلاب بدل شد.

پس از جنگ دوم جهانی، سرمایه‏های روچیلد، راه‏های نوینی برای توسعه یافت. آنان مبالغ کلانی در ایالات متحده و کانادا سرمایه‏گذاری کردند. صنعت فیلم و تلویزیون یکی از اهداف ایشان در کانادا بود که حضور فعالی در این عرصه داشتند. (20)

سرمایه‏داری یهود پس از گسترش اندیشه صهیونیسم - که بر ایجاد حکومت‏یهود اصرار می‏ورزید و در برابر تفکر سنتی انتظار موعود بود - به حمایت از آن پرداخت و با هزینه نمودن سرمایه‏های بسیار در راه تشکیل اسرائیل گام‏های اساسی برداشت. از میان کلان خانواده روچیلد نام بارون ادموند روچیلد با عنوان «پدر ارض موعود» پیوند خورده است. وی در سال 1887 تا 1899 با بازدیدهای مداوم از اردوگاه‏های صهیونیستی در فلسطین و ارایه رهنمودهای فرهنگی و اقتصادی نقش مهمی در خود اتکایی این اردوگاه‏ها بر عهده داشت. وی برای مهاجرت یهودیان فقیر اقدامات سرکوبگرانه و قهرآمیز وسیعی را به کار بست.

«دائرة‏المعارف یهودی مدعی است که علی رغم این که 20 سال تمام اقدامات سرکوبگرانه بارون روچیلد مورد انتقاد یهودیان مهاجر قرار می‏گرفت، امروزه در بازنگری گذشته مشخص می‏گردد که بوروکراسی روچیلد نقش مثبت داشته است.» (21) وی در دیدار با وایزمن (رهبر صهیونیست‏ها) با تاکید بر ایده مشترک زرسالاری و اندیشه سیاسی صهیونیسم می‏گوید: «بدون من صهیونیسم هیچ کاری نمی‏توانست از پیش ببرد و بدون صهیونیست‏ها اقدامات من محکوم به شکست‏بود.» (22)

پدر ادعایی ارض موعود در سال 1934 درگذشت، در حالی که در فلسطین اشغالی 63000 هکتار زمین و 30 اردوگاه به ارث گذاشت. تحقق آرمان «ارض موعود» در سرزمین فلسطین همان گونه که با نام و ثروت ادموند روچیلد پیوند خورده است، با نام عموزاده انگلیسی وی نیز رابطه‏ای تنگاتنگ دارد. لرد روچیلد دوم که در محافل علمی انگلستان به عنوان یک زیست‏شناس شهرت داشت، با تلاش‏های سیاسی پشت پرده خود توانست در سال 1917 حمایت انگلیس را از آرمان صهیونیسم علنی نماید. نامه جیمز بالفور وزیر خارجه وقت انگلیس به وی - که با عنوان اعلامیه بالفور شناخته می‏شود - سرآغاز این فصل از حمایت‏های آشکار است. مطالعه ابعاد گسترده فعالیت‏های این غول زراندوز که به عنوان پشتوانه مالی، سیاسی، فرهنگی (23) و حتی اطلاعاتی (24) صهیونیسم به شمار می‏رود از حوصله این مختصر خارج است، از این رو به همین مقدار بسنده می‏نمائیم.

گفتار پایانی

با توجه به آنچه آمد می‏توان به این نتیجه رسید که صهیونیسم با استفاده از روش‏های پیشرفته و همپایی با فن‏آوری و توسعه جهانی به صورت مستمر در پی به انجام رساندن اهداف خویش است. خبرسازی، استفاده از ابزارهای ارتباط جمعی، هجوم به فرهنگ‏ها، شکستن قداست‏ها، رواج فرهنگ برهنگی، نفوذ در کشورهای قدرتمند و مجامع بین‏المللی و سیطره بر ثروت‏های جهانی - که تنها به گوشه‏های کوچکی از آن اشاره شد - روش‏های گوناگونی است که همگی در یک سیستم و فرآیند به هم پیوسته و هماهنگ در خدمت آرمان‏های صهیونیسم قرار می‏گیرد.

این مقاله تلاشی کوچک و گامی کوتاه برای آشنایی خوانندگان به شمار می‏رود; همچنین می‏توان آن را به عنوان زنگ خطری تلقی نمود که وظیفه همگان، به ویژه مسؤولان را در برابر این هجوم حساب شده و خطرآفرین گوشزد می‏کند.

در این میان آنچه راهکار اساسی به شمار رفته، می‏تواند نسل امروز و فردا را در مقابل این هجوم بی‏امان بیمه نموده، از خطرها برهاند، «هویت‏سازی فرهنگی‏» است. سلاح کارا و ارزشمند این جهاد فرهنگی نیز تبلیغات گسترده است.

اگر با استفاده از روش‏های فرهنگی - تبلیغی بتوان جوهر اصلی اجتماع اسلامی را حفظ نمود، بی‏گمان راه دشمنان سخت ناهموار خواهد شد; چرا که «بی‏شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است ... فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‏دهد.» (25) در مقابل سستی و غفلت از آرمان‏ها و ارزش‏ها زیانی جبران‏ناپذیر بر پیکره اسلام ناب فرود خواهد آورد. اجازه دهید در پایان، در کلام امام فقید و اندیشور فرزانه، تکلیف خود را جست و جو کنیم:

«اسلام چیزی است که از خدا آمده است و باید حفظ بشود و اگر خدای نخواسته این پیروزی که دنبال این انقلاب به دست آمده است‏به واسطه سستی، به واسطه ضعف تبلیغ ما، به واسطه ضعف حضور ملت‏ها به شکست - خدای نخواسته - برسد بدانید که اسلام تا قرن‏ها دیگر نمی‏تواند سربلند کند. تکلیف بزرگی است و همه باید این تکلیف بزرگ را بپذیریم.» (26)

پی‏نوشت‏ها:

1) تبلیغات دینی ابزارها و شیوه‏ها، احمد رزاقی، صص 59 - 60.

2) به نقل از یکی از دانشجویان متعهد خارج از کشور.

3) نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، ص 71.

4) همان، ص 72.

5) آیت الله خامنه‏ای، 11/1/61، جمهوری اسلامی.

6) حوزه و روحانیت در آئینه رهنمودهای رهبری، ج 2، ص 102.

7) نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، صص 75 - 76.

8) همان، ص 124.

9) همان، ص 120.

10) بنگرید به مکتب‏های روان‏شناسی و نقد آن، سمت، 1372; مکتب‏ها و نظریه‏ها در روان‏شناسی شخصیت، سعید شاملو.

11) نفوذ صهیونیسم بر رسانه‏های خبری، ص 122.

12) جهت اطلاع بنگرید به همان، صص 105 - 116.

13) جهت اطلاع بنگرید به پگاه حوزه، شماره 4، ص 21.

14) مجموعه قوانین قوم یهود است.

15) ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، ص 99.

16) Encyclopaedia, Vol. 15, p. 1162.

17) آلفرد نوبل مخترع دینامیت و بنیانگذار جایزه مشهور نوبل است. از این رو می‏توان پیوند این جایزه را با امپراتوری روچیلدها مساله‏ای قابل بررسی دانست.

18) جالب است‏بدانیم 30 درصد از مدیران شرکت نفتی استاندارد اویل نیوجرسی، یهودی می‏باشند که 55% از سود حاصله شرکت را تصاحب می‏کنند. (نفوذ صهیونیسم، ص 84.)

19) ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، ص 107.

20) همان، ص 118.

21) همان، ص 110.

22) همان.

23) جهت اطلاع به همان منبع صص 109 - 120 مراجعه شود.

24) همان.

25) صحیفه نور، ج 15، ص 160.

26) همان، ج 17، ص 61.

منبع: علی اقلیدی‏نژاد، مجله مبلغان، بهمن۱۳۸۰،شماره۲۵، در آدرس اینترنتی سایت حوزه علمیه قم، همچنین  می توانید قسمت اول این نوشته را در این آدرس پی گیری بفرمائید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 6:16  توسط گروه مطالعاتی  |