روشهای پیدا و پنهان صهیونیسم(۲)
اشاره: بخش نخست مقاله «روشهای پیدا و پنهان صهیونیسم» در شماره24 مجله مبلغان در معرض دید علاقمندان قرار گرفت. در قسمت قبل موضوعاتی چون اهمیت تبلیغات، و روشهای مسموم صهیونیسم از قبیل: 1- سیطره بر خبرگزاریها و مطبوعات; 2- سلطه بر وسایل ارتباطی نوین (1-2- صهیونیسم و صنعت جهانی سینما; 2-2 - شبکههای تلویزیونی; 3-2- تئاتر) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. اینک توجه خواننده عزیز را به ادامه بحث جلب میکنیم:
4- 2- نشر کتاب و تبلیغات تجاری
در عرصه فرهنگ ارتباطات، کتاب و آثار مکتوب به عنوان یکی از تاثیرگذارترین رسانهها مطرح میباشد. خواندن چون در پیوند با فرایند اندیشه و تفکر است، اثرات عمیقتری در جان مخاطب بر جا میگذارد. القای مفاهیم پیچیده و مطالب سنگین تنها از گذر آثار مکتوب امکانپذیر است; چرا که رسانههای گوناگون در انتقال پیام دچار محدودیتهایی میباشند. ژان کازینو در کتاب خود «قدرت تلویزیون» درباره تاثیر آثار مکتوب چنین مینویسد: «پیامهای کتبی در زمان کنونی از اعتبار و نفوذ بیشتری روشهای پیدا و پنهان صهیونیسم (2)
برخوردارند. پیامهای نوشتاری امکان میدهد که خواننده برای مدتی طولانی توجه خود را روی آن متمرکز کند، آن را دوباره مرور کند و بهتر به خاطر بسپارد. درمقابل رادیو راحتتر از مطبوعات به فرد امکان مشارکت روانی و یکی شدن با منبع پیام را میدهد و برای دراماتیزه کردن وقایع مناسبتر است. به طور کلی نوشته چاپی برای انتقال اندیشه پیچیده مفیدتر از وسایل دیگر است، بر عکس تلویزیون برای انتقال اندیشههای ساده موثرترین وسیله میباشد.» (1)
از این رو و با توجه به مطالب گفته شده، صهیونیسم برای به محاصره درآوردن اندیشهها در عرصه نشر نیز گام نهاده است. هم اینک در آمریکا بیش از پنجاه درصد از شبکههای چاپ و نشر در اختیار یهود میباشد. در دیگر کشورهای غربی نیز وضع از این بهتر نیست. به عنوان مثال میتوان به انتشارات فرانسه اشاره نمود.
نام «روژه گارودی» متفکر فرانسوی مسلمان برای تمام اندیشمندان و علاقمندان به اسلام نامی آشنا است. وی که از چهرههای شاخص در جهان اندیشه است و دارای آثار مکتوب بسیاری است، پس از گرویدن به اسلام و نگارش کتاب جنجالی خود «ریشههای اسطورهای سیاست اسرائیل» نتوانست ناشری فرانسوی برای چاپ کتاب خود بیابد.
از دیگر عرصههایی که صهیونیسم به گونهای پرتلاش مشغول فعالیت میباشد، تبلیغات تجاری است، که یکی از بخشهای پربیننده و سرگرم کننده در کشورهای پیشرفته به شمار میرود. در این گونه تبلیغات اعراب به عنوان نمادی بارز از مسلمانان مورد هجوم و بیمهری قرار گرفته، انسانهایی بیتمدن، ابله، شهوتران و آلوده جلوه داده میشوند. ثمره این تلاش به صورتی است که امروزه کلمه «شیخ» در کشورهای اروپایی، کانادا و آمریکا به عربهای شهوتپرست و ثروتمند اطلاق میشود. (2)
در یکی از آگهیهای تجاری در تلویزیون آمریکا برای تبلیغ نوعی صابون در آغاز اعلام میکند: «این صابون همه چیز را پاک میکند حتی اعراب را! سپس شروع به شستن شخصی میکنند که لباس عربی به تن دارد و چهرهاش آلوده است. پس از جدالی سخت در حالی که از شستن عرب و پاکیزه شدن آن ناامید به نظر میآیند، زن جوانی رو به مخاطبین کرده میگوید: «براساس تایید فلان آزمایشگاه، این صابون بسیار مرغوب است. اما پاکیزه نشدن این عرب به خاطر آن است که اعراب اساسا پاک شدنی نیستند.» (3)
و در شیطنتی دیگر در جهت القای شهوتپرستی مسلمانان به ویژه اعراب این گونه به تبلیغ میپردازند: دختر جوانی به آرامی از راهی میگذرد که ناگهان مردی با لباس عربی به او هجوم میآورد تا به وی تجاوز کند. زن جوان نیز با آرامش خاطر محلول بیهوشکننده (موضوع آگهی تجاری) را به صورت او میپاشد و او را بیهوش مینماید. پس از آن در حالی که با تنفر آب دهان به صورت او میافکند به راه خود ادامه میدهد. نمونههایی از این نوع که همگی بر خشونتطلبی، هوسبارگی، دورافتادگی از تمدن و . .. اشاره دارند بسیار است.
در نمونهای دیگر در یکی از آگهیهای تبلیغاتی در سینماهای یونان به این شاهکار خیانتبار بر میخوریم. «در این آگهی، عربی با موهای سپید و کمری که از شدت پیری خمیده، در حالی که پیراهن بلند عربی برتن دارد، در مقابل دکهای که مجلات سکسی عرضه میکند، میایستد. یکی از آن مجلات را برداشته و آهسته ورق میزند. در چشمانش برق شهوت آشکار است. ناگهان دستی به سوی او دراز میشود با یک بطری که حاوی محلول نشاطآور جنسی (موضوع آگهی تجاری) است. عرب بطری را گرفته و جرعهای از آن را مینوشد. بیدرنگ به اسب چموشی مبدل میشود که دیوانهوار در کوچهها و خیابانها به دختران و زنان حملهور میشود.» (4)
قدر مسلم این گونه هجومهای فرهنگی با دستمایههای کمدی بر علیه قشر خاصی از مسلمانان طراحی نشده استبلکه اهداف مهمتری را دنبال میکند. اما چرا اعراب به عنوان سوژه این گونه حملات بیامان واقع میشوند؟ شاید بتوان علتهای ذیل را در این راستا مطرح نمود:
اول - اعراب جبهه اول و خط مقدم مسلمانان در برابر صهیونیسم به شمار میروند. از این رو بدیهی است مورد تهاجم مستقیم دشمن قرار بگیرند و در جنگی روانی هویتشان به تمسخر گرفته شود.
دوم - با حمله یک طرفه به اعراب، حساب آنان را از دیگر مسلمانان جدا سازند و به گونهای فریبکارانه این گونه وانمود کنند که آنچه مورد تمسخر قرار میگیرد اعراب هستند نه اسلام و مسلمین. البته عملکردهای ناسیونالیستی افراطی نیز در این زمینه کمک به سزایی در این تهاجم داشته است.
سوم - از آن جا که بیشتر آموزههای مشترک اسلامی با توجه به ادبیات و فرهنگ اسلامی به عربی شکل گرفته است، با حمله به اعراب میتوان این آموزههای مشترک را مورد تهاجم قرار داد.
چهارم - به دلیل ثروت بسیار کشورهای نفتخیز و عدم رعایت احکام روشنگرانه اسلام از سوی حاکمان و سوداگران عرب، نقاط ضعف بسیاری در رفتاریهای آنان به چشم میخورد که امکان سوء استفاده را فراهم ساخته است.
3 . تهاجم فرهنگی
در دنیای امروز کیان فرهنگ اسلامی آماج تهاجم پی در پی قرار گرفته است. اسلام ناب در چالشی مخاطرهآمیز و در هماوردی نامتوازن گرفتار شده است. سرافرازی اسلام و مسلمانان یا زبونی و خواری در این میدان رقم خواهد خورد; میدانی که شبهات بسیاری را همچون سیل خروشان به سوی اسلام روانه ساخته است و در این میان چه بسیارند خودیها و ناخودیهایی که ندای همپایی با این گونه اندیشههای فاسد را سر دادهاند. دغدغه رهبری در همین رابطه نمود پیدا میکند:
«امروز شاهد هستیم که دولتهای غربی و دستگاههای صهیونیستی، تبلیغات پرهزینهای را در دنیا به راه انداختهاند تا چهره اسلام ... را مخدوش جلوه دهند و مانع از رسیدن تفکرات پویای اسلامی به ملتهای اروپا و آمریکا شوند.» (5)
بیگمان فرهنگ اصیل اسلامی در نبرد با دیگر اندیشهها پیروز خواهد بود، اما دشمن بیکار نخواهد نشست و هم اکنون جبهه را به مدد دستگاههای قدرتمند ارتباطی تا منازل مسلمانان گسترش داده است. دشمن قسم خورده و در راس ایشان اندیشه کوتهبینانه صهیونیسم با تمام قوا و در تمامی ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، دیدگاههای اسلام را به چالش فرا میخواند. و در یک شبیخون همه جانبه آنچه را میطلبد نابودی اسلام است. گفتار رهبری معظم انقلاب تاییدی بر این مدعا است: «تهاجم فرهنگی عظیمی علیه اسلام هست که ارتباط مستقیمی با انقلاب ندارد. این تهاجم وسیعتر از انقلاب و علیه اسلام است.
چیز عجیب و فوق العادهای است که باتمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و سیاسی علیه اسلام ... است. حتی اسلام به معنای اعتقاد عوامانه مردم هم مورد تهاجم است;چه برسدبه اسلام ناب وانقلابی.» (6)
آنچه در تهاجم بیش از همه اهمیت دارد قداستشکنی و شکستن سد اعتقادات عوام تا خواص است. یهود در صدر اسلام و امروزه صهیونیسم همواره در تلاش پیگیر خویش، در این تهاجم سهم بسیاری به خود اختصاص داده است.
به نمونههایی از این رفتار خصمانه توجه نمایید:
الف - چاپ آیات نخستسورههای مبارکه مریم و بقره بر روی اوراق بستهبندی در بلژیک.
ب - حک عبارت «لا اله الا الله» بر لایه درونی لباسهای زیر در انگلستان.
ج - چاپ تصویر زنان عریان در مجلات سکسی لندن در حالی که خود را با تکه روزنامههایی که آیات قرآن کریم بر آنها نقش بسته بود پوشانیده بودند.
د - ایجاد مراکز زنجیرهای فساد در شهر گلاسکو و دیگر شهرهای اروپایی با نام «مکه».
ه - شبیهسازی معماری اسلامی مساجد برای جایگاه میمونها در شهر بال سوئیس.
و - حک کلمه «الله» بر تخت کفشهای ورزشی توسط یک تولیدکننده یهودی در قبرس.
ز - تولید نوعی دستمال توالت در امریکا با مضامینی توهینآمیز علیه علمای مسلمین که بر روی آن حک شده است. (7)
حال که دشمنان این گونه بیمهابا بر اندیشهها و ارزشهای مسلمین میتازند تکلیف چیست؟ غفلتیا همت؟
4 - فرهنگ برهنگی
تا کنون در مورد روشهای مسموم صهیونیسم در برابر اسلام به بحث پرداختیم. اینک بحث را در دامنهای انسانی و از نظر گاهی عامتر دنبال میکنیم; زیرا اندیشه صهیونیستی از آنجا که نظریهای افراطی و نژادپرستانه است نه تنها به اسلام بلکه به بشریت و فطرت پاکیزه او میتازد. صهیونیسم قوم یهود را ملتی یگانه و برتر میداند که سزاوار سیادت بر دنیا است، بر این اساس از تمامی روشهای متعارف و غیر متعارف برای رسیدن به اهداف خویش سود میبرد.
جهان سرمایهداری امروز - که در تار و پود آن عنکبوتهای سرمایهدار یهود به چشم میخورد - در صورتی میتواند به حیات خود ادامه دهد که فطرتهای پاک انسانها را به لذتها و کامجوییهای حیوانی مشغول نماید و از آنان بردگانی مدرن و متفکر به وجود آورد که در یک سیستم پیچیده همگی در تلاش برای تحقق آرزوهای سود اندوزان، عمر خود را به پایان رسانند.
استحکام نهاد خانواده به عنوان کوچکترین عنصر اجتماعی، خود خطری برای جامعه زرسالار به شمار میرود، از این رو کمون جنسی پیشنهاد میشود. اندیشه «کارل مارکس» یهودی تبار - اگرچه از زاویهای دیگر - بر همین مساله تاکید میکند. وی میگوید: «قانون ازدواجی که زنان را از ارتباط با غیر شوهران خویش باز میدارد، قانونی است که زن و مرد را تبعید میسازد.» (8) راز مساله آنگاه روشن میشود که بدانیم در صورت انکار این اندیشه، بازار تولید با بحران روبهرو میشود، زیرا نیروی کار و منابع انسانی ارزان قیمتبسیاری (زنان) را از دست میدهد.
چنگالهای خانوادههای متمکن یهودی مانند روچیلد در این نظام سرمایهمدار در پس این نظریات پر آب و رنگ به خوبی آشکار است. به هم ریختگی نهاد مقدس خانواده، از بین رفتن ارزشها، پایمال شدن عواطف لطیف انسانی، خرد شدن استخوان بیچارگان در آسیاب تمدن صهیونیستی و ... همگی هزینه این آرمان سیادت طلب است. یهود براساس آموزههای تحریف شده خویش گمان میبرد تمام داراییهای جهان متعلق به اوست که دیگران آن را غصب کردهاند و بایستی با هر وسیله ممکن این ثروت از دست رفته را باز گرداند.
بدیهی است زمانی که سخن از هرگونه روش میرود، این قانون شامل روشهای نامتعارف و معارض با فطرت پاک نیز میشود. از جمله این روشهای ناهماهنگ با فطرت بشری و انسانیت ناب، رواج فرهنگ برهنگی است تا ضمن از بین بردن موانع فرهنگی - اجتماعی رشد سرمایهداری، از راههای غیر انسانی به کسب درآمد (یا به تعبیری گرفتن حق غصب شده خود از دیگران) بپردازند. عملکرد وقیحانه اشلوموبارلشتاین یکی از رهبران برجسته یهود و عضو حزب مهم ماپام در همین راستا قابل توجیه است. او تنها در سال 1960 م سه هزار دختر یهودی را به مراکز و لانههای فساد روانه ساخت تا به کسب مشروع! از دیدگاه صهیونیسم بپردازند و حق یهودیان را از چنگ شهوتسالارها بگیرند.
اما رویه دوم این مساله بسی شگفتانگیزتر است، زیرا در جهان سرعت، ثروت و اطلاعات، یهود تنها به جنبههای عینی ثروت توجه نمیکند بلکه برای کسب اطلاعات نیز - که خود ثروتی عظیم است - از همین شیوه سود میبرد.
اعتراف مجله «هولم هازیه» در یک تحقیق مطبوعاتی قابل توجه است: «یک نیروی پاسدار صلح و یا یک افسر پلیس رانخواهی یافت که رفیقهای یهودی نداشته باشد. آنان هدایای خویش راکه به قیمت ارزان از سرزمینهای عرب خریدهاندبه همراه اخبار واطلاعات ریزودرشتخود نثار رفیقههایشان مینمایند.» (9)
یهود با توجه به دنیای علمگرای امروز (پوزیتویسم) از تئوریپردازی در این زمینهها غافل نشده است. روانشناس یهودی تبار; فروید اگر چه مدعی الحاد بود اما به نظر میرسد در یک دید مجموعهای بتوان دیدگاههای روانشناسانه او را یکی از قطعات تکمیلکننده شناختبرنامههای کلان صهیونیستی به شمار آورد. وی برای حل بیماریهای روانی و متعارض بین نهاد و فرامن تغییر در فرهنگ جنسی جامعه را راهکاری ارزشمند به شمار میآورد و بر آن تاکید میورزد. (10)
رد پای بردهداری جنسی و تلاش در جهت گسترش آن حتی در پروندههای سری وزارت خارجه آمریکا که خود را مدافع آزادی و حقوق بشر میداند به چشم میخورد. مجله «الستنسورد» در یکی از شمارههای خود به همین مطلب پرداخته، مینویسد: «در دوایر وزارت خارجه امریکا پروندهای سری وجود دارد که حاوی اسامی و مشخصات بیست دختر زیبا و فریبنده است، این کار برای جلب رضایتسیاستمداران بزرگی است که از آمریکا دیدن میکنند، تا هر یک براساس نیاز، ذوق یا انحراف جنسی خویش از میان آنها فرد دلخواه را انتخاب کنند! این دختران در این دوایر «گردان عشق» نامیده میشوند.» (11)
نفوذ در قدرت
قدرت برای اعمال بسیاری از روشها و تغییر شرایط به صورت دلخواه امری ناگزیر به شمار میرود. بدون قدرت نمیتوان به تمامی خواستهها دستیافت، به ویژه نفوذ در قدرت سیاسی برتر راه را برای رسیدن به اهداف هموار مینماید. با این مقدمه باید گفتیکی از شیوههای اقلیتیهود برای پیشبرد اهداف خود نفوذ در قدرت است. دامنه این نفوذ مجامع بینالمللی، ابرقدرتها (12) و قدرتهای منطقه را در برمیگیرد. در این میان برای نمونه میزان تسلط لابیهای یهودی را در حاکمیت امریکا به عنوان بزرگترین قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی دنیا مورد بررسی قرار میدهیم.
مداخله لابیهای صهیونیست در نظام سیاسی امریکا به کمک مثلثسیاستمداران، ثروتمندان و آرای یهودیان تحقق مییابد. سیاستمداران یهودی در مناصب مختلف سیاسی به کار مشغول میباشند. از سویی رای یهودیان به صورت مستقیم و توانایی بسیج آرای دیگران به گونهای غیر مستقیم از عواملی است که سیاستگذاران آمریکایی نمیتوانند از آن غافل باشند. و ضلع آخر این مثلث، ثروت یهود است که به عنوان پشتوانه مالی احزاب و فعالیتهای همسو با اهداف ایشان، سیاست و قدرت را در امریکا به محاصره درآورده است و خطوط نامرئی را فراروی مردان سیاسی قرار میدهد. این الگوی به ظاهر ساده ولی در هم تنیده الیگارشی یهود در نظام سیاسی امریکا میباشد، که براساس مؤلفههای محیطی ایالات متحده همچون مشارکت، تساهل و تسامح، رعایتحقوق اقلیتها، پدیده چند فرهنگی و ... به تنهایی بهرههای کلان و نامشروع خود را برده است و با هدف تاثیر و نفوذ در زمینههای گوناگون به ویژه عرصه سیاستهای خارجی عمل مینماید.
بهترین دلیل بر این مدعا سیر صعودی منحنی حمایت دستگاه اجرایی امریکا از اسرائیل میباشد. دوران ریاست جمهوری کلینتون در این میان بیتردید از بهترین دورههای حیات اسرائیل به شمار میرود. وی بر خلاف پیشینیان خویش اقلیت قدرت طلب یهودی را در سطحی گسترده در فرآیند حکومتی امریکا به کار گرفت.
یهودیان با آن که تنها 2 درصد جمعیت امریکا را تشکیل میدهند، توانستند در این دوران طلایی 42 درصد از مناصب مختلف کابینه کلینتون را در اختیار گیرند. فهرستی که در سال 1997 به چاپ رسید حکایت از همین حقیقت دارد. اسامی برخی از افراد سرشناس یهودی که در کابینه کلینتون عضویت داشتند از این قرار است: مادلین آلبرایت (وزیر امور خارجه)، رابرت روبین (وزیر خزانه داری)، ویلیام کوهن (وزیر دفاع)، دان گلیکن (وزیر کشاورزی)، جرج تنت (رئیس سازمان سیا)، لویس فریح (رئیس اف. بی. آی)، ساموئل برگر (رئیس شورای امنیت ملی) و ...
از سوی دیگر افزایش کمکهای مالی، نظامی و دیپلماتیک امریکا از میانگین 62 میلیون دلار در سالهای 1945 - 1965 به 5/2 میلیارد دلار در سالهای 1975 - 1984 نیز دلیلی دیگر بر مدعای نفوذ صهیونیسم در نظام سیاسی امریکا است. حتی برخی بر این باورند که حجم کمکهای مالی امریکا به اسرائیل در سالهای اخیر به 5 میلیارد دلار در سال رسیده است. در زمینه سیاستگذاری خارجی امریکا نیز حضور گسترده یهودیان در عرصه سیاستخارجی به ویژه هدایتسفارتخانههای این کشور، حکایت معناداری به شمار میرود.
در این مورد میتوان به سفرای آمریکا در کشورهای آلمان، فرانسه، لهستان، دانمارک، مجارستان، رومانی، بلژیک، روسیه سفید، آفریقای جنوبی، زلاند نو، هند، مصر، سوئد، مراکش، زامبیا، سنگاپور، برزیل، مکزیک، کانادا، کوبا، نروژ و سوئیس اشاره نمود.
از عرصههای دیگر تهاجم اقلیتیاد شده، کنگره و سنای امریکا است. نشانههای این ادعا را نیز در حجم گسترده حمایتهای کنگره از اسرائیل میتوان آشکارا مشاهده نمود. براساس تحقیقی که در دوره ریاست جمهوری نیکسون و فورد انجام پذیرفت، 80 درصد مجلس سنا و 86 درصد اعضای مجلس نمایندگان در مورد کمک به اسرائیل اتفاق نظر داشتند. (13) تمامی آنچه گفته شد گوشههایی کوچک از مشارکت تحمیلی یهود در سیاستگذاری آمریکا است، که به این وسیله سیاستهای خود را به اجرا در میآورند.
سیطره اقتصادی
سیطره اقتصادی از جمله روشهایی است که در پیوند با دیگر روشها - سیاسی، فرهنگی و اجتماعی - اندیشه دولت جهانی یهود را تحقق میبخشد. این بخش به همراه فشارهای سیاسی و بسترسازی فرهنگی شرایط مساعدی را برای بسط اندیشه آرمانی صهیونیسم به وجود میآورد. از این رو وجود بازوان اقتصادی برای توسعه صهیونیسم، گزینهای غیر قابل انکار است. قوم کوچک یهود از دیرباز با توجه به تلمود (14) اندیشی خویش در تلاشی بیپایان به جمعآوری ثروت پرداخته است. در دو قرن گذشته از مشهورترین خاندان ثروتمند یهودی میتوان به روچیلدها اشاره نمود. پیکره درهم فرو رفته این خانواده، حفظ اسرار، اتحاد مثال زدنی و ... از ویژگیهای خاص آنان حکایت میکند.
ابعاد نفوذ روچیلدها در سرمایهداری غرب به گونهای برنامهریزی شده قابل بررسی است. گفتار هاناآرنت مورخ و روزنامهنگار اسرائیلی از این واقعیت پرده برمیدارد: «برای اثبات فکر عجیب دولت جهانی یهود چه دلیلی بهتر از خاندان روچیلد که تابعیت 5 دولت مختلف را دارد و دست کم با سه دولت در همکاری نزدیک بود، دولتهایی که تنازعات مکرر میان آنان هرگز، حتی لحظهای یکپارچگی و پیوند منافع بانکدارانشان را [که از خانواده روچیلد بودند] متزلزل نساخت.» (15)
ثروت افسانهای این خانواده به گونهای است که نام آنها در دائرةالمعارفها به عنوان قدرتی اقتصادی مطرح است. دائرة المعارف بریتانیکا در این باره مینویسد: «مشهورترین خانواده بانکدار سراسر اروپا که نام آنها به تنهایی برای مدتهای مدید مترادف با ثروت افسانهای بوده است و برای قریب به 2 قرن بر تاریخ اروپا تاثیری جدی داشتهاند. موفقیتهای مداوم آنها ... هنوز نیز بر همکاری پنهان است.» (16)
امپراتوری ناپیدای روچیلد چنان پنهان کاری را در ارکان و عملکرد خود استوار ساخته است که آمار دقیقی از ثروتهای کلان آن در دست نیست. از سوی دیگر حجم عملیات آنان در اقتصاد و ابعاد گوناگون آن نیازمند به بحث مستقلی است که از عهده این گفتار بیرون است. از این جهتبه یکی از مهمترین ابعاد سیطره در صنعت نفتبسنده مینمائم: «نام روچیلدها در کنار راکفلرهای آمریکا به عنوان پیشگامان استخراج نفت از خاورمیانه و روسیه شهرت دارد. آنان از زمان انعقاد قرارداد دارسی به نفت ایران چشم داشتهاند. این روچیلدها بودند که نخستین بار با سرمایه خود امانوئل نوبل سوئدی و سه پسرش - روبرت، لودویک و آلفرد - (17) را به استخراج نفتباکو ترغیب نمودند و بزرگترین کمپانی نفتی را در روسیه بنیاد نهادند.
بالاخره با سرمایه روچیلدها بود که یک یهودی انگلیسیتبار به نام مارکوس سموئیل و یک هلندی به نام سرهنری دترنیگ کمپانی «رویال داچ شل» را تاسیس نمودند. این کمپانی که به «اختاپوس بینالمللی» شهرت یافته، بزرگترین مجتمع انحصاری اروپاست که از حیث ثروت تنها با دو کمپانی عظیم امریکایی استاندارد اویل (نیوجرسی) (18) و جنرال موتورز قابل مقایسه میباشد. (19) رکتشل پس از کودتای امریکایی 28 مرداد در زمره یکی از 5 کمپانی شرکتکننده در کنسرسیوم نفتی ایران به شمار میرفت که با 14 درصد سهم پس از بریتیش پترولیوم (40 درصد) به بزرگترین غارتگر نفت ایران در سالهای پیش از انقلاب بدل شد.
پس از جنگ دوم جهانی، سرمایههای روچیلد، راههای نوینی برای توسعه یافت. آنان مبالغ کلانی در ایالات متحده و کانادا سرمایهگذاری کردند. صنعت فیلم و تلویزیون یکی از اهداف ایشان در کانادا بود که حضور فعالی در این عرصه داشتند. (20)
سرمایهداری یهود پس از گسترش اندیشه صهیونیسم - که بر ایجاد حکومتیهود اصرار میورزید و در برابر تفکر سنتی انتظار موعود بود - به حمایت از آن پرداخت و با هزینه نمودن سرمایههای بسیار در راه تشکیل اسرائیل گامهای اساسی برداشت. از میان کلان خانواده روچیلد نام بارون ادموند روچیلد با عنوان «پدر ارض موعود» پیوند خورده است. وی در سال 1887 تا 1899 با بازدیدهای مداوم از اردوگاههای صهیونیستی در فلسطین و ارایه رهنمودهای فرهنگی و اقتصادی نقش مهمی در خود اتکایی این اردوگاهها بر عهده داشت. وی برای مهاجرت یهودیان فقیر اقدامات سرکوبگرانه و قهرآمیز وسیعی را به کار بست.
«دائرةالمعارف یهودی مدعی است که علی رغم این که 20 سال تمام اقدامات سرکوبگرانه بارون روچیلد مورد انتقاد یهودیان مهاجر قرار میگرفت، امروزه در بازنگری گذشته مشخص میگردد که بوروکراسی روچیلد نقش مثبت داشته است.» (21) وی در دیدار با وایزمن (رهبر صهیونیستها) با تاکید بر ایده مشترک زرسالاری و اندیشه سیاسی صهیونیسم میگوید: «بدون من صهیونیسم هیچ کاری نمیتوانست از پیش ببرد و بدون صهیونیستها اقدامات من محکوم به شکستبود.» (22)
پدر ادعایی ارض موعود در سال 1934 درگذشت، در حالی که در فلسطین اشغالی 63000 هکتار زمین و 30 اردوگاه به ارث گذاشت. تحقق آرمان «ارض موعود» در سرزمین فلسطین همان گونه که با نام و ثروت ادموند روچیلد پیوند خورده است، با نام عموزاده انگلیسی وی نیز رابطهای تنگاتنگ دارد. لرد روچیلد دوم که در محافل علمی انگلستان به عنوان یک زیستشناس شهرت داشت، با تلاشهای سیاسی پشت پرده خود توانست در سال 1917 حمایت انگلیس را از آرمان صهیونیسم علنی نماید. نامه جیمز بالفور وزیر خارجه وقت انگلیس به وی - که با عنوان اعلامیه بالفور شناخته میشود - سرآغاز این فصل از حمایتهای آشکار است. مطالعه ابعاد گسترده فعالیتهای این غول زراندوز که به عنوان پشتوانه مالی، سیاسی، فرهنگی (23) و حتی اطلاعاتی (24) صهیونیسم به شمار میرود از حوصله این مختصر خارج است، از این رو به همین مقدار بسنده مینمائیم.
گفتار پایانی
با توجه به آنچه آمد میتوان به این نتیجه رسید که صهیونیسم با استفاده از روشهای پیشرفته و همپایی با فنآوری و توسعه جهانی به صورت مستمر در پی به انجام رساندن اهداف خویش است. خبرسازی، استفاده از ابزارهای ارتباط جمعی، هجوم به فرهنگها، شکستن قداستها، رواج فرهنگ برهنگی، نفوذ در کشورهای قدرتمند و مجامع بینالمللی و سیطره بر ثروتهای جهانی - که تنها به گوشههای کوچکی از آن اشاره شد - روشهای گوناگونی است که همگی در یک سیستم و فرآیند به هم پیوسته و هماهنگ در خدمت آرمانهای صهیونیسم قرار میگیرد.
این مقاله تلاشی کوچک و گامی کوتاه برای آشنایی خوانندگان به شمار میرود; همچنین میتوان آن را به عنوان زنگ خطری تلقی نمود که وظیفه همگان، به ویژه مسؤولان را در برابر این هجوم حساب شده و خطرآفرین گوشزد میکند.
در این میان آنچه راهکار اساسی به شمار رفته، میتواند نسل امروز و فردا را در مقابل این هجوم بیامان بیمه نموده، از خطرها برهاند، «هویتسازی فرهنگی» است. سلاح کارا و ارزشمند این جهاد فرهنگی نیز تبلیغات گسترده است.
اگر با استفاده از روشهای فرهنگی - تبلیغی بتوان جوهر اصلی اجتماع اسلامی را حفظ نمود، بیگمان راه دشمنان سخت ناهموار خواهد شد; چرا که «بیشک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است ... فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل میدهد.» (25) در مقابل سستی و غفلت از آرمانها و ارزشها زیانی جبرانناپذیر بر پیکره اسلام ناب فرود خواهد آورد. اجازه دهید در پایان، در کلام امام فقید و اندیشور فرزانه، تکلیف خود را جست و جو کنیم:
«اسلام چیزی است که از خدا آمده است و باید حفظ بشود و اگر خدای نخواسته این پیروزی که دنبال این انقلاب به دست آمده استبه واسطه سستی، به واسطه ضعف تبلیغ ما، به واسطه ضعف حضور ملتها به شکست - خدای نخواسته - برسد بدانید که اسلام تا قرنها دیگر نمیتواند سربلند کند. تکلیف بزرگی است و همه باید این تکلیف بزرگ را بپذیریم.» (26)
پینوشتها:
1) تبلیغات دینی ابزارها و شیوهها، احمد رزاقی، صص 59 - 60.
2) به نقل از یکی از دانشجویان متعهد خارج از کشور.
3) نفوذ صهیونیسم بر رسانههای خبری، ص 71.
4) همان، ص 72.
5) آیت الله خامنهای، 11/1/61، جمهوری اسلامی.
6) حوزه و روحانیت در آئینه رهنمودهای رهبری، ج 2، ص 102.
7) نفوذ صهیونیسم بر رسانههای خبری، صص 75 - 76.
8) همان، ص 124.
9) همان، ص 120.
10) بنگرید به مکتبهای روانشناسی و نقد آن، سمت، 1372; مکتبها و نظریهها در روانشناسی شخصیت، سعید شاملو.
11) نفوذ صهیونیسم بر رسانههای خبری، ص 122.
12) جهت اطلاع بنگرید به همان، صص 105 - 116.
13) جهت اطلاع بنگرید به پگاه حوزه، شماره 4، ص 21.
14) مجموعه قوانین قوم یهود است.
15) ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، ص 99.
16) Encyclopaedia, Vol. 15, p. 1162.
17) آلفرد نوبل مخترع دینامیت و بنیانگذار جایزه مشهور نوبل است. از این رو میتوان پیوند این جایزه را با امپراتوری روچیلدها مسالهای قابل بررسی دانست.
18) جالب استبدانیم 30 درصد از مدیران شرکت نفتی استاندارد اویل نیوجرسی، یهودی میباشند که 55% از سود حاصله شرکت را تصاحب میکنند. (نفوذ صهیونیسم، ص 84.)
19) ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 2، ص 107.
20) همان، ص 118.
21) همان، ص 110.
22) همان.
23) جهت اطلاع به همان منبع صص 109 - 120 مراجعه شود.
24) همان.
25) صحیفه نور، ج 15، ص 160.
26) همان، ج 17، ص 61.
