<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سینما و صهیونیسم</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/</link>
<description>سینما،هنر،نقدفیلم،فلسفه،غرب شناسی،صهیون پژوهی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 18 Dec 2009 11:47:36 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تاریخ هالیوود از منظر همشهری و نقد سینما وصهیونیسم</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=NewsTitle align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;&lt;STRONG&gt;نقد گروه مطالعاتی بر مطلب همشهری آنلاین درباره هالیوود:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این مطلب را از سایت همشهری آنلاین آورده ام. دو دلیل داشت: &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اولا بد نبود که دوستان عزیزی که مخاطب این وبلاگ هستند، نگاهی کلی به تاریخ این ناحیه مهم سینمایی آمریکا که امروزه به عنوان نماد سینمای آمریکا استعمال می شود، داشته باشند. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ثانیا: می خواستم غربزدگی مطبوعاتی جون همشهری را در بخش فرهنگی به دوستان متذکر شوم که تحت نفوذ ادبیات غربزده و بدون تامل همان مطالب غربی ها را در نوشتن تاریخ بدون تامل تکرار می کنند، &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مثلا: به کار بردن سینمای مستقل برای افرادی چون اسپیلبرگ، گر چه می دانم در ادبیات غالب مرسوم است، اما به نظرم کاملا غلط است، چرا که همه می دانند که وی پس از ساخت فهرست شیندلر  و اسطوره بافی برای هولوکاست حدود سه میلیارد دلار وام بلاعوض و جوایز متعدد از صهیونیست ها و بانک های بزرگ صهیونیستی یهودی آمریکا گرفت (منبع:سلطه پنهانی، دکتر مجید صفاتاج) و شرکت دریم ورکز را در مسیر بسط انگاره پردازی صهیونیستی پایه گذاری کرد و اصلا مستقل نیست. بله در مقابل شرکت های سنتی هالیوود مستقل است ولی نه مستقل از قدرت صهیونیسم فرهنگی که بر شرکت های غیر مستقل و نیمه مستقل هالیوود سایه انداخته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;به عنوان دومین نمونه از غربزدگی اکثریت نویسندگان سینمایی ما: در این تاریخ نویسی برای هالیوود هیچ اشاره ای نشده است که پایه گذاران اولیه هالیوود از صهیونیست های یهودی روسی تبار بودند که شرکت های برادران وارنر، کلمبیا، مترو گلدن مایر، فوکس قرن بیستم و پارامونت را پایه گذاری کردند و هالیوود از ابتدا یهودی-صهیونیست متولد شد.(منبع: در بسیاری از کتب تاریخ سینما می توانید اشاره هایی ببینید. همچنین در جزوه سحر سامری، متن فیلنم مستند سینمال سرزمین موعود صهیونیسم اثر دکتر مجید شاه حسینی نیز این مطلب را می توانید ببیننید.) &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این ضعف رسانه های فرهنگی ماست که به فکر تامل و تولید دقیق علم نیستند. امید که این وجیزه پنجره ای به نوشتن مستقل از غربزدگی باشد.&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsTitle align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;آشنايي با هاليوود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE style=&quot;FLOAT: left&quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 width=0% border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=70751&quot;&gt;&lt;IMG class=ImagePos1 height=100 src=&quot;http://hamshahrionline.ir/images/upload/news/posa/8708/Hollywood-0806-mm2.jpg&quot; width=100 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 14px; PADDING-TOP: 10px&quot; vAlign=bottom align=right height=5&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=NewsBody align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;سینمای‌جهان&lt;/FONT&gt;- همشهري آنلاين: هالیوود (Hollywood) ناحیه‌ای در لس‌آنجلس (کالیفرنیا) آمریکاست که در شمال‌غربی مرکز شهر واقع شده است. شهرت هاليوود به خاطر  استودیوهای فیلمسازی آن است و واژه هالیوود اغلب به‌عنوان کنایه‌ای برای صنعت سینما و تلویزیون &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=57360&quot;&gt;آمریکا &lt;/A&gt;به‌کار برده می‌شود. در سال ۱۸۵۳ با ساخته شدن یک کلبه خشتی که بعدها هالیوود نام گرفت، هاليوود شكل گرفت و نام آن توسط  H. J. Whitley که پدر هالیوود است انتخاب شد. با شروع قرن بیستم، هالیوود متشکل از انجمنی به نام کاهونگا و یک اداره پست، یک روزنامه، یک هتل و 2 سوپرمارکت با جمعیتی حدود ۵۰۰ نفر بود. &lt;/DIV&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;با آغاز سال ۱۹۱۰ ، دی. گریفیث، کارگردان، همراه گروهی از بازیگران توسط کمپانی بیوگراف به ساحل غربی فرستاده شدند. آنها در محلي نزدیک مرکز شهر لس‌آنجلس به فیلمسازی مشغول بودند ولي کمپانی تصمیم داشت مناطق جدیدی بیابد به همين دليل به سمت شمال، دهکده‌ای در نزدیکی هالیوود رفت.سپس گریفیث اولین فیلمی را که در هالیوود ساخته شد فیلمبرداری کرد. کمپانی ماه‌ها آنجا اقامت کرد و پیش از بازگشت به نیویورک چندین فیلم ساخت.بعد از معروف شدن اين مکان در سال ۱۹۱۳ فیلمسازان بسیاری برای فیلم ساختن به غرب رفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 250px; HEIGHT: 168px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8708/Hollywood-0806-mm1.jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;اولین فیلم برجسته ساخته شده در هالیوود در سال ۱۹۱۴ با کارگردانی سسیل دمیل به نام مرد زن نما بود. تمام فیلم‌هایی که بین سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۳ در هالیوود ساخته شد، سوژه‌های کوتاه بودند. با این فیلم، صنعت فیلمسازی هالیوود متولد شد. در خلال &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=63619&quot;&gt;جنگ جهانی اول&lt;/A&gt; هالیوود تبدیل به پایتخت سینمایی جهان شد. قدیمی‌ترین کمپانی فیلمسازی هالیوود توسط ویلیام هورسلی بنا شد که نامش آزمایشگاه فیلم هالیوود بود و بعدها به  آزمایشگاه دیجیتال هالیوود تغییر نام داد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;در ۲۲ ژانویه سال ۱۹۴۷، اولین ایستگاه تلویزیونی تبلیغاتی غرب رودخانه می‌سی‌سی‌پی در هالیوود شروع به کار کرد. در دسامبر همان سال، اولین فیلم تولید شده هالیوود برای تلویزیون ساخته شد. در دهه ۵۰، استودیوهای ضبط موسیقی به هالیوود نقل مکان کردند. حرفه‌های دیگر هم به جاهای متفاوتی در لس‌آنجلس، بخصوص بربانک نقل مکان کردند. بسیاری از صنایع فیلمسازی در هالیوود باقی ماندند و ظاهر خارجی منطقه تغییر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;خيابان شهرت هالیوود (Hollywood Walk of Fame) در سال ۱۹۵۸ ساخته شد و اولین ستاره برای ستایش هنرمندانی که در صنعت سرگرمی کار می‌کردند، در سال ۱۹۶۰ در آن نصب شد. این افتخار بعدها به ستارگانی می‌رسید که یک عمر فعالیت‌های سینمایی، اجرای تئاتر، رادیو، تلویزیون و موسیقی در کنار همکاری‌های خیریه و مدنی، داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;در سال ۱۹۸۵ ناحیه تجاری و تفریحی بلوار هالیوود برای محافظت از ساختمان‌هایش و حصول اطمینان از اینکه گذشته هالیوود به عنوان بخشی از آینده آن حفظ شود، در لیست رسمی آثار تاریخی ملی آمريكا قرارگرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 270px; HEIGHT: 350px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8708/Hollywood-0806-mm3.jpg&quot; align=left vspace=5 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;در ژوئن ۱۹۹۹ ، ساخت متروی زیرزمینی هالیوود به اتمام رسید که از مرکز شهر به سمت Valley می‌رفت. کداک تیاتر که در سال ۲۰۰۱ در بلوار هالیوود در خیابان هایلند افتتاح شد، محل جدید مراسم &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=47040&quot;&gt;اسکار &lt;/A&gt;شد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;سینمای مستقل آمریکا بعد از دهه ۶۰ حضور پیداکرد. قبل از آن استودیوهای هالیوودی اجازه نمی‌دادند که کارگردانان فیلم‌های خودشان را بسازند وشدیدا بر فیلم‌ها احاطه داشتند. فيلمسازاني چون جان فورد و هیچکاک نمی‌توانستد فیلم‌های خود را تدوین کنند، چون تهیه کننده بر آنها اعمال نظر می‌کرد. اما بعد از دهه۶۰ و ظهور مکاتب مختلف در هنر و همچنین تغییر علاقه مردم و جوانان به فیلم‌هایی که فرهنگ عامه داشتند، باعث شد تهیه‌کنندگان هالیوودی هم به فیلم‌های مستقل‌تر بیشتر توجه کنند و اینجا بود که کارگردانان جوان و نوجویی مثل اسپیلبرگ، &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=70331&quot;&gt;اسکورسیزی&lt;/A&gt;، &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=70117&quot;&gt;کاپولا و &lt;/A&gt;ودی پالما توانستند فیلم‌های مورد علاقه خود را بسازند و تهیه‌کنندگان هالیوودی هم به آنان توجه ویژه‌ای كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;بسیاری از سالن‌های تئاتر تاریخی هالیوود برای صحنه‌های کنسر‌ت‌ها و تئاترهای مهم و میزبانی مراسم آکادمی اسکار بکار می‌روند. مرزی را که دولت آمريكا در اوت سال ۲۰۰۶ برای هالیوود در نظر گرفت از شرق تا ناحیه بورلی هیلز و هالیوودغربی، از جنوب جاده مالهالند، دره لورل و بلوار بارهام و شهرهای بربانک و گلندل و از شمال به خیابان مل رز منتهی می‌شود. &lt;A href=&quot;http://hamshahrionline.ir/News/?id=70751&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;منبع: همشهری آنلاین&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 11:47:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=122</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازهم سینمای آخرالزمانی غرب وظهور دجال وضدمسیح(Antichrist)</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;نگاهی به فیلم ضدمسیح (Antichrist)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=3&gt;ظهور و سقوط  فن تریر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سرانجام همه آن ادعاها و بالانس زدن ها و حرکات آکروباتیک با مدیوم سینما (در فیلم هایی مانند &quot;داگویل&quot; و &quot;ماندرلای&quot;) و به اصطلاح تئوری پردازی های هنری جناب لارس فن تریر ، فیلمساز پرمدعای دانمارکی که زمانی با &quot;دگما 95&quot; گفته بود که دوربین هیچکاک را گرفته و آن را به دست تارکوفسکی سپرده! و سینمای جدیدی از درون این دو سینماگر متضاد بیرون کشیده است، کف گیر کارگردان پرسر و صدای ما نیز به ته دیگ خورد و این بار با فیلمی تهوع آور و شنیع ، سعی در تقلید دست چندم از فیلمسازان امروز ژانر ترسناک مانند سام ریمی(در آثاری مانند &quot;مرده شیطانی&quot; و همین اخیرا &quot;من را در جهنم بینداز!&quot; )،باب زامبی(در فیلم &quot;کلبه هزار جسد&quot;) و کریستوفر باوا(در سه گانه &quot;شیطان&quot;) و کپی کردن از آثاری مثل سری فیلم های &quot;اره&quot; ، &quot;کشتار اره برقی تگزاس&quot;، &quot;پیچ عوضی&quot; و ...نموه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اگرچه تقریبا به آثاری از این دست و صحنه هایی همچون تکه تکه کردن آدم ها  و دست و گردن بریدن و  آدم خواری و دل و روده بیرون آوردن در آنها ، عادت کرده ایم ولی باید اعتراف نمایم که برخی از صحنه های فیلم&quot; ضد مسیح&quot; را از شدت شناعت و اشمئزاز مفرط نتوانستم تحمل کنم ، رویم را از تلویزیون برگرداندم و به برخی به به و چه چه کردن ها لعنت فرستادم که چگونه بعضی فیلمسازان را به ورطه هلاکت می اندازد. اعتراف می کنم که وقتی فیلم &quot;اروپا&quot; را در یازدهمین جشنواره فیلم فجر در سینما آزادی به تماشا نشستم ، حیرت کرده بودم از ساختار عجیب و غریب فیلم با آن استفاده از عنصر رنگ در تصاویر سیاه و سفید و نگاه تازه اش به آلمان پس از جنگ که جنایات متفقین را در کنار بازماندگان هیتلری به رخ می کشید. هنوز آن نمای نفس گیر آخر فیلم که قهرمان داستان در حال غرق شدن است و این غرق شدن را لحظه به لحظه تا پس از مرگ روایت می کند ، در ذهنم باقی است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فیلم &quot; شکستن امواج&quot; اگرچه به قوت و تاثیر گذاری &quot;اروپا&quot; نبود و کمی تا قسمتی دچار شبه روشنفکر زدگی شده بود( شاید براثر تحسین هایی که نثار &quot;اروپا&quot; شد) و بعضا برداشت های ناصواب و انحرافی از مسئله معجزه ارائه می کرد اما هنوز به نظر می رسید کارگردانش تا سقوط فاصله دارد ولو اینکه در سراشیبی افتاده باشد و فیلم &quot; رقصنده در تاریکی&quot; با بازی و آوازهای بیورک ( خواننده معروف) موضوعی انسانی و سانتیمانتال داشت ، با ساختاری تکان دهنده که تلاش یک مادر در حال کور شدن را برای نجات فرزندش از بیماری مشابه را تا اقدام به دزدی و قتل به تصویر می کشید. سکانس پایانی فیلم اگرچه از قصل آخر &quot;فیلم کوتاهی درباره قتل&quot;ساخته کریستف کیسلوفسکی کپی شده بود اما به هر حال تاثیر خود را بر احساسات مخاطب می گذارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;داگویل&quot; آغاز روشنفکر زدگی فن تریر بود. ساختاری تئاتری و پر دیالوگ در زمانی حدود 3 ساعت ، فیلم را ( اگرچه با موضوعی قابل توجه) به یکی از کسالت بارترین و زجر کش ترین آثار سینمایی اوایل قرن بیست و یکم تبدیل کرد. نمی دانم چرا وقتی برخی فیلمسازان به درجه ای از اعتبار می رسند ، به خود این حق را می دهند تا هر اراجیف و تجربه غیر سینمایی را به نام سبکی نوین در سینما به خورد مخاطبانشان بدهند و سیه بخت مخاطبان و هوادارانی که همچنان چشم و گوش بسته ، در هر صورت برای فیلمساز مورد علاقه شان دست می زنند ولو اینکه هیچ از آنچه برپرده رفته درک نکنند ولی به هر حال حرف هایی    می بافندوخزعبلاتی سرهم می کنند تا برای اثر غیر قابل درک سینماگرشان، فلسفه و توجیه بتراشند. (نمونه اش در سینمای خودی ، همین جناب کیارستمی است که براثر تشویق های مفرط طرفدارانش ، اینک با امثال &quot; راهها&quot; و &quot;5&quot; ، همه را سرکار گذاشته و به ریش همه    می خندد،خصوصا آنهایی که برای هر پلان بی ربط و الابختکی ،توجیه و تفسیر می تراشند!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفته شد فیلم بعدی فن تریر یعنی &quot;ماندرلای&quot; ، قسمت دوم از یک تریلوژی عظیم است. &quot;ماندرلای&quot; نیز با همان ساختار تئاتری و پرگو جلوی دوربین و روی پرده سینماها رفت با این تفاوت که حجم دیالوگ هایش حتی از فیلم &quot;داگویل&quot; نیز بیشتر بود ! خیلی بیشتر!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمی دانم می توان ساخته فن تریر در سال 2006 به نام &quot; رییس همه چیز&quot; که یک کمدی مدرن و سبک بود را بخش سوم از تریلوژی ذکر شده دانست یا خیر؟!!!   چون آن فیلم نه به لحاظ محتوی و نه از جهت ساختار هیچگونه شباهتی به &quot;داگویل&quot; و &quot;ماندرلای&quot; نداشت. فیلم از یک ساختار آشفته و سردگم برخوردار بود که بازهم فن تریر نامش را &quot;تجربه ای نو&quot; در عالم سینما گذاشت! ( گویا فن تریر دیگر فکر اینجایش را نکرده بود که آن ماجراهای طولانی و خسته کننده &quot;داگویل&quot; را تا چه مقدار می تواند کش بدهد . انگار خودش نیز کلافه شده بود!!) در حالی که سالها بود آن تئوری هایی مثل &quot; دگما 95&quot; ریشش درآمده و بی خاصیت بودن خود را نشان داده بود. ( جالب ابنکه هنوز پس از گذشت نزدیک به یک قرن ، تجارب درخشان امثال دیوید وارک گریفیث و کارل تئودور درایر و گئورک ویلهلم پابست و اورسن ولز در خاطره سینما دوستان باقی مانده ولی &quot;دگما 95&quot; به همان بی پایگی که آمده بود حتی از خاطره ها هم رخت بربست!!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر حال فیلم &quot;ضد مسیح&quot; دیگر هیچ شباهتی نه به آن تجارب اولیه همچون &quot;اروپا&quot; و &quot;رقصنده در تاریکی&quot; دارد و نه از نوع تریلوژی ناقص &quot;داگویل&quot; و &quot;ماندرلای&quot; است و نه ... نکته جالب اینکه ، در فیلم &quot;ضد مسیح&quot; نیز لارس فن تریر به سراغ یک موضوع آخرالزمانی رفته و به جریان روز سینمای جهان و هالیوود پیوسته است! یعنی پس از فیلمسازانی همچون کویینتین تارانتینو و کریستوفر نولان و ران هاوارد و الیور استون و ...بالاخره در سینمای ایدئولوژیک آخرالزمانی امروز غرب ، چشممان به جمال سینماگر به اصطلاح آوانگارد و روشنفکری همچون فن تریر هم روشن شد!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فیلم &quot;ضد مسیح&quot; ظاهرا از 6بخش( 4 قسمت اصلی و یک مقدمه و یک موخره)  که هر کدام با عنوانی از دیگری جدا می شوند ، تشکیل شده که البته هیچگونه حالت اپیزودیک ندارند(انگار وقتی فیلمساز ، فیلمش را تمام کرده و نتیجه گرفته چقدر به صورت کلیشه ای شبیه به نمونه های متعددی درآمده که هر سال در هالیوود ، آن هم در سطحی ترین و سخیف ترین پروداکشن ها تولید می شوند ، ناگهان خواب نما شده و تصمیم گرفته که فیلمش را به 6 بخش ، تقسیم کرده و نامی برهر کدام نهد تا به نظر بیاید که ساختاری ایپیزودیک برای فیلمش برگزیده در حالی که به هیچ وجه نمی توان فیلم &quot;ضد مسیح&quot; را از یک ساختار اپیزودیک بهره مند دانست. فقط انگار برای هر 2-3 پرده از فیلم که تمام می شود ، یک اسم انتخاب شده که به ماجرای پرده های مربوطه ارتباط بیشتری دارد! اسامی مانند : &quot;اندوه&quot; ، &quot;درد&quot;(آشتفتگی حاکم می شود) ، &quot;یاس&quot;(زن کشی) و &quot;سه دعا کننده&quot; .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر حال داستان فیلم از این قرار است که یک زوج نه چندان جوان براثر غفلتی شیطانی ، کودک خردسالشان را در سقوط از پنجره آپارتمانشان از دست می دهند. اگرچه مرد ( با نام He  و با بازی ویلم دافو) تقریبا موضوع را می پذیرد ولی زن ( با نام She و بازی شارلوت گینزبورگ) دیپرس شده و کارش به بیمارستان می کشد. از آنجا که مرد خود یک پزشک روانکاو است ، درمان زن را راسا برعهده می گیرد و او را به کلبه ای در جنگل به نام &quot;بهشت&quot; می برد که گویا خاطرات آن از تابستان گذشته در ذهنش باقی مانده است. زن از چیزهایی وحشت دارد و مرد برآن است تا دریابد آنچه در خاطرات و ذهن زن موجبات وحشت او را فراهم آورده ، چیست؟ یکی از مواردی که زن آن را باعث وحشت خود می داند ، جنگل است و دیگری شیطانی که وجود زنان را در اختیار می گیرد(که این موضوع پایان نامه اش بوده است). مرد به تسخیر شیطانی اعتقادی نداشته و آن را نوعی هیپنوتیزم می داند. اما تصاویر و نقاشی ها و یادداشت های زن در کلبه مذکور که از سال گذشته بر جای مانده و یا از طریق دیگری به آنجا راه یافته ، حکایت از یک واقعه شیطانی جدی دارد. تصاویر و نقاشی هایی که عنوان &quot;زن کشی&quot; برروی آنها ثبت شده است.(این اسم به صورت زیرنویس یکی از عناوین 4 قسمت فیلم به نام &quot;یاس&quot; نیز دیده می شود). &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رفتاری که زن با پسر خردسالش نیک داشته و کفش های وی را به طور برعکس به پایش  می کرده (که همین موضوع باعث رنج ودرد کودک شده به طوری که استخوان های پایش را دفرمه نموده و احتمالا همین دفرمگی باعث شده که بچه نتواند خود را روی لبه پنجره نگه داشته و از آنجا به پایین پرت شده است) از جمله همین تسخیر شیطانی به نظر می آید. چنانچه پس از اینکه مرد موضوع را از طریق گزارش کالبد شکافی پزشکی قانونی و عکس های یادگاری پسرش متوجه می شود ، ناگهان زن دچار تغییر شدید روحی شده و از یک زن بی آزار مظلوم به موجودی دیو سیرت بدل می گردد که وحشیانه به جان مرد افتاده و به   گونه ای غیرقابل باور به شکنجه او می پردازد. از رفتار سادیستی گرفته تا سوراخ کردن ساق پای مرد و فروبردن میله یک سنگ بزرگ سمباده به درون آن تا دفن مرد در زیر خاک و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از این پس فیلم کاملا به آثار دم دستی امروز سینمای وحشت هالیوود شباهت پیدا می کند ، تعقیب و گریز زن وحشی شده (یا به تسخیر شیطان درآمده) با مردی که پایش با میله و سنگ سمباده فلج گردیده و خون از همه جای بدنش بیرون می زند و تکرار جملاتی مانند &quot;حرمزاده کجایی؟&quot; و بالاخره عصیان مرد در آخرین لحظات و به قتل رساندن زن از جمله همین عناصر تکراری و کلیشه ای این نوع آثار به شمار می آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; یک سوم ابتدایی فیلم همچنان به سبک و سیاق فیلم های فن تریر ، بسیار پرگو است و بقیه فیلم در حال و هوای سینمای وحشت سیر می کند که شرح آن آمد.   کاراکترهای فیلم یعنی همان He و She نیز برای مخاطبی که تماشاگر پر و پاقرص فیلم های ترسناک امروزی هالیوود است ، کاملا آشنا و تیپیکال به نظر می آیند و هیچ تغییر و تحول شخصیتی اریژینال در آنها رویت نمی شود. تغییر شخصیت ها همان است که فرضا در فیلم هایی مانند : &quot;666 ، جانور &quot; ، &quot;شب زامبی2&quot; ، &quot;شیطان ساکن: انقراض&quot; ، &quot;Cult&quot; ، &quot;&lt;A href=&quot;file:///F:/title/tt0443678/&quot;&gt;غیر&lt;/A&gt; مقدس&quot; ، &quot;کیفرهای گناه&quot; ، &quot;برآمدن&quot; ، &quot;&lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0444682/&quot;&gt;درو&lt;/A&gt; کردن&quot; و ... دهها فیلم شبیه آنها اتفاق می افتد. یعنی کاراکتری که بی آزار و حتی مثبت به نظر می رسد در یک فعل وانفعال روحی و یا از طریق مسائلی که قبلا بروی گذشته است ، دچار دگرگونی روحی و روانی شده و به آدمی درنده خو بدل      می گردد. اگرچه می توان گفت اصلا این نوع شخصیت ها از همان &quot;دکتر جکیل و مستر هاید&quot; معروف می آیند. اما مثال های شبیه آن در سینمای امروز به وفور یافت می شوند. &lt;A href=&quot;http://smostaghaci.persianblog.ir/post/340/&quot; target=_blank&gt;منبع: وب استاد سعیدمستغاثی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;بدنام کردن آندری تارکوفسکی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اما از طرف دیگر همچنانکه گفته شد، فن تریر تلاش داشته که تازه ترین فیلمش را به جریان روز سینمای غرب یعنی سینمای آخرالزمانی یا آپوکالیپتیک نزدیک سازد. از عنوان فیلم یعنی &quot;ضد مسیح&quot; به عنوان یکی از دیرپا ترین اعتقادات اوانجلیست ها(مسیحیان صهیونیست) درباره نیروی شری که در مقابل بازگشت حضرت مسیح (ع) در آخرالزمان خواهدایستاد و مقاومت خواهد کرد ، گرفته تا نشانه هایی مانند ستاره ها وصور فلکی که گویا به زمین  آمده (آهو و روباه و کلاغ)ودر زمین به حالت هشدار قرار گرفته اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در مکاشفات یوحنا باب یازدهم از عهد جدید کتاب مقدس، پس از رویای &quot;هفت شیپور&quot; در توضیح ضد مسیح این جملات آمده است: &quot;...آن جانور عجیب که از چاه بی انتها بیرون می آید ، به ایشان اعلان جنگ خواهد داد و ایشان را شکست داده ، خواهد کشت. اجساد آنان نیز سه روز و نیم در خیابان های شهر بزرگ به نمایش گذاشته خواهد شد...&quot;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همچنین باب سیزدهم از همان مکاشفات یوحنا چنین می گوید: &quot;...در این هنگام جانور عجیبی را در رویا دیدم که هفت سر داشت و ده شاخ...سپس جانور عجیب دیگری دیدم که از داخل زمین بیرون آمد...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و بالاخره در باب بیستم آمده است: &quot;...پس از پایان آن هزار سال ، شیطان از زندان آزاد خواهد شد. او بیرون خواهد رفت تا قوم های گوناگون یعنی یاجوج و ماجوج را فریب داده ، برای جنگ متحد سازد. آنان سپاه عظیمی را تشکیل خواهند داد که تعدادشان همچون ماسه های ساحل دریا بی شمار خواهد بود. اینان در دشت وسیعی ، خلق خدا و شهر محبوب اورشلیم را از هر سو محاصره خواهند کرد ، اما آتش از آسمان ، از سوی خدا خواهد بارید و همه را خواهد سوزاند...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این نوع تفکر آخرالزمانی که باور &quot;آرماگدونی&quot; نیز نامیده می شود، در بسیاری از آثار به اصطلاح ترسناک امروز هالیوود به انحاء گوناگون تبلیغ شده است. مثلا در ابتدای فیلم &quot;طالع نحس:666&quot;(2006)  از قول کشیشی که برروی نشانه های آخرالزمان تحقیق کرده ، همه آن نشانه ها به نقل از بخش &quot;مکاشفه های یوحنا &quot; عهد جدید با ذکر مصادیق روشن از وقایع روز ، نشان داده  می شود . فی المثل در بخش بیان رویای هفت شیپور ، وقتی می گوید: &quot;...فرشته دوم شیپور را نواخت ، ناگاه چیزی مثل کوهی بزرگ و آتشین به دریا افتاد ...&quot; ، تصاویر انهدام برج های تجارت جهانی نیویورک در 11 سپتامبر 2001 را می بینیم . یا هنگامی که از شیپور سوم صحبت می کند که :&quot;...وقتی فرشته سوم شیپور را به صدا درآورد ، ستاره ای شعله ور از آسمان برروی یک سوم رودخانه ها و چشمه ها افتاد ...و هنگامی که وارد یک سوم آبهای زمین شد ، آنها تلخ گردیدند و بسیاری به علت تلخی آن جان سپردند...&quot; صحنه هایی از فاجعه سونامی  آسیای جنوب شرقی یا توفان کاترینا در سواحل لوییزیانا را شاهد هستیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به نظر می آید در فیلم &quot;ضد مسیح&quot; لارس فن تریر نیز 3 حیوان آهو و روباه و کلاغ ،     مجموعه ای از ستاره های صورفلکی به همین نام بوده اند( در صحنه ای از فیلم که مرد به ستارگان آسمان چشم می دوزد ، آنها را به همان شکل و شمایل حیوانات یاد شده مشاهده می نماییم)  که به زمین سقوط کرده و هر یک نشانه ای از مصایب آخرالزمان به نظر می آیند که زندگی را به کام ساکنان زمین ( و در این فیلم دو کاراکتر آن) تلخ کرده اند. آهویی که بچه خود را مرده به دنیا آورده ، روباهی که تکه های  بدن خود می خورد و بعد ناگهان در نمایی سورئالیستی زبان باز می کند و به بیان انسانها هشدار می دهد :&quot; آشفتگی و هرج و مرج حاکم خواهد شد&quot; و بالاخره کلاغی که از زیر خاک زنده بیرون می آید و ضربات سنگین مرد به او اثری نمی کند و هربار پس از جان دادن دوباره برمی خیزد و سر و صدا می کند و با همین سر و صداست که زن را به مکان اختفای مرد در سوراخی زیر درختی کهن ، راهنمایی      می کند تا عمل نیمه کاره خود در کشتن و سپس دفن مرد را به اتمام برساند.کنایه ای از روایت کتب مقدس که وقتی قابیل ، هابیل را کشت و نمی دانست با جسد او چه کند ، کلاغی راه دفن کردن جسد را به وی آموخت و همین مسئله باعث شد تا قابیل به شناعت کار خود پی برده و طلب مغفرت نماید. همین ماجرا درمورد زن فیلم &quot;ضد مسیح&quot; اتفاق      می افتد که با صدای کلاغ به محل پنهان شدن مرد پی برده و پس از دفن او ، پشیمان شده ، مرد را از زیر خاک بیرون آورده و به خانه بازمی گرداند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در کتاب مقدس درمورد سرنوشت جانور عجیبی که با شیپور ششم آزاد می شود ، اول در باب  شانزدهم مکاشفه آخرزمان آمده است :&quot; ...پس فرشته اول بیرون رفت و وقتی جام خود را برزمین خالی کرد ، در بدن کسانی که نشان آن جانور خبیث را داشتند ...زخم هایی دردناک و وحشتناک بوجود آمد...فرشته پنجم جامش را بر تخت آن جانور خبیث ریخت به طوری که تاج و تخت او در تاریکی فرو رفت...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیا اعمال مازوخیستی زن، می تواند تعبیر این جملات باشد؟! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و سپس در باب  بیستم همان مکاشفه کتاب مقدس نوشته شده :&quot;...شیطان که ایشان را فریب داده بود ، به دریاچه آتش افکنده خواهد شد. دریاچه آتش همان جایی است که با گوگرد می سوزد و آن جانور خبیث و پیامبر دروغین او شبانه روز تا به ابد درآنجا عذاب می کشند...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در فیلم &quot;ضد مسیح&quot; هم مرد ( مسیح وار ؟!) بالاخره گلوی زن را فشار داده و وی را خفه   می کند و جسدش را در میان جنگل به آتش می کشد. پس از این است که جمعیت زیادی از زنان ( با صورت های بی هویت) از اطراف و اکناف جنگل سرازیر می شوند گویی رستاخیزی اتفاق افتاده و پس از پیروزی مسیح بر شیطان و ضد مسیح ، پیروانش از اسارت آزاد شده و به سوی زندگی سعادتمند بازمی گردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اینجا سرنوشت زن فیلم &quot;ضد مسیح&quot; که انگار در باب 17 از مکاشفات آخرالزمان یوحنا در عهد جدید کتاب مقدس معرفی گردیده و خصوصیاتش باعنوان &quot;فاحشه بزرگ&quot; بیان شده ، با آنچه در باب 19 از همین مکاشفات آمده است ، خوانایی بیشتری پیدا می کند ، آنجا که   می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;...پس از آن ، صدای گروه بیشماری را شنیدم که در آسمان سرود شکرگزاری خوانده ،    می گفتند : هاله لویا ، خدار را شکر ! نجات از سوی خدای ما می آید. عزت و اکرام و قدرت فقط برازنده اوست ، زیرا داوری او حق و عدل است. او فاحشه بزرگ که زمین را با فساد خود آلوده می ساخت ، مجازات نمود و انتقام خون خدمتگزاران خود ر از او گرفت. ایشان بارها و  بارها سراییده ، می گفتند :&quot;هاله لویا ، خدا را شکر! دود از خاکستر این شهر تا ابد بالا خواهد رفت!&quot;... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به این ترتیب لارس فن تریر ، روایتی دیگر از آخرالزمان را ارائه می دهد که در آن ضمن پرداختن به بخش &quot;فاحشه بزرگ&quot; از مکاشفات یوحنا در کتب عهد جدید، به نوعی ضد مسیح را در وجود خود انسان ها جستجو کرده و آن را بعد شیطانی این وجود به حساب می آورد. (برخلاف برخی فیلم های آخرالزمانی که بنا به تفسیر اوانجلیست ها از ضد مسیح ، آن را در میان ملل شرق و مسلمانان و باورها و اعتقادات آنها جستجو می کنند.) در بخشی از فیلم &quot;ضد مسیح&quot; زن ، ترس خود را از طبیعت معرفی کرده  و آن را همان طبیعت شیطانی آدم ها می داند که زمانی تز تحصیلی خود را درباره اش ارائه نموده بود و در صحبتی دیگر با مرد ، صحبت از &quot;کلیسای شیطان&quot; به میان می آورد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در واقع لارس فن تریر ، مسیح و ضد مسیح را در یک قاب قرار می دهد (یادمان هست که ویلم دافو در فیلم &quot;آخرین وسوسه مسیح&quot; نقش حضرت مسیح (ع) را بازی کرده بود) ، در دنیایی که گویی به جز آن دو نفر همچون آدم و حوا ، کسی دیگر حضور ندارد. این نوع تفکر و برداشت از مسیح با آنچه امروزه در بخشی از سینمای آخرالزمانی هالیوود ، وجود دارد ، هماهنگ است که در آن مسیح موعود ، لزوما حضرت مسیح (ع) نیست . در برخی حکایات اوانجلیستی این مسیح موعود ، نه عیسی بن مریم بلکه مسیح بن داوود است و در برخی دیگر ( مانند &quot;رمز داوینچی&quot;) فردی از نسل عیسی مسیح و مریم مجدلیه به شمار آمده که در آن فیلم یک زن بود. این زن بودن مسیح موعود در داستان ها و فیلم های دیگری مثل &quot;نیروی اهریمنی اش&quot;و&quot;قطب نمای طلایی&quot; نیز به چشم می خورد و در برخی آثار دیگر ، شخصیت ها و کاراکترهای مختلف با خاستگاه فلسفی متفاوت ، در جایگاه مسیح یا منجی موعود قرار گرفته اند ؛ از نیو در &quot;ماتریکس&quot; گرفته تا لوک اسکای واکر &quot; جنگ های ستاره ای&quot; تا هری پاتر در مجموعه خودش و آراگورن در &quot;ارباب حلقه ها&quot; و حتی تا رییس جمهوری آمریکا در فیلم هایی مانند &quot;مگی دو&quot; . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما لارس فن تریر مدعی شده در فیلم &quot;ضد مسیح&quot; بسیار وامدار آندری تارکوفسکی (فیلمساز فقید روس) بوده و از همین رو در پایان فیلم نیز شاهدیم که آن را به تارکوفسکی تقدیم کرده است. اما اینکه واقعا تا چه حد در فیلمی همچون &quot;ضد مسیح&quot; ، نسبت به تارکوفسکی ادای دین شده است ، جای سوال بزرگی دارد. چرا که از یک سو آندری تارکوفسکی یکی از اخلاقی ترین سینماگران تاریخ هنر هفتم به شمار آمده و می آید که به ندرت نمایی غیر قابل نمایش در آثارش حتی برای اکران سینماهای ایران ، وجود داشت. سینمای تارکوفسکی نه یک سینمای ادعایی بلکه به واقع سینمایی دینی بود که به قول یک مستند ساز قدیمی به واقع مخاطبینش را به خدا نزدیکتر می ساخت. توجه او به اخلاق و ایمان و هویت و ریشه ها و بی زاری اش از بی اخلاقی و بی ایمانی در تک تک نماهای آثارش هویداست. اینکه با چند نمای اسلوموشن تک رنگ یا سیاه و سفید و با یک موسیقی شبه کلاسیک بخواهیم نسبت به نماهای درخشان آغازین و پایانی فیلم &quot;سولاریس&quot; ادای دین کرده باشیم و یا فکر کنیم مرد فیلم &quot;ضد مسیح&quot; نیز مانند الکساندر فیلم &quot;ایثار&quot; همه دلبستگی هایش را قربانی کرد تا دنیا را نجات دهد ، یا بخواهیم بین کلبه بی در و پیکر &quot;بهشت&quot; با &quot;داچا&quot; در فیلم هایی مانند &quot;آینه&quot; و &quot;نوستالژیا&quot; قرابتی بیابیم ، تنها به یک بازی کودکانه می ماند. وگرنه آن پلان –سکانس عجیب و غریب پایانی فیلم &quot;ایثار&quot; که خانه در آتش می سوزد و الکساندر از اینکه دنیا را از خطر انهدام حتمی نجات بخشیده ، بدون برزبان آوردن کلمه ای به این سو و آن سو می دود و بعد ماریا با دوچرخه اتوی نامه رسان در جاده ای بی انتها می رود ، (در حالی که قطعه ای از &quot;انجیل به روایت متی&quot; سباستین باخ را می شنویم که زبان حال پطرس از استغاثه به درگاه خداوند است) ، کجا و فیلم &quot;ضد مسیح&quot; با موضوع و ساختار تقریبا مالیخولیایی و آن نماهای نفرت انگیز و چندش آور  کجا؟! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آن بازی حیرت آور و آیینی 3 انسان گریزان از تمدن قالبی امروز به منطقه ممنوعه در فیلم &quot;استالکر&quot; و سرگردانی در آن جنگل غریب تا اتاق آرزو کجا و اعمال سبکسرانه ، حیوانی و وحشیانه زن و مرد فیلم &quot;ضد مسیح&quot; برای شکار شیطان درون! کجا؟!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آن فرسک های پرمعنا و عرفانی کشیش تنها و معترض در &quot;آندری روبلف&quot; کجا و نقاشی ها و تصاویر روانپریشانه و آشفته &quot;زن کشی&quot; در آن اتاق زیر شیروانی &quot;ضد مسیح&quot; کجا؟!!!  واقعا این توسل به تارکوفسکی فقید، آن هم از سوی کارگردانی که از دریای سینمای او تنها کف های ساحلی اش را دیده و لاغیر ، جز بدنام کردن نام و آوازه آن فیلمساز روس چه معنای دیگری می تواند داشته باشد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما همه آنچه گفته شد، شاید این سوال را برای خوانندگان گرامی پیش بیاورد که چرا این همه وقت و صفحه سیاه کردن و پرگفتن برای فیلمی تا این حد نازل و سخیف و سطحی است ؟ پاسخ روشن است ؛ به نظرم تحلیل و بررسی این گونه آثار انحرافی و مبتذل از فیلمسازانی که زمانی برای خود اعتباری در سینما کسب کرده بودند (اما قدر آن را ندانسته و به کمک برخی طرفداران چشم و گوش بسته ، سیاه مشق های خود را به عنوان اثر هنری به دنیای سینمای قالب کردند) ، جهت تنویر اذهان نسل امروز سینمارو هم که شده از اوجب واجبات برای اهل نقد و نظر است. &lt;A href=&quot;http://smostaghaci.persianblog.ir/post/342/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=1&gt;منبع: وب استاد سعید مستغاثی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=1&gt;، رئیس انجمن منتقدان ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 11:29:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=121</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بایدماهواره اختصاصی داشته باشیم والادر دست فراماسونرهاوصهیونیسیتهائیم...!</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-120.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=rutitr style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;بخش حساس ارتباطی ما در دست سران فراماسونر عرب و غرب صهیونیستی؛&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;قطع «العالم»، زنگ خطر جدی برای امنیت ارتباطات ماهواره‌ای ایران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=subtitle style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 20px&quot; align=justify&gt;ایران از سال 1380 تا 1384 مراحل ساخت و آماده سازی پرتاب ماهواره «مصباح» به فضا را انجام داده است، اما به علت نامعلومی، پرتاب این ماهواره ـ که امروز خدمات آن برای امنیت ملی ایران حیاتی است ـ با تعلل روبه‌رو شده است...و امروز این تعلل به قیمت تهدید امنیت ملی مطرح شده است؛ بنابراین، جا دارد مراکز نظارتی این تعلل را پیگیری و با عاملان آن برخورد کنند که نظام را با چنین معضلی روبه‌رو کرده‌اند.&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;قطع پخش برنامه‌های شبکه ماهواره‌ای «العالم» از روی ماهواره‌های «عرب ست» و «نایل ست»، پس از نشست وزاری ارتباطات کشورهای عربستان، مصر، امارات متحده عربی، اردن، بحرین و مقامی از دولت خودگردان فلسطین در ریاض، زنگ خطر را برای ایران به صدا درآورد، زیرا این مسأله، نشان داد برای همه شبکه‌های اطلاع‌رسانی ایران در زمان و یا موارد خاص، می‌تواند اتفاق بیفتد.این یعنی که جلوگیری از اطلاع‌‌رسانی ایران در کشورهای غربی و عربی، در زمانی که تعارض منافعی میان این کشورها با ایران به وجود آید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;به گزارش خبرنگار «تابناک»، البته این اقدام هماهنگ در قطع پخش برنامه‌های «العالم» از سوی ماهواره‌های عرب ست و نایل ست، مقدماتی داشت که این کشورها را مجبور به همراهی و همکاری برای این اقدام کرد. به یاد داشته باشیم که در حمله 2003 به عراق با رهبری آمریکا، این «العالم» بود که نقش کشورهای عربی را در همراهی با این حمله به تصویر کشید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;این اطلاع‌رسانی موجی از نارضایتی را در افکار عمومی عربی نسبت به حکام عرب را به همراه داشت. هرچند سابقه نفرت‌انگیز صدام در گذشته ـ با ایجاد دو جنگ در منطقه ـ باعث می‌شد تا کشورهای عربی برای این همراهی توجیه داشته باشند؛ اما اطلاع‌‌رسانی «العالم» در مورد تضییع حقوق اقلیت‌های دینی در کشورهای عربی یکی از نارضایتی حکام عربی از «العالم» بود، هرچند «العالم» در این زمینه بسیار با احتیاط خبر پخش می‌کند حتی این انگ اطلاع‌‌رسانی موجب خشم گسترده حکومت‌های عربی شود.&lt;BR&gt;اما اقدام «العالم» در اطلاع‌رسانی از مقاومت و مبارزه با اشغالگری رژیم صهیونیستی به ویژه در جنگ 33 روزه 2006 علیه مقاومت لبنان و بازتاب همراهی کشورهای عربی به ویژه برخی از علمای بنام این کشورها که خواستار برخورد با مقاومت بودند، ناخشنودی از «العالم» را بیش از پیش دامن زد و این شبکه تبدیل به  مزاحم همیشگی حکام عرب شد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;اطلاع‌رسانی «العالم» و سپس «الجزیره» از رشادت‌های مقاومت در جنگ 33روزه که می‌توان آن را نامتوازن‌ترین جنگ دهه اخیر دانست، چون یک طرف تمام حمایت غرب و عرب سازشکار منطقه را به همراه داشت و طرف دیگر فقط خدا و اعتماد بنفس را به همراه داشت، موجب شد که افکار عمومی اعراب به انفعال حکام خود در برابر زیاده خواهی غرب به نمایندگی رژیم صهیونیستی حساسیت بیشتری نشان دهند و انتقادها از این نوع رفتار حکام عرب بالا گرفت. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;این گزارش می‌افزاید: دستگاه اطلاع‌‌رسانی کشورهای عربی به جلوداری «العربیه» همه تلاش خود را کرد و از تفاوت مذهب تا عدم تمکین حزب‌الله به کشورهای عربی، همه را مطرح کرد تا انتقاد به حکام عرب را که با صهیونیست‌ها در جنگ 33 روزه همراهی کرده بودند، توجیه کند. این اتفاق نیفتاد و بدنه اجتماعی کشورهای عربی موضع خود را در مقابل حکام عرب حفظ کردند تا این که رژیم صهیونیستی، اقدام به حمله وحشیانه به غزه کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;شبکه‌های اطلاع‌‌رسانی منطقه حتی الجزیره درباره اطلاع‌‌رسانی این حمله با احتیاط رفتار و در پوشش اخبار و جنایت‌های این تجاوز تعلل کردند. باز این «العالم» بود که در اطلاع‌‌رسانی جنایت‌های این جنگ پیشتاز بود از همه بدتر کشور مصر که داعیه دار حمایت از جهان عرب بود در محاصره غزه با بستن مرزهای خود روی کودکان و بیماران غزه به صورت کامل در خط رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در این زمینه اطلاع‌‌رسانی «العالم» از این عمل زشت حسنی مبارک، باعث بی آبرویی حکومت مصر شد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;از سوی دیگر، در محافل بین‌المللی کشورهای عرب سکوت کردند و جلوی تظاهرات حمایت از مردم غزه را در کشورهای خود گرفتند. همه این رخدادها از دوربین «العالم» بازتاب داده شد. جهان عرب به صورت عریان مغایرت شعار و عمل حاکمان خود را می‌دیدند و حکام عرب مقصر این اتفاق را «العالم» معرفی کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;امروز نیز کشتار مردم یمن روی شبکه اطلاع‌‌رسانی «العالم» و دخالت کشورهای عربی برای حفظ یک حکومت وابسته نمایان است. همه این عوامل دست به دست هم داد تا پخش «العالم» از روی ماهواره‌های «عرب ست» و «نایل ست» به خواست وزرای اطلاع‌‌رسانی کشورهایی که در ریاض گرد هم آمدند متوقف شود تا حکام عرب نفس راحتی بکشند. البته این به یک رویا می‌ماند. دیر یا زود مسئولان «العالم» راهکاری را برای فرار از این معضل پیدا خواهند کرد، اما این اقدام کشورهای عربی برای مهار ایران ممکن است ابعاد گسترده‌تری در زمان‌های مقتضی پیدا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;با توجه به شرایط ما در منطقه و تقویت رفتار خصمانه غرب به همراهی برخی از کشورهای عرب با ایران این امکان هست که در مواقع لزوم، همه ماهواره‌ها بسوی ایران بسته شود و ما نتوانیم از حقانیت خود در افکار عمومی دفاع کنیم و یکه تاز میدان اطلاع‌‌رسانی منطقه و جهان با غرب وشبکه‌های وابسته به آن باشند؛ این خطر بزرگی است که ایران را در وابسته بودن به ماهواره‌هایی که از خود اختیاری ندارند تهدید می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;ایران از سال 1380 تا 1384 مراحل ساخت و آماده‌سازی پرتاب ماهواره «مصباح» به فضا را انجام داده است، اما به علت نامعلومی پرتاب این ماهواره ـ که امروز خدمات آن برای امنیت ملی ایران حیاتی است ـ با تعلل روبه‌رو شده است. البته بنا بر برنامه چهارم توسعه قرار بود پس از پرتاب ماهواره مصباح دو ماهواره دیگر هم ساخته و به فضا پرتاب شود تا سه مدار بین‌المللی 26، 34 و47درجه شرقی در اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) را پرکنند و به ایران این امکان را بدهند تا تمام کره زمین را از نظر ماهواره‌ای شبکه تلویزیونی و مخابراتی تحت پوشش داشته باشد؛ اما امروز این تعلل به قیمت تهدید امنیت ملی مطرح شده است. جا دارد مراکز نظارتی این تعلل را پیگیری و با عاملان آن برخورد کنند که نظام را با چنین معضلی روبه‌رو کرده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=justify&gt;غرب اگر بخواهد با ایران برخوردی کند، برای در تنگنا  گذاردن ایران، ممکن است دست به هر کاری بزند. این ما هستیم که با تدبیر و آینده‌نگری و دوری از برخی تنگ‌نظری‌ها می‌توانیم از کارهای آنها جلوگیری کنیم و راه‌های نفوذ آنها را ببندیم. &lt;A href=&quot;http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=72357&quot; target=_blank&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 21:15:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=120</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-120.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خطرات امنیتی شبکه های اجتماعی و ایمیل/اینترنت ورسانه ها را خوب بشناسیم</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=oneNewsTitle1 align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;براساس گزارش مؤسسه تحقیقاتی هریتیج:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;چگونه شبکه‌های اجتماعی به آشوب‌ها در ایران شکل دادند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;P align=justify&gt;پایگاه اینترنتی مؤسسه تحقیقاتی هریتیج گزارشی به قلم جیمز.جی.کارافانو (James jay carafano ) پژوهشگر ارشد مطالعات امنیت ملی موسسه تحقیقاتی هریتیج امریکا که دارای 25 سال سابقه خدمت در ارتش امریکا تا درجه سرهنگ دومی است، منتشر کرد که به نقش شبکه‌های اجتماعی و اینترنتی در حوادث پس از انتخابات ایران اختصاص دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش رجانیوز، در ابتدای این پژوهش که با عنوان &quot;آشوب آفرینی توییتر&quot; آغاز می‌شود، به نقل از &quot;جیم فیلیپس، کارشناس خاورمیانه بنیاد هریتیج ادعا شده است: «انتخابات ایران یک همه پرسی درباره ریاست جمهوری غرق در مشکلات احمدی نژاد بود؛ ریاست جمهوری که نارضایتی اقتصادی، انزوای بین المللی و محدودیت در زمینه آزادی فردی را به دنبال آورده بود.»&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در ادامه این گزارش که با نگاه جهت‌دار منفی نسبت نظام جمهوری اسلامی در مهار بحران پس از انتخابات منتشر شده، افزوده شده است: «احمدی نژاد خود را پیروز انتخابات اعلام کرد و تظاهرات بزرگی چند روز بعد از اتنخابات به راه افتاد و مردم با ماموران امنیت درگیر شدند.»مطالعه این پژوهش فارغ از جهت‌گیری آن علیه جمهوری اسلامی، نشان‌دهنده شبکه‌های سازمان‌یافته اینترنتی به‌منظور ایجاد آشوب‌های موسوم به توییتری در کشورها است و انتشار آن در قالب اعتراف به دخالت از طریق سازماندهی در شبکه اینترنت است.این پژوهش در ادامه ادعا می‌کند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دولت کوشید تا جریان اطلاع رسانی عمومی را مهار کند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ایجاد اختلال در شبکه تلفن‌های همراه، اینترنت، شبکه‌های ماهواره ای&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در برابر اقدامات محدود کننده دولت، مردم به ابزارای شبکه‌های اجتماعی روی آوردند و از خدمات رسانی گسترده این ابزارها بهره بردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مردم از این فن آوری‌های وب2 حداقل در 4 زمینه استفاده کردند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خبرنگاری خیابانی&lt;BR&gt;بسیج کردن ایرانی‌های مقیم خارج&lt;BR&gt;سازماندهی فعالان سیاسی&lt;BR&gt;راه اندازی جنگ اطلاعاتی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شبکه‌های اجتماعی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شبکه‌های اجتماعی می‌توانند: فعالیت‌های اعتراض آمیز سازماندهی کرده و در اطلاع رسانی روند رویدادها نقش آفرینی کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ای.میل، فیس بوک، توییتر، مای اسپیس، ویکیپدیا، یوتیوب در مجموع web2 نامیده می‌شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ترول‌ها (trolls): کاربرانی که در تالارهای گفت و گو و در میان بحث در موضوعات جدی، پیام‌های نامربوط، توهین آمیز، تشنج زا و تحریک آمیز ارسال می‌کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اخلالگران اینترنتی (vandals): هکرها، حمله کنندگان به سایت‌ها و خرابکاران اینترنتی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حساب زاپاسی‌ها (sock puppets): کاربرانی که یک یا چندین رمز عبور زاپاسی دارند که از آن برای موارد غیرقانونی و نامشروع نظیر کلاهبرداری، جعل هویت، تقلب در رای گیری سایت‌ها و... استفاده می‌کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این گروه‌ها تلاش کردند تا شایعه پراکنی کنند، گزارش‌های کاذب را گسترش دهند و بدین ترتیب مبارزات خیابانی را به مبارزات کلامی تبدیل کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خبرنگاری خیابانی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خبرنگاری خیابانی به تهیه اخبار یا جویا شدن نظرات مردم، از سوی خبرنگاران غیرحرفه‌ای اطلاق می‌شود و به 2 شیوه صورت می‌گیرد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اول. خبرنگاران خیابانی، گزارش‌ها، تصاویر، فیلم‌ها و اطلاعات خود را به سایت‌های خبری مشهور می‌فرستند تا به صورت حرفه ای ویرایش و تدوین شوند. فاکس نیوز و مای اسپیس وب سایت‌هایی دارند به اسم ureport (شما گزارش دهید)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوم. خبرنگاری در شکل خبرنگاری شهروندی بروز می‌کند که در آن مضامین خبری از سوی پدیدآورندگان در وب سایت‌های شخصی (یا غیر رسمی) ارائه می‌شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش mediaweek از 13 تا 17 ژوئن (23 تا 27 خرداد) سایت Ireport.vom (که توسط سی.ان.ان اداره می‌شود اما در بالای سایت این مساله تکذیب شده است)، 1600 گزارش از شهروندان ایرانی دریافت کرده است؛ در این مدت 3 هزار نفر دیگر هم در این سایت عضو شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خبرنگار خیابانی موجب مخالفت مردم با حکومت و افزایش نارضایتی اجتماعی در ایران شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خبرنگاری خیابانی ساعتی پس از سخنرانی احمدی نژاد به مناسبت پیروزی در انتخابات آغاز شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;میدان نبرد اینترنتی&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;اتحادیه بین المللی مخابرات (ITU) در سال 2008 میلادی تقریباً 31 درصد ایرانی‌ها به اینترنت دسترسی دارند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ایران پس از اسرائیل در رتبه دوم قرار دارد&lt;BR&gt;تقریباً 98 درصد سایت‌های اینترنتی در ایران سانسور می‌شود&lt;BR&gt;ایرانی‌ها به اینترنت بیش‌تر از رسانه ملی اعتماد دارند&lt;BR&gt;میزان وبلاگ‌های فارسی بین 20 تا 70 هزار بلاگ است&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وبلاگ لس آنجلس تایمز از بیروت:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ایران در ابتدا فیس بوک را بست، چون می‌ترسیدند که سازمان‌های جاسوسی از این سایت برای عضوگیری یا فعالان سیاسی از آن برای سازماندهی اعتراضات مردمی استفاده کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در توییتر، teitspam ایجاد شد که کاربران خود را تشویق می‌کرد که اشرار اینترنتی را شناسایی و سپس کاربری‌شان را باطل کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ماموران احتمالی ایران، عنوان صفحه ای بود که این سایت ایجاد کرد که از کاربران می‌خواست تا با بحث و تبادل نظر با یکدیگر مشخص کنند که چه افرادی مأمور دولت هستند تا مدیران سایت به سرعت کاربری این افراد را باطل کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;علی‌رغم محدودیت‌های متعدد، شبکه‌های اجتماعی همچون توئیر به وب سایت‌های خاصی محدود نمی شوند که نتوان با استفاده از فیلترینگ به آن‌ها دسترسی پیدا کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;2 روش عبور از فیلترینگ:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روش اول استفاده از وب سایت‌های میانجی؛ مثلاً کاربران توییتر می‌توانند از خدمات اینترنتی در سایت‌های دیگری هم چون twitterfall استفاده کنند و از آدرسی دیگر وارد توییتر شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روش دوم استفاده از سرور پروکسی است. در این روش شما از طریق کامپیوتر دیگری که نقش یک واسطه را ایفا می‌کند، مسیریابی می‌کنید و به اطلاعات لازم دسترسی پیدا می‌کنید.&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;راه اساسی برای کنترل اینترنت، بستن کل اینترنت است که دولت ایران به دلیل هزینه‌های بسیار بالای آن و اخلال در کلیه خدمات اقتصادی و دولتی آن را انجام نداد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بسیج کردن ایرانیان مقیم خارج&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;در سال 2006 بین 4 تا 5 میلیون ایرانی در جهان پراکنده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;بنیاد سیاست مهاجرت (migration policy institute):&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جمعیت ایرانی‌های مهاجر به شدت ناهمگون است و انگیزه‌های آن‌ها دارای تفاوت‌های متعددی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امریکا رتبه اول و پس از آن کانادا، آلمان، سوئد و اسرائیل قرار دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امریکا 3 برابر کانادا، ایرانیان را در خود جای داده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اورکات ourkat در 2005، 4،11 میلیون کاربر وجود داشت که 340 هزار نفر از آنان ایرانی بودند و در فهرست کاربران ایرانی‌ها در ردیف سوم قرار داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سازماندهی فعالان سیاسی&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;به دلیل آن که اطلاعات منتشر شده در وب بسیار محدود بود، ایرانیان از فعالان سیاسی خارج از کشور خواستند تا صدای آنان را به گوش جهان برساند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بدین ترتیب وبلاگ‌های فیلترشکن و نرم افزارهای عبور از فیلترینگ بسیاری روی اینترنت قرار گرفت.&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;طرح ابتکاری ترجمه برای معترضان ایرانی نیز ابداع شد و پایگاه‌های نظیر ویکیپدیا با سرعتی قابل توجه امکان ایجاد صفحات تازه و مسیریابی برای آنها را فراهم می‌کردند.&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;گسترش اطلاعات درباره ایران شگفت آور بود و در برابر جست‌وجوی ترکیب iran election protests بیش از یک میلیون نتیجه به دست می‌آید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;راه اندازی جنگ اطلاعاتی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;افزون بر تسهیل خبرنگاری و سازمان دهی فعالان سیاسی، می‌توان از ابزارهای شبکه ای برای به راه انداختن جنگ اطلاعاتی نیز استفاده کرد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با اینترنت، علاوه بر گسترش اطلاعات می‌توان اطلاعات را تحریف یا دستیابی به دانش را محدود کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شناسایی و بستن کاربری برخی کاربران تا نشر اخبار کذب و شعارهای توخالی افزون بر مبارزه با شایعه پراکنی از سوی دولت ایران، کاربران از ابزارهای اجتماعی برای سازماندهی به وب سایت‌های دولتی استفاده کردند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حملات عدم سرویس دهی؛ ایجاد ترافیک و راه بندان مجازی برای اخلال در دسترسی &lt;BR&gt;اخلال در نرم افزار یا سرور پایگاه‌های ایرانی &lt;BR&gt;توزیع نرم افزارهای مخرب&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;درس‌ها و پیام‌ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;موقعیت جغرافیایی&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;اکثر ایرانی‌ها هنوز از دسترسی به اینترنت پر سرعت محروم هستند.&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;کنترل شدید رسانه ملی و میا ایرانیان برای ایجادفضایی خودمانی تر در اینترنت.&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;کشورهایی که جمعیت مقیم خارج آن‌ها بالاست (نظیر مراکش، مصر، ترکیه، فیلیپین و...) می‌توانند شاهد رفتارهای مشابه باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;2. بی طرفی اینترنت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هیچ گروهی در اینترنت به طور کامل آسیب ناپذیر نیست، اما سوال این است که امتیاز این ابزار به نفع دولت ایران بود یا مخالفان؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جان پالفری، بروس اتلینگ و رابرت فاریس/ مقاله واشنگتن پست:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در جوامع استبدادی، توانمندی‌های فیس بوک یا توییتر بسیار محدود است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دولت می‌تواند به راحتی فضای مجازی را محدود کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آزادی سر و صدا در اینترنت می‌تواند نقش یک سوپاپ اطمینان را برای رژیم ایفا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رژیم‌های سرکوبگر می‌توانند از اینترنت در جهت منافع خود و تبلیغ شعارهایشان استفاده کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دولت ایران از همه این امتیازها بهره برد و توانست بر بحران فائق آید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;صحنه نبرد در فضای مجازی، ثابت و تغییر ناپذیر نیست و همیشه باید فضا را مجموعه ای از عمل‌ها و عکس العمل‌ها بدانیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;3. انعطاف پذیری بالای شبکه وب&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با وجود محدودیت پهنای باند در ایران، حملات هکری هر 2 طرف و تقاضای روز افزون جهانی برای اخبار ایران، اینترنت توانست به خوبی دوام آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شرکت‌های واسطه ای اینترنت در ایران، بخشی از چرخه اقتصادند و اگر ایران اینترنت را به طور کامل می‌بست، خسارات آن جبران ناپذیر بود و حتی می‌توانست باعث از دست رفتن کنترل رسانه‌های عمومی شود.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;
&lt;P align=justify&gt;سیاست بازدارندگی در اینترنت در حال شکل گیری است که غیرقابل اجتناب بودن خسارات وارده به‌هر 2 طرف حمله کننده و حمله شونده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تضمین امنیت و انعطاف پذیری اینترنت در برابر خطرهای طبیعی و فشارهای انسنای یک ضرورت جهانی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;4. قوانین کارآمد فضای مجازی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کلی شرکی (clay shirky) در کتاب همه می‌ آیند (here comes everybody) اصول کارآمد استفاده از ابزارهای شبکه‌های اجتماعی را توصیف می‌کند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فناوری‌های مورد استفاده باید کاملاً شناخته شده و معروف باشند/ مثل شناخته شده بودن توییتر برای کاربران ایرانی.&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;استفاده از فن آوری‌ها باید آسان باشد/ مثل اصل توافق در ویکیپدیا که‌هر کسی می‌تواند نوشته دیگری را ویرایش کند.&lt;BR&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;&lt;BR&gt;استفاده از فن آوری‌ها باید برای کاربر منافعی داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;5. بحران سوء مدیریت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تضمین دقت و اعتبار اطلاعات بسیار مهم است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقایع ایران نشان داد که اخبار خیانت آمیز یا اطلاعات نادرست می‌توانند به اندازه حقایق گسترش پیدا کنند. حذف اخبار ناهمخوان و مخالف می‌تواند آزادی بیان را مورد خدشه قرار دهد/ مثل twitspam&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای اطمینان از کارآمدی وب2 باید شبکه‌های اینترنتی و کاربرای مطمئن قبل از بحران به وجود آمده باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;6. ناکارآمدی واشنگتن&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دولت امریکا بر خلاف ظاهر خود نتوانست جز ماجرای توییتر نقش مهمی در بحران ایران ایفا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امریکا در این بحران فرصت رهبری جهان را به دلیل ناکارآمدی برنامه‌هایش در حوزه وب 2 از دست داد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گام‌های بعدی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;باید آماده آینده باشیم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تمرکز بر ارتباطات راهبردی/ ایجاد زیرساخت اهی لازم برای بهبود فعالیت در وب 2&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt;
&lt;P align=justify&gt;تشکیل کارگروه نخبگان جامعه مجازی/ ایجاد برنامه ای هدفمند و منسج برای فعالیت‌های پژوهشی و تربیت مدیرانی خبر برای مدیریت بحران و تاسیس رشته‌های گوناگون دانشگاهی در مورد شبکه‌های اجتماعی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مشارکت بخش خصوصی و دولتی/ تمرکز بر امکانات بازار آزاد برای ایجاد انعطاف پذیری در اینترنت و مقابله با چلش‌های بحران ساز آن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نتیجه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بحران ایران پیش درآمدی برای عمل گرایی نوین و تغییرات سیاسی فراگیر در قرن 21 است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اکنون چالش‌های فعالیت در جهان مجازی روشن شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اکنون نیمی از مردم جهان دارای موبایل هستند و احتمالا در عرض چند دهه‌همه مردم جهان موبایل خواهند داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شبکه‌های اجتماعی با تمرکز بر موبایل در حال رشد هستند. &lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?id=39502&quot; target=_blank&gt;منبع:رجا&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 21:09:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=119</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقدتحلیلی-تاریخی فیلم های پسر جهنمی</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;&lt;STRONG&gt;پسر جهنمي يا منجي ازجنس آتش&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#0000ff size=4&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=1&gt;&lt;STRONG&gt;***با تشکر فراوان از نویسنده این نقد : سيد عليرضا واعظ موسوي، كارشناس تاريخ، دانشگاه فردوسي مشهد***&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ميان فيلمهاي ساخته شده توسط غرب، فيلم هاي مرتبط با ماورا الطبيعه يكي از پرمخاطب ترين فيلم ها هستند.رويكرد غرب به سوي ساخت فيلم هاي تخيلي و مرتبط با ماورا الطبيعه، مدتها است كه آغاز شده، فيلم هايي كه در اين زمينه ساخته مي شود، از نظر محتوايي،به چند دسته تقسيم مي شوند: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 1.  موجودات بيگانه و حمله ي آنها به زمين و دفاع انسان از خودش و حيات زمين &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2.  حضور موجودات بيگانه در زمين و زندگي آنها با انسان ها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3.  فيلم هايي با موضوعات جادوگري و جادوگران و انسانهايي داراي قدرتهاي ماورايي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4.  ارواح و شياطين و برخورد آنها با انسان ها و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در رابطه با موضوعات فوق، فيلم هاي زيادي ساخته شده است، كه بسياري از آنها بر پايه رمان هاي تخيلي مي باشد و مابقي هم با فيلم نامه هايي مستقل ساخته شده اند. البته نكته اي كه بايد در برخورد با اين فيلم هاي پرمخاطب به آن توجه شود، اين است كه برخي از اين فيلم ها به صورت سلسله وار، ادامه مي يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما مسئله ي ديگر در خصوص بررسي اين آثار، يافتن پاسخي  است براي اين پرسش ها:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  چرا غرب رويكردي به اين صورت پيدا كرده و چرا سال به سال توجه و سرمايه گذاري در اين زمينه را بيشتر مي كند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   چرا در اين ميان آمريكا، نقش بسيار موثري دارد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  چرادراين اواخردرفيلمها،سخن از وجودسازماني براي برخوردباموجودات غيرطبيعي به ميان مي آيد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; چرا كه مي دانيم در گذشته ، زماني كه در فيلم هاي تخيلي بحث برخورد با موجودات ناشناخته و هيولا ها به ميان مي آمد، اين كار را به عهده ي ارتش و قواي مسلح مي گذاشتند . ولي اينك در فيلم هاي جديد ، وظيفه ي برخورد با موجودات غير طبيعي و ماورايي و بيگانه بر عهده سازماني مشخص قرار دارد ! سازماني كه در فيلم هاي مردان سياه پوش با آن رو برو مي شويم ، سازماني است  براي شناسايي و كنترل موجودات غير طبيعي. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين مجموعه فيلم ها  اينطور به بيننده فهمانده مي شود كه اين سازمان موجودات بيگانه را شناسايي و طبقه بندي مي كند  و با افراد ورزيده ي خود ، آنها را كنترل مي كند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما نكته ي جالب تر آن است كه بعد از فيلم هاي مردان سياه پوش ، فيلم هاي پسر جهنمي ساخته مي شود و در اين فيلم ها ، هنوز هم نقش برخورد با نيرو هاي ناشناخته به عهده ي يك سازمان خاص است ، اما در اينجا برخلاف فيلم هاي مردان سياه پوش ، علاوه بر شناسايي و كنترل موجودات غير طبيعي ، وظيفه جذب نيرو هاي غير طبيعي هم به وظايف اين سازمان اضافه شده !! و اين مطلب به وضوح در مقايسه ي اين دو فيلم به چشم مي آيد . چرا كه ما در فيلم هاي مردان سياهپوش شاهد تكاپوي انسانها براي برخورد با موجودات بيگانه هستيم ، ولي در فيلم هاي پسر جهنمي شاهد همكاري برخي موجودات غير طبيعي با انسان ها، براي مقابله با موجودات غير طبيعي هستيم ! و براي ما اين سوال به وجود مي آيد كه آيا اين مسئله، منعكس كننده ي واقعيتي سِرّي در آمريكا است ؟! نكته اي كه واقعا جاي بحث و تحقيق بيشتري دارد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آيابه واقع درآمريكاوياديگرنقاط جهان سازمانهايي براي برخورد بانيروهاي ناشناخته تاسيس شده است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; چرا كه ما مي دانيم نيرو ها و موجوداتي، غير از انسان ها، وجود دارند و ما به عنوان مسلمان ، حداقل به وجود موجوداتي همچون فرشته، جن و شيطان اعتقاد داريم. ولي آيا موجودات ديگري هم در اين جهان هستند كه ما از وجود آنها بي خبريم ، در حالي كه محققان حاضر در سازمانهاي سري « تحقيق در مورد موجودات غير طبيعي » آنها را مي شناسند و با آنها در تعامل اند؟! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به هر حال هدف اين مقاله ، بررسي مجموعه فيلم هاي پسرجهنمي از نظر مفاهيم دروني آن مي باشد  و براي بررسي مسائل ديگر ، در اين مقال مجال نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سربازان نازي در زير باران در حال تكاپو هستند ، راسپوتين ( جادوگر تزار روسيه ) كه در سال 1916 كشته شده ، اينك در زماني كه فيلم روايت آن را مي كند ، يعني جنگ جهاني دوم (1939-1945 ) حضور دارد ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;افسر نازي به او مي گويد: تحقيقاتت بي نتيجه بوده. اما راسپوتين با قاطعيت به او پاسخ مي دهد : شكستي در كار نيست، من به هيتلر قول يك جادوي بزرگ را دادم و همين كار را هم مي كنم . دروازه اي باز خواهم كرد و آن موجود افسانه اي را بيدار مي كنم. نماد نابودي و بي نظمي؛ دشمنانمان از ميان خواهند رفت و همه ي آنها نابود خواهند شد، تنها خاكستر آنها برجاي مي ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;        اين سوال براي ما به وجود مي آيد كه : چرا در فيلمي تخيلي ، پاي هيتلر به ميان كشيده مي شود ؟!! چرا فيلم با سكانسي آغاز مي شود كه در آن سربازان آلمان هيتلري حضور دارند ؟ چرا مسبب ورود  موجودي شرور را به زمين،  هيتلر  مي دانند ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   ازسوي ديگر فردي روسي رابه تصوير مي كشندكه چندين سال پيش ازقدرت يابي هيتلرمرده است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجموعه فيلم هاي پسر جهنمي مانند اكثر فيلم هاي آمريكايي داراي يك محتواي ظاهري است و يك محتواي دروني است؛ محتواي ظاهري آن، همان روايت داستان است، اما محتواي دروني آن، مفاهيمي جداي از فيلم است كه با مهارت و زيركي تمام در دل فيلم جاي داده مي شود، تا اهداف مورد نظر را در ذهن مخاطب قرار دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بررسي مجموعه فيلم هاي پسر جهنمي به مفاهيم مهمي دست پيدا مي كنيم كه ، اينك به شرح آنها مي پردازيم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;آلماني ستيزي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;          يكي از مفاهيمي كه در دل فيلم هاي پسر جهنمي جاي داده شده، آلماني ستيزي است: هدف، اين است كه چهره ي زشتي از آلمان و آلماني در ذهن بيننده قرار گيرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما چرا؟ دليل اين امر در اين است كه، آلمان دو جنگ جهاني را رقم زده و از سوي ديگر تاريخ آلمان شاهد حضور هيتلر بوده كه به يهودي كشي متهم است و همين امر، يعني واقعه ي مشكوك هلوكاست، دستاويز اقدامات صهيونيست ها مي باشد؛ به بيان ديگر مشروعيت كنوني اسرائيل وابسته  به وجود هلوكاست است. از اين رو در سياست هاي صهيونيسم جهاني، اين نكته ضروري است كه همواره ياد هلوكاست را زنده نگه دارند و اين امر را به هر شكلي محقق مي كنند؛ به عنوان مثال: برگذاري يادواره ها، بزرگداشت ها، ساخت ابنيه هاي يادبود و يا گنجاندن مفاهيم مرتبط با هلوكاست در فيلم هاي ساخت غرب. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;براي زنده نگه داشتن ياد هلوكاست، &lt;/FONT&gt;يا فيلم هاي تاريخي مرتبط با ضديت نازي ها با يهوديان مي سازند مانند: فيلم مقاومت defiance و يا اينكه فيلم تاريخي مرتبط با نازي ها و آلمان هيتلري مي سازند تا ضمن روايت تاريخ به آنصورت كه مي خواهند ، به نوعي افكار مخاطب را به سوي عاملان واقعه هلوكاست بكشانند ، كه البته در اين زمينه فيلم هاي زيادي وجود دارد كه از آن جمله مي توان اين موارد را نام برد : شب ژنرالها ، والكري Valkyrie ، دشمن پشت دروازه ها   Enemy at the gates، قلعه عقابها ، سوفي شل . اما از سوي ديگر نوع سومي از فيلم ها هم در اين زمينه وجود دارند كه موضوع فيلم مرتبط با مسئله اي غير از نازي ها و آلمان هيتلري مي باشد ولي در آنها به شيوه هاي مختلف از نازيها و هيتلر ياد مي شود ، كه بايد دانست اين گونه فيلم ها به جهت اينكه تاريخي نيستند ، از اين رو مخاطبي فراگير تر از فيلم هاي تاريخي دارند ، از اين رو اين اشاره هاي كوتاه به حزب نازي و هيتلر در ذهن افراد بيشتري قرار مي گيرد ؛ مجموعه فيلم هاي پسر جهنمي از اين دست مي باشد . از جمله موارد ديگر در اين زمينه مي توان به اين فيلم ها اشاره كرد : رانندگان ديوانه ( با بازي بازيگر نقش مستربين ) ، تعطيلات مستربين  Mr. bean`s holiday ، ديكتاتور بزرگ ( با بازي چارلي چاپلين ) ، كتابخوان The reader  ( با بازي رالف فيناس ). حتي كوچكترين اشاره و كنايه اي در اين نوع فيلم ها ، بسيار موثر مي باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مثلا در فيلم تاكسي يك، دوسارق آلماني تحت عنوان باند مرسدس به كشور فرانسه مي آمدند ! سرقت مي كردند و دوباره به آلمان بر مي گشتند . پليس متوجه شده بود كه اين سارقان آلماني هستند ؛ زماني كه رئيس پليس با تلفن مشغول مكالمه با وزير بود  ، اين ديالگ را مي گويد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;-          ما اجازه نمي دهيم كه اين اراذل، مارسي (شهري در فرانسه) را نا امن كنند. آنها را دستگير مي كنيم و به كشورشان بر مي گردانيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وزير: موضوع همينه، ما نمي خواهيم كه اين داستان به تصفيه حساب بين فرانسه و آلمان ختم بشه ، جنگ مدتها است كه تمام شده (!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در آخر همين فيلم هم، زماني كه آلماني ها به دام افتاده اند ، سر دسته آنها با خشم زياد به آلماني صحبت مي كند كه با آن لحن تند، قطعا شهروند غربي را به ياد سخنراني هاي هيتلر مي اندازد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و يا در سريال 24، زماني كه اداره ضد تروريسم آمريكا متوجه مي شود كه عده اي سعي دارند سناتور پالمر كه كانديداي رياست جمهوري آمريكا است  ترور كنند ، وقتي در صدد بررسي بر مي آيند متوجه مي شوند كه اين جنايت به يك گروه تروريست آلماني ختم مي شود!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و امثال اينها در فيلم هاي ساخت غرب به خوبي ديده مي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در فيلم هاي پسر جهنمي ما شاهد همين بحث آلماني ستيزي هستيم. در ابتداي فيلم به هيتلر نسبت طرفداري از جادو داده مي شود و ورود موجودي شيطاني  به دنيا – پسر جهنمي – به گردن وي انداخته مي شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته شايد گفته شود كه در همين سكانس اول، بعد از ورود متفقين به صحنه و در گيري آنها با نازي ها و قرار گرفتن پسر جهنمي در اختيار متفقين؛ ديگر پاي آلماني ها از فيلم خارج شده ، پس ديگر بحث آلماني ستيزي مطرح نيست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بايد بگويم كه، وجود نازي ها در ابتداي داستان فيلم، فقط كليد شروع پروژه آلماني ستيزي در اين مجموعه فيلم ها بود و تازه كار شروع شده. ما وجود مفهوم آلماني ستيزي را تا پايان فيلم دوم هم شاهد هستيم: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         زماني كه دو نفر از ياران راسپوتين، به همراه راه بلدي به منطقه اي مي روند ، تا راسپوتين را دوباره احيا كنند . راه بلد مي گويد : طلاي مرا بدهيد ( منظورش دستمزدي مي باشد كه به صورت طلا توافق شده ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يكي از ياران راسپوتين، شمش كوچك طلايي را به زمين مي اندازد . راه بلد، شمش را بر مي دارد. در وسط شمش نقش صليب شكسته، كه مشخصه ي حزب نازي است، ضرب شده است! اين هم همان تداوم مفهوم آلماني ستيزي است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بكارگيري شمش طلايي كه روي آن صليب شكسته ضرب شده ،&lt;/FONT&gt; باز هم زنده كننده ياد نازيسم است كه به نحو غير مستقيم زنده كننده ياد هلوكاست هم مي باشد . و جالب تر آنكه ، وقتي راه بلد ، با انگشتش صليب شكسته ي روي شمش را لمس مي كند ، توسط موجود جادويي راسپوتين كشته مي شود ! و اين بدان معنا است كه كمترين تماس با نازي ، هلاكت را به همراه دارد ، يعني نازيسم مفهومي شوم است !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         در بخشي ديگر از فيلم، زماني كه مامور ماير به اداره تحقيقات و دفاع در مورد موجودات غير طبيعي مي رود، &lt;FONT color=#ff0000&gt;پير مردي كه شبيه انيشتن است&lt;/FONT&gt; (و ما در ابتداي فيلم ديديم كه همراه متفقين بود و از ماجراي باز شدن دروازه ي جادويي مطلع بود و بعد هم پسر جهنمي را پيدا كرد و او را بزرگ كرد و براي كار در سازمان آورد ) با ماير روبرو مي شود؛ و براي آشنايي بيشتر وي با اداره، او را به ديدن بخش هاي اداره مي برد و توضيحاتي به او مي دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  اين پيرمرد كه كاركنان اداره او را پرفسور خطاب مي كنند و پسر جهنمي او را پدر مي خواند ، توضيحات را اينطور شروع مي كند : در سال 1937 جادو در ميان انجمن آنها آغاز شد ، گروهي از اشراف زادگان ژرمن در آنجا سخت سرگرم سحر و جادو بودند . در سال 1938 آنها به زوبين دست يافتند كه قدرت زيادي داشت ( همزامان با گفتن اين جمله ، دوربين ، زوبين را  نشان مي دهد كه در اداره وجود دارد ! ) و گروه تصميم به مقابله گرفت و اداره تاسيس شد ( اداره دفاع در مورد موجودات غير طبيعي در آمريكا ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;كليه ديالگ هاي اين بخش و همچنين وجود فردي كه پرفسور خوانده مي شود، افاده كننده اين معنا است كه: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آلمان تحت رهبري هيتلر&lt;/FONT&gt;، خود را براي جنگ آماده مي كند . به طوري كه در حدود سال 1937 ، آمادگي نسبتا كاملي براي جنگ بدست مي آورد . و مسلما تحركات آلمان، مورد بررسي آمريكا قرار مي گيرد و اين كشور براي مقابله، خود را آماده مي كند ؛ جنگ شروع مي شود. انيشتن كه يك آلماني يهودي است، با اينكه جزو گروه تحقيق درباره ي انرژي اتمي در آلمان است، به بهانه ترس از نازي هاي ضد يهود،به آمريكا مي رود و ماجرا تكاپوي آلمان نازي را ، براي رسيدن به بمب اتم به دولت آمريكا فاش مي كند. (پسر جهنمي در اينجا نماد بمب اتم است كه هر كه آن را داشته باشد فاتح جنگ است و زماني كه در فيلم پرفسور به افسر متفقين مي گويد كه آنها دروازه را باز كرده اند، نماد اين است كه انيشتن به آمريكا مي گويد كه آنها در حال رسيدن به بمب اتم هستند.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آمريكا به انيشتن و گروهش دستور مطالعات اتمي و ساخت بمب اتم را مي دهد و از سوي ديگر مراكز هسته اي آلمان را بمب باران مي كند: انفجاري كه درفيلم در محل سكوي قرارگيري دروازه جادويي رخ مي دهد، نماد همان بمب باراني است كه آمريكايي ها بر سر مراكز هسته اي آلمان انجام دادند . و  زماني كه پرفسور پسر جهنمي را بدست مي آورد، اين هم نشان دهند بدست آمدن دانش هسته اي و از آن مهم تر بمب اتمي است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همان طور كه ملاحظه مي كنيد، شمايي كلي از تاريخ جنگ جهاني دوم، در بطن داستان نهفته، كه خود را با وجود نماد هايي در طول داستان، در ذهن مخاطب جا مي دهد ؛ وجود اين نمادها، در طول داستان فيلم، به زيبايي به تصوير كشيده شده، تا مقصود اصلي را به راحتي در ناخود آگاه ذهن خواننده بنشاند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;o          مثلا پرفسور كه پدرخوانده پسر جهنمي است (انيشتن پدر دانش هسته اي است!) از نظر چهره بسيار شبيه انيشتن است، نوع مدل موهايش و طرز نگاه هايش به راحتي تصوير انيشتن را در ذهن تداعي مي كند ، حتي عينك پنسي گردي دارد، كه مشخصه  خاص يهوديان است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; o          و يا در ابتداي فيلم ما شاهد اين هستيم كه &lt;FONT color=#ff0000&gt;موجود جادوييِ محافظِ گريگوري راسپوتين، لباس افسران نازي را پوشيده و مدال صليب آهنين هم به گردن دارد، &lt;/FONT&gt;كه با فيلم برداري هوشمندانه ، صليب آهنيني كه به گردن دارد به خوبي ديده مي شود ؛ ما  مي دانيم كه ارتش آلمان به جهت شجاعت هيتلر (به عنوان يك سرجوخه در جنگ جهاني اول) به او مدال صليب آهنين را داد. اگر چه كه مدال صليب آهنين در ارتش آلمان وجود داشته ، ولي اين مدال با تبليغات نازي هاي مشهور شده و به نوعي مشخصه ي هيتلر شد . مدال صليب آهنين انواع مختلف دارد، يك نوع آن كه به سينه متصل مي شود ( هيتلر اين نوع را داشت ) و نوع ديگر آن به وسيله بندي به گردن متصل مي شود. در ابتداي فيلم يكِ  پسرجهنمي، شاهد اين هستيم كه موجود جادويي راسپوتين مدال صليب آهنين را به گردن. از آنجا كه مدال صليب آهنين  مشخصه هيتلر است و با توجه به نحوه فيلمبرداري هوشمندانه كه مي خواسته مدال را به چشم بياورد، به اين نتيجه مي رسيم كه قصد اين بود كه به نوعي به هيتلر وجهه اي حيواني و وحشي داده شود. يعني گفته شود كه همان طور كه اين موجود وحشي است، هيتلر هم وحشي است. و اين معنا را با به كار بردن مدال صليب آهنين، بيان كرده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;          نكته ي ديگري كه در مبحث تداوم مفهوم آلماني ستيزي توجه ما را به خود جلب مي كند، اين است كه در ابتداي فيلم، زماني كه سربازان آلمان هيتلري در حال تكاپو هستند.&lt;FONT color=#ff0000&gt; پرچم هاي بلندي از حزب نازي برديوار ها آويزان&lt;/FONT&gt; است،امايك تفاوت مهم بين اين پرچم ها و پرچم هاي واقعي حزب نازي وجود دارد وآن اينكه در پايين همه ي پرچم هاي موجوددراين سكانس،يك علامت حلزوني مانند وجود دارد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;    ما مي دانيم كه به هيچ عنوان چنين نشاني در پرچم هاي آلمان نازي به كار نرفته است؛ پس چرا اين علامت خاص در اين پرچم ها به كار رفته ؟! و از سوي ديگر تعداد زيادي پرچم نازي بر روي ديوار ها آويزان است كه وقتي فيلمبردار در حال به تصوير كشيده افراد حاضر در صحنه است، نمايي از اين پرچم ها را هم مي گيرد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتي ما در دو فيلم پسر جهنمي دقيق تر مي شويم، متوجه مي شويم كه بر روي دست راست پسرجهنمي (دست سنگي و بزرگ او كه كليد باز شدن دروازه سياهي  است) اين علامت وجود دارد، همچنين بر روي نيزه پرنس نوادا (فيلم دو) هم اين اين علامت وجود دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجايي كه پسر جهنمي به ذات شرور است و همچنين پرنس نوادا هم يك موجود شرور و خونريز است، پس  مي توان اينطور دانست كه به كارگيري اين علامت حلزوني در پرچم هاي حزب نازي در ابتداي فيلم و بعد بكارگيري آنها بر روي دست راست پسرجهنمي و نيزه پرنس نوادا (كه هر دو سلاح هاي اين دو نفر مي باشد)، به نوعي ادامه و استمرار ياد نازيسم در طول دو فيلم پسر جهنمي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ولي شايد گفته شود كه پسر جهنمي كه در جبهه خير است، چرا بايد او به ياد آورنده نازيسم باشد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پاسخ روشن است: همان طور كه گفتم او ذاتا  موجود از وادي سياهي است، و ما شاهد اين هستيم كه در اواخر فيلم يك، او اسم واقعي خود را به زبان مي آورد، و تبديل به يك موجود وحشي مي شود . پس پسرجهنمي موجودِ  شروري است و بايد نمايانگر ذات پليد نازيسم  باشد، ولي در عين حال خود را كنترل كرده. مامورماير در اواخر فيلم يك خطاب به پسر جهنمي كه تبديل به هيولا شده بود گفت: تو حق انتخاب داري ، پدرت اين حق رو به تو داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پسر جهنمي موجودي شرور است كه با هدايت پدر خوانده اش به جبهه خير كمك مي كند . يعني همان قدرت ويرانگري آلماني كه مي توانست بر ضد جهان باشد ، اينك در اختيار آمريكا است و آمريكا آن را كنترل كرده و به نفع بشريت بكار مي برد !! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سير آلماني ستيزي در فيلم دو پسر جهنمي هم به چشم مي خورد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         در اوايل فيلم دوم، زماني كه اعضاي سازمان منتظر ورود مامور جديد هستند. ديالوگي كه بين پسر جهنمي و رئيس سازمان رخ مي دهد اين است : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; پسر جهنمي: اسمش چيه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;رئيس: &lt;FONT color=#ff0000&gt;يوهان كراوس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پسر جهنمي: يوهان كرواس؟!! به نظر مياد آلماني باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و سپس پسر جهنمي دو جمله را با فاصله ي كمي از نظر زماني بيان مي كند: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من از آدماي آلماني خوشم نمياد. آلماني منو عصباني مي كنه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين دو جمله و همچنين برخورد بد و تند پسر جهنمي با مامور يوهان كرواس (در طول فيلم دو) ، همان تداوم مفهوم آلماني ستيزي در طول فيلم است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      ما در ادامه شاهد برخوردهاي خشك و رسمي و خالي از عاطفه يوهان كراوس، با مسائل جاري هستيم: زماني كه خداي جنگل در حال حركت در شهر است و پسر جهنمي در حالي كه نوزادي را در آغوش دارد، مي دود؛ مامور كراوس مي گويد: بچه را بذار زمين و به او شليك كن(!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; و يا زماني كه پسر جهنمي به خداي جنگل شليك كرده و او با حالي رقت بار روي زمين افتاده . و پسر جهنمي مُرَدَد است كه او را بكشد يا نه. مامور كراوس باز هم با لحني خشك و فرياد هاي مكرر به او مي گويد : شليك كن . به سَرش شليك كن. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      و از سوي ديگر به تصوير كشيدن يك آلماني به صورت موجودي ميكانيكي و فاقد روح؛ خشك و سنگي دانستن آلماني هاست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين ديالوگ ها و اين رفتار ها ، در كل ، پيگري پروژه آلماني ستيزي در طول فيلم دوم است و مطمئنا آلماني ستيزي است و نه نازي ستيزي ، چرا كه در فيلم دو بحث بر سر وجود يك آلماني است و نه يك نازي .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         و نكته آخر در مبحث آلماني ستيزي، وجود &lt;FONT color=#ff0000&gt;پرنس نوادا&lt;/FONT&gt; است؛ همان طور كه گفتم بر روي نيزه ي نقره اي او علامت حلزوني مانندي است كه بر روي دست پسر جهنمي و پرچم نازي ها وجود دارد . پس ، وجود پرنس نوادا هم ، تداعي كننده يك نازي در فيلم دو است، كه به راحتي آدم مي كشد و جنايات زيادي را مرتكب مي شود . و حتي مي خواهد ارتش طلايي كه ارتشي شكست ناپذير است را به دست بگيرد كه البته با ممانعت پسر جهنمي روبرو مي شود.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;روسيه ستيزي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; همان طور كه در ابتداي فيلم يك، پاي نازي ها به ميان كشيده مي شود ، ما شاهد حضور يك روس هم هستيم . شخصي به نام گريگوري ايفوموويچ راسپوتين. اين فرد كه در اواخر تاريخ  امپراتوري رومانف ها در روسيه ظاهر شد، شخصي مرموز است كه درباره وي و مرگ او داستان هاي تعجب بر انگيز زيادي نقل شده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ولي نكته اينجاست كه اين فرد كمي قبل از سقوط حكومت تزاري روسيه، توسط گروهي از اشراف به قتل رسيده است و زماني كه انقلاب كمونيستي شكل گرفت (1917) او وجود نداشته، چطور مي شود كه اين فرد در حدود سالهاي جنگ جهاني دوم يعني1939 تا1945 در اين فيلم به تصوير كشيده شود ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بايد دانست كه بحث ديگري كه در فيلم يك پسر جهنمي مطرح مي شود ، مفهوم روسيه ستيزي است.حال چرا براي بيان مفهوم روسيه ستيزي، بايد &lt;FONT color=#ff0000&gt;شخصيت راسپوتين&lt;/FONT&gt; انتخاب شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از آنجايي كه قرار بوده در فيلم يك به هيتلر نسبت طرفداري از جادو داده شود و همچنين روس ها را هم  همانند هيتلر فرض كنند ، از اينرو بايد فردي روسي را از دل تاريخ بيرون مي كشيدند كه رابطه اي با جادو داشته باشد و همچنين به جهت آنكه مي خواستند ( مسئولان فيلم ) توجه افكار را به تاريخ تزاري روسيه جلب كنند ، بهترين گزينه راسپوتين بوده .كه هم فردي جادوگر است و هم در زمان تزار ها مي زيسته . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         جادوگري روسي در فيلم احيا مي شود كه در حال همكاري با هيتلر است، و چنان با عظمي راسخ كارش را انجام مي دهد كه گويي همانند هيتلر علاقه اي خاص به دنياي تاريكي دارد !!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         از سوي ديگر زماني كه راسپوتين به روسيه مي رود تا تخته سنگي را بياورد ( كه كليد باز شده دروازه سياهي است ) افسر روس به او مي گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- خيلي ها مثل من فكر مي كنن اين سرزمين دوباره تاريخ خودش را خواهد ساخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين جمله به اين معنا است كه روسيه قصد دارد بار ديگر به جايگاه قبلي خود يعني حكومتي مستبد، جنگ طلب و توسعه طلب برگردد؛ و اين جمله زماني تاثير بيشتري دارد كه از زبان يك افسر ارتش روسيه گفته شود، فردي كه به حكومت متصل است. اين بدان معنا است كه اين آرزو، آرزو بخش محدودي از روس ها نيست، بلكه آرزوي حكومت است! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         در اوايل فيلم يك زماني كه مامور ماير وارد سازمان مي شود و همان طور كه گفتم، پرفسور او را براي آشنايي بيشتر با سازمان همراهي مي كند، پس از اينكه در باره انجمن ژرمن ها و اقدامات آنها در سالهاي 1937 و 1938 مي گويد، در پايان بيان مي كند كه: در 1958 جنگهاي سحر آميز بالاخره به پايان مي رسد، در زمان پايان جنگ جهاني (منظور جنگ جهاني دوم) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;مامور ماير با تعجب مي گويد كه:  1945 رو ميگيد؟!!&lt;/FONT&gt; جنگ جهاني دوم در اين تاريخ تمام شد. پرفوسور با نگاهي خاص پاسخ مي دهد : واقعا مي گي !! و بعد مي خندد. چرا در اين فيلم  پايان جنگ جهاني دوم را 1958 مي دانند، در حالي كه همه مي دانند كه جنگ جهاني دوم در سال 1945 پايان يافت؟!  نكته اينجاست كه: به جهت آنكه قرار است در اين فيلم ، روسي ستيزي هم انجام شود ، از اينرو  پايان جنك جهاني دوم را سال 1958 در نظر گرفته اند كه همان زماني است كه ديگر اتحاد جماهير شوروي در حال افول قدرتش است و اگر چه در اين تاريخ با رهبريه خروشچف روبرو هستيم ، ولي ديگر تحمل ملت هاي ساكن در قلمرو شوروي به پايان رسيده و تكاپو هاي جدايي طلبانه رو به فزوني است . آمريكا اگر چه با شوروي براي نابودي آلمان هيتلري پيمان بست ، ولي به هر حال بعد از نابودي رژيم هيتلري ، مسئله مهم زمانه ، وجود رژيم مستبد و توسعه طلب شوروي بود كه در زمان استالين به اوج قدرت خود رسيده بود . و ما در اين فيلم شاهد اين هستيم كه پايان جنگ جهاني ، همان سالي در نظر گرفته مي شود كه حكومت شوروي ، قدرتش از قلعه به قعر مي رود.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اين همان مفهوم روسيه ستيزي است. به عبارت ديگر: روس ها و آلماني ها هر دو منفرو دانسته شده اند ، چرا كه هر دو به دنبال نابودي ديگران اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;دين ستيزي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; راسپوتين، يك انسان مذهبي است. او تحصيلات مذهبي داشته، و با لباس كشيشان در مجامع حاضر مي شده. در فيلم يك، ما شاهد همين شمايل هستيم، يعني فردي با لباس بلندي كه ما را به ياد لباس اسقفان مي اندازد و همچنين كتابي قديمي در دست . در برخي از عكس هايي كه از راسپوتين به دست ما رسيده، او كتابي در دست دارد كه گويا كتابي ديني است و اين واقعيت در فيلم هم به كار رفته. وقتي چنين شخصي كه كشيش است، جادوگري مي كند و رفتار شريرانه انجام مي دهد، به جهت اينك لباس دين به تن دارد ، مردم را نسبت به دين، زده مي كند؛ و اين مسئله يعني دين ستيزي، دليل ديگري است براي انتخاب شخصيت تاريخي راسپوتين در اين فيلم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  البته بايد دانست كه مامور شرمن (يعني دختري كه قدرت در اختيار گرفتن آتش را دارد ، و در اداره تحقيق در مورد موجودات غير طبيعي ، همكار  پسر جهنمي است) گردنبندي به گردن دارد كه در وسط آن يك صليب وجود دارد. بايد اين برخورد دو گانه را اينطور معنا كرد، كه&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt; دين اگر در خدمت غرب باشد صحيح است و الا مضر و خطر آفرين!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;اومانيسم &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مبحث بعدي در بررسي مجموعه فيلم هاي پسر جهنمي، اومانيسم يا همان محوريت انسان است.در مفهوم اومانيسم، انسان مركز توجهات هستي است و همه چيز براي انسان است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         در فيلم يك، ما شاهد به تصوير كشيده شدن سازماني هستيم كه در آن موجودات غير طبيعي ، براي كمك به انسان ها فعاليت مي كنند!  اما در فيلم دو مفهوم اومانيسم ريز تر مي شود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      كليد شروع مفهوم اومانيسم در فيلم دوم، در تيتراژ ابتدايي اين فيلم است. در تيتراژ ابتدايي فيلم دوم پسر جهنمي ، شاهد عبور اشكال و نوشته هاي مختلفي هستيم، به نحوي كه هر شكل كمتر از دو ثانيه در معرض ديد است و البته اثر شگفت آور خود را در ناخودآگاه ذهن بيننده مي گذارند. در ميان اين اشكال كه در تيتراژ وجود دارد، نقش « انسان در مركز دايره » كه اثر داوينچي مي باشد هم به چشم مي خورد !! اين نقاشي قطعا  نماد اومانيسم است.   نقاشي كه طبيعتا اگر بخواهيم فيلم پسر جهنمي را يك فيلم معمولي و براي سرگرمي بدانيم ، هيچ ربطي به تيتراژ آن نخواهد داشت. و اگر هيچ دليل ديگري براي وجود مفهوم اومانيسم در اين فيلم نداشته باشيم ، همين نقاشي بهترين دليل است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;          زماني كه پرنس نوادا نزد پدرش، شاه بالور مي رود، به او مي گويد كه كجاست عظمتتان. شما همه چيز را از دست دادي و به يك حيوان خانگي براي انسان ها تبديل شده ايد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شاه بالور پاسخ مي دهد : اين طبيعت انسان ها است(!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين مفهوم كه از دهان شاه بالور خارج مي شود، به نوعي به انسان ها حق مي دهد كه سلطه گر باشند و ديگر موجودات  را براي منافع خود فدا كنند و اين همان انسان گرايي و اومانيسم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شبيه به چنين مفهومي در فيلم ارباب حلقه ها ( شماره دو= دو برج ) وجود دارد . در آنجا جادوگر دنياي شر به ارگ ها مي گويد: همه چيز مال شما بود . اونها ( انسانها ) شما را از بين بردند و مالك زمين شدن ؛ زمين خودتون را پس بگيريد(!) ، آماده براي جنگ ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         از سوي ديگر در برخورد  ميان پرنس نوادا و پسر جهنمي ، پرنس نوادا به او اين جملات  مي گويد : تو مانند من هستي . چرا براي انسان ها كار مي كني. تو مي تواني شاه باشي. اگر نمي تواني فرمان بدهي بايد اطاعت كني(!).انسان ها روزي از تو خسته مي شوند. ما مهم ترهستيم يا آنها.(!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين مواقع دو دلي در پسر جهنمي ايجاد مي شد ، و زماني هم اين دو دلي را ، با مامور شرمن در ميان مي گذارد ، كه چرا اين كار ها را كرده ؟!! ولي باز هم مي بينيم كه اين دو دلي مانعي براي ادامه كار پسر جهنمي نمي شود ، و همچنان در آن سازمان كار ميكند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; پس بايد گفت ، اين موجوات ، به نوعي خود را مجبور به خدمت به انسان  مي دانند . و يا بهتر است كه بگوييم ، انسان غربي اين حق را به خود مي دهد كه ديگران را برده خود كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         زماني كه پسر جهنمي غولي كه خداي جنگل نام دارد را مي كشد . مردم از وحشتي كه در شهر به وجود آمده خشمگين شده اند . و نسبت به پسر جهنمي پرخاش مي كنند . مامور شرمن به دفاع از پسر جهنمي جلو مي رود و اين جملات را مي گويد : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اون مي خواست كمك كنه، نديديد؟ فقط داشت كمك مي كرد . اين كار ماست . كاري كه سالها داريم انجامش ميديم . ما فقط مي خواهيم به شما كمك كنيم! شما!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شرمن با چنان تاكيد و لحني، كلمه «شما»  را مي گويد كه ، مي فهميم به نوعي دارد اين را مي گويد كه : ما به شما كمك مي كنيم ، در حالي كه شما ارزش آن را نداريد و نمي فهميد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما در اينجا هم شاهد لحني از سر ناچاري  هستيم. كه خود را مجبور به خدمت به مردم  مي داند ، اگر چه كه مردم نفهمند و قدر ندانند.همه اين جملات و صحنه ها، همان مفهوم اومانيسم را بيان مي كند.هدف اين است كه گفته شود ، انسان مركز همه چيز است و همه بايد در اختيار انسان باشند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt;منجي از جنس آتش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; و مبحث آخري كه بايد به آن توجه شود. مسئله وجود منجي  در اين مجموعه فيلم ها است  . پسر جهنمي اگر چه داراي خوي و ذاتي وحشيانه است، ولي يادگرفته كه اين قدرت را براي مبارزه با موجودات شرور به كار گيرد و ذات شرور خود را زير پا بگذارد&lt;FONT color=#ff0000&gt;.فيلم هاي پسر جهنمي، از نوع فيلم هاي منجي گرايانه است، اما به شيوه اي نو و جديد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در گذشته فيلم هايي كه در رابطه با منجي و نجات دهند ساخته مي شد ، فيلم هايي همچون : زورو ، سوپر من ، مرد عنكبوتي  و ... انساني با قدرت هاي خارق العاده وجود داشت، ولي در فيلم هاي پسر جهنمي ، ديگر ما شاهد يك انسان با نيروهاي خارق العاده نيستيم ، بلكه شاهد يك موجود فرا انساني هستيم . موجودي كه پرنس نوادا او را شيطان مي خواند (Demon). اين بدان معنا است كه انسان قدرت آن را دارد كه حتي شيطان را براي خود مسخر كند؛ و يا اگر بخواهيم با ديد ديگري بنگريم بايد بگوييم كه سرنوشت چنين رقم زده كه شيطان منجي باشد  و ما اين نكته را در اواخر فيلم دو مي بينيم ، زماني كه فرشته مرگ به مامور شرمن مي گويد كه تسخير جهان سرنوشت پسر جهنمي است ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; بايد توجه داشت كه اينك در جهان ، فراماسون ها كه اصل و ريشه تفكري آنها از يهود سرچشمه مي گيرد بر اين باور هستند كه شيطان منجي آخرين است، اوست كه مي آيد و جهان را تحت سلطه خود در مي آورد و نظم نوين جهاني را بر قرار مي كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بايد دانست كه اين تفكر فراماسون ها با توجه به قدرت اقتصادي و سياسي كه دارند در تعداد قابل توجهي از فيلم هاي ساخت غرب به چشم مي خورد كه پسر جهنمي يكي از آنها است . در عصر معاصر ، ديگر مفهوم شيطان يك مفهوم نيمه مخفي نيست و فراماسون ها با ساخت فيلم هايي كه در آنها شيطان حضور دارد ، قصد آماده كردن اذهان را براي قدرت گيري شيطان دارند . از جمله فيلم هايي كه در آن شيطان حضور دارد مي توان به اين موارد اشاره كرد: كشيده شدن من به جهنم  Drag me to hell ، روح سوار  Ghost  rider ، كنستانتين  Constantine . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عنوان مثال در فيلم كنستانتين كه در آن، شيطان كه با لفظ لوسيفر خطاب مي شود، در آخر فيلم مي آيد و همه چيز را مرتب مي كند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بايد دانست كه اينچنين منجي معرفي شده در فيلم هاي پسر جهنمي، يعني منجي با قدرت هاي شيطاني و فوق انساني و تخريب هاي غير قابل اجتناب به نوعي نمايي از حكومت آمريكا است كه ادعاي منجيگري را دارد، و تمامي حملات خود را به سراسر دنيا به جهت برقراري صلح مي داند، در صورتي كه مردم جهان اين حركت آمريكا را نابودگري مي دانند و اين مسئله در پرخاش هاي مردم نسبت به اقدامات مفيد(!)پسر جهنمي ديده مي شود.ما مي توانيم هماننداين مسئله را در فيلم هنكاك هم ببنيم؛ هنكاك در مسير ياري رساندن به مردم آسيب هايي را هم به شهر مي زند كه موجب خشم مردم مي شود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و نكته جالب ديگر اين است كه، پسر جهنمي بر خلاف هشدار هايي كه رئيس سازمان مي دهد، در ميان مردم حاضر مي شود و با آنها عكس ميگيرد ، و به نوعي قانون شكني مي كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ما در مبحث منجي شناسيِ منجياني كه غرب ارائه داده، شاهد اين هستيم كه  اكثر منجياني كه غرب در قالب فيلم و كتاب به جهان عرضه كرده قانون شكن بوده اند!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;زورو:&lt;/FONT&gt; براي برپايي عدالت قانون شكني مي كند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مرد عنكبوتي:&lt;/FONT&gt; او به عقيده پليس قانون شكن است و اگر چه پليس مي خواهد او را دستگير كند ، ولي اجازه مي دهد كه به مردم كمك كند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هنكاك:&lt;/FONT&gt; او هم ناجي است، ولي در راه كمك به مردم، خسارات زيادي به وجود مي آورد !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;هري پاتر:&lt;/FONT&gt; او در مدرسه هاگوارتز مرتبا قانون شكني مي كند ، ولي در آخر اوست كه نجات دهند همه است و چشم اميد همه به اوست !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مجازاتگر:&lt;/FONT&gt; فردي كه قصد نابودي جنايتكاران را دارد ، و در اين راه قانونشكني هاي زيادي مي كند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سريال 24:&lt;/FONT&gt; نقش اصلي اين سريال يعني جك باور ، براي انجام وظيفه اش و خدمت به جامعه و كشورش قانون شكني هاي زيادي مي كند ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سريال فرار از زندان:&lt;/FONT&gt; نقش اصلي اين سريال يعني مايكل ، براي نجات برادرش از حكم نا عادلانه اعدام  ، مجبور به قانون شكني مي شود !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين مسئله، يعني قانون شكني منجي را مي توان به دو صورت مورد بررسي قرار داد : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;o          اول اينكه اين حركت به نوعي تسهيل كننده اقدامات و رفتار هاي آمريكا مي باشد كه به بهانه صلح و برقراري عدالت و آنچه كه جامعه مدني مي گويد ، مجبور است لشكر كشي كند و در اين مسير كشتار و ويراني غير قابل اجتناب است . به تصوير كشيدن منجي قانون شكن ، تاثير عميقي بر ذهن مخاطب دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;o         از سوي ديگر، امثال اين فيلم ها و سريال ها به نوعي افراد را تشويق به قانون گريزي و خود محوري در اجراي قانون مي كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=4&gt; سخن آخر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مجموعه فيلم هاي پسر جهنمي، با دارا بودن داستاني جالب در رابطه با تعامل موجوداتي بيگانه با انسان ها و همچنين ساخت صحنه هاي گاها پر تحرك و ديدني و بكارگيري ديالوگ ها و رفتار هاي كميك و طنز ، جز آثار پر مخاطب شده است. اما همانطور كه در اين مقاله بيان كردم ، محتواي دروني اين دو فيلم آنچنان در ذهن مخاطب نقش مي بندد كه مخاطب را به سوي هدف خود هم سو مي كند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بايد دانست كه سينما و بعد از آن تلويزيون در همان آغاز پيدايش ، به جهت سرگرمي مردم محصولاتي تهيه مي كردند، ولي بعد از مدت كوتاهي از پيدايش اين ابزار سحر آميز ( تصوير ) توجه صاحبان زر و زور و تزوير  به اين رسانه جديد جلب شد، و از آن پس بود كه تا زمان حال اكثريت غالب فيلم هاي ساخت غرب داراي محتوايي فراتر از ظاهر آثار بود. &lt;FONT color=#ff0000&gt;ما&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; هم بهتر است به جاي تماشاي صرف اين فيلم ها ، با دقت و موشكافي بيشتري آنها را تماشا كنيم ، تا از آنچه كه در اين آثار مي گذر مطلع شويم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بار ديگر دو فيلم پسر جهنمي را ببينيد...! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 23:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=118</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بالاخره شیعیان انگلیس درباره ظهور فیلمی ساختند..</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;فیلم سینمایی 313&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=subtitle style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 20px&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=1&gt;&lt;STRONG&gt;سینما وصهیونیسم: این مطلب از  آقای محمد رضا زائري است. ممکن است کامل بعا همه مضمونش موافق نباشم ولی از این جهت که نگاهی به فیلمی شیعی درباره امام زمان دارد، آنرا منتشر می کنم تا  مایه ای برای تاملات بیشتر شود. البته که هنوز فیلم را ندیده ام و نظر گروه شهید اوینی را به بعد از دیدن فیلم حواله می کنم. البته با این نظر ایشان کاملا موافقم که این فیلم جو مناسبی برای فعالیت های بعدی و بیدار شدن سینمای فراماسون زده وغربزده ایران خواهد  ساخت و ان شاء الله فرزندان معنوی حضرت روح الله را بیش از گذشته به تکاپو وامی دارد... ان شاء الله.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;ما که عادت کرده‎ایم موضوع انتظار امام عصر و نیمه شعبان را یا از زبان یک روحانی در صدا و سیما بشنویم یا در فضای حسینیه و مسجد با آن روبه‎رو بشویم یا... نماد‎های تصویری مشخصی از ریش و عمامه تا چادر مشکی و... را برای این پیام انتظار داشته باشيم. برای همین وقتی می‎بینیم یک مجری تلویزیون از ظهور امام عصر سخن می‎گوید و دعا می‎خواند، اگر از آن نماد‎های مشخص بی‎بهره باشد، برای این نسل کمی‎نگر و مادی‎پندار و ظاهر‎گرا و به‎شدت سطحی، باور‎پذیر نیست و با خود می‎گوییم: «مجبور است دیگر بیچاره، به او گفته‎اند بگو، می‎گوید، برایش نوشته‎اند و گفته‎اند بخوان!»&lt;BR&gt;البته حق هم داریم، فضای عمومی و فرهنگی جامعه ما و نماد‎های صوتی و تصویری رایج جز این اقتضا نمی‎کند. در روزگاری که نرخ روز نان عافیت در بسیاری از اوقات نفاق و ریا و تظاهر است و به اقتضای شرایط، چنان که افتد و دانی... طوری که کارگردان مسابقه تلویزیونی هم مجبور است قبل از ضبط جواب سئوال مذهبی برنامه را به حضار اعلام کند ! (‎چون فرض دروغین و بی‎ربط اولیه این است که اولا دینداری یعنی پاره‎ای ‎محفوظات و ثانیا همه مردم دیندار و مذهبی هستند و...) این تازه اول داستان است !&lt;BR&gt;با ‎چنین پیشینه ذهنی وقتی وسط فیلم‎‎های متنوع و جدید یک ویدئوکلوپ به یک فیلم داستانی برمی‎خوری که از یاران امام زمان سخن می‎گوید، باید هم تعجب کنی... وقتی در قفسه فیلم‎های اکشن و درام و رمانتیک و رزمی ‎هالیوود، فیلمی می‎بینی که درباره انتظار امام عصر ساخته شده، باید هم شگفت‎زده شوی... &lt;BR&gt;وقتی عادت کرده‎ای تصویری را همیشه در یک قاب و قالب خشک و ثابت و کلیشه‎ای ببینی، انتظار ‎نداری یک فیلم با فضای غربی و لوکیشن اروپایی و ادبیات امروزی از مفهوم سنتی و دینی انتظار بگوید. &lt;BR&gt;انتظار نداری قهرمان اصلی فیلم که قرار است بعدا از یاران امام عصر باشد، حلقه به گوشش بیندازد یا گیتار دستش بگیرد یا... (کسی که کراوات دارد، ساواکی است و کسی که قرار است شهید شود، از اول داستان ریش می‎گذارد و نماز شب می‎خواند. بر همین اساس، امام زمان و اسلام و انقلاب فقط مال ماست و آمریکا و استکبار و جهنم مال بقیه و از همه این‎ها مهمتر، تهران مرکز عالم است و بس.&lt;BR&gt;قرائت و روایت ما از همه چیز - نه فقط دین و مبارزه با استکبار - تنها قرائت مجاز و مقبول است!)&lt;BR&gt;فیلم «313» چه برای ما خوشایند باشد و چه نه، چه آن را بپسندیم و چه نه، چه از نظر حرفه‎ای نمره بالایی بگیرد و چه نه... به هر حال، جسارتی قابل تحسین است و نخستین گام برای پاسخ گفتن به نیاز جدی و اساسی امروز ما یعنی ریختن محتوای ارزشی و اعتقادی در ظرف مناسب و جدید و عرضه پیام دینی به زبان و ادبیات قابل فهم مخاطبان جهانی متنوع و مختلف. &lt;BR&gt;ما در ایران به دلیل عدم ارتباط مستمر و مستقیم و ناآشنایی با زبان‎های خارجی، متأسفانه این ضرورت را احساس نمی‎کنیم. از آثار و تبعات سوء تهاجم فرهنگی به‎شدت آسیب می‎بینیم، اما تأثیری نمی‎توانیم بگذاریم. رسانه‎هایمان برای خارج از کشور را کسانی اداره می‎کنند که جز به زبان فارسی آشنا نیستند و ما در واقع از تهران برای دنیا حرف می‎زنیم نه در یک فضای زنده و فعال و ملموس. &lt;BR&gt;فیلم داستانی «313» محصول گروهی از شیعیان انگلستان است که به نظر می‎رسد چندین نفر از آن‎ها اعضای یک خانواده هستند.با امکانات عادی اما در سطح قابل قبولی از جهت حرفه‎ای و فنی تولید شده است. استاندارد‎های رایج کار در همه زمینه‎ها رعایت شده؛ از طراحی پوستر و تیتراژ و ترانه‎هایی در میان فیلم تا راه‎اندازی سایت اینترنتی. &lt;BR&gt;فیلم در عین این‎که بسیار ساده و متواضع و بی‎ادعاست، نکات مثبت فراوانی دارد. خوش‎ساخت و جذاب و مؤثر است و مسیر داستان تقریبا منطقی و باور‎پذیر به نظر می‎رسد. &lt;FONT color=#ff0000&gt;داستان درباره&lt;/FONT&gt; جوانی به نام علی لیث است. او که هنگام تولد، فرزند آخرالزمان خوانده شده، به‎عنوان نماد نسلی که ظهور امام زمان را درک خواهند کرد، معرفی می‎شود. وی در یک خانواده شیعی در لندن زندگی می‎کند. پدرش او، مادر بیمار و خواهرکوچکش را رها کرده و وي برای گذران زندگی به فروش مواد مخدر می‎پردازد. با نماز بیگانه است و از عقاید شیعی چیزی نمی‎داند. &lt;BR&gt;مدیر مدرسه که به هوش و استعداد او مطمئن است، مجبورش می‎کند درباره امام مهدی(عج) یک مقاله تحقیقی بنویسد و او که در آغاز زیر بار نمی‎رود، طی حوادثی به این کار تن می‎دهد. &lt;BR&gt;او به طور معجزه‎آسایی با یک عالم دینی به نام محسن آشنا می‎شود که گرچه معمم نیست، اما در نقش یک روحانی با مدارا و حوصله به‎تربیت او پرداخته و به بهانه مقاله نوشتن، بسیاری از مشکلاتش را درمان می‎كند. &lt;BR&gt;در طول داستان چند بار با عدد «313» مواجه می‎شود. خواب‎های عجیبی می‎بیند و شیخ محسن او را به‎عنوان جوانی که به خاطر مأموریت‎های بزرگ انتخاب شده، برای آینده آماده می‎کند. &lt;BR&gt;او که بسیار به این دانشمند نکته‎دان و دوست‎داشتنی وابسته شده، ناگهان درمی‎یابد که او از دنیا رفته است و تمام ثروت خود را برای وي گذاشته. او با این پول به دانشگاه می‎رود و پس از تحصیلات، مؤسسه امام مهدی را تأسیس می‎کند. &lt;BR&gt;در پایان فیلم، صحنه‎ای را می‎بینیم از پخش خبر ویژه تلویزیون‎های خبری دنیا در مورد حوادث مکه مکرمه. تصاویر آشوب و اغتشاش در مکه را نشان می‎دهند و گزارش تصویری از کشته شدن نفس زکیه می‎گوید که از نشانه‎های ظهور امام زمان(عج) است. &lt;BR&gt;بعد از آن علی به همراه سيصدوسيزده نفر دیگر از مؤمنین دیده می‎شود که از نقاط مختلف دنیا پیرامون نوری (اشاره به وجود مقدس امام عصر) جمع شده‎اند و آماده یاری حضرت موعود هستند. &lt;BR&gt;طبیعتا نخستین کار این گروه و تجربه این کارگردان قابل انتقاد است. هم نکته‎های بسیاری از جهت حرفه‎ای و فنی وجود دارد که می‎توان به آن‎ها ایراد گرفت و هم مسايلی که ما از جهت اعتقادی و فکری ممکن است نپسندیم یا نپذیریم.&lt;BR&gt;شخصا نیز اشکالاتی به فیلمنامه یا بعضی صحنه‎ها دارم، اما معتقدم در مجموع اصل این اقدام بسیار قابل ستایش است. متأسفانه دست‎اندرکاران تولید فیلم را نمی‎شناسم، اما هرکه باشند و به هرگروه فکری و دسته‎بندی سیاسی اجتماعی که منسوب شوند، فرقی نمی‎کند. این تجربه یک جای خالی جدی را پر کرده است و امروز ما برای سخن گفتن با دنیا، چاره‎ای جز توجه جدی به این ظرفیت‎های مؤثر نداریم. (هفته آینده درباره تأثیر پخش سریال «یوسف پيامبر(ع)» در کشور‎های عربی و بازتاب عجیب آن خواهم نوشت. در اشاره به ظرفیت نقد آماده و مفت و مجانی ارتباط و تأثیر در مخاطبان جهانی به زبان هنر).&lt;BR&gt;فیلم «313» از همکاری فنی چندین نفر بریتانیایی هم استتفاده کرده. زبان اصلی طبیعتا انگلیسی است، اما در نسخه دی‎وی‎دی زیرنویس فارسی هم دارد. کیفیت تصویر و نور و صدا قابل قبول و در سطح کار‎های معمول غربی است.صحنه‎ها زیبا و فيلم خوش‎ساخت است. چون بعضی ملاحظات نامربوط ما را نداشته‎اند، شخصیت ‎پردازی و تغییر و تحول قهرمان فیلم تقریبا باور‎پذیر و طبیعی است. بازیگر نقش علی لیث بر اساس شناسنامه فیلم به بازیگر نقش مادرش محرم است، بنابراین در صحنه بیمارستان مادر به طور طبیعی پسرش را در آغوش می‎گیرد و می‎بوسد. &lt;BR&gt;همه خانواده‎های مسلمان در فیلم یکدست و یک‎جور نیستند. (خانم بی‎حجاب و مرد بی‎نماز در میان آن‎ها به چشم می‎خورد) در بخش‎هایی از داستان به‎طور بسیار زیبا و مفیدی لایف استایل زندگی دینی دیده می‎شود (از نمک خوردن قبل از غذا گرفته تا تلاوت قرآن و...) فیلم به طور پراکنده پیام‎های معنوی و مؤثر فراوانی دارد که نیاز امروز مخاطب است.&lt;BR&gt;نکات بسیار زیادی در مورد فیلم «313» می‎شود گفت، اما طبیعتا اینجا قرار نیست نقد فیلم بنویسیم یا داستان فیلم را شرح دهیم. قصد من تنها معرفی این کار به دوستانی بود که می‎توانند درباره آن بنویسند و آن را معرفی کنند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;فکر می‎کنم حتی خود فیلم هم با حذف چند صحنه مختصر که محل ایراد و اشکال اعتقادی خواهد بود، حتی قابل پخش از صدا و سیما باشد (شاید البته من معیار‎های عجیب و غریب صدا و سیما را فراموش کرده‎ام که در آن فیلم ماتریکس و نارنینا قابل پخش است و جومونگ قهرمان ملی‎اش می‎شود.اما بعضی از پیام‎های دینی و مذهبی غیرکلیشه‎ای و برخی چهره‎های مؤمن و متعهد صریح و صادق در آن غیر قابل پخش هستند). فیلم «313» کار خارق‎العاده و عجیب و غریبی نیست. یک تجربه است که ممکن است ایراد هم داشته باشد. یک گام است که با پیوستن گام‎های بعدی راهی نارفته را به مقصد می‎رساند.&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,0,205)&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;منبع: هفته نامه پنجره به نقل از &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=69828&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;اینجا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 00:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارزش فوق العاده رسانه موفق جمهوری اسلامی(پرس تی وی)از زبان غربیها</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=oneNewsTitle1 align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;فارين پالیسي ژورنال گزارش داد:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=oneNewsTitle align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;بررسی مقایسه‌ای میزان بودجه و اثرگذاری پرس‌تی‌وی و فرانس 24&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;شبكه پرس‌تي‌وي كه به‌طور 24 ساعته به زبان انگليسي پخش مي كند، توانسته است انحصار رسانه اي را از &lt;IMG height=243 alt=&quot;&quot; hspace=4 src=&quot;http://www.rajanews.com/Files_Upload/5395.jpg&quot; width=362 align=left vspace=4 border=1&gt;دستان غرب بيرون آورد.به گزارش رجانيوز به نقل از &lt;A href=&quot;http://www.foreignpolicyjournal.com/2009/10/21/why-i-appreciate-press-tv/&quot;&gt;مجله امريکايي&lt;S1&gt;&lt;/S1&gt; فارين پاليسي، &lt;/A&gt;شبكه &quot;فرانس 24&quot; را كه متعلق به كشور فرانسه است، مي توان در حد پرس‌تي‌وي دانست. بودجه اوليه فرانس 24 بيش از 100ميليون پوند بوده است و عموماً نيز خط و مشي دولت فرانسه را دنبال مي كند. با این وجود، در جستجوي گوگل در مورد اخبار مربوط به اين شبكه تنها 235 مطلب است، در مقايسه با پرس‌تي‌وي كه ميزان مطالب حاصل از جستجوي گوگل بيش از 11600 صفحه است. اين نتيجه بيش از دو برابر استاندارد جهاني است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;كساني كه خط سير برنامه هاي پرس‌تي‌وي ايراني را پيگيري مي كنند، واضح است كه توانسته است شبكه هاي معروفي چون راشا تودي، الجزيره انگليسي و حتي دويچه وله را پشت سر بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جايگاه پرس‌تي‌وي به‌عنوان رسانه اي كه در جستجوي عدالت است و به نوعي فرياد خفه‌شدگان را به گوش ديگران مي رساند، است. &lt;/FONT&gt;اگر چه ديدن برنامه هاي پرس‌تي‌ براي اكثريت ايرانياني كه داراي آنتن هاي معمولي هستند، قابل مشاهده نيست اما توانسته است در جهان ارج و اعتبار فرهنگ ايراني را به خوبي نشان دهد. امروز، پرس‌تي‌وي به عنوان يكي از منابع اصلي اخبار ايران و فرهنگ ايراني براي جهانيان تبدیل شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;شبكه پرس‌تي‌وي داراي برنامه هاي متنوع محتوايي، نمايشگاهي، سخنراني، ديدارهاي رسمي و فستيوال هايي است كه توسط ايرانيان در سراسر جهان رخ مي دهد و حتي برنامه هاي ايراني كه در زمينه علمي، هنري و سينمايي، ادبياتي توليد شده است را تحت پوشش قرار دهد. اين شبكه به خوبي توانسته است تمامي ابعاد زندگي و فرهنگ و تمدن ايرانيان را به خوبي در جهان به نمايش بگذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;از نظر سياسي، برنامه هاي پرس‌تي‌وي در سطح بالا و قابل قبولي است. در پايان روز، اين شبكه تمامي اتفاقات و اخباري را كه ديگر رسانه‎هاي جهان به آنها اهميتي نمي دهند و از آنها بنا به دلايلي غفلت مي‌کنند، براي بینندگان خود به نمايش مي گذارد ودر مورد آنها اطلاع رساني مي كند، حتي حوادث بعد از انتخابات ايران را به خوبي تحت پوشش قرار مي داد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;پرس‌تي‌وي به خوبي برنامه هولوكاست را پوشش و در مورد آن روشنگري مي كند و به‌خوبي شعار&quot;آزادي بيان&quot; غرب را زير سوال مي برد. تعداد زيادي در غرب وجود دارند كه هولوكاست را زير سوال برده اند و مي توان به اسامي زيراشاره كرد كه مدت هاي مديدي نيز به‌خاطر افشاگري در مورد هولوكاست در زندان به سر برده اند:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;STRONG&gt;Horst Mahler   ,  Fredrick Toben     , Gaston-Armand Amaudruz,&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt; Wolfgang Frohlich  , Herbert Verbeke     and     David Irving&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;يكي ديگر از نقاط قوت پرس‌تي‌وي در خلال جنگ 22 روزه اسرائيل درحمله به مردم غزه بود كه خبرنگاران شجاع اين شبكه توانستند افشاگري هاي خوبي در مورد جنايات اسرائيل به مردم دنيا انجام دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;بهترين عملكرد پرس‌تي‌وي را شايد در برملا ساختن سياست دوگانه اي باشد كه دولت هاي غربي پيش رو دارند. در رسانه هاي غربي به شدت اين نگاه مورد سانسور و بايكوت قرار دارد و در نشان دادن آن روي سكه و لايه هاي پنهان و زواياي ديگر اين نگاه هاي دو گانه در جهان ايفای نقش مي كنند و با افشاگري به‌ويژه در مورد خاورميانه، سياست هاي دوگانه غرب و ادعاهاي آن درمورد آزادي بيان را به چالش مي كشند.   برنامه هاي پرس‌تي‌وي روز به روز حرفه اي تر مي شود و به بي‌بي‌سي فارسي پهلو مي زند. &lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;متن انگلیسی این خبر را در ادامه بخوانید.  &lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?id=38583&quot; target=_blank&gt;منبع ترجمه فارسی&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 00:37:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف وزیر آمریکایی به ظلم شدید به مسلمانان در آمریکای مدعی آزادی!</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title style=&quot;MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px; TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#0033cc size=4&gt;وزیر آمریکایی: مسلمان بودن سخت است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&quot;اريك هولدر&quot; وزير دادگستري ايالات متحده آمريكا طي اظهاراتي اعلام كرد كه مسلمان بودن در اين كشور، كاري سخت و دشوار است. وي همچنين نسبت به حملات و اقدامات نژادپرستانه و طايفه گرايانه اي كه مسلمانان در آمريكا با آن مواجه هستند، هشدار داد. به گزارش شيعه آنلاين، &quot;اريك هولدر&quot; كه در حال سخنراني در سالروز جشن ساليانه تمدن آمريكا بود، در ادامه افزود: حملات تروريستي 11 سپتامبر، ضربه سنگين به تمام آمريكايي ها وارد كرد به طوريكه حتي مسلمانان آمريكا در غم آن با ما شريك شدند و ما را همراهي كردند و براي مردگان آن حادثه اندوه گين شدند.&lt;BR&gt;وي در ادامه افزود: البته مسلمانان آمريكا نيز مشكلات بسيار زيادي را تحمل كرده اند زيرا حملات عليه آنان نيز چندين برابر شد و علت آن اين است كه تروريست‌ها تنها با منطق حمله و كشتار بي‌گناهان پيش آمده اند. وزير دادگستري آمريكا همچنين به جديدترين بررسي‌هاي انجام شده توسط مؤسسه پژوهشي &quot;بيو&quot; اشاره كرد و گفت: حدودا از هر ده آمريكايي، شش نفر معتقدند است كه مسلمانان در آمريكا بيش از پيروان هر دين ديگري مورد ظلم و نژادپرستي قرار مي‌گيرند.&lt;BR&gt;&quot;اريك هولدر&quot; در ادامه گفت: علاوه بر اين آمار ناراحت كننده، از مسلمانان آمريكا شنيدم كه نسبت به چگونگي و نوع رابطه خود با دولت آمريكا نگرانند زيرا احساس مي‌كنند كه از سوي دولت به گوشه رانده شده اند و در عزلت قرار گرفته اند. مسلمانان معتقدند كه از حقوق شهروندي خود محرومند.&lt;BR&gt;وي همچنين افزود: من به خوبي درك مي‌كنم و مي‌دانم كه اقدامات و عمليات‌هاي تروريستي برخي افراد كه به نام اسلام انجام مي‌گيرد، باعث شده كه ديد ما به مسلمانان تغيير كنند و آنان را شهرونداني خارج و جدا از خود بدانيم،‌ اما به نظر من تمام شهروندان آمريكايي بايد يك زندگي شرافتمندانه و بسيار موفق داشته باشند تا بتوانند نسلي خوب براي آينده تحويل بدهند.&lt;BR&gt;شايان ذكر است بر اساس آمار و ارقام مؤسسات اسلامي آمريكا، از مجموع 300 ميليون جمعيت ايالات متحده، حدودا شش تا هفت ميليون نفر مسلمان هستند. اين در حاليست كه مؤسسه پژوهشي &quot;بيو&quot; در آخرين آمار خود كه چند ماه پيش اعلام شد، اعلام كرد كه تعداد مسلمانان آمريكا كمتر از يك درصد يعني كمتر از سه ميليون نفر است. &lt;A href=&quot;http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=69904&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;اینجا هم این خبر راببینید&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;***&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;سینما وصهیونیسم: از قول حجه الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی که هشت سال امام جمعه نیویورک بوده اند، شنیدم که امار واقعی مسلمانان در آمریکا بنا به اعلام برخی از دولتمردان دولت کلینتون سیزده میلیون نفر و بنا به آمار مسلمانان آمریکا تا بیست میلیون نفر می باشد و دولت های امریکا در آمار رسمی خود می ترسند که امار واقعی را اعلام کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 00:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>امیدکه هنرمندان حزب اللهی های ایران،تحولی ایجاد کنند!/برنامه استراتژيك سينماي ايران </title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;استقبال هنرمندان از «برنامه استراتژيك سينماي ايران»&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;دبير هيات اسلامي هنرمندان گفت: واكنش چهره هاي برجسته به برنامه استراتژيك سينماي ايران مثبت است. سيدعليرضا سجادپور درباره &lt;FONT color=#ff0000&gt;برنامه استراتژيك سينماي ايران&lt;/FONT&gt; و واكنش هايي كه به همراه داشته به مهر گفت: اين برنامه از سوي تعدادي از مقام هاي برجسته نظام در حال مطالعه است و يكي از آنها درباره اصول جدي پيشنهادي اين برنامه واكنش كاملاً مثبت نشان داده است. وي در ادامه افزود: مفاد ريز اين برنامه بعد اعلام خواهد شد و دليل آن هم اين است كه مي خواهيم در اين مدت با برخي چهره ها كه در زمان تنظيم استراتژي سينماي ايران با آنان صحبت نشده، مذاكره و از نظرات آنان اطلاع پيدا كنيم. دبير هيات اسلامي هنرمندان گفت: اين روزها تعدادي از سينماگران و مسئولان مشغول كار و مطالعه روي اين برنامه هستند تا با در نظر گرفتن اين اظهار نظرها و تنظيم نهايي، جزئيات برنامه استراتژيك سينماي ايران اعلام عمومي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;منبع:روزنامه ايران،شماره 4086 7/9/87،صفحه24(صفحه آخر) &lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1755071&quot;&gt;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1755071&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;**درباره تحلیل سینمای استراتژیک غرب و صهیونیسم این مطلب را بخوانید:  «&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://cinemazion.blogfa.com/post-113.aspx&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff&gt;ابداع مفهوم سینمای استراتژیک غرب برای تحلیل جامع تر از سینمای سلطه&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;»: (&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;تبیین سینمای استراتژیک غرب،برای حرکت به سمت برنامه ریزی استراتژیک سینمای اسلامی-ایرانی.) &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;سینمای استراتژیک، &lt;/FONT&gt;خلاصه گفتگوبا استاد حسن عباسی درنشریه داخلی هیات اسلامی هنرمندان،آیینه هنر:&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://cinemazion.blogfa.com/post-113.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;لینک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 15:05:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ابداع مفهوم سینمای استراتژیک غرب برای تحلیل جامع تر از سینمای سلطه</title>
<link>http://cinemazion.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;مجموعه جزوات گروه شهید سید مرتضی آوینی&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;مجموعه جزوات نقد وتحلیل سینمایی&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;تبیین سینمای استراتژیک غرب،برای حرکت به سمت برنامه ریزی استراتژیک سینمای اسلامی-ایرانی.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009933 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;سینمای استراتژیک&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009933 size=4&gt;خلاصه گفتگوبا استاد حسن عباسی درنشریه داخلی هیات اسلامی هنرمندان،آیینه هنر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حدود 60 سال پیش به دانش نظامی می گفتند فن ژنرالی. &lt;FONT color=#ff0000&gt;واژه استراتژی&lt;/FONT&gt; اصولا به مسائل نظامی گفته می شود ولی اخیرا در هنر و فرهنگ هم از این واژه استفاده می شود. استراتژی یک واژه یونانی است و امروزه به علم بقا تعبیر می شود. هر کشوری آن را تبیین کند در راه بقای کشورش قدم برداشته است. وقتی دو نفر با هم دشمنی می کنند. نفر اول لیستی از ضعف های نفر دوم تهیه می کند  و بعد تهدیدات را بر مبنای نقاط ضعف اعمال می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در داستانهای اساطیری یونان فردی به نام &lt;FONT color=#ff0000&gt;آشیل&lt;/FONT&gt; وجود دارد که نقطه ضعفش زرد پی بالای پاشنه اش بود که این زرد پی را هم اکنون آشیل می خوانند. جز این نقطه از هیچ نقطه از بدنش آسیب نبود و دشمنش پاریس از همین نقطه به او آسیب رساند. در شاهنامه ما هم آدمی هست به نام اسفندیار که در حین رویین تن شدن تمام بدنش را داخل آب رویین تنی کرد و برای نسوختن چشمش پلکش را بست و در نتیجه چشمش رویین تن نشد و از همین نقطه آسیب دید. رستم در مواجهه با اسفندیار تیر دو زبانه به چشم او پرتاب می کند چون نقطه ضعف دشمن را می دانست. یهودیان هم در اسطوره های خود فردی دارند به نام &lt;FONT color=#ff0000&gt;سامسون &lt;/FONT&gt;که قدرت مافوق اش در موهایش بود. وقتی با دلیله روبرو می شود و عاشق او می شود مشخص می شود که در صورت نداشتن مو سامسون هیچ قدرتی نخواهد داشت و پس بنا به درخواست عشقش که واقف به این قضیه بود موهایش را می تراشد  و از همین زاویه نیز آسیب می بیند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در فرهنگ وایکینگ ها و اسکاندیناوی فردی هست به نام &lt;FONT color=#ff0000&gt;زیگفرید&lt;/FONT&gt; که با برگی چسبیده به کمرش معروف است. وی در حین رویین تن شدن روی زمین مایع رویین تنی غلت خورد و در نقطه ای برگی به کمرش چسبیده و در نتیجه مایع به آن قسمت نمی رسد و همین نقطه می شود نقطه ضعفش و از همین ناحیه خنجر می خورد  . اینها همه داستانهایی اند که به صورت نمادین به ما نشان می دهد که هر فردی نقطه ضعفی دارد و در مقیاس بزرگتر کشورها هم دارای نقایصی هستند که رقبا و دشمنان از آنها استفاده بهینه می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نقطه مشترکی که در همه قهرمانان اسطوره ای بالا دیده می شود این است که حرص و طمع دارند. ضعف اساسی بشر از ابتدا طمع و حسد و کبر بوده است . هر کشوری که به این ضعف ها رسید و طغیان کرد شکست سهمگینی خواهد خورد . آمریکا نیز به استکبار رسیده و از همین نقطه ضعف شکست خواهد خورد. ما سه نوع تهدید داریم که دشمنان مستکبر بر سر ما و امثال ما پیاده می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1 – تهدید سخت: جنگ و تهدیدات نظامی را می گویند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;2 – تهدید نیمه سخت: سیاسی اقتصادی است و گماشتن حکومت دست نشانده و وارد کردن مواد مخدر و ... و ضعیف کردن کشور ها از داخل &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3-تهدید نرم:تصرف مغزهاوقلبهاست که به تسخیرمغزها خلاصه شده است:&lt;FONT size=1&gt;HEART’S &amp; MIND’S BATTLE FIELD&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راه تصرف قلب ایجاد عشق و نفرت است و راه تصرف مغز ایجاد شبهه و شک و یقین است که از دومی بیشتر استفاده می کنند. در سینمای استراتژیک تهدید نرم و راه تصرف مغز پیگیری می شود. قبل از سینما، ادبیات استراتژیک انگلستان این مقوله را دنبال می کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;داستان رابینسون کوروزوئه&lt;/FONT&gt; را تقریبا همه شنیده اید که از روی آن چندین فیلم هم ساخته شده است . داستان مردی است که در جزیره ای گیر می افتد و با آدم خواران آنجا رابطه برقرار می کند و بعد از آن از جزیره فرار می کند. ابتدا رابینسون را کافر می پندارند ولی به مرور این رابینسون است که آنها را تربیت می کند. این داستان زمانی نوشته شد که آفریقا و استرالیا و هندوستان و آمریکا دست انگلیس بود. محاسبه کنید این داستان چقدر در توجیه صاحبان اصلی سرزمین های اشغال شده مورد نیاز و مفید بوده است. &lt;FONT color=#ff0000&gt;معروفترین داستان استراتژیک سفرهای گالیور است.&lt;/FONT&gt; در این داستان هم دنیای اطراف یک سفید پوست لی لی پوتی و کوچک و کف دستی دیده می شود که نجات می یابند. در داستان اصلی صحنه ای هست که شاه لی لی پوت در حال سوختن است . گالیور وسیله ای برای خاموش کردن او نمی یابد پس بر روی شاه ادرار می کند. همسر شاه خطاب به گالیور می گوید که چرا این جسارت را کردی ؟ گالیور در جواب می گوید اگه این کار رو نمی کردم شاه می سوخت. پدر معنوی نئو کانسرواتیست ها یا نئو محافظه کاران لوی اشتراوس بود که ریشه این قشر را تربیت کرد. وی علاقه خاصی به داستان گالیور داشت. سال 1382 مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه زمان کلینتون در خطابی به جمهوری خواهان گفت:&quot;چرا شما به دنیا نگاه لی لی پوتی و گالیوری دارید؟&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;(&lt;FONT color=#ff0000&gt;قلعه حیوانات&lt;/FONT&gt; جرج اوروول هم جزو این نوع ادبیات است.) &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تارزان&lt;/FONT&gt; قصه ادگار باروز است در 1912 خلق شد . 22 مجموعه کتاب به 56 زبان در 15 میلیون کپی انتشار یافت. نگاه نژاد پرستانه و توجیه برتری سفید پوستان در یان داستان دیده می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;فیلم پوکوهانتس&lt;/FONT&gt; انیمیشنی است که دختر و پسر سرخپوستی را در شمال آمریکا نشان می دهد  که قرار است با هم ازدواج کنند . ولی وقتی انگلیسی ها به این سرزمین می آیند پسر موبلوند چشم آبی دل دختر را می برد. زن اصولا نماد سرزمین است (مام میهن و نماد عقیده. عقیده نیز مونث است ) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در اکثر فیلمهای استراتژیک در کنار یک مرد آمریکایی دختری غیر آمریکایی تسخیر می شود&lt;/FONT&gt; و با این کار گویی تسخیر سرزمین دختر را القا می کنند. سری فیلمهای جنگ عراق و ویتنام و ... همه نشان دهنده این مقوله هستند. &lt;FONT color=#ff0000&gt;رمبو &lt;/FONT&gt;یک دزد است. از جنگ ویتنام برگشته. او یک افسر نیروهای ویژه هوابرد است. انسانی ناراحت و ناراضی که جامعه آمریکا را به هم می زند. می خواهند آن سرکوب و ذلالت و تحقیر به وجود آمده را با دادن این قدرت و ابهت به سربازان جبران کنند که یک تنه ارتشی را حریف اند. در سری فیلمهای رمبو وی به ماموریت های مختلف فرستاده می شود تا غرور از دست رفته را بازگرداند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;در سری فیلمهای راکی&lt;/FONT&gt; هم رینگ بوکس محل رقابت های بین المللی بود که راکی از آمریکا همه را شکست می دهد و در راکی 3 هم که دولف لانگرن از روسیه رقیبش بود . راکی تمرین کرده در طبیعت با دولف لانگرن دوپینگ کرده و تمرین کرده با تکنولوژی در گیر می شود و راکی پیروز می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مجموعه های دیگر سری فیل&lt;FONT color=#ff0000&gt;مهای دلتا فورس&lt;/FONT&gt; با بازی چاک نوریس بودند. نیروی دلتا فورس همان نیرویی است که در طبس زمین گیر شدند. چارلی بکویت فرمانده این عملیات بود. تا زمان مرگش غم شکست عجیب  این ماموریت رهایش نمی کرد. این فیلمها برای برقراری اعتبار دلتا فورس ساخته می شدند. چاک نوریس هم خودش افسر سابق نیروی هوایی امریکا بود. در جنگ با کره 1953 شرکت داشت. در این سرزمین ورزش تانگ سودو را از پیرمردی کره ای یاد گرفت و در آمریکا آن را بسط داد. وی زمان جمهوری خواهان و رونالد ریگان هنرپیشه بود. در این فیلمها نیز آمریکا هر وقت با کشوری مشکل داشت به آن می پرداخت و نیروهای شر فیلمش را تامین می کرد. در شماره 2 این سری فیلمها با باند موادمخدر پانامایی روبرو می شوند . آن سالها با پاناما مشکل داشتند و با این فیلم چهرهای کریه از پاناما نشان دادند تا گیر دادن به این کشور را توجیه کنند . چند ماه بعد پاناما واقعا اشغال شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;کارتون هایی مثل خانواده دکتر ارنست و مهاجران&lt;/FONT&gt; و .. که در راستای مهاجرت انگلیسی ها به استرالیا ساخته شد در جهت نشان دادن چهره مهربانی از مهاجرین متمدن بودند . اینکه ساکنان اولیه استرالیا رئوف بودند و با صلح و آرامش در آنجا سکونت کرده اند. در حالی که در تاریخ ثبت است که پوست قوم تاسمانی را کندند و بعد استرالیا اشغال شد. ( از قدیم گفته اند تاریخ را قوم غالب می نویسند.) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته سینمای استراتژیک تا حدودی می تواند پیشتاز باشد. بعدها به علت وجود نقطه ضعف های فراوان در پشتوانه ایدئولوژی اش به ضد خود تبدیل می شود. مثلا همین&lt;FONT color=#ff0000&gt; رمبوها&lt;/FONT&gt; زمانی دنیا را تسخیر کرد و ارتش و سرباز آمریکایی را به عرش برد ولی وقتی دنیا می بیند که همین ارتش پیشرفته تر از پس یک شیره ای لاغر مردنی به نام بن لادن بر نمی آید تمام دودمان آنها به باد می رود. در نتیجه موج نفرت روز به روز نسبت به سیاست های خصمانه آمریکا را فرا می گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آمریکا از سیستم گوبلز استفاده می کند. ژنرال گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر بود. یک استراتژی داشت. او می گفت:&quot;دروغ بزرگ بگویید. دروغ هرچه بزرگتر باشد باور پذیر تر است.&quot; البته این محل تامل است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آمریکا، چهار چیز را دنبال می کند: ۱-دموکراسی۲- تحقق لیبرالیزم (که در ایران اشتباها آزادی تلفظ می شود) ۳-هیومن رایتز(که در ایران به غلط حقوق بشر ترجمه می شود) ۴-جامعه مدنی. &lt;FONT color=#ff0000&gt;سینمای استراتژیک تحقق این چهارعنصر را دنبال می کندو کار دیگر و مهمتر ترویج سبک زندگی آمریکایی است. AMERICAN LIFE STYLE   &lt;/FONT&gt;آمریکا این چند راه را دنبال می کند ولی می بینید که با قطر و عربستان و بحرین و کویت و امارات و اردن و مصر  و مغرب و مراکش و تونس که همگی دیکتاتورند دوست تر است. پس آمریکا دروغ می گوید. اگر آمریکا خواهان استقلال و آزادی کشور هاست باید سریع با اینان قطع رابطه کند . چرا نمی کند و دخالت می کند  ؟ آمریکا کاری ندارد که در این کشورها زن حق رای دارد یا نه. حقوق بشر رعایت می شود یا نه . ولی در ایران همکلام دختری است که خواهان رفتن به استادیوم است و از موضع فلان دانشجو که حرفی زده و خود نیز نمی داند چه گفته حمایت می کند  . اگر آمریکا به مردم عراق می گفت قصد داریم به کشورتان حمله کنیم و صدام را برداریم ولی از هر 27 نفرتان 1 نفر را خواهیم کشت آیا مردم عراق قبول می کردند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در زمینه مواد مخدر منابع را به سه دسته تقسیم کرده اند: تامین مواد مخدر برای دو میلیارد نفر از کلمبیا. دو میلیارد نفر از افغانستان و دو میلیارد نفر از لائوس و کامبوج. این سه منبع را برای سست کردن اراده جوانان نباید از دست دهند پس زیر زمینی با آنها هماهنگ هستند. این برنامه در پی منازعات کم شدت تعریف می شود که برایش برنامه ریزی های کلان کرده اند. هدف مدیریت بر مردمان جاهل و ضعیف است و بس. در حوزه سبک زندگی آمریکایی 22برابر تولیدات سالیانه هالیوود &lt;FONT color=#ff0000&gt;فیلم پورنو (سکسی شدید)&lt;/FONT&gt;  است. اف بی ای حامی این آثار است و معاونت اجتماعی این نهاد همه این آثار را می بیند و تایید می کند. آرم رعایت کپی رایت را می زنند و با رقبای غیر خود هم می جنگند. با این وجود خود را نجات دهنده بشر معرفی می کنند و از اخلاق گرایی دم می زنند. تبلیغ می کنند که آمریکا کشور فرصت هاست و بی قید و آزاد است و نوع زندگی متعالی در آن جریان دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;از این سو مردم دنیا را از اسلام رهایی بخش انسانها می ترسانند و واژه ISLAM FOBIA (اسلام هراسی) را تولید می کنند ولی وقتی به یهود می رسند از واژه ANTI SEMITISM ضد یهود گرایی صحبت می کنند. اسلام می شود ظالم و یهود می شود مظلوم.&lt;/FONT&gt; فیلم های مروج &lt;FONT color=#ff0000&gt;هولوکاست و مظلومیت نمایی یهودیان وصهیونیست ها&lt;/FONT&gt; در همین راستا ساخته می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آمریکا را با همه ندانم کاری هایش مدینه فاضله معرفی کردند و لیبرالیزم را آخر دنیا و معنویت و همه چی جار زدند. می گویند همه به سوی لیبرالیزم باز می گردند و هرجاباشید به آن خواهید رسید. طبق نظریه مارکس که می گفت دین افیون توده هاست اعتقاد دارند که دین اراده را از جامعه می گیرد. اتوپیا را منتفی کرده اند و همه را به لیبرالیزم محدود کرده اند. می گویند حقیقتی وجود ندارد. تلاش نکنید که به آن برسید. اگر هم برسید مطلق گرا و انحصار گرا خواهید شد. پس می شوید فاشیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در &lt;FONT color=#ff0000&gt;فریاد مورچگان مخملباف&lt;/FONT&gt; چنین دیالوگی آمده است که می گوید: من با هرکس که به حقیقت رسیده مشکل دارم. چون کسی که به حقیقت می رسد فاشیست می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جامعه آرمانی را به راحتی با جامعه هیتلری که برگرفته از افکار هگل و نیچه بود مقایسه می کنند. در حالی که نمی بینند این آمریکاست که خودش انحصار گر و فاشیست و متوهم شده است. به این دلیل آمریکا پیشروی ندارد و درجا می زند و به پوچی رسیده است. دائما هم اسلام و ایران را مزاحم معرفی می کنند و به بن بست رسدن خود را این چنین توجیه می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انسان ابتدا خدا گرا بود (تئوئیسم) و بعد انسان گرا شد (اومانیسم) ولی چون مصداق انسان گرایی 6 میلیارد انسان بود و باید به این 6 میلیارد انسان احترام گذاشته می شد این مرحله را نیز گذر کردند و به خود گرایی ( اگوییسم ) رسیدند و حالا از این مرحله نیز گذر کرده و به شیطان گرایی (سیطانیسم) و استکبار رسیده اند. همین شیطان گرایی را لعاب دینی می دهند و می شود کابالیسم یا عرفان یهودی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تمام&lt;FONT color=#ff0000&gt; موعود گرایی&lt;/FONT&gt; شان این است که بگویند دنبال هیچ منجی نباشید. نابودی و پوچی که در فیلمها از ان دم می زنند  نتیجه احساس نابودی و پوچی خودشان است که به آخرالزمان نسبت می دهند. خودشان به آخر الزمان حکمرانی خود رسیده اند و در حال گرفتن ختم آن هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;***تلخیص از دوست بزرگوارم حمید در وبلاگ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sinama-hl.blogfa.com/post-42.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;سینمای ایران و جهان با حمید خان &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;با عنوان: &lt;U&gt;&lt;FONT color=#800080&gt;مقدمه ای بر سینمای استراتژیک(منجی سلطه گر 1+12)&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;***پیشنهادمی کنم متن کامل رادر ۲۷صفحه بخوانید: فایل پی.دی.اف را از این آدرس میتوان ذخیره کرد:&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://andishkadeh.ir/documents/download.aspx?id=2083&amp;fn=sc.pdf&quot;&gt;&lt;FONT color=#266dce&gt;http://andishkadeh.ir/documents/download.aspx?id=2083&amp;fn=sc.pdf&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; و  &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.andishkadeh.ir/news/content/?n=17&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.andishkadeh.ir/news/content/?n=17&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;***درباره سینمای استراتژیک، سایت راسخون نیز مقالات متعددی را گردآوری کرده است که در این آدرس ها ببینید:&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-1.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-1.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-2.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-2.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  و &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-3.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-3.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  و &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-4.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-4.aspx&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 14:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemazion&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>cinemazion</dc:creator>
<guid>http://cinemazion.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
